صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۱ دلو ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

دمارشی؛ جایگزینی برای سیاست انتخاباتی – بخش سوم و پایانی

دمارشی؛ جایگزینی برای سیاست انتخاباتی – بخش سوم و پایانی

نویسنده: فرد امری
برگردان: بصیر بیتا

یادداشت دبیر صفحه: «مانیفیست دمارشی» و «آیا دموکراسی ممکن است؟» دو کتاب از جان برنهایم، فیلسوف استرالیایی است. فیلسوفی که میگوید انتخاب تصادفی سیاستگذاران، شرکت معنادار شهروندان را آسان میکند و موقعیت را برای برخی افراد ذینفع که در جهت افساد پروسه میکوشند سختتر میکند. بصیر بیتا، مترجم «آیا دموکراسی ممکن است؟» مطلبی از فرد امری ترجمه کرده است که توضیح نسبتا جامعی از «دمارشی» )محور اصلی مفکورهی برنهایم( ارائه میکند. این مطلب میتواند راه علاقمندان دو کتاب نامبرده را به خوبی بگشاید.

گسترهای از روش های دموکراتیک
در پهلوی دمارشی و سیاست انتخابات محور، روش های دیگری نیز در تصمیم گیری دموکراتیک وجود دارند که شایستۀ درنظرگرفتن هستند. یکی از آنها «توافق جمعی» است، روشی نیرومند که برای گروه های کوچک از دو تا صد نفری یا بیشتر از آن کارآمد است. توافق جمعی نیازمند جستجو برای پیشنهادی است که همه یا تقریبا همه آن را بدون هیچ انتقاد جدی بپذیرند. تجربۀ چگونگی رسیدن به توافق جمعی در دهه های واپسین در میان اجتماعات و جنبش های اجتماعی بسیار پیشرفت کرده است.  توافق جمعی یک روش واقعی در محل کار در میان بسیاری از کمیته ها و نشست ها است. در نشست ها یک دیدگاه هنگامی که رای دهی ناکارآمد باشد، به توافق جمعی می رسند. اما روش های توافق جمعی دشواری هایی نیز در بسیاری موارد دارند، به ویژه در میان گروه های بزرگ و جاهایی که اختلافات بنیادین گروه را تقسیم بندی می کند.
انتخاب وکیلان (به جای نمایندگان) روش دیگری است. به وکیلان هدایت داده می شود دیدگاه های موکلا  ن شان را بیان کنند و می توانند در هر زمان مورد بازخواست قرار گیرند. نظام وکیلان برای واحدهای خودگردان کوچک در هنگام تصمیم گیری مناسب است. دشواری این روش آن است که وکیلان می توانند به سادگی به نمایندگان رسمی مبدل شوند که در پایان پاسخگویی اندک و اندک تری به موکلان خود داشته باشند.
یک راهکار دیگر برای مشکل تصمیم گیری سیاسی، خودمختاری محلی است. با داشتن واحدهای کوچک 1000 تا 100 هزار نفر به جای یک میلیون تا 100 میلیون، نیازی به بوروکراسی ها و سیاستمداران نیرومند نیست. با داشتن تنوعی از جوامع خودمختار که ساختارهای سیاسی و اقتصادی متفاوت دارند، مردم می توانند تصمیم بگیرند کدام نظام نظام سیاسی دلخواه شان است.
پیاده سازی دمارشی در اقتصاد
دمارشی در بنیاد یک جایگزین دموکراتیک سیاسی برای انتخابات است. دمارشی با نظام های اقتصادی گوناگون سازگار است از سرمایه-گذاری رقابتی گرفته تا مالکیت جمعی. اما یک نقش مهم شرکت های بزرگ و بوروکراسی های دولتی را رد می کند.
برای مثال، اگر یک نهاد دمارشیک تصمیم به ساخت یک سیستم حمل و نقل سریع بگیرد، ممکن از میان داوطلبان شرکت های خصوصی یکی را برگزیند یا بر قرارداد با جمعی از شرکت های سازنده تکیه کند.
اصول دمارشی را می توان در حوزۀ اقتصاد نیز پیاده کرد. برای نمونه، شبکه یی از نهادهای اعتباری که اعضای شان به گونۀ تصادفی از میان داوطلبان برگزیده می شوند،  توانند مسوولیت انواع و نواحی مختلف زمین به شمول زمین کشاورزی، جنگل و کرانه های دریا را به دوش بگیرند. هر نهاد اعتباری روش هایی را برای استفاده از زمین و با درنظرداشت عواملی چون باروری، رفاه اجتماعی و محیط زیست، برمی گزیند. وابسته به استفاده و احتمال پیامدهای ناگوار، یک مقدار هزینۀ کرایه گونه برای استفاده از زمین در نظر گرفته می شود. کرایه ها برای پرداخت خدمات اجتماعی عمومی (همچون ساخت جاده ها و خدمات بهداشتی برای کودکان) به کار برده می شود. با داشتن چنین نظام جامع، مالیات بر درآمد و مالیات غیرمستقیم همراه با دستگاه های بزرگ برای جمع آوری مالیت می توانند برچیده شوند.
سودمندی انتخاب تصادفی در چنین موردی این است که کسانی که در تصمیم گیری های مهم اقتصادی درگیرند احتمال اینکه منافع ویژۀ فردی را از رهگذر مفاد یا معاملات به دست آورند، به دور است. می توان برای اطمینان بیشتر از این دست به چاپ همۀ تصامیم نهادهای اعتباری زد. نهادهای اعتباری می توانند تصامیم شان را هر چه بیشتر بر بنیاد منافع عمومی بگیرند تا بر بنیاد سرمایه یا نظام-های اقتصادی سوسیالیستی که منافع شخصی یا بوروکراتیک نیروهای انگیزه بخش اقتصادی.
دیگر کاربردهای دمارشی در اقتصاد نیز ممکن است، اما نیاز به پژوهش و کاربست عملی دارند تا دید چگونه عمل می کنند. بسنده است گفته شود که دمارشی احتمال ورود جایگزین هایی را که به حل مشکلات ناشی از نظام های اقتصادی کنونی برمی گردند همچون فقر، نابرابری گسترده و ازخودبیگانگی می دهد.
انتخاب تصادفی در عمل
رایج ترین کاربرد انتخاب تصادفی در تصمیم گیری اجتماعی در جهان امروز انتخاب هیأت منصفه/ژوری در دادگاه هاست. هیأت منصفه چندین خوبی نسبت به یک قاضی دارد. یکی از آن خوبی ها استقلال نسبی از منافع فردی است: هیأت های منصفه کمتر مستعد فریب جایگاه، پول و قدرت هستند. آنها کارمندان دولت نیستند و می توانند تصامیم مستقل بگیرند. هیأت های منصفه در بسیاری از موارد نپذیرفته اند مردم را در هنگامی که تصور می کردند قانون ناعادلانه است، مجرم قلمداد کنند. سرانجام، اعضای هیأت منصفه می توانند دیدگاه های یکدیگر را آزمایش کنند درحالی که هیچ قاضی ای چنین نمی تواند.
در سال های گذشته تجارب عملی فراوانی در زمینۀ انتخاب تصادفی برای دیگر انواع تصمیم گیری انجام شده است. مرکز جفرسَن در میناپولیس امریکا طرح «هیأت پالیسی ساز» (Policy jury ) را معرفی کرده است. این هیأت ساخته شده از یک گروه 12 نفره است که از میان باشندگان محل به گونۀ تصادفی انتخاب می شوند. اینها پیشنهادها و سفارش هایی برای مسائل دشوار ارائه خواهند کرد. یکی از پروژه هایی که این هیأت پالیسی ساز با آن سروکار داشت مشکل مواد کیمیایی کشاورزی بود که وارد لوله های آب می شد. دیگر پروژه ها شامل پیوند اندام بدن و درمانگاه ها در مکاتب بود. در هر مورد، هیأت های پالیسی ساز به گفته های گواهان عینی گوش فرا می دادند و با پشتیبانی اداری گستردۀ روبه رو می شدند. این پروژه ها نشان می دهند که اعضای هیأت پالیسی ساز وظایف شان را داوطلبانه می پنداشتند و آنها را کاملا جدی می گرفتند که به پیشنهادها و سفارش هایی انجامیدند که مردم از آنها استقبال نمودند.  یک کاربرد همسان از انتخاب تصادفی برای پالیسی سازی به گونۀ مستقل در آلمان در طول سال ها تهیه و مطالعه شده است. چندین و چند واحد برنامه ریزی شامل گروه های انتخاب شده به گونۀ تصادفی یعنی نزدیک به 25 نفر ایجاد گردید تا یک هفته را پیرامون چالش-های پالیسی در زمینه های گوناگون همچون برق، برنامه ریزی شهری و فناوری اطلاعات گفتگو کنند. بیشتر زمان اعضای واحد برنامه-ریزی در قالب گروه های 5 نفری سپری شد که در آن عضویت برای پیش گیری از پدیدار شدن سلسله مراتب در گروه به گونۀ چرخشی تبدیل می شد. در پایان دریافتند که شرکت کنندگان بسیار سریع مسائل را می آموزند، به مشکلات بلندمدت حساس اند و بر منافع مشترک تمرکز دارند. پروژه های انجام شده در امریکا و آلمان چندین گروه را به گونۀ همزمان پیرامون یک موضوع ویژه مورد مطالعه قرار دادند و مشارکت را گسترده تر ساخته و یافته های قابل اعتمادتری به دست آوردند.
در استرالیا، انتخاب تصادفی در روندهایی برای ایجاد ساختارهای سازمانی جدید در اتحادیه های بازرگانی به کار رفته است. امکانات بی-پایان اند، اما به تعهد و تلاش فراوان برای به پایان رساندن یک پروژه نیاز است. تاکنون ما تنها رویۀ بیرونی مسأله را دیده ایم.
برخی پرسش های بی پاسخ
دمارشی هنوز در مرحلۀ آغازین خود قرار دارد. چشم اندازهای بسیاری دارد که به سختی درباره شان اندیشیده شده و کمتر از آن در عمل پیاده شده است. نیاز شدید به گفتگو و تجربۀ عملی آنها برای پاسخ دادن به برخی از پرسش ها همچون موارد زیر وجود دارد:
•چگونه می توان مردم را انگیزه داد تا برای انتخاب تصادفی در نهادهای دمارشیک حاضر شوند؟ موانع سر راه برای مشارکت مردمی کدام هایند؟
•ساختار اقتصادی چقدر از نگاه کارایی در نظام دمارشی حیاتی است؟
•چگونه «نهادهای دست دوم» که به چگونگی عملکرد نظام دمارشی بستگی دارند، می توانند به دور از دستکاری و مداخلات بمانند؟
شما چه می توانید
بهترین روش برای ایجاد و گسترش نظام دمارشی عملی سازی نظام «اکثریت» در موقعیت های مختلف، و در آغاز در سطح کوچک، می-باشد. می توان از یک باشگاه ورزشی، یک گروه ملی فعال زیست محیطی، یک اتحادیۀ بازرگانی یا یک نهاد دولتی محلی آغاز کرد. ممکن عملی  کردن دمارشی درگیری هایی را به میان آید مثلا در هنگامی که رهبران کنونی به دلیل ناکارایی یا فساد اعتبارشان را از دست بدهند. به گونۀ جایگزین، یک سازمان کارا می تواند تصمیم بگیرد نظام اکثریت را پیاده کند تا مشارکت دموکراتیک را افزایش داده یا از آن حفاظت نمود.
یک چیز مسلم است. سود اندکی دارد اگر بکوشیم دولت ها را انگیزه بدهیم که دست از نظام های کنونی بکشند و به جای آن نظام دمارشی را پایه گذاری کنند. دمارشی باید در سطوح پایین جامعه گسترش یابد. بدین گونه می توان پتانسیل و محدودیت های آن را در انعطاف پذیرترین شرایط آزمود.
دمارشی در نفس خود راهکاری برای همۀ دشواری های جهان نیست. نهادهای دمارشیک می توانند تصامیم بدی بگیرند؛ هنوز می تواند درگیری ها و بحران های جدی در جوامع وجود داشته باشند؛ فقر و بی عدالتی به گونۀ خودکار از میان نمی روند. اما هر چند دمارشی ضمانت کنندۀ یک عصر طلایی نیست، تلاش برای ایجاد و گسترش آن می تواند بخشی سودمند در میان تلاش های دیگر انسان ها برای یک جهان بهتر باشد.
برای مطالعۀ بیشتر می توانید به کتاب های زیر نگاه کنید:
John Burnheim, Is Democracy Possible? The Alternative to Electoral Politics (London: Polity Press, 1985). The definitive argument for demarchy .
Lyn Carson and Brian Martin, Random Selection in Politics (Westport, CT: Praeger, 1999 ).
Fred Emery, Toward Real Democracy (Toronto: Ontario Ministry of Labour Occasional Paper, 1989 ).
Jane Mansbridge, Beyond Adversary Democracy (New York: Basic Books, 1980). A perceptive account of the strengths and weaknesses of both representative (adversary) democracy and consensus (unitary democracy ).
Social Alternatives, Vol. 8, No. 4, January 1990. A special issue on alternative politics in the 1990s .