صفحه نخست » افغانستان » اعـتماد، سادهلوحی و مذاکره با طالبان
اعـتماد، سادهلوحی و مذاکره با طالبان
منبع: دیپلومات / نویسنده: کامبیز / برگردان: خیرمحمد مقدسی
طالبان از یک گروه تروریستی بیرحم و خشن، در گفتوگوهای صلح به طور ناگهانی به شریک قابل اعتماد تبدیل شده است. فرض بر این است که پس از این که مذاکرات صلح بین ایالات متحده امریکا و طالبان به نتیجه برسد، آنها مسئولانه رفتار خواهند کرد و عملیات تخریبی و شورشی خود را متوقف خواهند کرد. اما اعتماد به وعدههای طالبان بر اساس مکانیسم اجرایی قابل پیشبینی است. اگر طالبان در آینده به وعدههایش عمل نکند، اقدامات بازدارنده و قابل اعتماد وجود ندارد تا آنها را وادار به اجرای مواد تفاهمنامه صلح کند؛ تجربه حدود بیست سال گذشته ثابت کرده است که گزینه نظامی علیه گروههای شورشی مثل طالبان در افغانستان کارساز نیست. با وجود اقتصاد ضعیف و وابسته این کشور تحریمهای اقتصادی غیر قابل تصور است.
اعلان اعتماد به طالبان ممکن است که به مذاکرات صلح ارزش و حیثیت دیپلماتیک بدهد. ایالات متحده امریکا در پی خروج آبرومندانه از افغانستان است و این چیزی است که طالبان نیز خواهان آن است. این امر به جهان نشان میدهد که جنگ علیه تروریسم تنها پس از رسیدن به هدفهایش برای اطمینان از این که گروههای تروریستی مانند القاعده و دیگر جنگجویان جهادی در افغانستان دوباره ظهور نخواهند کرد، پایان مییابد. در اوج گفتوگوهای صلح میان نمایندهگان امریکا و طالبان هنوزهم نگرانیهای پس از رسیدن به یک توافق صلح با این گروه وجود دارد و همچنان هراس از تهدید گروههای تندرو همچون داعش و القاعده در این کشور پا برجاست.
طالبان یک گروه شورشی است که بارها مذاکره با دولت افغانستان را رد کرده است. اگر گروه طالبان برای مذاکره با دولت افغانستان برای رسیدن به صلح و پایان یافتن طولانیترین جنگ ایالات متحده امریکا اعلام آمادهگی کند، باز هم پیامدهای پس از رسیدن به صلح غیر قابل پیشبینی خواهد بود. زیرا طالبان یک گروه تمامیتخواه و افراطی است که به شریکسازی و روند دموکراتیک قدرت باورمند نیست. آنها به جای "جمهوری اسلامی افغانستان" همیشه از اصطلاح "امارت اسلامی افغانستان" استفاده میکنند - اصطلاحی که ایدئولوژی و شاید جاه طلبیهای منطقهای آینده این گروه را به نمایش میگذارد. امارت در فلسفه سیاسی اسلامی به یک زیرمجموعهای گفته میشود که تحت یک کنفدراسیون سیاسی قرار داشته باشند و شامل همه جمعیت مسلمانان باشد و توسط یک خلیفه یا امیرالمؤمنین و با یک نظام متمرکز اداره شود. عنوانی که طالبان برای رهبرشان استفاده میکنند ابوبکر البغدادی، رهبر گروه تروریستی داعش نیز آن را به خودش اختصاص داده است و با عملکرد شبه طالبان یا حتی خشنتر از آن، ادعای خلافت اسلامی را دارد.
استفاده از توطئه و ترفندها به عنوان یک تاکتیک قانونی برای نزدیک کردن یک گروه مسلح مسلمان به پیروزی به دوران اولیه اسلام، زمانی که پیامبر اسلام برای اولین بار رسالت پیامبری خود را اعلام کرد، برمیگردد. حضرت محمد در دوره پس از مهاجرتش به مدینه، تغییرات سریع را شاهد بود و با چهرههای که با پیام او مخالف بودند، مصالحه و یا جنگ میکرد. حضرت محمد در مدینه، اسلام را از یک اعتقاد معنوی به ایدئولوژی سیاسی در حال ظهور در شبه جزیره عربستان تبدیل کرد. برای گسترش قلمرو و گسترش پیام اسلام، استفاده از ابزارهای متعارف در میدان جنگ و تاکتیک "خدعه" جایز بود و مسلمانان از تاکتیکهای گمراه کننده برای غلبه بر دشمنان شان استفاده میکردند. به گفته محسن کدیور فیلسوف و استاد مطالعات اسلامی در دانشگاه دوک، خدعه یکی از تاکتیکهای شگفت انگیز در یک نبرد مسلحانه است که با شریعت، رفتار منصفانه و دلیل منطبق است. با این حال، به نظر وی، خدعه نباید در حدی باشد که به دروغ نزدیک شود؛ زیرا در قرآن از دروغ گفتن منع کرده است. بنابر این برای گروه طالبان استفاده از تاکتیک خدعه یکی از مناسبترین و معقولترین گزینه در مذاکرات صلح خواهد بود؛ زیرا این گروه به این باور است که ایالات متحده امریکا افغانستان را که یک کشور اسلامی است، اشغال کرده است و جنگ شان را در برابر آنها جهاد مینامد.
هنگامی که ایالات متحده امریکا از افغانستان خارج شود، روایت طالبان از خروج آنها بیشتر احتمال دارد که بر شکست واشنگتن متمرکز شود و این گروه به جای اعتراف صادقانه شان مبنی بر این که امریکا براساس تعهدات شان و مذاکرات صلح از افغانستان خارج شده است، ادعای پیروزی کند. حداقل، اظهارات اخیرا منتشر شده از شیرمحمد عباس استانکزی، رئیس تیم مذاکرهکنندهگان طالبان چنین تفسیر شده است. آقای ستانکزی در اظهاراتش از شکست احتمالی ایالات متحده امریکا در افغانستان سخن گفت و به هوادارنش تبریک گفته است. او امریکا را در لیست کشورهای قدرتمند دیگر مانند امپراتوری بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی قرار داد که قبلا در افغانستان شکست خورده است.
خروج نیروهای بینالمللی از افغانستان بدون مجبور کردن طالبان برای انعطاف پذیری در مذاکرات صلح، مانند پذیرش قانون اساسی افغانستان و موافقت با مذاکره با دولت افغانستان در کابل، افغانستان را به سرنوشت نامطمئن سوق خواهد داد. این که بگوییم صلح در قدم اول بیاید و دیگر چیزها به طور خودکار محقق خواهد شد، یک مفهوم گمراه کننده است که خلاء قدرت را ایجاد میکند که چنین وضعیتی بیشتر به نفع طالبان خواهد بود. در چنین وضعیتی میتوان تصور کرد که این گروه با استفاده از دستآوردهای که در میدانهای نبرد به دست میآورد، به دنبال احیای مجدد نظام افراطی و تمامیتخواه شان در افغانستان باشد.
گروه طالبان تلاش خواهد کرد که خروج نیروهای نظامی ایالات متحده امریکا از افغانستان را به عنوان شکست و رسوایی تاریخی این کشور در برابر مقاومت خودشان جلوه بدهد و از این طریق در میان دیگر گروههای جهادی در منطقه شهرت و قدرت کسب کنند تا حمایتهای همه جانبه آنها را به دست بیاورد. اینها مسئلههای جنجالی و پیچیدهای است که باید در مذاکرات صلح به آن توجه شود و از قدرتنمایی های بیشتر طالبان جلوگیری شود.
ایالات متحده امریکا و گروه طالبان در مذاکرات صلح جاری ممکن است به توافقی دست یابد و یا هم ممکن است این گفتوگوها به نتیجهای نرسد. در صورتی که این گفتوگوها نتایج مثبتی در پی داشته باشد نیروهای نظامی ایالات متحده امریکا در مقابل تضمینهای که گروه طالبان میدهد از افغانستان خارج خواهد شد. اما تنها تعهد طالبان نباید به عنوان تضمینهای بزرگ در نظر گرفته شود، به خصوص هنگامی که این توافق با یک دشمنی صورت میگیرد که در قبال آن هیچ گونه تعهدی اخلاقی و ایدئولوژیک احساس نمیکند. انتظارات از چنین توافقی غیر واقعی و گمراه کننده است و مهمتر از همه، چنین تفکر نابالغ میتواند خطرات بزرگی را به همراه داشته باشد. در قدم نخست باعث بیباوری مردم افغانستان نسبت به روند صلح خواهد شد، در مرحله بعدی زمینه را برای فعالیتهای بیشتر گروههای افراطی فراهم خواهد کرد. اگر طالبان به حمایتهایش از گروههای تروریستی ادامه بدهد وضعیت آینده غیرقابل پیش بینی و نامعلوم خواهد بود.
طالبان هرگز آشکارا نه گفته است که به دنبال احیای مجدد امارت اسلامی دهه 1990 که این گروه برای رژیم شان انتخاب کرده بود، نیست. طالبان تا کنون هر گونه آتشبس را تا زمان خروج نظامیان امریکایی و ناتو از افغانستان رد کرده است و همواره بر ادامه جنگ تأکید کرده است که این نشان میدهد که این گروه تا هنوز به همان ایدئولوژی خشن و افراطی شان پایبند مانده است.
