صاحب امتیاز: داکتر حسین یاسا

مدیر مسوول: محمد رضا هویدا

پنجشنبه ۵ حوت ۱۳۹۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

پشت سناریوی حملات انتحاری کابل

-

کابل بازهم هدف حمله خونين انتحاري قرار گرفت. دو انفجار پي هم در نزديکي ساختمان پارلمان به وقوع پيوست. اين بار تروريستان کارمندان شوراي ملي و رياست 5 اداره امنيت ملي را هدف قرار داده اند. در اثر اين حمله بيش از 22 نفر کشته و حدود 70 تن زخمي شده است.
با آن که در فصل زمستان معمولا جنگ ها کاهش مي يابد و آمار کشته ها و زخمي ها تنزل پيدا مي کند، اما بدين معنا نيست که تروريستان به کلي دست از فعاليت بکشند و به استراحت مطلق بپردازند. در سال هاي قبل نيز مردم افغانستان به خصوص شهريان کابل از حملات انتحاري دشمن در فصل زمستان در امان نبوده اند. در زمستان سال گذشته حد اقل دو حمله انتحاري در کابل رخ داد، يکي در سرک دارالامان کارمندان تلويزيوي طلوع را هدف قرار داد و ديگري مقابل ساختمان وزارت دفاع که تعدادي از نيروهاي اردو و شهريان عادي را به خاک و خون کشاند.
متأسفانه امسال نيز دشمنان مردم افغانستان با انجام حملات انتحاري جان تعدادي از مردم عادي را گرفت و دهها خانواده را در مرگ عزيزان شان سوگوار کرد.
گروه هاي هراس افگن با اعمال ننگين و ضد انساني شان بار بار به اثبات رسانده اند که هيچ ارزشي براي جان مردم افغانستان قايل نيستند و حاضراند بخاطر دسترسي به منافع شان افراد ملکي را به قتل برسانند.
پديده هاي ضد انساني گروگان گيري، تيراندازي، حملات انتحاري و کارگزاري ماين هاي کنار جاده اي که سالانه هزاران نفر را کشته و مجروح مي سازند، از تاکتيک هاي جنگي و هميشگي اين گروه ها به شمار مي آيد. از اينرو چنين حملاتي غير مترقبه و دور از انتظار نبوده و مردم هر لحظه احتمال مي دهند که ممکن است يکي از قربانيان چنين حملات با شند.
اما سؤال اساسي که هيچگاه به صورت درست و منطقي به آن پاسخ داده نشده اين است که چرا سازمان هاي امنيتي قادر نيستند از وقوع حملات انتحاري، آنهم در حساس ترين مناطق شهر و دراطراف مراکز مهم دولتي جلوگيري نمايند؟ سال هاست که اين پرسش تکرار مي شود، اما تا هنوز مسؤلان امنيتي پاسخ قناعت بخش براي آن نداده اند.
در گذشته تعدادي از شخصيت هاي سياسي از همکاري مقامات دولتي با طالبان و سايرگروه هاي هراس افگن خبر داده بودند، اما امسال مسؤلان امنيتي خود به اين امر اعتراف کردند و خواهان برخورد جدي با کساني گرديدند که با تروريستان همکاري مي کنند.
اين مسأله نشان مي دهد که نهادهاي امنيتي مي دانند که برخي مقامات دولتي در انجام حملات انتحاري با طالبان و ساير گروه هاي شورشي همکاري مي کنند و قطعا اين ارگان ها تمام اين افراد را طي اين مدت زمان، شناسايي کرده اند. حال پرسش اين است که برخورد با اين گونه افراد در حيطه و صلاحيت کيست؟ چرا نهادهاي امنيتي خود براي شناسايي و دستگيري اين افراد اقدام نمي کنند؟ چرا همواره سعي مي کنند کمکاري خود را به ديگران حواله دهند؟ اگر نهادهاي امنيتي وظيفه شناسايي، تعقيب و دستگيري اين افراد را به عهده دارند، بايد توضيح دهند که آيا خود به وظايف شان عمل کرده اند يا نه؟ اگر پاسخ مثبت است بايد نام افراد و دوسيه شان را برملا سازند. اگر نهادهاي امنيتي خود در انجام وظايف شان کوتاهي کرده اند، بايد به صورت شفاف توضيح دهند که چه چيزي مانع انجام وظايف شان در اين زمينه گرديده اند؟ کدام فرد يا نهاد قدرتمندي وجود دارد که سد راه سه نهاد مهم امنيتي در کشور گرديده است؟ مسأله اينجاست که در هر حمله انتحاري جان دهها شهروند امنيتي و ملکي گرفته مي شود و مليون ها دالر خسارت وارد مي شود و اين حملات به حيثيت و اعتبار حکومت و نيروهاي امنيتي لطمه وارد مي کند و... اما چه سري وجود دارد که تمام بدنه حکومت با تمام قدرت و امکانات خود قادر به شناسايي و دستگيري افرادي که با گروه هاي هراس افگن در انجام حملات انتحاري همکاري مي کنند، نيستند؟ آيا جان صدها نفر از شهروندان کشور براي حکومت، ارزش برخورد جدي با اين افراد را ندارد؟

دیدگاه شما