صفحه نخست » افغانستان » چـرا ایالات متحده امریکا در جنگ افغانستان نتیجه دلخواهش را نگرفت؟
چـرا ایالات متحده امریکا در جنگ افغانستان نتیجه دلخواهش را نگرفت؟
منبع: نشنل انتریست /
نویسنده: لارنس سلین /
برگردان: خیرمحمد مقدسی
«ما در جنگ ویتنام در میدان نبرد شکست نخوردیم، بلکه کنترول جنگ را این جا در واشنگتن از دست دادیم.» هربرت ریموند مکماستر که در زمان جنگ ویتنام یکی از اعضای ارشد ارتش امریکا بود این بیانیه را در رابطه به نقد عملکرد ارتش امریکا در سال 1997 نوشته بود. اکنون او بازنشسته شده و چندی قبل مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ بود. در واقع این بیانیه طعنهای است به عملکرد مک ماستر که در نهایت با تکرار اشتباهات ویتنام، به نتیجه ندادن جنگ افغانستان هم در میدانهای نبرد و هم در واشنگتن کمک کرد.
اما بد تر از آن، این است که رهبران امریکا، به ویژه رهبران نظامی این کشور مدتها قبل درک کرده بودند که در میدان نبرد در جنگ افغانستان پیروز نمیشود. باوجود آن هم، جنگ را انتخاب کرد و سبب به هدر رفتن سرمایه این کشور شد. حالا حدود هفده سال میشود که ما با جنگ نیابتی که از طرف پاکستان علیه امریکا و افغانستان رهبری میشود مبارزه میکنیم. در عین حال ما سالانه مقدار زیادی از بودجه خود را به پاکستان کمک میکنیم، اما این کشور همواره از گروههای شورشی و هراسافگن حمایت کرده است.
استراتژی مبارزه با تروریسم ایالات متحده هرگز برنده نبوده است. تا زمانی که راههای تأمین تدارکات نظامی امریکا در افغانستان در انحصار پاکستان باشد و این کشور از طریق گروه طالبان، جنگ نیابتی را در افغانستان ادامه بدهد مبارزه با تروریسم در افغانستان نتیجه نخواهد داد. در حقیقت، رهبران ما با ترکیبی از بیکفایتی و بیتفاوتی، اجازه دادند که ایالات متحده از پاکستان شکست بخورد.
اهداف پاکستان برای افغانستان همیشه متفاوت از ایالات متحده بوده است. پاکستان نه تنها به ایالات متحده در افغانستان کمک نکرده، بلکه از همان ابتدا از طریق حمایت از طالبان، فعالانه علیه منافع ما عمل کرده و مسئول ادامه جنگ و کشتار هزاران امریکایی و افغان است .به عنوان مثال، جلالالدین حقانی، که بعدها رهبر شبکه حقانی شد، مناطق شرقی افغانستان را در کنترول داشت جایی که؛ کمپهای آموزشی بنلادن و حامیان آن بود، در سال 1980 از سوی سازمان استخباراتی پاکستان به طور گسترده حمایت میشد.
جلالالدین حقانی در اوایل ماه اکتبر سال 2001، در یک سفر مخفیانه به پاکستان رفت که با استقبال گرم محمود احمد یکی از مدیران ارشد سازمان استخباراتی پاکستان روبرو شد و وعده همکاری با او را داد. در نتیجه، حقانی تصمیم گرفت که در کنار طالبان باقی بماند و یکی از متحدین دوامدار طالبان باشد، که تا امروز این شبکه یک تهدید تروریستی و منبع بیثباتی در افغانستان است.
ایالات متحده امریکا از عدم صداقت پاکستان در مورد افغانستان از ابتدا آگاه بود. گری برنسین یکی از اولین فعالان سازمان استخباراتی ایالات متحده امریکا در افغانستان گفته بود:« من از آغاز جنگ بر این باور بودم که مشاوران آی اس آی با تخصیص تجهیزات و در اختیار گذاشتن اطلاعات از گروه طالبان حمایت میکند.»
رفتار فریبکارانه و دورویی پاکستان طی هفده سال گذشته همچنان ادامه داشته است. در اواخر سال گذشته، در جریان حمله طالبان به ولایت غزنی شمار زیادی از شهروندان پاکستانی در بین کشته شدگان بود، که احتمالا در کنار طالبان علیه نیروهای خارجی و افغان جنگیده بودند.
در یک ویدیوی که اخیرا منتشر شده، القاعده بر اتحاد خود با طالبان و نقش آن در شورش طالبان تأکید دارد؛ به عنوان جهادگرایان، از جمله پاکستانیها، برای احیای امارت اسلامی طالبان در کنار این گروه مبارزه میکنند. با این حال، رهبران سیاسی امریکا و افسران ارشد ارتش هیچ کاری انجام نداده اند، و ترجیح میدهند که دلیل ناکامی شان را نادیده بگیرند و مانند یک معما باقی بماند. پاکستانیها به طرز شگفت انگیزی بر این باوراند که آنها ایالات متحده را شکست داده اند. جنرال حمیدگل رئیس آی اس آی پاکستان که به عنوان پدرخوانده طالبان مشهور بود، در سال 2015 میلادی اندکی پیش از مرگش در یک مصاحبه تلویزیونی گفته بود:«یک روزی تاریخ خواهد گفت که آی اس آی با کمک ایالات متحده امریکا، اتحاد حماهیر شوروی را از افغانستان خارج کرد. و بعد از آن تاریخ شهادت خواهد که آی اس آی ایالات متحده امریکا را با کمک خود این کشور از افغانستان بیرون کرد.» افرادی که شنونده او بودند به وجد آمده و به نشانهای تأیید او را تشویق کردند.
پاکستان به عنوان بخشی عامل ایجاد کنندهای درگیریهای کنونی افغانستان شناخته میشود. پناهگاهای امن طالبان در خاک این کشور هنوز باقی مانده است. برای از بین بردن پناهگاهای امن تروریستان فشارهای کافی از سوی جامعه جهانی بالای پاکستان اعمال نشده است.
در افغانستان بدون در نظر داشت عوامل جنگ، هرکس به طور مداوم اطمینان میداد که همه چیز طبق برنامه پیش میرود و میگفت که پیشرفتهای چشمگیری به دست آمده است. سال 2010 در دوران مأموریتم در دفتر مرکزی آیساف در کابل عبارتی را که از طرف پالیسی سازان به طور مکرر میشنیدم این بود که میگفت اگر اثربخشی استراتژی نظامی از درون خود نظام مورد تردید قرار بگیرد، پس آن استراتژی هیچ تأثیر واضحی در اجرای پالیسیهای نظامی ندارد.
در صورت نبود ایده جدید و یا حتی شناخت واقعیت، ما تصمیم گرفتیم تا به دنبال یک رویکرد ضد شورشی که از قبل اثبات شده بود که کارایی ندارد برویم. که این رویکرد اکنون ایالات متحده را به مذاکره مستقیم با طالبان واداشته است، چیزی که در گذشتهها همواره از سوی امریکاییها رد شده بود.
با این حال، عقب نشینی امریکا تنها یک شکست تحقیرآمیز تعریف خواهد شد. ایالات متحده امریکا مجبور به عقب نشینی استراتژیک از جنوب آسیا میشود، زیرا ما برای مقابله با شرایط در حال تغییر منطقهای در امریکا برنامه مشخصی نداریم.
تنها گزینهای که موقعیت چانهزنی ایالات متحده امریکا را در مذاکرات صلح بالا میبرد، حضورش در افغانستان است که حضوز نظامی این کشور هدف اصلی مذاکره کنندگان طالبان بوده است و اصرار دارد که ایالات متحده یک طرح خروج شش ماه را اعلام کند. ایالات متحده امریکا باید برای تقویت موقعیتاش در مذاکرات صلح اهرمهای فشار را بالای طالبان بیشتر کند.
ایالات متحده امریکا برای مقابله با گروههای تروریستی که در مرزهای پاکستان پناهگاهای امن دارند روابط نیک با کشورهای جنوب آسیا برقرار کند. که تلاشهای اخیر برای تقویت روابط نظامی با هند گامی است در مسیر درست.
