صاحب امتیاز: داکتر حسین یاسا

مدیر مسوول: محمد رضا هویدا

یکشنبه ۲ میزان ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

امیدهایی که برباد می رود

-

سرگشتگی به وضعیتی گفته می شود که در اثر یک رویداد و یا حادثه ناگهانی، شدید و تکان دهنده، فرد و یا جامعه دست و پای خود را گم نمایند, ابتکار و کنترل اوضاع را از دست می دهند و در پیدا کردن راه حل نیز مشکل دارند.

اگر اوضاع جاری کشور را بصورت دقیق مورد ارزیابی قراردهیم؛ و اگر به وضعیت پریشان حالی جامعه بدقت بنگریم, و اگر به تصورات و عملکرد حکومتگران توجه نماییم, دقیقا حالت سرگشتگی و حیرانی را شاهد می باشیم. مردم در زندگی خود آن چنان حیران و سرگردان هستند که نمی دانند برای چند لحظه بعد و فردای شان چه تصمیمی را اتخاذ نمایند.

همینگونه اگر به حکومتگران بنگریم آنان را در وادی سیاست و حکومت داری مفلوک و بیچاره تر می بینیم. از یک سوی خواهش های قدرت طلبانه و هوس مانور قدرت و ثروت, غلیان جاه طلبی و افزون خواهی آنان را آرام نمی گذارد. از سوی دیگر وضعیت جاری کشور, که آنان مسئول آن هستند آن چنان درهم ریخته و آشفته می باشد که با هیچ منطق و شیوه ای نمی توان از پاسخ دهی در برابر آن گریخت.

با تاسف که جامعه جهانی نیز, برخلاف روزهای نخست که داعیه انسان دوستی وآرمان دموکراسی خواهانه شان گوش فلک را کر ساخته بود, اینک به چنان بن بستی مواجه شده اند که برای نجات خود حاضر گردیده اند که بر تمام آن ادعاها و ارزش ها پای گذاشته و مستقیم و غیرمستقیم به کسانی که تا دیروز به زعم آنان دشمنان بشریت و آزادی بودند و بایستی در دادگاههای بین المللی به جرم جنایات ضد بشری محاکمه و مجازات شوند, اینک گردن تضرع پیش انداخته و در بدل پرداخت رشوه و چشم پوشی ازجنایات آنان,خود را از بن بستی که ایجاد نموده اند رهایی بخشند!

تصور بر این بود که افغانستان در سالهای بحران دچار سرگشتگی و از هم پاشیدگی بوده است. با سقوط طالبان, این وضعیت آشفته به پایان رسیده است. افغانستان در وضعیت جدید سیاسی راه نو, زندگی تازه و آینده روشنی را درپیش روی خواهد داشت. ادعا های سیاست مداران داخلی و خارجی همه بی وقفه چنان تصوری و گمانه ای را تقویت می بخشید.

اما با گذشت چندین سال و با در نظر داشت شرایط کنونی کشور چنین دیده می شود که کشور نه تنها از سرگشتگی و پریشانی نجات نیافته است, بلکه این سرگشتگی و پریشانی روز افزون و مزیدهم گردیده است و بسا که چهره نیز عوض نموده باشد. خرابی اوضاع, ازهم پاشیدگی اداره, فساد و تباهی موجود در اداره و جامعه, فریب و نیرنگ در شیوه ها,بی مسئولیتی و منفعت جویی در مقام ها و مناصب, تفرقه و تبعیض در ساختار اداری, نفاق و توطئه در باور های سیاسی و اجتماعی, فقر و بیکاری در جامعه و... به شدت گسترش یافته است.

در این میان زمامداران و حکومت گران کشور درباره اداره سالم و تامین منافع ملی, تامین صلح و ثبات کاملا سردرگم, ناتوان و بدون برنامه اند. توانایی و قابلیت آنان فقط در اینست که با شیوه های غیر دموکراتیک و مغایر با مصالح و منافع ملی, موقعیت خود را تحکیم نمایند و دیگر کسی به فکر مردم و منافع مردم نیست. چیزی که امروز در جامعه و خصوصا در میان دولتمردان غایب است، منافع ملی است.

دیدگاه شما