صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۱۳ قوس ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

دیپلماسی فرهنگی افغانستان-بخش اول

دیپلماسی فرهنگی افغانستان-بخش اول نویسنده:علی سینا محمود

دیپلماسی در واقع فن مدیریت تعامل با جهان خارج از سوی نهادها، سازمان ها و دولتهاست. قطعا ابزارها و مکانیسم های متعددی برای اعمال این مدیریت می توان بکار گرفت. یا به تعبیری تلاش برای ارتقای سطح ارتباطات و تعامل میان ملل جهان با هدف طراحی و بنیاد نهادن تفاهمنامه ها و توافقاتی بر اساس ارزشهای مشترک را دیپلماسی میگویند. دیپلماسی در سیاست جهانی عبارت از فرایند ارتباط بین بازیگران بین المللی که قصد دارند از طریق مذاکره، تعارض را بدون جنگ حل و فصل نمایند. این فرایند در طول قرن ها متحول شده و به صورت حرفه ای درآمده است. بنابراین دیپلماسی اصولا با تلاش هایی برای مدیریت و ایجاد نظم در محدوده یک نظام جهانی در ارتباط است و هدف از آن ممانعت از تبدیل تعارض به جنگ است.(جان بیلیس،1383:715)
دیپلماسی فرهنگی افغانستان
ﻫــﺪف اﺳﺎﺳــی دﯾﭙﻠﻤﺎﺳــی ﻓﺮﻫﻨﮕــی، ارایـﻪ دﯾــﺪﮔﺎه روﺷــﻦ و ﻣﻮﺟــﻪ ﻧﺴــﺒﺖ ﺑــﻪ ﻓﺮﻫﻨــﮓ ارزﺷــی و رﻓﺘــﺎری کشور ﺑــﺮای ﺑﺎزﯾگــﺮان ﻣﺨﺘﻠــﻒ ﻋﺮﺻــﻪ ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠــﻞ، ﺷــﺎﻣﻞ دوﻟﺖﻫــﺎ، ﺳــﺎزﻣﺎنﻫﺎی دوﻟﺘــی و ﻏﯿﺮدوﻟﺘــی ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠــی، ﻧﻬﺎدﻫــﺎی ﺟامعه ﻣﺪﻧــی و اﻓــﮑﺎر ﻋﻤﻮﻣـی اﺳــﺖ. ﮔﺴــﺘﺮش ارزشﻫــﺎی ﻣﻠــی، ﺗﻘﻮﯾــﺖ ﻫﻮﯾــﺖ ﻣﻠــی و روﺣﯿــﻪ ﻫﻤﺒﺴــﺘگی ﯾکــی دﯾگــﺮ از اﻫــﺪاف ﻏﺎﯾــﯽ دﯾﭙﻠﻤﺎﺳــی ﻓﺮﻫﻨﮕــی اﺳــﺖ. دﯾﭙﻠﻤﺎﺳــی ﻓﺮﻫﻨﮕــی ﺗــﻼش ﺑــﺮای درک، ﻣﻄﻠــﻊ ﺳــﺎﺧﺘﻦ، ﻣﺸــﺎرﮐﺖ دادن و ﺗﺄﺛﯿــﺮ ﮔــﺬاردن ﺑــﺮ ﻣــﺮدم دﯾگــﺮ ﮐﺸﻮرﻫﺎﺳــﺖ(صالحی امیری،109:1389). وﻗتی ﺻﺤﺒــﺖ از دﯾﭙﻠﻤﺎﺳــی ﻓﺮﻫﻨﮕــی ﺑــﻪ ﻣﯿــﺎن ﻣیآﯾــﺪ، ﺑﺎﯾــﺪ بگوﯾﯿــﻢ ﮐــﻪ ﯾکـی از ﻣﺆﻟﻔﻪﻫــﺎ و ﻣــﻮاردی ﮐــﻪ از اﻫﻤﯿــﺖ ﺑﺎﻻﯾــﯽ ﺑﺮﺧــﻮردار میﺑﺎﺷــﺪ، اﻓــﮑﺎر ﻋﻤﻮﻣــی اﺳــﺖ. در ﻓﻀــﺎی رواﺑــﻂ ﻓﺮﻫﻨﮕــی ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠــی و دﯾﭙﻠﻤﺎﺳـی ﻓﺮﻫﻨﮕــی، ﻫــﺮ ﮐﺸــﻮر ﺑــﻪ دﻧﺒــﺎل آن اﺳــﺖ ﮐــﻪ ﺗﺼﻮﯾــﺮ ﺧــﻮد را در ﻣﯿــﺎن ﻣــﺮدم دیگر ﺟﻮاﻣــﻊ ﻣﺜﺒــﺖ و ﺳــﺎزﻧﺪه ﻧﺸــﺎن دﻫــﺪ. دﯾﭙﻠﻤﺎﺳــی ﻓﺮﻫﻨﮕــی در ﻋﺎلیﺗﺮﯾــﻦ ﺳــﻄﺢ ﺧــﻮد ﺑﺴــﺘﺮ ﺳــﺎز ﺗﻌﺎﻣــﻞ ﻓﺮﻫﻨﮓﻫــﺎ و ﺗﻤﺪنﻫــﺎ اﺳــﺖ و ﺑﻬﺘﺮﯾــﻦ اﺑــﺰار شناخت ﻓﺮﻫﻨــﮓ دیگـﺮان، ﺷﻨﺎﺳــﺎﻧﺪن ﻓﺮﻫﻨــﮓ ﺧﻮﯾــﺶ ﺑــﻪ دیگران و باز شدن باب ﺗﻌﺎﻣــﻞ و ﮔﻔﺖوﮔــﻮ و داد و ﺳــﺘﺪ ﻓﺮﻫﻨﮕــی اﺳــﺖ.
دﯾﭙﻠﻤﺎسی ﻓﺮﻫﻨﮕـی ﺑﻬﺘﺮﯾــﻦ ﻧــﻮع دﯾﭙﻠﻤﺎﺳــی ﺑــﺮای ﺗﺒــﺎدل اﻓــﮑﺎر، اﻃﻼﻋــﺎت و ﺟﻨﺒﻪﻫــﺎی ﻣﺨﺘﻠــﻒ زﻧﺪﮔــی ﻣﻠﺖﻫــﺎ و رﺳــﯿﺪن ﺑــﻪ ﻓﻬــﻢ ﻣﺸــﺘﺮک ﻣﯿــﺎن آﻧﻬﺎﺳــﺖ. ﮐﺎﻣﯿﺎﺑــﯽ و ﻣﻮﻓﻘﯿــﺖ در ﺳﯿﺎﺳــﺖ ﺧﺎرﺟــی ﺑﻪﻃــﻮر ﻋــﺎم و در ﺣــﻮزه ﺗﻐﯿﯿــﺮ ﭼﻬــﺮه و ﺗﺼﻮﯾــﺮ ﯾــک ﮐﺸــﻮر در ﺟﻮاﻣــﻊ دیگر ﺑﻪﻃــﻮر ﺧــﺎص، در ﮔــﺮو اﺳــﺘﻔﺎده درﺳــﺖ از ﺳــﺎز و ﮐﺎرﻫــﺎ و اﺑﺰارﻫــﺎی ﻓﺮﻫﻨﮕــی در ﭼﺎرﭼــﻮب دﯾﭙﻠﻤﺎﺳــیﻓﺮهنگی اﺳــﺖ. ﺗﻠﻘــی ﻣﻨفی و ﺗﺼﻮﯾــﺮ ذﻫنی ﺗﺎریک ﮐــﻪ ﺟﻬﺎﻧﯿــﺎن از ﯾــک ﮐﺸــﻮر ﯾــﺎ حکوﻣــﺖ دارﻧــﺪ، ﺗﻨﻬــﺎ در ﺳــﺎﯾﻪ دﯾﭙﻠﻤﺎﺳــیﻓﺮﻫﻨﮕــی ﻗﺎﺑــﻞ ﺗﻐﯿﯿــﺮ و اﺻــﻼح اﺳــﺖ. ﺗﻨﻬــﺎ ﺑــﺎ اﺑﺰارﻫﺎﯾــﯽ از نوع ﻓﺮﻫﻨــﮓ می ﺗــﻮان در ﻋﻤــﻖ ﺑﺎورﻫــﺎ و ذهن ﻣﻠﺖﻫــﺎ رﺳــﻮخ ﮐــﺮد و اﺋﺘﻼفﻫــﺎ و اﺗﺤﺎدﻫﺎﯾــﯽ ﭘﺎﯾــﺪار را در ﻧﻈــﺎم ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠــﻞ شکل داد. از اﯾــﻦ نظر ﺑــﻪ ﮐﺎرﮔﯿــﺮی دﯾﭙﻠﻤﺎﺳــیﻓﺮﻫﻨﮕــی را ﻧــﻪ ﺗﻨﻬــﺎ ﺑﺮای دﺳــﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑــﻪ اﻫــﺪاف فرهنگی، بلکه ﺑﺮای دستیابی ﺑــﻪ اﻫﺪاﻓــی ﺑــﺎ ﻣﺎﻫﯿــﺖ ﺳﯿﺎﺳــی، اقتصادی، اﻣﻨﯿﺘــی و ﻧﻈﺎﻣــی ﻧﯿــﺰ می ﺗــﻮان ﺗﺠﻮﯾــﺰ ﮐــﺮد. اﻣــﺮوزه اﻓــﮑﺎر ﻋﻤﻮﻣـی داﺧﻠــی و ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠــی از فکتور های ﻣﻬــﻢ در ﺗﺼﻤﯿﻢﮔﯿــﺮی ﺳﯿﺎﺳــت خارجی ﻣﺤﺴــﻮب میشود. ﮐﺸــﻮری ﮐــﻪ ﺑﺘﻮاﻧــﺪ ﺑــﺎ بکارﮔﯿــﺮی ﻓﻌﺎﻟﯿــﺖ ﻓﺮﻫﻨﮕــی ﻣﻨﺴــﺠﻢ، ﻫﻤﺎﻫﻨــﮓ و ﺣﺴــﺎب ﺷــﺪه وﺟﻬــﻪ ﻣﻠــی ﺑﻬﺘــﺮی از ﺧــﻮد در ﻋﺮﺻــﻪ ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠــی نشان دﻫــﺪ، ﺑﻪرﻏــﻢ ﺿﻌــﻒ ﻧﻈﺎﻣــی و اﻗﺘﺼــﺎدی، ﮐﻤﺘــﺮ در ﻣﻌــﺮض ﺗﻬﺪﯾــﺪات اﻣﻨﯿﺘــی ﻗــﺮار ﺧﻮاﻫــﺪ ﮔﺮﻓﺖ و فرصت های بیشتری اقتصادی و تجاری را فراهم خواهد ساخت. 
امروزه با توجه به وضعیت و شرایط خاص سیاسی افغانستان و نگاه منفی که  زاییده تروریسم بین المللی است، کشور را در عرصه های داخلی و بین المللی با چالش های جدی روبرو کرده است. بطور کلی در ﺻﺤﻨــﻪ ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠـی دو ﺗﺼﻮﯾــﺮازافغانستان وجود دارد؛ تصویر جنگ و تروریسم، و تصویراقتصادی - ﻓﺮﻫﻨﮕـی. بعد از آغاز حمله شوروی در سال1358 افغانستان کاملا یک صحنه جنگ و درگیری را تداعی میکرد و بعد از شکست شوروی و خروج از افغانستان آهسته آهسته جای پای گروه های رادیکال منطقه ای در کشور باز شده و عملکرد افراطی آنها تصویر افغانستان در عرصه بین الملل را بمثابه مرکز تروریسم تیره و تار ساخت، ﺗﺼﻮﯾــﺮی ﮐــﻪ بیشترین ضربه پرستیژی به کشور را وارد کرده و چهره افغانستان را در افکار عمومی مخدوش نموده اﺳــﺖ. اﻣــﺎ در دوره نوین در کنار چهره جنگی و تروریستی از افغانستان چهره نستبا مطلوب اقتصادی-فرهنگی  نیز در عرصه بین المللی ایجاد شده است که این امر زمینه ساز فرصت ها و سرازیر شدن میلیارد ها دالر سرمایه در کشور گردید و پروژه های بزرگ اقتصادی چون معادن سرمایه گزاران خارجی را به کشور کشاند و صدها کمپانی و شرکت تولیدی و صنعتی و ده ها مرکز فرهنگی مثل رسانه های تصویری و چاپی و صوتی ایجاد گردیدند. اما با این همه هنوز آن چهره سیاه و تاریک همچنان ظلمت افزایی میکند.
در اثر تحولات چهار دهه گذشته هویت و فرهنگ افغانستان امنیتی شده است. ازینرو درکنار سایر سازوکارهای سیاسی تلاش درسایه دیپلماسی فرهنگی است که میتواند از چهره کشور امنیت زدایی بکند و این روی سکه پررنگ تر نمایش داده شود و این نقطه امید و نور را از پس ظلمت ها و تاریکی ها درخشانتر و بزرگتر  بکند. بازیابی جایگاه فرهنگی در عرصه بین المللی می تواند باعث بهبود وضعیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی شده و این مهم با تدوین سیاست های فرهنگی کارآمد و اتخاذ استراتیژی های کاربردی در دیپلماسی فرهنگی امکان پذیر است. برخورد منفعلانه نسبت به تصویر نادرستی که از افغانستان در عرصه بین المللی وجود دارد و نداشتن یک برنامه استراتیژیک برای دیپلماسی فرهنگی کشور و عدم ترسیم نقشه راه روابط و تبادل فرهنگی بین المللی فرصت های گوناگون توسعه کشور را در زمینه های مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و حتی امنیتی سلب خواهد کرد کمااینکه موجب تقویت مواضع و سیاست های مخالفین جمهوریت نیز میگردد.
ﺑــﻪ ﻧﻈــﺮ ﻣیرﺳــﺪ افغانستان ﺑــﻪ ﺧﻮﺑــﯽ از اﺑــﺰار دﯾﭙﻠﻤﺎﺳــی ﻓﺮﻫﻨﮕــی اﺳــﺘﻔﺎده نکرده است بخصوص درقبال کشورهای اسلامی و بطور مشخص همسایه های تاثیر گزار مثل جمهوری اسلامی ایران و جمهوری اسلامی پاکستان که در طول چهل سال گذشته هر کدام از این کشورها میزبان میلیون ها مهاجر افغان بوده اند و بیشترین مراوده تجاری و فرهنگی اما یکجانبه ویکسویه با آنها وجود داشته است، دولت افغانستان همواره از نفوذ عمیق همسایگان در لایه های اجتماعی و فرهنگی کشور ابراز شکایت و ناخرسندی کرده و فقط نظاره گر دخالت و تاثیرگذاری فرهنگی آنها بوده است و متقابلا از فرصت ها وظرفیت های فراوانی همچون وجود مهاجرین و متخصصین افغان، مشترکات دینی فرهنگی و سایر ظرفیت های موجود در آن کشورها بهره برداری نشده است و عملا هیچ عکس العملی در قبال آنها صورت نگرفته است و این برخورد منفعلانه نشانگر ضعف دیپلماسی فرهنگی افغانستان است.
امروزه ژئوکلچر جایگزین ژئوپلتیک شده است. درهم تنیدگی ملتها، تحول ساختاری و باز شدن درهای تمدن ها به روی یکدیگر  باعث اهمیت یافتن مضاعف فرهنگ و دیپلماسی فرهنگی شده است. بطور مثال بخش بزرگ و قابل توجه سیاست خارجی کشورهای همسایه و هم پیمان افغانستان نظیر ترکیه، هند و ایران و پاکستان بر دیپلماسی فعالانه فرهنگی استوار بوده است  و قراین حاکی از موفقیت آنها از این ابزار در جهت کسب منافع ملی شان است.  بنابراین اﺗﺨــﺎذ اﺳــﺘﺮاﺗﮋی ﮐﺎرآﻣــﺪ دﯾﭙﻠﻤﺎﺳــی ﻓﺮﻫﻨﮕــی و استفاده از ﻇﺮﻓﯿﺖﻫــﺎی ﻗــﺪرت ﻧــﺮم، استفاده از ظرفیت افغان های متخصص و نخبه خارج از کشور، استفاده از ارتباطات وسیع و باز با کشورهای بزرگ جهان و استفاده از اشتراکات دینی فرهنگی با کشورهای اسلامی، میتواند در ﺑﻬﺒــﻮد وﺿﻌﯿــﺖ ﺳﯿﺎﺳـی، اﻣﻨﯿﺘــی، اﻗﺘﺼــﺎدی و اﺟﺘﻤﺎﻋــی افغانستان در ﻋﺮﺻــﻪ ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠــﻞ تاثیرگذار و راهگشا باشد. بخصوص بخش عمده مناقشات سیاسی افغانستان با کشورهای همسایه از طریق استفاده درست دیپلماسی فرهنگی قابل ترمیم و حل شدن است. 
متقابلا ﻏﻔﻠــﺖ ورزﯾــﺪن از اﺑﻌــﺎد رواﺑــﻂ ﻓﺮﻫﻨﮕــی و ﻧــﮕﺎه ﺗﻘﻠﯿﻞﮔﺮاﯾﺎﻧﻪ  و محدود نسبت به فرهنگ و دیپلماسی فرهنگی و ایجاد ﻣﻼﺣﻈﺎت و ﺣﺴﺎﺳﯿﺖﻫﺎی ﺳﯿﺎسی و قومی و مذهبی علاوه بر اینکه ﻋﺮﺻــﻪ را ﺑــﻪ ﻧﻔــﻊ ﺗﺒﯿﯿﻦﻫــﺎی ﻧﺎخوشایند باز میکند، زﻣﯿﻨــﻪ ﺑــﺮای استعلای فکری و فرهنگی بیگانگان و ﺷــکلگیری ﻧﻮﻋــی اﺟﻤــﺎع و ﺗﻮاﻓــﻖ افکار عمومی ﺟﻬﺎن ﻋﻠﯿــﻪ ﺗﻬﺪﯾﺪآﻣﯿــﺰبودن، خطرناک و عقب مانده بودن ملت و دولت افغانستان نیز ﻓﺮاﻫــﻢ میشود، ضمن اینکه از داد و ستد و بهره مندی از فرصت های روابط فرهنگی با جهان هم استفاده نگردیده است و همچنان تصویر تاروتیره مملکت بر اذهان ملتها باقی خواهد ماند.