صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۷ حوت ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

نشر نخستین ترجمه‌ی انگلیسی «فضایل بلخ»

نشر نخستین ترجمه‌ی انگلیسی «فضایل بلخ» حسین معرفت :

کتاب «فضایل بلخ» برای نخستین بار به انگلیسی ترجمه شده و ماه گذشته توسط بنیاد اوقاف گیب (Gibb Memorial Trust ) در بریتانیا بهچاپ رسیده است.
«فضایل بلخ» که قدیمیترین کتاب تاریخی در بارهی بلخ است توسط آرزو آزاد، ادموند هرتزیگ و علیمیرانصاری به انگلیسی ترجمه شده و همراه با مقدمه و تعلیقات مفصّل چاپ شدهاست. 
اصل عربی کتاب  تألیف شیخالاسلام ابوبکر عبدالله بن عمر بن محمد بن داود واعظ مشهور به «ابوبکر عبدالله واعظ بلخی» به سال ۶۱۰ هجری (۱۲۱۴ میلادی) بوده که باقی نمانده و کتاب به واسطی ترجمهی فارسی آن که ۶۶ سال بعد، یعنی در سال ۶۷۶ هجری (۱۲۷۸ میلادی)، به قلم عبدالله حسینی صورت گرفته به دست ما رسیده است. عبدالحی حبیبی این کتاب را تصحیح کرده است.
«فضائل بلخ» در زمانی نوشته شده است که دنیای اسلام، بعد از گسترش و گذشت شش قرن، در نتیجه فساد سازمانهای اداری و حکومتی به انحطاط گرفتار آمده بود که در نتیجه آن دستگاه خوارزمشاهیان در آسیای میانه و سازمان خلافت عباسیان بغداد هر دو یکی بعد از دیگری در مقابل هجوم مغولان از بین رفتند. این کتاب ده سال بعد از تالیف متن عربی، به دست مغولان از بین رفته است. بهباور پژوهشگران، یکی از نکات با اهمیت در مورد کتاب حاضر این است که عوامل سقوط و انحطاط خوارزمشاهیان و عباسیان و صحنههای فساد اوضاع سیاسی و روحی را میتون از خلال آن مشاهده کرد.
براساس معرفی وبسایت بنیاد اوقاف گیب ، این نهاد در بریتانیا به عنوان یک نهاد خیریه به ثبت رسیده و هدف آن کمک در انتشار آثار علمی دربارهی زبان و تاریخ و ادبیات مردمان عرب، فارسیزبان و ترک است. این موسسه را جین گیب به یاد پسرش الیاس جان ویلکینسون گیب در سال ۱۹۰۲ ایجاد کرد. این بنیاد چند کتاب مهم فارسی و عربی و ترکی را منتشر کردهاست. علامه محمد قزوینی تاریخ جهانگشا و چهارمقاله عروضی را با کمک این نهاد به نشر رسانده است. از دیگر کتابهای منتشر شده توسط این بنیاد، میتوان از مثنوی مولانا، کتب سبعه، تذکرات الملوک سلجوقنامه و تهافت التهافت نام برد.
یاسین رسولی، روزنامهنگار، در مطلبی که در مورد این کتاب در بی بی سی فارسی بهنشر رسیده، نوشته است: «شهرت بلخ بیشتر به واسطۀ حضور و فعالیت شخصیتهای تاریخی در آن، به ویژه تا پیش از حملۀ مغول است. مثلا بر اساس روایات تاریخیِ زردشتی پیوند تنگاتنگی میان بلخ و زردشت هست؛ اسکندر با همسر محبوب سغدی خود رکسانا در بلخ ازدواج کرد؛ بلخ یکی از غنیترین معابد و صومعههای بودایی را در غرب آسیای مرکزی به نام «نوبهار» در خود جای داده که موطن اجدادی خاندان برامکه بوده است. برمکیها املاک بودایی را اداره میکردند و پس از فتوحات اسلامی به وزارت و فرمانداری خلفای عباسی در بغداد رسیدند؛ بلخ همچنین زادگاه مولانا جلال الدین محمد و یکی از مناطقی است که عرفان و تصوف اسلامی در آن شکل گرفته است. مفاخر تاریخی بلخ فهرست بلندی دارد.»
رسولی در پاسخ به این پرسش که این رویدادها چگونه تاریخ بلخ را شکل داده و چرا در بلخ اتفاق افتاده اند، نوشته است که حسینی، مترجم فارسی، و واعظ، نویسندۀ متن عربی فضایل، پاسخش این بود که بلخ به میمنت کرامات بسیارش به چنین جایگاهی نائل آمده است. مورّخان عینینگری مانند آزاد و هرتزیگ، این روایتها را روندی میبینند که تاریخ بلخ را ساخته است.
او ادامه داده است که مترجمان و ویراستاران متن انگلیسی ترجیح دادهاند تا از نگاه مؤلف سدههای میانه به زمان و مکان موردنظر او بنگرند و مترجمان انگلیسی تلاش کردهاند تا از تعمیم تعبیرات مدرن به گذشته که باعث تحریف و به بیراهه رفتن درک واقعی تاریخی میشود اجتناب کنند.
منبع افزوده است که کتاب دارای سه قسمت اصلی است: بخش اول مجموعهای مختصر از گزارشها دربارۀ تاریخ بلخ است که بیشتر از قول علمای دین و فقهای مسلمان روایت شده است.
در قسمت دوم، که کوتاهتر است، نویسنده فضایل و کرامات بلخ را بر میشمرد.
قسمت سوم، که عمده حجم کتاب را در بر میگیرد شامل شرح احوال هفتاد تن از علما است (در این میان، ضمن شرح حال یکی از علما، اخباری از دو همسر دانشمند وی نیز روایت شده است). بسیاری از این عالمان فقیه بودند و درعین حال به زهد و تصوف هم شناخته میشدند. این سه قسمت کتاب را میتوان جدا از یکدیگر در نظر گرفت، زیرا هر بخش در نوع خود شیوههای مختلف تاریخنویسی را نشان میدهد.
کتاب فضایل بلخ مطالب قدیمی را دوباره تنظیم کرده و مواد خاص خود را به آن افزوده تا موضوعی تازه را بیان کند. مترجمان کتاب با بررسی چهار نسخۀ خطی بهجامانده از کتاب، به این نتیجه رسیدهاند که این چهار نسخه از دو خانوادۀ متفاوتاند. حفظ و بازیابی خود این نسخهها، داستانی جذاب دارد: در مقدمۀ انگلیسی، مترجمان خواننده را به فرانسه میبرند، جایی که با مازارن، کاردینال فرانسوی معروف قرن هفدهم میلادی، آشنا میشویم. سپس به روسیه، پاکستان و ایران میبرند.
مترجمان میگویند دومین چیزی که آنها دریافتهاند این است که نویسنده کتاب، اظهارات ضد و نقیضی را به عنوان مثال در مورد اسلامی شدن بلخ، گفته است.
در یک بخش میبینیم که مکان بودایی نوبهار هنگام حملۀ لشکریان مسلمان به بلخ به طور کامل تخریب میشود، اما در جای دیگر میگوید که نوبهار قرنها بعد از فتح بلخ هنوز پابرجا بود. مترجمان در تشریح این ناسازگاریها توضیح دادهاند که اختلاف روایت در گزارشهای تاریخیِ سدههای میانه یک امر معمولی است.
نویسنده ترجیح داده تا برخی از ناسازگاریها را با عبارت «الله اعلم» حلنشده رها کند. این نوع اختلاف روایات در مورد تاریخ بلخ بسیار زیاد است، و مثلاً در موضوعهای جالبی مانند تأسیس شهر، زیارت اماکن متبرکۀ غیر اسلامی در دوران باستان و در پانصد سال اول اسلام و شکلگیری تدریجی طبقۀ علما و فقها به چشم میخورد.
سومین نکتهای که مترجمان بر آن تأکید ورزیدهاند این است که در ترجمۀ متون سدههای میانه از فارسی به انگلیسی باید مفاهیم تا حد امکان مطابق با نیت نویسندۀ اصلی به زبان مقصد برگردانده شود.