صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۱۳ قوس ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

مهم‌ترین و محبوب‌ترین رمان‌های تاریخی

مهم‌ترین و محبوب‌ترین رمان‌های تاریخی

رمان تاریخی روایت تاریخ در قالب داستان است؛ پردازش هنرمندانه و ادبی تاریخ. در این شماره و شمارههای بعدی مهمترین رمانهای تاریخی را معرفی نموده و مورد بررسی قرار میدهیم.

2- دختری با گوشواره مروارید
در دو شمارهی پیشینِ روزنامه رمان جنگ و صلح، یکی از آثار برجستهی ادبیات جهان را به معرفی گرفتیم. اینک در ادامهی معرفی رمانهای مهم تاریخی، به رمان «دختری با گوشواره مروارید» میپردازیم:
معرفی
دختری با گوشواره مروارید یکی از رمانهای تاریخی معروف و محبوب جهان است که توسط تریسی شوالیه نویسندهی آمریکایی- انگلیسی نوشته شده است.  سوژهی کتاب از یک نقاشی جادویی شروع میشود که دختری با گوشواره مروارید را نشان میدهد. این تابلو که توسط یوهانس ورمر (یا فیرمر؛ به هالندی Johannes Vermeer ) خلق شده است، بهباور هنرمندان و کارشناسان هنر، بهتنهایی یکی از پایههای اساسی و ثابت در دوران طلایی هنر در هالند ِ قرن هفدهم میلادی به شمار میرود. این تابلو از جلمه آثاری است که ردپای آن در آثار هنرمندان و نویسندگان پس از خودشان پیداست و تاثیر عمیقی در تاریخ فرهنگ و هنر داشتهاند. دختری با گوشوارهی مروارید سال 1999 منتشر شد و نویسندهاش تریسی شوالیه را به شهرت رساند. خانم شوالیه سال 2000 برای این رمان برندهی جایزهی  Barnes and Noble Discover    شد. رمان دختری با گوشواره مروارید به بیش از 38 زبان ترجمه شده است و 5 میلیون نسخه از آن در سراسر جهان فروخته شده است.

در بارهی نویسنده
تریسی شوالیه سال 1962 در واشنگتن به دنیا آمد. پدرش بیش از سی سال عکاس روزنامهی آمریکایی واشنگتن پست بود. او مادرش را در کودکی از دست داد. در سال 1980 تحصیلات دانشگاهیش را در کالج ابرلین در ایالت اوهایو آغاز کرد. او پس از پایان تحصیلاتش به انگلستان رفت و آنجا ساکن شد. شوالیه مدرک کارشناسی ارشدش در نویسندگی خلاق را از دانشگاه ایست آنجلیا در «نورویچ» انگلستان دریافت کرده است. تریسی شوالیه پیش از نویسندگی به عنوان ویراستار در موسسات و انتشارات های مختلفی فعالیت کرده است. اولین کتاب او  به نام  the virgin blue در سال 1997 منتشر شد. در مجموع 8 کتاب  از او منتشر شده است که  از میان آنها میتوان به «سقوط فرشتگان»، «نور شعلهور» و «آخرین فراری» اشاره کرد.

خلاصهای از داستان
این رمان با استفاده از اطلاعات تاریخی، تابلوهای یوهانس ورمر و شرایط زندگی اجتماعی در قرن هفدهم میلادی هالند روایت دیگری از زندگی ورمر ارائه میدهد. شخصیتهای کتاب واقعیاند و از این نظر خواندن این رمان برای دوستداران روایتهای زنده و تاریخی، جذاب است. تریسی شوالیه این رمان را از زبان گرت نوشته است. گرت دختری است که به خدمتکاری در خانهی یوهانس ورمر میرود. این دختر یکی از کسانی است که این احتمال وجود دارد پرترهی دختری با گوشواره مروارید متعلق به او باشد. خانم شوالیه از این موضوع به عنوان سوژهی اصلی کتابش استفاده کرده است و داستانش را  بر بستر واقعیت زندگی یوهانس ورمر پرورانده است.
تمام داستان در دلف، شهر محل اقامت نقاش و خانوادهاش اتفاق میافتد. رمان جایی آغاز میشود که یوهانس ورمر و همسرش کاتارینا به خانهی پدر و مادر گرت میآیند تا او را ببینند. آنها به دنبال خدمتکاری برای خانه میگردند. پدر گرت کاشی سازی است که بر اثر حادثهای بیناییش را از دست داده و از کار افتاده شده است. خانوادهی گرت در شرایط اقتصادی بسیار بدی به سر میبرند، بنابراین تصمیم میگیرند دخترک 16 ساله به عنوان خدمتکار مشغول کار شود. گرت دختری مذهبی است و از اینکه باید به خانهی کاتولیکها برود احساس چندان خوشایندی ندارد. خانوادهی ورمر موافقت کردهاند او روزهای یکشنبه به خانه برگردد.
زمانی که ورمر برای دیدن گریت می رود، متوجه می شود که او بر روی رنگ ها وسواس و دقت دارد و ذوق هنری در گریت  هست؛ به همین علت در منزل وظیفه ی تمیز کردن اتاق کارش را به او می سپارد.گریت شانزده ساله به ارباب خود دل می بندد وبه کار اربابش علاقه نشان میدهد ورمر هم به علت درک هنری گریت وظایف بیشتری به او می سپارد، هرچند که تمام این کارها پنهانی انجام می شود زیرا ورمر همسر، فرزندان و سایر خدمتکاران را به کارگاهش راه نمی دهد .
تنها چیزی که باعث می شود گریت کار سخت و حسادت اطرافیان و تنفر خانواده ی ورمر را تحمل کند علاقه اش نسبت به ورمر است. زمانی که گریت برای خرید به بازار می رود توجه پسری به نام پیتر را به خود جلب می کند، خبر به خانواده ی گریت می رسد .مادر گریت از او میخواهد که با پیتر مهربان باشد ،زیرا اگر گریت با او ازدواج کند –چون پیتر وضع مالی خوبی دارد-خانواده از فقر نجات پیدا میکند. ولی گریت پیتر را دوست ندارد اما دلش برای خانواده خودش می سوزد.
حامی مالی ورمر زمانی که زیبایی گریت را می بیند از ورمر تقاضا می کند که پرتره ای از او و گریت بکشد اما ورمر که می داند این مرد منحرف و فاسد است از این کار سر باز می زند. همین قضیه موجب می شود گریت تصور کند ورمر هم او را دوست دارد،زمانی هم که گریت به دزدی متهم می شود ورمر از او حمایت می کند، نه از دخترش و بیگناهی گریت را ثابت می کند .سر انجام ورمر تصمیم می گیرد از گریت پرتره ای بکشد ،برای این پرتره گریت گوشواره های همسر ورمر را استفاده می کند.
در روز تولد هجده سالگی گریت پیتر به منزل ورمر می آید و از گریت تقاضامی کند که از آن خانه برود و با هم ازدواج کنند،اما گریت نمی پذیرد. گریت تا پایان نقاشی نزد ورمر می ماند و زمانی از منزل ورمر می رود که همسر ورمر پرتره را می بیند و عصبانی می شود .
گریت با پیتر ازدواج می کند .در 1967 که ورمر می میرد وصیت می کند که گوشواره ها به گریت داده شوند.

یوهانس ورمر؛ خالق اثر الهام بخش
یوهانس ورمر سال 1632 در شهر کوچک دِلف در هالند متولد شد. او یکی از نقاشان دورهی باروک است که بیشتر نقاشیهایش روزمرگیهای طبقهی متوسط جامعهی هالند را نشان میدهد. آنچه از آثار باقی مانده از او پیداست این است که بیشتر این نقاشیها در اتاق کوچک خانهاش کشیده شدهاند. در بسیاری از این نقاشیها مبل و لوازم یکسانی وجود دارد که به شکلهای مختلفی چیدهشدهاند و حتی گاهی مدل نقاشیها یکسانند. ورمر در طول زندگیش نقاش چندان پرکاری نبود و به همین دلیل هم وضع مالی مناسبی نداشت. تا کنون 34 نقاشی به ورمر نسبت داده شده است. معروف ترین اثر او دختری با گوشواره مروارید است، تابلوهای «دختر شیردوش»، «چشم انداز دلف»، «بانویی با گردنبند مروارید» و «مسیح در خانهی مارتا و مریم» از دیگر آثار این نقاش هلندی است. یوهانس ورمر 15 دسامبر 1675 در چهل و سه سالگی در زادگاهش درگذشت.

در بارهی نقاشی
نقاشی دختری با گوشواره مروارید یکی ازآثار مهم تاریخ هنر هالند است. این نقاشی کوچک که ابعادی معادل 39 در 44.5 سانتیمتر دارد، اکنون در موزیم مائوریتشیوس(mauritshuis ) در لاهه نگهداری میشود. نقاشی منبع الهام نویسندگان و هنرمندان زیادی در قرنهای گذشته بوده است. تابلوی دختری با گوشوارههای مروارید پرترهی دختر جوانی است که موهایش را کاملا پوشانده و ابروهایش را تراشیده است و گوشوارهی مروارید بزرگی به گوش دارد. لباس و حجاب او برای قرن هفدهم هلند نامتعارف به نظر میرسد. این نقاشی با دیگر نقاشیهای ورمر یک تفاوت اساسی دارد. در تمام نقاشیهای یوهانس ورمر محیط پیرامون سوژه هم رسم شده است و مبلمان، پرده یا پنجرهای در تصویر به چشم میخورد. اما نقاشی دختری با گوشوارهی مروارید تنها نقشی از چهرهی زن جوانی در یک صفحهی تاریک است.
اکثر آثار ورمر پرتره هایی از طبقه معمولی و بورژوا در حین انجام کار یا زندگی روزمره اند. تنها اثر وی که هیچ توجهی به حرفه، مکان و زمان مدل ندارد تابلوی دختری با گوشواره مروارید است. این تابلو که سال خلق آن بین سالهای 1675-1665 تخمین زده می شود با تکنیک رنگ روغن روی بوم نقاشی شده است و به خاطر زاویه مدیوم شات، لباس های خارج از عرف و تاحدی نامانوس، پس زمینه سیاه بدون درج و ثبت هرگونه وسیله، لوازم یا نشانه ای که به ما درباره این فرد و شرایطش آدرسی بدهد به شدت محل شک و حدس و گمانهای فراوان درباره هویت این مدل شده است. گمان ها برای شناسایی معمولا در سه فرد خلاصه شده است: ماریا ورمر (دختر بزرگ یوهانس)، مدلینا ون روی ون (دختر دوست و حامی یوهانس ورمر) و مدل گمنامی که در خانه ورمر به عنوان پیشخدمت کار می کرد. شوالیه با گمان سوم جلو می رود.  
با الهام از نقاشی ورمر و رمان شوالیه فلمی نیز ساخته شده است. کارگردانی این اثر را «پیتر وبر» کارگردان و نویسندهی بریتانیایی بر عهده داشته است. «اسکارلت جوهانسون» بازیگر معروف آمریکایی نقش گرت را در این فیلم بازی کرده است. او  برای بازی در این فیلم ابروهایش را تراشیده بود تا  شباهت بیشتری با نقاشی یوهانس ورمرداشته باشد. فلم دختری با گوشواره مروارید کاندید جوایز بسیاری شده است، این فلم برای فلمبرداری، کارگردانی هنری و طراحی لباس نامزد جایزهی اسکار شد. «ادواردو سرا » برای فلمبرداری این اثر برندهی جوایزی چون «جوایز فیلم اروپا»، «کامریج»، «انجمن منتقدان سن دیگو» و«جشنواره بین المللی فیلم سن سباستین» شده است.