صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۱ دلو ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

دمارشی؛ جایگزینی برای سیاست انتخاباتی – بخش دوم

دمارشی؛ جایگزینی برای سیاست انتخاباتی – بخش دوم

نویسنده: فرد امری
برگردان: بصیر بیتا

یادداشت دبیر صفحه: «مانیفیست دمارشی» و «آیا دموکراسی ممکن است؟» دو کتاب از جان برنهایم، فیلسوف استرالیایی است. فیلسوفی که میگوید انتخاب تصادفی سیاستگذاران، شرکت معنادار شهروندان را آسان میکند و موقعیت را برای برخی افراد ذینفع که در جهت افساد پروسه میکوشند سختتر میکند. بصیر بیتا، مترجم «آیا دموکراسی ممکن است؟» مطلبی از فرد امری ترجمه کرده است که توضیح نسبتا جامعی از «دمارشی» )محور اصلی مفکورهی برنهایم( ارائه میکند. این مطلب میتواند راه علاقمندان دو کتاب نامبرده را به خوبی بگشاید.

مشکل نظام کنونی چیست؟
به گونۀ فشرده: فساد، عدم پایبندی به وعده ها، بی تفاوتی، و توجه به منافع شخصی.
دولت نمایندگان بر بنیاد انتخابات پیشرفت بزرگی نسبت به نظام های پیش از خود که میراثی بودند، به شمار می رفت. همچنین نسبت به بدیل های دولت های بوروکراتیک سوسیالی یا دیکتاتوری های نظامی برتری دارد. روی هم رفته، گزینش و مداخلۀ مردمی نیز در انتخابات وجود دارد.
اما تنها از بهر اینکه دولت نمایندگان بهتر از برخی دیگر نظام هاست بدان معنا نیست که بهترین نظام ممکن برای همیشه و در همۀ شرایط است. شایان یادآوری است که دیگر رویکردها را نیز باید بررسی و آزمایش کرد.
دولت نمایندگان می تواند به خواست مردم هنگامی پاسخگو باشد که رای دهندگان بسیار اندک باشند و نمایندگان کاملا به پشتیبانی مردمی نیاز داشته باشند. اما هنگامی که جمعیت زیاد باشد و شرکت های قدرتمند و بوروکراسی های دولتی پای شان در میان باشد، کنترول مردم بر انتخابات اندک خواهد بود. دستگاه های احزاب سیاسی نامزدان را انتخاب می کنند. بیشتر، نخبگان احزاب بر سر پالیسی-ها تصمیم می گیرند.
همۀ اینها دست به دست هم می دهند تا شهروندان عادی را شکاک و بی تفاوت بار بیاورند. رای دهی می شود انتخاب میان شخصیت های دور از دسترس که همچون آب خوردن قابل خرید و فروش می باشند. هنگامی که دولت ها وعده های انتخاباتی شان را زیر پا کنند، همان-گونه که غالبا چنین است، سرخوردگی افزایش می یابد.
یک پاسخ از سوی کسانی که توسط احزاب موجود تغذیه می شوند این است که بروید یک حزب جدید بسازید. در طول سال ها احزاب نو فراوانی روی کار آمده اند که همه با امید پاسخگویی واقعی به نگرانی های مردم بنیان گذاشته شده اند. اما بر عکس، احزاب تازه نیز در همان نظام کهنه گیر می افتند. یا نمی توانند تاثیر چندانی بر احزاب حاکم بگذارند یا آغاز به تغییر رفتار سیاسی شان می کنند. احزاب سیاسی حاکم همان احزاب گذشته اند که روزی نگاه نوی داشتند.
«هر انقلابی روزی ناپدید می گردد و از خود تنها بخش کوچکی از یک بوروکراسی جدید را به جا می گذارد.» فرانتس کافکا
پاسخ معمولی به دولت ضعیف این است که امیدواری ها را بر دوش سیاستمداران مختلف بیاندازد. اما سیاستمدار یا حزب جدید باید با نظام سیاسی کنونی خود را سازگار کنند. شاید به جای آن راهکار این باشد که عملکرد نظام کنونی را تغییر دهیم.
مخالفت با دمارشی
اگر دمارشی این گونه امیدبخش است، پس چرا تاکنون در سطح گسترده عملی نشده است؟ انگیزۀ اصلی شدیدا به نظام کنونی برمی گردد.
تقریبا همۀ سیاستمداران مخالف دمارشی خواهند بود؛ این گزاره بر بوروکرات های نیرومند نیز صادق است. می توان چنین انتظار داشت چرا که این قدرتمندان بسیاری از داشته های شان را از دست خواهند داد.
«از آرایشگر نپرسید چه هنگام نیاز به آرایش خواهید داشت.» دانیل اس. گرین برگ
از سوی دیگر، بسیاری از رای دهندگان نیز ممکن با آمدن نظام دمارشی احساس خطر کنند. به آنها گفته شده است که رای دهی و انتخابات بنیان دموکراسی  هستند. همه روزه در هر روزنامه تاکید بر سیاستمداران مهم است. رای دهی گویا تنها راه پیوند میان مردم با آنها باشد.
دمارشی در واقع تهدیدکننده و چالش انگیز است چرا که بر فهم و ارزش های مردم عادی تاکید دارد. این امر از نظام کنونی که در آن تصامیم را تنها شمار اندکی از افراد می گیرند، بسیار متفاوت تر است. مشارکت مستقیم و پیوسته در روند تصمیم گیری باید بنیان دموکراسی باشد. این حس که چنین چیزی یک تهدید است نشان می دهد چقدر نظام کنونی از مشارکت مردمی دور شده است.
حتی رهبران گروه های بدیل نیز شاید با دمارشی مخالفت کنند. روی هم رفته، آنها نیز نخبگانی اند در میان نمایندگان اندک خویش. کسانی که کمترین سخن را در نظام کنونی می زنند در نظام دمارشی بیشترین فرصت سخنرانی را خواهند داشت. این شاید نیرومندترین استدلال به نفع آنها باشد.
دمارشی در قالب استندردهای سیاست چپ گرا و راست گرا نمی گنجد. نظامی است بر بنیاد افزایش مشارکت مستقیم مردم در تصمیم-گیری سیاسی. این نظام ضمانتی نمی کند که سمت وسودهی های دلخواهِ نخبگان سیاسی کنونی دنبال خواهند شد یا نه. روی هم رفته، این نظام از روش های احزاب سیاسی استندرد که در آن نخبگان سیاسی و بوروکرات ها قدرتی بسیار بالا برای تصمیم گیری بر زندگی شهروندان دارند، فرق می کند.
انتقادات
آیا کارایی دمارشی اندک نخواهد بود؟
در واقع هیچ کس نمی داند. اما نخست باید پرسید، هدف از کارایی برای چیست؟ دیکتاتوری ها برای نظم بخشیدن به مردم و انجام کارها می توانند بسیار کارا باشند، اما از نگاه فراهم سازی عدالت و آزادی کاملا ناکارآمدند.
چنانچه دیده شود دموکراسی در برخی جاها ناکارا است، بیشتر کسانی که بر آن باور دارند این ناکارایی را بهای زندگی در جامعۀ دموکراتیک می پندارند.
اما دمارشی می تواند به شکل متفاوت تری کارآمد باشد. نظام محاکمۀ قضایی توسط یک هیأت منصفه مطمئنا نیازمند کار بیشتری نسبت به یک قاضی دارد. اما محاکمه توسط یک هیأت می تواند اعتماد بیشتری بر نظام قضایی و قانونی به میان آورد و در برابر سوءاستفاده ها پشتیبانی بیشتری به بار آورد. پس چرا روی هم رفته دیکتاتورها می کوشند خود را از شر محاکمه توسط یک هیأت منصفه رها کنند؟
«هر دُکترین ... که مسوولیت شخصی برای قضاوت و اقدام را ضعیف کند ... در آفریدن دیدگاه هایی که از دولت تمامیت خواه پشتیبانی می کنند، یاری می رساند.» جان دیوی
آیا انتخابات تصمیم گیرندگان بهتر و شایسته تری را نسبت به دمارشی ارائه نمی دهد؟
به یک معنا، بلی. دمارشی اجازه می دهد افراد به گونۀ تصادفی برای حضور در یک نهاد تصمیم گیری داوطلب شوند، حتی اگر از سواد اندکی برخوردار باشند یا دیدگاه  هایی از سر ناآگاهی داشته باشند. بسیاری از مردمی که هرگز برای آمدن بر سر چوکی انتخاب نمی شوند می توانند به عنوان اعضای یک نهاد در نظام دمارشی انتخاب شوند.
اما ایدۀ دموکراسی این نیست که «شایسته ترین افراد» انتخاب شوند. در غیر آن پس چرا انتخابات برگزار می شود؟ چرا اجازه نمی دهیم که نامزدان شرایط و شایستگی های شان را برای یک هیأت گزینش پیشکش کنند؟
دموکراسی بر مشارکت مستقیم مردم در تصامیمی که بالای آنها تاثیرگذار می گذارد، بنیان نهاده شده است. نظامی که در آن تصامیم را کسانی می گیرند که «بهترین  چیزها را می دانند» یا یک نظام دیکتاتوری است یا یک نظام رفاه میراثی است. افزون بر این، تاریخ نشان داده است که روشنفکران به همان پیمانه که دیگران مستعد روی آوردن به فاشیزم و استالینیزم هستند، آمادۀ پذیرفتن و گسترش این نظام ها می باشند.  هنگامی که خبرگان تصامیم را می گیرند، به گونه یی تصمیم می گیرند که خود را در موقعیت ممتازی قرار می دهند. در نظام دمارشی، خبرگان می توانند دیدگاه های شان را مانند دیگر شهروندان برای تشویق نهادهای تصمیم گیری به تصمیم مناسب ارائه کنند. بدین گونه تجربه در خدمت مردم قرار می گیرد نه در خدمت نخبگان. «اگر افراد خودخواه و بیکاره در بالاترین نقطۀ تصمیم گیری قرار نداشته باشند، هیچ دولتی شکل نمی گیرد و شکل نخواهد گرفت.» جان دایرِن
آیا مردم از تصامیمی که نهادهای دمارشیک می گیرند، پیروی خواهند کرد؟
حتی در جوامع امروزی بیشتر مردم کارهایی را انجام می دهند که بر سرشان توافق دارند نه کارهایی را که به زور بر آنها تحمیل می شود. بیشتر مردم با پارک ها و کتاب خانه ها محترمانه برخورد می کنند چرا که پشتیبان این خدمات هستند نه اینکه از مجازات و تخطی بر این اماکن هراس داشته باشند. از سوی دیگر، تقریبا ناممکن است هیچ قانونی را بدون پشتیبانی مردمی تطبیق کرد خواه قانون پیکار با مواد مخدر باشد یا دور زدن مالیات.  از این نگاه، دمارشی با جامعۀ کنونی تفاوت چشمگیری نخواهد داشت. بیشتر مردم از تصامیم حساسی که نهادهای رسمی گرفته اند پیروی خواهند کرد. اگر مخالفتی داشته باشند می توانند برای تغییر وارد کارزار شوند و حتی مقاومت های بدون خشونت راه بیاندازند. اگر شمار کافی مردم آگاهانه مخالف یک تصمیم باشند، آن تصمیم از طریق نافرمانی ناکارآمد خواهد شد.
آیا دمارشی یک آرمان شهر نیست؟
تطبیق کامل دمارشی در مقایسه با جامعۀ کنونی تغییر غول آسایی خواهد بود. بسیاری تصور می کنند با وجود قدرت متمرکز نزد دولت-ها، بوروکراسی ها و ارتش های روبه افزایش چنین رخ نخواهد داد.
اما این بدان معنا نیست که دمارشی غیرعملی یا ناممکن است. اگر در بلند مدت بیاندیشیم، گام های کوچک به سوی دمارشی می تواند آهسته آهسته ما را به چنان جامعه یی که وصف شد رهنمون سازد. تغییرات اجتماعی پایدار و بنیادین همیشه به آهستگی رخ می دهند. سده ها تلاش برای از میان بردن برده داری و آوردن نظام دولت نمایندگان زمان برد. دمارشی یک شبه روی نمی دهد، اما به معنای «اتوپیایی بودن» آن نیست بلکه باید گام هایی برای عملی شدن آن برداشت. در واقع، پیرامون همۀ آزادی ها باید گفت که نیاز به تلاش پیوسته داریم.
گستر ه یی از روش های دموکراتیک
در پهلوی دمارشی و سیاست انتخابات محور، روش های دیگری نیز در تصمیم گیری دموکراتیک وجود دارند که شایستۀ درنظرگرفتن هستند. یکی از آنها «توافق جمعی» است، روشی نیرومند که برای گروه های کوچک از دو تا صد نفری یا بیشتر از آن کارآمد است. توافق جمعی نیازمند جستجو برای پیشنهادی است که همه یا تقریبا همه آن را بدون هیچ انتقاد جدی بپذیرند. تجربۀ چگونگی رسیدن به توافق جمعی در دهه های واپسین در میان اجتماعات و جنبش های اجتماعی بسیار پیشرفت کرده است.  توافق جمعی یک روش واقعی در محل کار در میان بسیاری از کمیته ها و نشست ها است. در نشست ها یک دیدگاه هنگامی که رای دهی ناکارآمد باشد، به توافق جمعی می رسند. اما روش های توافق جمعی دشواری هایی نیز در بسیاری موارد دارند، به ویژه در میان گروه های بزرگ و جاهایی که اختلافات بنیادین گروه را تقسیم بندی می کند.
انتخاب وکیلان (به جای نمایندگان) روش دیگری است. به وکیلان هدایت داده می شود دیدگاه های موکلا  ن شان را بیان کنند و می توانند در هر زمان مورد بازخواست قرار گیرند. نظام وکیلان برای واحدهای خودگردان کوچک در هنگام تصمیم گیری مناسب است. دشواری این روش آن است که وکیلان می توانند به سادگی به نمایندگان رسمی مبدل شوند که در پایان پاسخگویی اندک و اندک تری به موکلان خود داشته باشند.
یک راهکار دیگر برای مشکل تصمیم گیری سیاسی، خودمختاری محلی است. با داشتن واحدهای کوچک 1000 تا 100 هزار نفر به جای یک میلیون تا 100 میلیون، نیازی به بوروکراسی ها و سیاستمداران نیرومند نیست. با داشتن تنوعی از جوامع خودمختار که ساختارهای سیاسی و اقتصادی متفاوت دارند، مردم می توانند تصمیم بگیرند کدام نظام نظام سیاسی دلخواه شان است.