صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۳۰ جدی ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

نقد و بررسی فلم آذر

نقد و بررسی فلم آذر

بازیگران : نیکی کریمی، حمیدرضا آذرنگ، هومن سیدی، لیلا زارع، مائده طهماسبی، فرید سجادی حسینی، هستی مهدویفر، مهران نائل، شیرین آقارضاکاشی، مانیا علیجانی، پژمان جمشیدی.
خلاصه داستان : آذر و همسرش زندگی آرام و صمیمانه ای دارند اما همسر وی طی یک درگیری با پسرکاکایش مرتکب قتل وی میشود و آرامش از زندگی آنان رخت بر میبندد. همسر آذر به زندان می افتد و آذر برای آزاد کردن او بهای بسیار سنگینی را میپردازد.
حضور کارگردانان کار اولی در سینما که با ستارگانی که مردم دوستشان دارند همکاری میکنند، همانقدر که میتواند خوب باشد و نتیجه ای مطلوب به همراه داشته باشد، به همان اندازه نیز میتواند یک کارگردان جوان و تیم همراهش را به ورطه نابودی بکشاند، این که از لحظه آغازین فلم تا انتهای آن تمام تلاش کارگردان و نویسنده بر این باشد تا ضعفهای بی شمار اثر را در پشت نام بازیگران پنهان کنند، قطعا بیننده را با اثری مواجه خواهند کرد که هیچ بازدهی مناسبی ندارد، نه حرف خاصی میزند، نه از لحاظ سینمایی درست کار میکند و نه این‌‌که جذابیتی برای بیننده دارد. اتفاقی که به وضوح در فلم «آذر» رخ میدهد، فلمی که نه تنها ایده و طرحی درست ندارد، بلکه میخواهد به ضرب و زور قرار دادن چند بازیگر مطرح و به وجود آوردن شخصیتها و موقعیتهایی غیرقابل باور جذابیتی دروغین را ایجاد کند، اما به دلیل اینکه مجموعهای از المانهای بد را در کنار هم قرار داده است موفق به انجام هیچ حرکت مثبتی نمیشود.
نویسنده و کارگردان از همان صحنه ابتدایی فلم قصد دارند تا برخی مسائل را پایهریزی کنند و در ادامه از آنها استفاده نمایند، مثلا اینکه شخصیت آذر در ابتدای فلم و در صحنهای بد و زننده در حال موتورسواری است، موضوعی که در ادامه فلم به بدترین شکل ممکن از آن استفاده شده است، و موتورسواری یک زن نه تنها برای بیننده جذاب نیست، بلکه نتیجه عکس هم میدهد و خنده دار به نظر میرسد، تمام استفاده نویسنده و کارگردان از این موتور، بردن چند پیتزا توسط شخصیت آذر و تصادفی است که او با موتور دارد، در واقع مشکل اصلی فلم نیز در همینجاست، اینکه نه کشمکشهای درام به درستی تعریف شدهاند، نه خرده اتفاقات فلم باورپذیر و تأثیرگذار هستند و پیش از همه اینها درامی شکل نمیگیرد تا بتواند به عنوان اثری اجتماعی تأثیری روی بیننده بگذارد. داستان فلم تکراری و کلیشهای است، داستانی که بسیار هم به طول میانجامد تا در روند تلاطم قرار گیرد، و حوصله بیننده را سر خواهد برد، اینکه شخصی به طور غیر عمد یکی از عزیزان خود را بکشد و به دردسر بیفتد، دیگر به این سبک و سیاق تأثیری روی بیننده نخواهد گذاشت. حال اگر از کنار این تکرار خسته کننده نیز عبور کنیم، به نگاهی به شدت سطحی و ناپخته از سوی نویسنده درباره موضوعی خاص برخواهیم خورد. «آذر» میخواهد در مورد اجتماعی حرف بزند که زندگی کردن در آن سخت است، و البته که زندگی کردن برای یک زن تنها که همسرش در زندان است و بچهای نیز دارد سخت تر است، اما آن قدر نوع پرداخت به این موضوع در فلم سطحی است و هیچ پیچ و خم و حتی سادگی درستی هم ندارد، که قطعا در عوض اینکه بیننده را به فکر وادارد، بین خود و او فاصلهای زیاد ایجاد خواد کرد. از زمانی که گره فلم با همان شکل بد و تکراری افکنده میشود، سیر مشکلات به صورت تیتروار به شخصیت آذر روانه خواهد شد، بدون اینکه پرداختی روی شخصیتها و اتفاقات صورت گیرد، و این مشکلات آن قدر کم جان و بی رمق در فلم تعریف شدهاند که گویی خود نویسنده و کارگردان نیز از موقعیتها شناخت درستی نداشتهاند و چون تلاششان بر این بوده تا یک زن و مشکلاتش را به تصویر بکشند، و خودشان مرد هستند و با پوست و گوشتشان این موقعیتها را تجربه نکردهاند، قطعا نباید توقع نتیجهای جز این را داشت که موقعیتها و عکس العملها باور پذیر نباشند، حال آنکه نمونههای زیادی در تاریخ سینمای داشتهایم که کارگردان مرد ، مصائب و مشکلات یک زن را به تصویر کشیده است، اتفاقی که هیچگاه در «آذر» رخ نمیدهد.
شخصیتها در فلم «آذر» به شدت منفعل و غیر قابل باور هستند، از خود آذر گرفته که شخصیت محوری داستان است تا همسرش، کاکای همسر و سایر شخصیتها، اینکه چرا کاکای همسر آذر تا این حد با او مشکل دارد مشخص نیست و تنها مسالهای گنگ برای نمایش فشار مضاعفی است که بعدها توسط کاکا به او وارد میشود، سراسر فلم پر است از این موقعیتها و شخصیت پردازیهای غیر اصولی و بی رمق، موقعیتهایی که یک زن تنها در شرایطی سخت (که البته به هیچ وجه این شرایط سخت را نمیتوان حس کرد و تأثیری روی بیننده نمیگذارد) در آنها قرار میگیرد آن قدر به یکباره و پشت سر هم اتفاق میافتند که هیچ کدامشان به درستی تعریف نمیشوند و نمیتوانند تأثیری روی بیننده بگذارند، وقتی هدف این است تا از مشکلی خاص صحبت شود، آن هم در سینما به هیچ وجه نمیشود که به چند موقعیت کاملا سطحی و باور ناپذیر بسنده کرد و البته که اگر وجود این تنگناها به این شکل غیر اصولی بیشتر شوند، تأثیر بیشتری نخواهند گذاشت، بلکه وقتی تأثیرگذار خواهند بود که به درستی تعریف شوند و شکلی باورپذیر و منطقی به خود بگیرند، حال اگر حتی یک مشکل مطرح باشد، همان میتواند تأثیر خود را بگذارد.
بازیهای بازیگران آن قدر در فلم بد است که مجموعه تمام ضعفهای فلم را کامل کند، نیکی کریمی که در شخصیت آذر ظاهر شده و تمام مشکلات روی سرش ریخته، علاوه بر اینکه شخصیت پردازی بدی دارد، به بدترین شکل و با عرضه بدترین احساس ممکن نقشش را بازی کرده است، زنی که به شدت تحت فشار است اما خم به ابرویش نمیآید، کوچکترین آشفتگیای در چهره و بازی او دیده نمیشود و با همه این تفاسیر بناست تا نماینده زنانی باشد که در جامعه چنین مشکلاتی دارند. او صرفا نامی در فلم است تا احیانا تماشاگران را به سینما بکشاند، بیماریای که سالهاست گریبان سینمای ما را گرفته و ظاهرا نه تنها رهایش نمیکند بلکه بیشتر و بیشتر نیز میشود، هومن سیدی نیز نقشی کوتاه و شاید تکراری در ظاهر یک پسر شرور را دارد، حمیدرضا آذرنگ نیز به هیچ وجه حس خوبی در فلم و ایفای نقشش ندارد، سایر بازیگران نیز همین وضعیت را دارند، البته پیش از اینکه کارگردان توانایی بازی گرفتن از بازیگران را نداشته باشد و البته بازیگران نیز به هر دلیلی نخواهند یا نتوانند حس خوبی را به خود بگیرند، دلیل اصلی این امر، ضعف فلمنامه، شخصیت پردازی و فضاسازی فلم است. یعنی زمانی که شخصیت شکل درستی ندارد، فضای فلم بسیار بی روح است و کارگردان بر فضای فلمش تسلط ندارد، قطعا بازیهای خوبی نیز نمیتوان از بازیگران دید.
در نگاهی کلی، «آذر» فلم ضعیفی است که حتی پتانسیل قوی شدن را هم دارا نیست، زیرا داستان و فلمنامه خوبی ندارد، کارگردانی آن بد و نوع نگاهش به یک موضوع خاص کاملا سطحی و کهنه شده است، درامی در آن شکل نمیگیرد و کشمکشهای فلم تنها به چند حرکت خنثی و دیالوگهای معمولی ختم میشوند، دوربینی که در بسیاری از زمانهای فلم بی دلیل روی دست گرفته شده نیز به فاکتورهای بد فلم اضافه خواهد شد، فلم میخواهد در مورد سختیهای یک زن با تمام مشکلاتش حرف بزند، اما در دور ترین فاصله از این اتفاق ایستاده است و به دلیل مشکلات فراوانی که دارد، کوچکترین تأثیری نمیتواند بگذارد.