صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۲۰ قوس ۱۳۹۷

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

(خانواده فوری) INSTANT FAMILY

 (خانواده فوری) INSTANT FAMILY

«خانواده فوری» (Instant Family) یک کمدی مصنوعی با مرکزیتی آبکی است که نگاهی ملایم به مشکلات سیستم طاقت فرسای حزانت فرزند و تعداد روزشمار کودکان بی خانمان که در دایره قرمز فرزندخواندگی گیر افتاده ‎‌اند دارد بدون اینکه زیاد به نقاط تاریک آن نگاه کند تا نکند به کسی توهینی شود. فلم آن قدری حسن نیت دارد که نادیدهاش نگیریم، و آن قدری محافظه کار عمل میکند  که نتوانیم بی قید و شرط آن را ستایش کنیم. فلم شیرینی است، پر از بچههای بامزه و والدین در معرض خطر با یک سگ دوست داشتنی به نام «میت بال» (Meat Ball) و یک عالمه پول که همه را از لحاظ اسباب بازی تامین می کند و شرایط را طوری میکند  که انگار هرروز کریسمس است، یک پایان خوش هالیوودی در کنار درختان حاشیه شهر، و یک عالمه شیرینی در سرتاسر فلم که در نهایت شما نیاز به استفاده از انسولین پیدا میکنید.
بدون هیچ دلیل قانع کننده ای، «پیت» و «الی واگنر» (با بازی «مارک والبرگ» (Mark Wahlberg) و «رز بایرن» (Rose Byrne)) ، یک زوج موفق از لحاظ کاری در زمینه خراب کردن و طراحی دوباره خانههای قدیمی، تصمیم می ‎‌گیرند تا پس از هشت هفته برنامه والدین که خسته کننده و دگرگون ساز زندگی بوده، سه فرزند را به فرزندخواندگی قبول کنند. این داستان به عنوان یک ستینگ برای نویسنده و کارگردان «شان آندرس» عمل میکند  تا چند موقعیت خنده دار را که «مارک والبرگ» به عنوان یک قهرمان بزن بهادر و همه فن حریف فلمهای اکشن با آن غریبه است است، به وجود بیاورد و آن بازیگر را در مرکزیت آن به کار بگیرد. در فلم هایی چون «مبارز» (The Fighter) و «روز میهن پرستان» (Patriots Day) او نشان داده بود که می تواند با قدرت و به شکلی متقاعد کننده ایفای نقش کند. در «خانواده فوری»، فلمی که او تهیه کننده آن هم بوده است، تمام تلاشاش را می ‎‌کند که نشان دهد که یک وجهه انسانی و گرم نیز در وجود این بزن بهادر بوستونی وجود دارد. تماشای این تلاش از سوی او لذت بخش است.
در میان گروههای والدین، شخصیتهای به خصوص در قالب گروههای کمکی حتی با دوز و کلک تقلا میکنند تا توسط سرپرست پروژه یعنی «اوکتاویا اسپنسر» (Octavia Spencer) و «تیگ نوتارو» (Tig Notaro) به عنوان والدین نمونه و آماده برای حزانت فرزند انتخاب شوند، ولی کمدی واقعی وقتی از راه می رسد که سه بچه به قصه وارد می شوند؛ خواهر و برادرهای لاتینی که مورد سواستفاده و بیتوجهی قرار گرفتهاند و از دست یک مادر معتاد و یک پدر ناشناس جان سالم به در بردهاند تا وارد چرخه به سرپرستی گرفته شدن توسط هزاران زوج در حال انتظار بشوند. بچهها در ابتدا باهوش، واقعی، مطیع و نگران از اینکه قرار است وارد یک خانواده بشوند، به نظر می رسند.  ولی آنها نقشههای خود را در سر دارند. آنها که نیرنگ باز و فریبکار هستند، می دانند تا چگونه باید این بازی به سرپرستی گرفته شدن را انجام دهند تا نشان دهند که رئیس کیست. آنها اغلب یک قدم از واگنرها جلوتر هستند، اماده برای شبیخون، ولی یکی یکی اشتباهات شان رو میشود و کار به جنجال میکشد.
وقتی که دوره «ماه عسل» تمام می شود، همه چیز رنگ و بوی جهنمی به خود می گیرد. اولین بازی بسکتبال یک بینی خونین بر جای میگذارد. کوچکترین دختر هیچ چیز به جز چیپس سیب زمینی نمی خورد. پسر عروسکهای خرس را که از سفر با خانوادههای مختلف به دادگاه خانواده پیدا میکند  را برای خود نگه می دارد.  و بزرگترین دختر که نوجوان است نیز یک دختر بدبین و نافرمان است، از هر موقعیتی برای مخالفت با واگنرها استفاده می کند، در مقابل قوانین آنها پافشاری می کند، و به آرزوی آن ها برای تبدیل شدن به والدینی مسئولیت پذیر بی احترامی میکند . کودکان خانه را خراب می کنند، اتاق پذیرایی را به آتش می کشند، و زندگی را برای والدین پرامیدشان، به همراه خانواده و دوستان آن ها تلخ می کنند. «خانواده فوری» در مورد تعدیل پروسه ای است که نهایتا به اعتماد، دوستی و عشق می انجامد. هیچکس به نظر اهمیتی نمیدهد که این اتفاقات قبلا هم افتاده است، به دست «کری گرنت» (Cary Grant) و «بتسی دریک» (Betsy Drake) در «اتاقی برای یک مور» (Room for One Moore) ، توسط «هنری فوندا» (Henry Fonda) و «لوسیل بال» (Lucille Ball) در «مال تو، مال من و مال ما» (Yours, Mine and Ours) و خیلیهای دیگر، ولی چه کسی اهمیت میدهد؟
فلم در نهایت از این رو به آن رو می شود و متعاقبا همه یکدیگر را بغل می کنند، در یک پایان معکوس که نشان می ‎‌دهد بچهها مرحله تبدیل شدن به فرشته هایی کوچک را با موفقیت پشت سر گذاشتهاند و آماده خواندن سرودها با افتخار تمام هستند.من به راحتی با کار زیبای «مارک والبرگ» در تبدیل شدن به یک پدر وحشت زده و گیج کنار آمدم. «رز بایرن» هم به عنوان همتای او که یک زن باهوش است و آماده تجربه بخش جدیدی از زندگی اش، عملکرد خوبی دارد.  و یک نقش مکمل فوق العاده نیز در فلم وجود دارد که نقش آن را «مارگو مارتیندیل» به عنوان مادر نیشدار و بدون شوخی والبرگ ایفا می کند، و یک نقش فرعی جذاب، که در اصل مربوط به «جان کیوزاک» (Joan Cusack) در نقش یک همسایه ناشناس و فضول. به این مواد افزودنی دیگری هم اضافه کنید تا یک فرمول کلیشهای ولی جذاب را در یک اثر سرگرمکننده شاهد باشید بدون اینکه جبهه گیری نقادانه خاصی داشته باشید. حدس می زنم این چیزی است که به آن یک نقد متوسط میگویند.