صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

یکشنبه ۲ میزان ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

موانع و چالش های اجرای پروژه های اقتصادی منطقوی

-

دومين نشست طرح انتقال برق موسوم به « کاسا يک هزار» روز پنجشنبه 15 سرطان با شرکت نمايندگان عالي رتبه تاجکستان، افغانستان، قيرغيزستان و پاکستان در تاجکستان برگزار شد.
اين پروژه در مجموع به نفع کشورهاي عضو بوده و سبب توسعه تجارت منطقوي بخصوص ميان آسياي ميانه و کشورهاي جنوب آسيا مي گردد. اما به نظر مي رسد که در حال حاضر علاقه مندي براي اجرايي شدن اين طرح ميان کشورهاي عضو يکسان نيست.
تاجکستان و قيرقيزستان به عنوان منابع صادر کننده انرژي مي توانند سالانه ميليون ها دالر از بابت فروش آن نفع ببرند، اين دو کشور در حال حاضر با اقتصاد رو به رشد مواجه مي باشد، صادرات انرژي مي تواند روند توسعه در آن کشورها را سرعت بخشيده و رشد اقتصادي شان را از ثبات و پايداري بيشتري برخوردار سازد. از اينرو اين دو کشور به ميزان نفعي که از اين پروژه مي برند، از اجراي سريعتر پروژه کاسا 1000 حمايت و پشتيباني مي کنند.
اجراي پروژه کاسا 1000 براي افغانستان نيز از لحاظ سياسي، اقتصادي و امنيتي حايز اهميت مي باشد. چند دليل عمده مي تواند ميزان علاقه مندي افغانستان را به اجراي اين پروژه توجيه کند:
1- عملي شدن اين پروژه مزاياي اقتصادي زيادي براي افغانستان دارد. افغانستان از اين پروژه 300 ميگاوات برق را نصيب مي شود که براي رفع نيازمندي هاي مردم مفيد و سودمند مي باشد.  
2- اين پروژه منبع درآمد خوبي را براي افغانستان به وجود مي آورد و فرصت هاي شغلي و تجاري را براي شهروندان کشور فراهم مي سازد.
3- افغانستان تلاش مي کند تا در سال هاي آينده کسر بيلانس واردات و صادراتش را کاهش دهد و اين امر نياز دارد تا سرمايه گذاري در کشور گسترش پيدا کند و توليدات داخلي افزايش يابد. افزايش توليدات داخلي بدون تأمين دايمي برق ممکن نيست. پس برق تاجکستان و قيرقيزستان مي تواند سبب افزايش توليد داخلي و در نتيجه ايجاد فرصت هاي بيشتر کاري و فراهم سازي زمينه هاي سرمايه گذاري در کشور گردد.
4- اجراي پروژه هاي اقتصادي کلان منطقوي علاوه بر منافع اقتصادي، براي امنيت، حفظ ثبات و کاهش فقر، بيکاري و مشکلات اجتماعي نيز مؤثر و سودمند مي باشد.
5- اين پروژه سطح اطمينان کشورهاي منطقه را براي امنيت سرمايه گذاري در کشور بالا مي برد و بستر اجراي پروژه هاي بزرگ منطقوي ديگر مانند: توتاپ، تاپي، تأسيس خطوط راه آهن، احياي راههاي تجاري لاجورد و ابريشم و...
را آماده مي سازد. اجراي اين پروژه سطح اعتماد و اطمينان مردم را به توانايي هاي حکومت بالا مي برد و اميدواري نسبت به آينده را افزايش مي دهد.
مجموع اين مزايا حکومت افغانستان را وا داشته است که تا بيشتر از گذشته در راستاي توسعه همکاري هاي اقتصادي منطقوي تلاش کند. اين موضوع از زمان روي کار آمدن حکومت وحدت ملي که انکشاف اقتصادي را در اولويت سياست هاي داخلي و منطقوي خود قرار داده است، بهتر قابل درک مي باشد.
پاکستان نيز براي توسعه صنايع نظامي و توليدي خود به شدت به انرژي ضرورت دارد. کمبود انرژي سالانه ميليون ها دالر به اين کشور ضرر وارد مي کند؛ پس همانطوري که تاجکستان، قيرغيزستان و افغانستان از مزاياي صادرات و ترانزيت انرژي سود مي برند، پاکستان از واردات انرژي براي رشد صنايع داخلي اش نفع مي برد؛ اما عليرغم اين ضرورت، اين کشور به دو دليل عمده به اين پروژه تمايل چنداني نشان نمي دهد:
6- اين پروژه براي افغانستان منافع چند جانبه دارد، تا زماني که پاکستان با افغانستان روي سياست هاي راهبردي شان به توافق نرسند و اختلافات سياسي شان را به صورت اساسي حل و فصل نکنند، اين کشور از اجراي پروژه هايي که به ثبات و امنيت افغانستان کمک کند، حمايت نخواهد کرد.
7- پاکستان بايد مطمئن شود که کشورهاي عضو، روي شراکت کشور هند در اين پروژه تلاش نمي کنند. روابط پاکستان با هند فوق العاده تنش آلود است و سطح همکاري ها ميان دو کشور در سال هاي اخير کاهش پيدا کرده است. از طرف ديگر پاکستان نسبت به توسعه و تحکيم روابط ميان افغانستان و هند حساس مي باشد و به اين دليل هر حرکتي که همکاري هاي سياسي و اقتصادي ميان اين دو کشور را به دنبال داشته باشد، از ديد پاکستان قابل حمايت نيست.
بنابراين اجراي اين پروژه در کوتاه مدت چندان عملي به نظر نمي رسد و پاکستان در شرايط فعلي آمادگي لازم را براي اجراي پروژه کاسا يک هزار ندارد.

دیدگاه شما