صاحب امتیاز: داکتر حسین یاسا

مدیر مسوول: محمد رضا هویدا

دوشنبه ۱۱ ثور ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

دولت، اپوزیسیون و انتخابات

-

در تمام جوامع افراد یا نهاد های وجود داشته است که تصمیمات مهم و حیاتی را برای جمع زیادی از افراد جامعه می گرفته است. در جوامع اولیه، شکار و گردآوری خوراک معمولا افراد کهن سال تصمیمات مهم و حیاتی را در مورد مسائل مهم جامعه می گرفته است. با ساکن شدن افراد و ازدیاد جمعیت تصمیم گیری در مورد مسائل مهم و حیاتی که بقای جامعه را تضمین کند سخت و دشوار شد به همین خاطر در جوامع مختلف نهاد های شکل گرفت که بر تمام افراد جامعه کنترل و احاطه داشت. امروزه آن نهاد را دولت می گویند. دولت سازمان یا نهادی است که انحصار کاربرد خشونت مشروع را در سرزمین مشخص در اختیار دارد.

زمانی که دولت به عنوان یک نهاد قدرتمند برای کنترل جامعه، تصمیم گیری های مهم برای جامعه و توزیع قدرت مطرح شد افراد، گروه ها و سازمان های شکل گرفتند تا قدرت را بدست آورند و برای همین منظور افراد، گروه ها و سازمان ها به وجود آمدند که با همدیگر به منظور کسب قدرت به رقابت پرداختند. این رقابت ها با تکرار شدن در جوامع مختلف به عنوان یک رفتار پذیرفته شده در فرهنگ سیاسی جوامع مطرح شد که امروزه رقابت گروه ها و سازمان ها برای کسب قدرت یکی از اساسی ترین عنصر در فرهنگ سیاسی دموکراتیک محسوب می گردد. رقابت اساسا در جوامع دموکراتیک وجود دارد و وجود رقابت برای کسب قدرت سیاسی شاخصی است که نظام های دموکراتیک را از نظام غیر دموکراتیک متمایز می سازد. به طور نمونه صدام حسین در عراق انتخابات برگذار می کرد؛ اما چون هیچ رقیب سیاسی برای کسب قدرت نداشت انتخابات شان یک انتخابات دموکراتیک محسوب نمی شد.

مسئله مهمی که برای خیلی از اندیشمندان و سیاستمداران سوال ایجاد کرده است چگونگی عملکرد دولت در یک جامعه است. کارل مارکس دولت را ابزاری طبقه مسلط می دانست که به وسیله آن طبقات دیگر را سرکوب می کند. ماکس وبر دولت را نهادی قدرتمندی می دانست که از انحصار کاربرد مشروع زور بر یک سرزمین مفروض بر خوردار است. وی همچنین بیان داشت که دولت انحصار مالکیت ابزار اداری را نیز در اختیار دارد. مالکیت ابزاری اداری به این معنی است که گروهی آن را در اختیار دارد که دیگران از کنترل آن محروم است و نمی تواند از آن در راستای تاثیر گذاری بر زندگی خود و دیگران استفاده نماید.

بنابراین تنها افراد، گروه ها و سازمان های که در درون چارچوب دولت قرار دارد می تواند از ابزار های اداری استفاده نماید. حال سوال این است که اگر دولت را ابزاری در دست یک گروه یا یک طبقه بدانیم اپوزیسیون که در بیرون از چارچوب دولت قرار دارد چه جایگاهی در سیاست و اعمال قدرت و چگونگی تصمیم گیری در جامعه دارد. اگر دولت انحصار مالکیت ابزار ادارای را در دست دارد اپوزیسیون از چه راه های می تواند بر دولت و تصمیم گیری های آن و چگونگی توزیع قدرت در جامعه تاثیر بگذارد.

باید گفت که اپوزیسیون در جایی معنی و مفهوم پیدا می کند که نظام سیاسی مبتنی بر دموکراسی و پلورالیسم سیاسی حاکم باشد. در جامعه ما بعد از سال 2001 میلادی نظام سیاسی مبتنی بر دموکراسی شکل گرفته است و اپوزیسیون با توجه به فرصت های که این نظام فراهم کرده است به وجود آمده است. حال اپوزیسیون به عنوان یک گروه خواهان کسب قدرت و خواهان تاثیر گذاری بر سیاست و تصمیمات دولت چگونه می تواند با دولتی که انحصار مالکیت ابزار اداری را در دست دارد بر سر کسب قدرت رقابت نماید؟ برای پاسخ به این سوال باید گفت که سازکار های را باید در نظر گرفت که هم دولت از انحصار مالکیت ابزار اداری به طور کامل به نفع خود استفاده نکند و هم اپوزیسیون بتواند نقشی در سیاست ها، تصمیم گیری ها و چگونگی توزیع قدرت در جامعه داشته باشد. این مکانیسم در دموکراسی وجود دارد و آن انتخابات می باشد. در نظام های دموکراتیک با وجود مکانیسمی به نام انتخابات مسئله انحصارمالکیت ابزار اداری دولت و تعریف جایگاه اپوزیسیون در چارچوب دولت و قدرت تا حدودی حل می گردد. یعنی مکانیسم انتخابات باعث می شود که چرخش قدرت میان نخبگان، گروه ها و یا سازمان ها صورت بگیرد و گروهی یا سازمانی برای همیشه انحصار مالکیت ابزار اداری را در دست نداشته باشد.

این سوال مطرح می گردد که گروه حاکم از آنجایی که انحصار کاربرد مشروع خشونت و انحصار مالکیت ابزار اداری را در دست دارد ممکن به نفع گروه خود از ابزار های اداری برای کسب مجدد قدرت استفاده نماید و قوانین و مقررات دموکراتیک برای کسب قدرت را مد نظر نگیرد. در کشور هایی که دموکراسی تحکیم یافته است این سوال اهمیت ندارد زیرا در این کشور ها رقابت برای کسب قدرت سیاسی بر مبنای قانون یک امر پذیرفته شده است و دولت و نهاد های دیگر در این مورد دخالت نمی کند و یا سازکار های تعبیه شده است که امکان دخالت را از گروه حاکم می گیرد. این سوال برای کشور های چون افغانستان که یک دموکراسی جوان و شکننده دارد و در آن گروه های حاکم تا حدودی زیادی از ابزار های اداری و از قدرت خود برای کسب مجدد قدرت استفاده می نماید مطرح می باشد. یعنی گروه حاکم در افغانستان ممکن از ابزار های اداری و از قدرت و نفوذ خود برای تغییر نتیجه انتخابات به نفع گروه و یا سازمان خاص استفاده نماید. با چه مکانیسم و روش های می توان از استفاده گروه حاکم جلوگیری کرد.

از آنجایی که قانون انتخابات مقررات و چگونگی کسب قدرت سیاسی را مشخص می کند و مسائل مهم دیگر در قانون اساسی ذکر شده است و تنها رعایت قوانین و مقررات می تواند گروه حاکم را از سوء استفاه ابزار های اداری و قدرت و چگونگی چرخش قدرت مسالمت آمیز و مورد پذیرش همه را تضمین نماید. در حالی قوانین و مقررات می تواند از سوء استفاده گروه های حاکم از قدرت و ابزار های اداری جلوگیری نماید که این قوانین و مقررات مسائل مربوط به آن را به صورت واضح مطرح کرده باشد. در قانون اساسی افغانستان این مسئله به صورت واضح مطرح نشده است. یعنی قانون اساسی دست دولت را در چگونگی برگذاری انتخابات و نظارت بر آن را باز گذاشته است. مطابق قانون اساسی کمیسیون مستقل انتخابات برگذار کننده انتخابات می باشد و نظارت بر انتخابات بر اساس قانون قبلی انتخابات نیز بر عهده این کمیسیون می باشد.

از آنجایی که پست های مهم این کمیسیون از طرف رئیس حکومت معین می شود امکان دخالت گروه حاکم را در نتیجه انتخابات بیشتر می کند. بنابراین اپوزیسیون در افغانستان تا حدودی زیادی امکان دست یابی به قدرت را با توجه به مسائل مطرح شده از دست می دهد. برای حل این مشکل راه حل نیز وجود دارد و آن این است که دولت در طرح قانون انتخابات که به مجلس نمایندگان پیشنهاد می کند کمیسیون شکایات انتخاباتی را از کمیسیون مستقل انتخابات جدا نماید. یعنی کمیسیون شکایات انتخاباتی چون بر انتخابات نظارت می کند به همین خاطر به طور مستقل از کمیسیون مستقل انتخابات عمل نماید. تا دولت در طرح قانون انتخابات این مسئله را مطرح ننماید امکان تقلب در انتخابات و امکان سوء استفاده گروه حاکم از ابزار های اداری را به نفع گروه خاص بیشتر می کند و اپوزیسیون بدون این مسئله جایگاهی نخواهد داشت.

دیدگاه شما