صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۸ میزان ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

جعل هنرمندانه واقعیات توسط جایزه ‌بگیران جشنواره‌های خارجی

جعل هنرمندانه واقعیات توسط جایزه ‌بگیران جشنواره‌های خارجی

اول: جایزه دادن به یک فلمساز یا یک بازیگر از سوی محافل و مجامع مرتبط و حرفهای مؤیِد این نکته است که کار آن هنرمند در خور تحسین بوده و طبیعتاً میتواند الگوی رفتاری برای بقیه افراد جامعه باشد. وقتی جوایز اینچنینی صرفاً به یکسری افراد خاص که ذیل یک جریان فکری هستند، تعلق بگیرد، معنایش این است که بقیه یا باید خودشان را همفکر جایزهدهنده و جایزهبگیرها نشان بدهند یا حتیالمقدور همرنگ جماعت جایزهبگیر بشوند. نمونهاش میشود جوایزی که طی چند سال اخیر به برخی چهرههای خاص سینمایی تعلق گرفته تا جایی که تعدادی از فعالان عرصه سینما این پرسش را مطرح کنند که مگر فقط این افراد در حال کار و فعالیت هنری هستند یا اینکه چرا دایره شمول برگزیدگان جشنهای فرهنگی و هنری اینقدر تنگ و محدود است!؟ آیا این بهانه که یک فلمساز یا بازیگر در فلان جشنواره خارجی برگزیده شده بدون توجه به محتوای مجعول و سیاه نمایانهای که آن فلم از جامعه و حقایق آن به نمایندگان فکری و هنری دیگر کشورها که در آن محفل حضور دارند، میتواند دلیل منطقی برای سکهپاشی سازمانها و دستگاههای دولتی به پای آنها باشد!؟ این بخشها دقیقاً قرار است به چه چیزی جایزه بدهند؟ به روایت مجعول و دروغ پردازانه یک فلم یا به پردازش هنرمندانه و دراماتیک توهمات و اکاذیب روایت شده در آن اثر!؟
دوم: ظرفیتهای عظیم و بینظیر دینی، تاریخی و ملی- میهنی کشورمان که مملو از داستانهای واقعی و دراماتیک است، جزو منابع بالقوه فلم و سریالسازی هستند که متأسفانه به دلایل مختلف از جمله خودکم بینی، غیرپرستی یا تسری نگاه دگم و بسته منبعث از اطوارهای شبهروشنفکری برخی سینماگران سالهاست خاک غربت میخورند. داستانهایی سرشار از موقعیتها و اتفاقات دراماتیک از خلقت آدم ابوالبشر و فرزندانش تا قهرمانان ملی و سربازان فداکار میهن بخشی از این ظرفیتها را تشکیل میدهند. متأسفانه برخلاف وجود این همه مؤلفه قابل پرداخت و دارای جذابیت که شاخصه قصهگویی، عبرتآفرینی و تقویت غرور ملی را در خودشان دارند، اغلب تنها مواردی مورد توجه قرار میگیرند که نهایت پیامشان به مخاطب نشان دادن فضای پر از چرک و سیاهی است که بهانه سازندگانش این است بگویند واقعیت است! واقعیتی که گستره جغرافیایی آن صرفاً ممکن است در لابهلای خاطرات یا موهومات برخی اطرافیان فلمساز بوده و تعدد تکرارش در قامت اتفاقات نادر، شاذ و حتی استثنا، قابل تعریف و تعمیم باشد
سوم: شاید آن ایامی که برخی مشغول بسترسازی و تئوریزه کردن اهداف جریانات پنهان در حوزه فرهنگ و هنر و بالاخص مدیوم سینما بودند، باور نمیکردند که نصبالعین بودن دستورات پیدا و پنهان پدرخواندههای آن روزگار نه فقط در دولت اصلاحات که حتی در دولتهای رقیب نیز ادامه پیدا کند. منادیان و سخنرانان غربگرایی برای نیل به این مقصود سعی در ریلگذاری بدعتآمیزی به منظور سوق دادن تولیدات سینمایی کشورمان به سمت اهداف و امیال برگزارکنندگان جشنوارههای خارجی داشتهاند؛ ارائه تصاویری چرک و کثیف مملو از فقر و فلاکت و روا داشتن ستمهای بیحد و حصر در حق زنان و محرم کردن آنها از حقوق اولیه انسانی به دلیل آنچه استیلای تفکرات دگم و عصبیتهای مذهبی حاکمیت خوانده میشد. این مدعا آنقدر مابه ازای بیرونی و شاهد مثال در تولیدات سینمایی کشورمان دارد که نیازی به بررسی و پژوهش ندارد و تنها با مرور اخبار حوزه فرهنگ و هنر میتوان مصادیق متنوعی برای آن رج کرد.