صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۴ میزان ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

افغانستان و سیاست اقتصاد محور منطقه ای

-

افغانستان همانطوري که از موقعيت استراتژيک و ژئوپوليتيک برخوردار است و مي تواند به عنوان قلب آسيا و پل ارتباطي ميان شرق، غرب، شمال و جنوب، بخش هاي مختلف اين قاره بزرگ را به هم وصل کند، مي تواند به صورت دهليز بحران هاي امنيتي و نقطه تضاد و برخورد منافع کشورهاي مختلف منطقه و جهان نيز شناخته شود.
حکومت هاي گذشته از يک سو ضعيف و ناکارامد بوده اند و از سوي ديگر از مشروعيت داخلي برخوردار نبوده اند، بنابراين هيچگاه نتوانسته اند سياست هاي خود را بر محور منافع ملي افغانستان عيار سازند و از مداخله کشورهاي بيگانه در امورات داخلي کشور جلوگيري نمايند.
يک کشور زماني مي تواند در عرصه بين المللي به صورت مستقل نقش آفريني کند که از قدرت و نيروي نظامي، تسليحاتي، اقتصادي و يا از حمايت هاي وسيع مردمي برخوردار باشد و يا با قدرت هاي بزرگ نظامي و اقتصادي متحد و هم پيمان باشد. کشوري که با قدرت سياسي، اقتصادي و نظامي خود نتواند خواست هاي مداخله جويانه بيگانگان را مهار کند، قادر به اتخاذ سياست هاي مستقلانه در عرصه منطقه اي و بين المللي نيز نخواهد بود.
ضعف و ناکارايي حکومت هاي گذشته سبب شد که موقعيت استراتژيک و ژئوپوليتيک افغانستان بجاي آن که بتواند راههاي توسعه، پيشرفت و ترقي همه جانبه کشور را هموار سازد، دليل و بهانه براي تجاوز و مداخلات نامشروع بيگانگان در مسايل کشور گرديد.
ولي آنچه در سياست ها و جهت گيري هاي رييس جمهور در دو سال گذشته به مشاهده مي رسد، بسيار متفاوت تر از سياست هاي ناکام حکومت هاي گذشته افغانستان است. رييس جمهور تأکيد مي کند که بخش هاي مختلف قاره آسيا براي رونق تجارت خود نياز دارد تا از جغرافياي افغانستان استفاده کنند. شريان هاي تجارت آسيا تنها با ايجاد صلح و امنيت در افغانستان باز مي شود. اگر افغانستان در صلح و امنيت باشد، اين امکان فراهم مي شود که با نوسازي زيرساخت هاي اقتصادي و تجاري، زمينه تجارت و مبادله اموال و کالاهاي تجارتي ميان کشورهاي مختلف آسيايي به وجود بيايد. اين امر از يک طرف سبب تقويت و استحکام روابط سياسي و اقتصادي ميان کشورهاي منطقه مي گردد و از سوي ديگر نيازمندي هاي اساسي کشورها را به منابع انرژي و مواد خام و اوليه رفع کند.
در دوسال گذشته تلاش هاي زيادي در اين رابطه صورت گرفته و قراردادهاي کلاني نيز با برخي کشورها به امضاء رسيده است. اگر اين ديدگاه رييس جمهور در سطح منطقه مورد قبول و پذيرش ساير کشورها قرار گيرد و افغانستان از موقعيت استراتژيک و ژئوپوليتيک به نقطه اتصال منافع تجاري و اقتصادي کشورهاي منطقه تبديل شود، بي گمان راه براي ايجاد يک اجماع منطقوي براي ايجاد صلح و ثبات در کشور فراهم مي آيد.
اختلافات سياسي ميان کشورهاي منطقه و تضادهاي منافع آنها در تعاملات اقتصادي منطقه، تا هنوز چالش هاي جدي را فراروي سياست هاي حکومت افغانستان خلق کرده است. برخي کشورهاي منطقه هنوز به اين درک نرسيده اند که امنيت و ثبات در افغانستان به معناي امنيت و ثبات منطقه است و امنيت افغانستان مي تواند مسير انکشاف و توسعه اقتصادي را در منطقه هموار سازد.
نشست سه جانبه مسکو که با واکنش هاي تند و فراگير در داخل کشور منجر شد، در واقع غلبه نگاه سياسي و ژئوپوليتيک نسبت به افغانستان در سطح منطقه است. تا زماني که کشورهاي منطقه از ديد سياسي به جغرافياي افغانستان نگاه کنند، رسيدن به يک توافق جمعي منطقه اي براي آوردن صلح و ثبات در افغانستان دشوار و حتا ناممکن خواهد بود؛ اما اگر حکومت افغانستان مؤفق شود تا از طريق ديپلماسي و ترتيب مذاکرات دوجانبه و چندجانبه باکشورهاي همسو، زاويه ديد کشورها به افغانستان را از محوريت سياسي و استراتژيکي به محوريت اقتصادي و تجاري تغيير دهد، اين تغيير سبب ايجاد دگرگوني در رويکردها و راهبردهاي سياسي و امنيتي کشورها گرديده و امکان تجميع منافع منطقه اي را بر محور منافع اقتصادي و تجاري در افغانستان فراهم خواهد کرد.

دیدگاه شما