صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۶ جوزا ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

یادداشت‌های یک معلم (10) - منجنیقی به نام آمادگی کانکور

یادداشت‌های یک معلم (10) - منجنیقی به نام آمادگی کانکور

شاید خیلی از افرادی که حالا در دانشگاههای کشور در حال تحصیل اند و یا فارغ شده اند، به نحوی پای شان به کلاسهای آمادگی کانکور کشیده شده باشد. خودم نیز از جمع کسانی ام که در چنین کلاسهایی شرکت کرده اند. به نحوی تحصیلم در دانشگاه را مدیون همین کلاسهای آمادگی کانکور میدانم. حالا نیز چنین کلاسهایی حتا پررونقتر از گذشته برگزار میشود و مشتاقان زیادی در بین دانشآموزان دارد. هر دانشآموزی به نحوی احساس نیاز میکند که قبل از امتحان کانکور آمادگی بخواند. از درون این کلاسها کمتر آوازی به بیرون درز کرده و کمتر توصیفی در مورد آنها نوشته شده است. صنفی که به ندرت صداهای فردی از جنس پرسش و انتقاد و اعتراض در آن مجالی برای برخاستن پیدا میکند و کم است گوشی که به این صداها لبیک بگوید و شایق شنیدن آنها باشد. صنفی که درواقع نمیتوان به آن صنف گفت. بیشتر شبیه یک سالن برای سخنرانی است تا صنفی که در آن تدریس شود. همانگونه که صداهای فردی در بین همهمۀ چندصد نفری گم میشود، نیازهای فردی نیز مسکوت میماند. نیاز از جنس مبهم ماندن مسأله و تکرار و تمرین موضوع. سخنران کمتر مایل است به صدای مخاطب گوش دهد و فقط چند دقیقه وقتی که دارد مثل ریکاردری که صدا از قبل در آن ثبت شده باشد، از ثانیۀ اول صنف تا ختم آن فضا را تسخیر میکند. از این طرف دانشآموز نیز بدون هیچ فکر و تأملی کلمات استاد را مکتوب می‌‌کند و سپس به حفظ طوطیوار آنها میپردازد. مجالی کمتر برای پاسخگویی، اما زمینۀ بهتر برای زراندوزی.
من فکر میکنم که چنین برنامههایی در مراکز آموزشی دور و بر همچنانکه وجودشان نیاز است یک آفت برای آموزش و دانشآموزان ما نیز است. نیاز است از این لحاظ، که اقتضای نظام معیوب آموزشی ما چنین است. دانشآموز در 12 سال مکتب چنانکه باید یاد نمیگیرد یا چنانکه باید برایش درس داده نمیشود و ناگزیرا پس از آنکه در آستانۀ فراغت قرار میگیرد، کوتاهترین راه را برای رسیدن به دانشگاه انتخاب میکند. راه کوتاه آمادگی کانکور. از آن طرف سوالاتی که در امتحان کانکور میآید در اکثر موارد بیش از 50 درصد آن از مضامینی است که ربطی به رشتۀ تحصیلی دانشآموز در آینده ندارد و دانش آموز مجبوراً باید کلوخ گذاشته از دریاچۀ کانکور بگذرد. به نحوی دانشآموزان با شرکت در چنین صنف هایی کاستیهای نظام آموزشی را جبران میکنند. از این لحاظ برای پرکردن کاستیهای نظام آموزشی وجود چنین مراکزی نیاز است.   اما آفت این مراکز از این جهت است که دانشآموز در چنین فضایی پیش از آنکه متفکر، پرسشگر و منتقد بار بیاید، ماشینی و به اصطلاح میخانیک بار میآید. به عمق مساله و متن رفتن را عادت نمیکند. خو میگیرد که از هر متنی تکههایی را برای مثلا آزمونی بردارد و پس از ختم آزمون همه را به فراموشی بسپارد.  در حالی که اگر تدریس 12 سالۀ معلمان در مکاتب برای دانشآموزان بسنده باشد و از سوی دیگر امتحانی که از آنان گرفته میشود از مضامین دلخواه شان باشد نیازی به شرکت در چنین صنفهایی دیده نمیشود و لازم نیست خانوادهها و دانشآموزان متقبل یک هزینۀ اضافی دگر شوند. هم هزینۀ اضافی اقتصادی و هم زمانی. چنین است که به نظرم صنفهای آمادگی کانکور بیشتر شبیه منجنیق است. وجه شباهت شان این است که دانشآموز برای پرتاب شدن به تحصیلات عالی خود را در آن قرار میدهد.
منجنیقدار هم بدون توجه به اینکه آیندۀ تحصیلی آن دانشآموز در دانشگاه چطور میشود، او را پرتاب میکند. نهایتاً چون پرتاب است، امکان دارد هر کس در جای دقیق خویش پرتاب نشود و آیندۀ تحصیلی خود و دانشگاه را خراب کند. وجه تفاوت اما این است که قصد منجنیقدار در اینجا تخریب نیست. به زعم خودشان خدمتی به خلق میکنند و توشهیی هم برای خود بر میدارند.