صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۴ میزان ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

اختلال امنیت روانی جامعه، آخرین هدف تروریسم

-

واقعيت اين است که هدف از تکثير گروه هاي تروريستي و صادر کردن آن ها به افغانستان به منظور بحراني کردن وضعيت امنيتي و تداوم بي ثباتي در کشور بوده است. کساني که تروريست ها را توليد، تکثير، تمويل و تجهيز مي کنند، به دنبال سلب آرامش و امنيت جامعه هستند.
دراين روزها با اوج گيري حملات انتحاري و درز کردن گزارش هاي امنيتي و پخش شايعات مبني بر وجود گروه هاي تروريستي در سطح شهر کابل، اضطراب و دلهره را مي شود به وضوح در سيماي يکايک شهروندان کابل مشاهده کرد. حتي بعد از حادثه تروريستي چهارراهي زنبق اکنون هر موتر حامل تانکر آب فاضلاب براي مردم کابل يادآور يک کابوس وحشتناک است. هر خانواده تا زماني که يکي از اعضاي آن از سر کار، مکتب، دانشگاه و بازار به خانه برنگشته است، دچار نگراني و هراس هستند. زيرا هيچ تضميني وجود ندارد که آن عضو بيرون از خانه شب به خانه برگردد.
بنابراين جامعه ما امروز همان طوري که دچار بحران امنيت جاني و مالي است، دچار بحران امنيت رواني نيز هست. اختلال امنيت رواني يک جامعه از آخرين اهداف تروريسم است که دست يابي به آن مي تواند آن ها را در رسيدن به اهدف اوليه شان کمک کند.
منابع اختلال امنيت رواني جامعه بسيار اند و با انگيزه هاي مختلف صورت مي گيرند. اما تروريسم و هراس از آن جدي ترين منبعي است که متاسفانه امروز در برابر مردم افغانستان قرار گرفته است. فقر، بيکاري، اعتياد، آسيب هاي اجتماعي و ... به اندازه کافي امنيت رواني جامعه ما را تهديد مي کنند. اما تهديد تروريسم  رواني از همه آن ها جدي تر است و جامعه در برابر آن، آسيب پذيرتر. تروريست ها تا ديروز تنها دست به انتحار و قتل عام مردم مي زدند. اما اکنون آگاهانه روح و روان مردم را نشانه گرفته اند و علاوه بر تشديد حملات انتحاري دست به نفرت پراکني قومي و مذهبي نيز مي زنند و از مسجد تا مراکز نظامي را هدف قرار داده اند. تروريست ها همزمان با حملات انتحاري در تمام مناطق شهري و روستايي دست به تبليغات گسترده عليه کتله هاي قومي و مذهبي نيز مي زنند، تا از اين طريق آسايش اندکي را که پيش از اين وجود داشت از بين ببرند. تا کنون به نحوي افکار عمومي از تروريست ها نفرت داشت و مردم باور به شکست نهايي آن ها داشتند و به همين خاطر با انگيزه هاي قوي در برابر آن ها مي ايستادند. اما اکنون وضعيت به گونه اي است که دلهره و هراس مجال هرگونه فکر و عمل جمعي را از مردم گرفته است. اکنون بيش از آن که جان مردم در معرض خطر باشد، روح و روان آن ها در معرض خطر قرار گرفته و زمينه هرگونه آسايش ذهني و فکري را از مردم گرفته است.
براي مقابله با چنين وضعيتي اولين منبع تصميم گيرنده و پاسخگو بدون شک حکومت است. حکومت بايد بتواند با يک تصميم جمعي و منسجم در سطح رهبري آن، مردم را متوجه دشمن بيروني کرده و از مجادلات بيهوده دروني جلوگيري کند. واقعيت اين است که امروز بيش از هر زمان ديگر زعامت سياسي کشور نياز به يگانگي و همبستگي و يک پارچگي دارد. اگر ما نتوانيم امروز از ظرفيت هاي موجود استفاده کرده و در مقابل دشمن به طور متحد بايستيم، فردا بسيار دير خواهد بود. فاکتورهاي بسياري در اختيار دولت افغانستان هستند که بايد از آن ها عليه دشمن استفاده کند. مهم ترين عامل وحدت بخش، وجود دشمن مشترک و خارجي است. درست است که بسياري از عوامل حوادث تروريستي داراي مليت افغانستاني هستند، ولي بايد همگي قبول کنيم که آنان آلت دست بيگانه قرار گرفته و در حال نابودي کشور و مردم افغانستان هستند.
دومين عامل مهم که در جهت ايستادگي و فايق آمدن بر بحران هاي امنيتي و بحران امنيت رواني موثر است، بيداري و آگاهي جمعي است. تا زماني که يکي طالبان را برادر بخواند و ديگري او را برادر طالب، وضعيت ما وخيم تر و بدتر از اين نيز خواهد شد. صداهاي متفاوت در برابر دشمن مشترک و نداهاي نفاق آلود از درون، همان چيزي است که دشمن به خوبي شناخته و بر آن مي دمد.
تروريسم به دنبال ايجاد ترس و هراس است و اين ترس و هراس را توانسته است تا عمق جان يکايک ما بکارد. اما ما نيز به جان خويش رحم نمي کنيم و از هر طرف با شايعه سازي، نفرت پراکني و نفاق افکني بر آتشي مي دميم که دشمن روشن کرده است. تا زماني همگي دست در دست هم داده و با يک صدا در مقابل تروريسم ايستادگي نکنيم، وضعيت ما به نخواهد نشد و امنيت جاني و رواني ما هر روزه تنزل خواهد کرد.

دیدگاه شما