صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

یکشنبه ۲۶ عقرب ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

The Day Shall Come ( باشد که روز موعود از راه برسد) - نقد و بررسی

The Day Shall Come   ( باشد که روز موعود از راه برسد) - نقد و بررسی کارگردان: کریستوفر موریس (Christopher Morris) / نویسنده: (جسی آرم استرانگ), Sean Gray (شون گِرِی) / منعقد: نشریهReelviews

در دنیای تجارت چک و لگدی کردن تروریستها، قوهی درک و آگاهی اهمیت بیشتری از واقعیت دارد. این باور و بنمایهی مضمونی کمدی تاریک آقای « کریستوفر موریس » یعنی « باشد که روز موعود از راه برسد » ( The Day Shall Come ) است و او این پیام را با ظرافت متهی سوراخکنندهی زمین سفت به ما ارائه میکند. شوکهکنندهترین بخش فلم این است که طنز « موریس » ریشههای خود در واقعیت را دارد ( یا همانطور که کپشن ابتدایی اثر میگوید « بر اساس صدها داستان واقعی ». همه شک دارند که دولت ذاتا بد است اما آنها هم نمیتوانند انقدر شرور باشند، میتوانند؟
« باشد که روز موعود از راه برسد » هر دو سوی یک داستان دستگیری تروریستی را شامل میشود؛ معاندان و نیروهای فانون که قصد دارند جلوی اقدام تروریستی را بگیرند. فلم به اندازهای که شاید در ابتدا به نظر برسد بدون اضافات نیست اگرچه اما زمانی وجود دارد که مشخص میشود هیچکس باور ندارد که آیا واقعا حملهای در کار است یا نه. کل قضیه این است که مقامات باید فردی را بازداشت کنند و همه چیز را جوری شکل بدهند که عوام باور کنند دالرهای مالیات آنها خرج حفاظت از امنیتشان میشوند. « باشد که روز موعود از راه برسد » فلم خشن و عصبانیای است – گاها بامزه و طناز هم هست اما در زیرلایههایش بسیار تلخ و خشن است.
« موزس ال شباز » ( مارچانت دیویس ) رهبر یک گروه کوچک در میامی است که هدف خود را محافظت از گروههای آمریکایی – آفریقایی از شر جایگزینی طبقات اجتماعی در بافت شهری اعلام میکند. یک جرثقیل بالابر در همان نزدیکی تبدیل به نقطهی اصلی متمرکز شدن خشم او شده است. پیروان او کم اند؛ همسرش « ونوس » ( دنیل بروکس )، دخترانشان و چند دوست دیگر. اما او دل و جرئت یک انسان انقلابی را دارد و باور دارد که میتواند جرقهی شعلهای را بزند که پیامش را به جاهایی دور و دراز ببرد. او ۱۰۰ درصد مطمئن نیست که این کار را چگونه انجام خواهد داد علیرغم اینکه صدای خدا را از یک اردک شنیده است. او به پول احتیاج دارد و فکر میکند که تبدیل شدن به یک تاجر سلاح راه خوبی برای افزایش درآمدش است.
در همین حین پلیس فدرال به رهبری « کندرا گلاک » ( آنا کندریک ) و رئیسش « اندی » ( دنیس اوهیر ) مصمم اند که با جمعکردن تروریستها از سطح خیابان جایگاه خود را باز بیابند. برای این کار آنها افراد تازهکاری مثل « موزس » را پیدا میکنند و برای آنها تله میکارند تا اسلحهها و بمبها (ی قلابی ) بخرند. در این مورد وقتی که « موزس » دو دل میشود همه چیز به هم میریزد. آنها در نهایت فکر میکنند که او را تحت مالکیت خود دارند و شرایط را جوری رقم میزنند تا او بتواند مواد هستهای به یک گروه نئونازی بفروشد اما مشخصا هیچ چیز خطرناک و کشندهای در داخل این گازهای اشکآور نیست و به همین دلیل جنگی بین نیروهای FBI و پلیسهای محلی شکل میگیرد.
البته که « باشد که روز موعود از راه برسد » یک فلم کمدی است اما رد پایی از حقیقت در حقارتی که پلیس فدرال پروندههایش را مدیریت میکند وجود دارد. آنها به اعداد علاقهی زیادی دارند ( اعداد به معنی پروندههای موفقیتآمیز ) و نه اینکه افراد مورد اتهام قرار گرفته واقعا تهدیدی برای جامعهی آمریکایی اند یا نه. آنها به دنبال اهداف ساده ( ساده به معنی احمق ) میروند. در بهترین حالت میتوان « باشد که روز موعود از راه برسد » را به عنوان یکی از بهترین آثار بد ضد سیاستهای دولتی دانست. من به یاد « در حلقه » ( in the loop ) افتادم و ارتباطات محسوسی نیز بین این دو وجود دارد. « موریس » چهار اپیزود از سریال « معاون اول » ( Veep ) را کارگردانی کرده بود که نویسندهی آن فلم نامهنویس فلم « در حلقه » بوده است. بازیهای با کیفیت سطح کلی اثر را بالاتر میبرند. « آنا کندریک » به عنوان بزرگترین اسم حاضر در میان بازیگران اثر بر خلاف همیشه بازی متفاوتی از خود نشان داده است. سردرگمی او وقتی که سعی میکند منطق پست پروسهی گیر انداختن « موزس » را بفهمد بسیار سرگرمکننده است. « مارچانت دیویس » در اولین حضور سینمایی خود « موزس » را تبدیل به شخصیتی گیج اما بسیار کاریزماتیک میکند.
« باشد که روز موعود از راه برسد » بلاشک کمدی جذابی است اما در راه رسیدن به این مسئله واقعیتی را هم که از آن چشمپوشی میکردیم را به ما یادآوری میکند. روایت در بین عوام این است که نیروهای قانون سخت تلاش میکنند تا مردم از چنگال نقشههای تروریستی در امان بمانند. در حالی که این تعریف وظیفهی قانونی آنها است، فاصلهی بین این ایدهآل و واقعیتی که در این فلم بخشی از آن را میبینیم بسیار زیاد است. بازیگر « تی. جی. میلر » زمانی گفت ( در شرایطی متفاوت ):« کمدی تاثیرگذار باید تقریبا مشابه با موضوعی که با آن شوخی میکند باشد. اگر آن را در این موقعیت قرار دهیم شما متعجب خواهید شد که آیا « باشد که روز موعود از راه برسد » را باید در ژانر کمدی قرار داد یا ترسناک.