صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۳ اسد ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

جامعه جهانی و لزوم بازنگری در استراتیژی حضور

-

بيش از سه دهه است که افغانستان دچار بحران هاي سياسي، امنيتي و اجتماعي است. در اين که چه عواملي باعث ايجاد و تداوم بحران در افغانستان شده است، حرف و حديث هاي بسياري وجود دارد. بحران افغانستان خود تبديل به بخشي از تاريخ شده است و اکنون بايد در باره يک تاريخ نوشت؛ اما به نظر مي رسد يکي از مهم ترين عوامل تداوم بحران در کشور ما به خصوص در دو دهه اخير، گسست هاي پي در پي در حضور و غياب جامعه بين المللي و کشورهاي تاثير در معادلات افغانستان بوده است. افغانستان در طي سال هاي اخير گاهي به فراموشي سپرده شده است و گاهي در محراق توجه قرار گرفته است. اين آمد و شد باعث گرديده است که گروه هاي افراطي و تروريسم بين المللي در هر مرحله چهره عوض کنند و هر بار از غيبت مدعيان مبارزه با تروريسم و افراط گرايي به خوبي استفاده کنند. به صورت مشخص ايالات متحده آمريکا در زمان تهاجم شوروي سابق به افغانستان به صورت جدي مداخله کرد و حمايت هاي بي دريغ از مجاهدين را آغاز کرد. اما زماني که شوروي از افغانستان خارج شد، باز هم افغانستان به فراموشي سپرده شد. اين فراموشي باعث گرديد که گروه هاي افراطي با حمايت دولت پاکستان دست به تاسيس القاعده و طالبان بزنند. بدون ترديد جايي بهتر از افغانستان براي آن ها وجود نداشت. طالبان و القاعده سرآغاز يک بحران عميق ديگر گرديد که تا کنون ادامه دارد.
بار دوم که جامعه جهاني افغانستان را به فراموشي سپرد در سال هاي اخير و پس از شکست طالبان و به وجود آمدن يک نظام مبتني بر آراي مردم در افغانستان بود. جامعه جهاني به خصوص ايالات متحده در سال هاي اخير به يک باره از حضور نيروهاي خود در افغانستان به شدت کاست و ميزان حضور خود را به چندين برابر کاهش داد. اين عدم حضور به قدري بود که حتي گمانه زني ها در مورد سقوط  نظامي سياسي در سال 2014 به شدت افزايش يافت.
تروريست ها به طور مشخص طالبان و گروه حقاني و اينک داعش از خلاء به وجود آمده استفاده کردند و به تقويت نيروهاي خويش پرداختند. بدين ترتيب يک بار ديگر فراموشي افغانستان سبب تداوم و عميق ترشدن بحران شد. اگرچه اراده عمومي مبني بر مقابله جدي با گروه هاي تروريستي و تجربه تلخ مردم از حاکميت سياه طالبان و هم چنين اراده قوي که در رهبري حکومت به خصوص بعد از سال 2014 به وجود آمد، نگذاشت که افغانستان در کام تروريسم سقوط کند. ولي دولت و مردم افغانستان در طي يکي دو سال اخير تاوان بزرگي نيز پرداختند. هزاران نفر از نيروهاي امنيتي و نيز هزاران نفر از مردم بي گناه قرباني حملات کور انتحاري و تروريستي شدند و سرمايه هاي بسياري از کشور خارج گرديد. هم چنين روند بازسازي بنيادهاي اقتصادي کشور و بسياري از پروژه هاي انکشافي با تاخير مواجه شد.
اکنون پس از يک دوره فترت در حضور جامعه جهاني، بار ديگر توجهات به افغانستان جلب شده است. تصميم ناتو در مورد افزايش نيرو و نيز جدي تر شدن ايالات متحده در مبارزه با تروريسم و هم چنين افزايش تلفات نيروهاي امنيتي افغانستان بر اساس گزارش سيگار، حاکي از ضرورت تغيير در استراتيژي حضور است. از سوي ديگر مطالبات مردم در راستاي مبارزه جدي با تروريسم و نيز تغيير سياست هاي حکومت، زمينه هاي حضور بيشتر نيروهاي خارجي را فراهم کرده است. اگرچه زيرساخت هاي نظام سياسي افغانستان به اندازه کافي مستحکم است و نهادهاي امنيتي نيز توان مقابله با تروريسم را دارند. ولي واقعيت اين است که معادلات بين المللي و نيز تصميم تروريست ها و حاميان آن ها مبني بر وخيم کردن اوضاع افغانستان، ايجاب مي کند که دولت افغانستان و شرکاي بين المللي آن علاوه بر تصاميم جدي تر در مبارزه با تروريسم، در استراتيژي حضور نيروهاي بين المللي در جهت حمايت از نيروهاي امنيتي افغانستان، بازنگري کنند. از سرگيري حملات هوايي عليه تروريست ها و هم چنين همکاري هاي متقابل نيروهاي امنيتي افغانستان و نيروهاي حمايت قاطع در طي ماه هاي اخير دستاوردهاي خوبي در پي داشته است. اين تغيير رويکرد آغازي براي تغيير استراتيژي مبارزه مشترک با تروريسم است و بايد ادامه يابد.

دیدگاه شما