صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۲ سنبله ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

افغانستان و سیاست پارادوکسیکال امنیتی

-

در حالي که مردم افغانستان انتظار دارند که با گذشت بيش از يک و نيم دهه از حضور جامعه جهاني و نيروهاي بين المللي در افغانستان، اوضاع امنيتي، سياسي و اقتصادي رو به بهبودي بگذارد، اما واقعيت هاي سياسي و امنيتي و اظهار نظرهاي کارشناسان و مسؤلان نظامي کشورهاي مختلف همه ساله از بدتر شدن اوضاع افغانستان حکايت دارد. اکنون پرسش مهم براي شهروندان افغانستان اين است که مردم افغانستان تا به کي بايد قرباني رقابت هاي منفي کشورها بوده و با نام ها و عناوين گوناگون جنگ هاي خانمانسوز و ويرانگر نيابتي در افغانستان را تجربه کنند؟
جامعه جهاني با داعيه مبارزه باتروريسم و نابودي گروه هاي هراس افگن وارد افغانستان شد و بيش از صد هزار نيروي نظامي را به افغانستان فرستاد؛ اما اين جنگ به طولاني ترين و پرهزينه ترين جنگ براي آنها، پس از جنگ جهاني دوم بدل شد. به همين دليل کشورهاي عضو ايتلاف بين المللي کم کم از ادامه جنگ احساس خستگي کردند و آهنگ خروج زود هنگام از افغانستان را سر دادند. اين در حالي بود که جنگ به شدت در مناطق و ولسوالي هاي افغانستان جريان داشت و گروه هاي تروريستي همه روزه امنيت شهروندان را درمناطق مختلف با خطر مواجه مي کردند.
هم اکنون نزديک به دوازده هزار نيروي خارجي در قالب ايتلاف بين المللي مبارزه با تروريسم در افغانستان حضور دارند و نقش اين نيروها نيز در آموزش و مشاوره نيروهاي داخلي محدود گرديده است. درحالي که سهم نيروهاي خارجي در جنگ هاي اخير بسيار تقليل يافته است؛ اما گروه هاي تروريستي به شمول طالبان، که با آن گروه ها رابطه نزديک و گسست ناپذير دارند، نسبت به چند سال قبل، فعال تر گرديده و مناطق بيشتري را در معرض تهديد قرار داده است.
علاوه بر آن سياست هاي بين المللي و منطقه اي نيز نسبت به گذشته پيچيده تر گرديده و تعارض منافع بخصوص در خاورميانه و آسياي مرکزي شديدتر و آشکارتر شده است. از آنجايي که افغانستان در چهار راه استراتژيک کشورهاي آسيايي قرار گرفته، به عنوان يک گلوگاه مهم سياسي و اقتصادي همواره مورد توجه کشورهاي رقيب در منطقه و جهان بوده است.
ديد منفعت محور کشورها در واقع تعيين کننده رويکردهاي استراتژيک آنها در ارتباط با افغانستان مي باشد. اين که برخي کشورها منافع خود را در امنيت افغانستان جستجو مي کند و برخي ديگر نا امني و دوام جنگ را در راستاي منافع ملي شان تلقي مي کنند، ناشي از همان ديد منفعت محوري است که هر کشور به صورت مستقل و مجزا مي خواهد، از دستاوردهاي اين منطقه به نفع سياست هاي ملي شان استفاده کند.
اين دوپديده مهم بر وضعيت امنيتي کشور تأثير گذاشته و سازوکار امنيتي در افغانستان را باچالش مواجه کرده است. جنگ افغانستان بدون حمايت هاي بيروني قابليت دوام ندارد و هراس افگنان نيز بدون حمايت کشورهاي خارجي نمي توانند در برابر نيروهاي امنيتي به جنگ و مقابله پرداخته و بخش هاي از کشور را در اختيار بگيرند. نقل و انتقالات مشکوک نيروها از جنوب به شمال به بهانه هاي گوناگون و پايين شدن هليکوپترهاي ناشناس در مناطق تحت تصرف طالبان و وجود دهها پايگاه آموزشي در نزديک مرزهاي کشور، نشانه اين است که در افغانستان يک جنگ نيابتي جريان دارد که صحنه گردانان آن در بيرون از مرزهاي افغانستان قرار دارند.
از اينرو راه حل اين جنگ را نيز نبايد در درون مردم و جغرا فياي افغانستان جستجو کرد. جدا از اشکالات ساختاري و قانوني شوراي عالي صلح، يکي از دلايل ناکامي اين شورا به همين پديده ارتباط مي گيرد. يعني در حالي که ريشه جنگ و نا امني به عوامل قدرتمند خارجي مربوط مي شود، ما آن را در داخل افغانستان و در ميان اعضا و فرماندهان طالبان جستجو مي کنيم. وقتي بپذيريم که طالبان خودش يک پروژه است به تبع سياست ها و کارکردهاي سياسي و امنيتي اين گروه را نيز شامل مي شود؛ پس تا زماني که يک توافق و اجماع و يا همگرايي نسبي منطقه اي و بين المللي در راستاي امنيت افغانستان شکل نگيرد، افغانستان به امنيت و ثبات واقعي دست نخواهد يافت. ما نمي توانيم با سازوکارهاي داخلي يک معضل بين المللي را حل و فصل نماييم.

دیدگاه شما