صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۲۷ عقرب ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

اسماعیل اکبر، شخصیتی چند بعدی

اسماعیل اکبر،  شخصیتی چند بعدی

اسماعيل اکبر، يکي از شخصيت‌هاي مهم و تاثيرگذار افغانستان شامگاه يکشنبه 29 نوامبر، در شفاخانه‌اي در کابل درگذشت. او تقريبا در سراسر عمر خود از بيماري تنفسي رنج مي‌برد. اسماعيل اکبر شخصيتي چندين بعدي داشت، اما او را مي‌توان يک مبارز سياسي ناميد که تا آخر عمر دست از تلاش براي رسيدن به اهدافش نکشيد.

او عقيده داشت که ارزش‌هاي دموکراتيک را نمي‌توان در هر جامعه و کشوري به يکسان قابل ترويج دانست.

او پس از برقراري حاکميت بعد از طالبان در افغانستان، نامه‌اي به سفير آمريکا در کابل نوشت و در آن نامه تاکيد کرد که براي ترويج دموکراسي در افغانستان بايد به ارزش‌هايي توجه داشت که ريشه در فرهنگ، سنت‌ها و شيوه دين باوري مردم افغانستان دارد و اگر به اين امر توجه نشود، مدافعان دموکراسي امکان نفوذ در ميان مردم و متقاعد کردن آن‌ها براي قبول دموکراسي را از دست خواهند داد.

سفزا

اسماعيل اکبر، مبارزات سياسي خود را در روزگار پادشاهي محمد ظاهرشاه و زماني شروع کرد که هنوز دانش آموزي بيش نبود.

او از رهبران سازمان فداييان زحمتکشان افغانستان (سفزا) بود اما بعدها اين سازمان دست از ادامه فعاليت برداشت و تشکيلات سفزا منحل اعلام شد.

اين سازمان در واپسين‌ سال‌هاي حکومت دکتر نجيب الله، با حزب بر سر کار ائتلاف کرد و آقاي اکبر با استفاده از موقعيت پيش آمده، هفته نامه‌اي را به نام صلح ايجاد کرد که انعکاس دهنده ديدگاه‌هاي سفزا بود.

اين اقدام آقاي اکبر، انتقادهايي را از سوي برخي از هم‌فکران سابقش به دنبال داشت.

هرچند تا پايان عمر او، شماري از اعضاي پيشين سفزا به اسماعيل اکبر وفادار ماندند، اما فعاليت سياسي در چارچوب تشکيلات ايدئولوژيک از نظر او راه به جايي نمي‌برد.

به باور او، کشورهاي ضعيفي همچون افغانستان، براي دست يافتن به وضعيت مطلوب، چاره‌اي جز همسويي با موج جهاني شدن ندارند اما افغانستان در موقعيتي قرار گرفته که مي‌تواند حلقه اتصال ميان شرق و غرب شود و محل تعاون منطقه‌اي باشد.

نداي اسلام

اسماعيل اکبر در پي جنگ‌هاي ميان‌گروهي مجاهدين در اوايل سال‌هاي هفتاد خورشيدي، به مزارشريف رفت و حلقه‌يي از روشنفکران را گرد خود جمع آورد. در همان سال‌ها، مديريت هفته نامه نداي اسلام، تنها ارگان نشراتي جنبش ملي اسلامي به رهبري جنرال دوستم را، برعهده گرفت.

بعد از مدتي او دست از فعاليت‌هاي رسمي کشيد و در کنار مزرعه‌يي در حاشيه غربي شهر مزارشريف، زندگي درويشانه‌اي را پيش گرفت و به مطالعه در آثار شاعران و عرفا، به ويژه مولانا جلال‌الدين محمد بلخي، پرداخت.

مدتي به آقچه رفت و آموزشگاهي براي دختران و پسراني که نتوانسته بودند، در مکاتب رسمي درس بخوانند برپا کرد.

پس از اشغال شمال به دست طالبان در سال 1376، به پاکستان رفت و ابتدا در شهر اتک و سپس در شهر پيشاور پاکستان، مقيم شد و تا شکست طالبان در همان کشور بسر برد.

او در سال‌هاي زندگي در پاکستان، هفته نامه‌اي به اسم صداي امروز را ايجاد و مديريت کرد. سخيداد هاتف، شفيق پيام، شهباز ايرج و چندين نفر از استادان دانشگاه‌هاي افغانستان براي اين نشريه کار مي‌کردند.

اين نشريه به دليل کمبود منابع مالي نتوانست به زندگي خود ادامه بدهد، حتي اسماعيل اکبر براي جلوگيري از توقف انتشار آن، شخصا خطر سفر به کابل را که پايتخت امارت اسلامي طالبان بود، به جان خريد تا خانه خود را در آن شهر بفروشد. اما سه هزار دالري که از ناحيه فروش خانه به دست آمد نيز نتوانست صداي امروز را نجات دهد.

حمايت از آموزش

آقاي اکبر پدر چهار دختر و دو پسر بود، فرزند ارشد او شهرزاد، که حالا يکي از فعالان مهم اجتماعي در کابل است، تحصيلات دانشگاهي خود را در آکسفورد به اتمام رسانده و پريچهر ديگر فرزندش مدتي روزنامه نگاري مي‌کرد و حالا براي سازمان ملل در کابل کار مي‌کند.

خانه آقاي اکبر مدام محل زندگي دختران و پسراني بود که از روستاهاي دوردست در هزاره جات يا شمال، به کابل آمده بودند تا درس بخوانند.

اشتياق کودکان به آموختن زبان انگليسي و کمپيوتر در آقچه و در زماني که آقاي اکبر آموزشگاهي در آن برپا کرده بود، باعث شده بود تا او در ميان مهاجران افغان در شهرهاي اتک و پيشاور هم همان تجربه را تکرار کند.

آموزشگاه انگليسي و کامپيوتر در پيشاور شعبه‌هاي آموزش تاريخ جهان، تاريخ اديان و ادبيات کلاسيک فارسي را هم داشت که آموزگاران آن از اعتبار شايسته‌اي برخوردار بودند.در خانه اسماعيل اکبر، از کودک تا پير همه يک خاصيت عمده داشتند، کتاب مي‌خواندند. تقريبا در هيچ ساعتي از روز آقاي اکبر و فرزندانش را دور از کتاب نمي‌شد ديد.

آموزشگاه زبان و کمپيوتر که پس از شکست حاکميت طالبان و بازگشتن اسماعيل اکبر از غربت به وطن، در قلعه فتح الله کابل برپا شده بود، به فعاليت خود ادامه داد.

دختران آقاي اکبر به تدريج بزرگ‌تر شدند و هر کدام راه‌هايي را در فراگيري تحصيلات خود پيمودند که بدون حمايت چنان پدري مقدور نبود. آقاي اکبر مقالات زيادي نوشته است، مصاحبه‌هاي زيادي از او در رسانه‌هاي بين‌المللي و داخلي منتشر شده، او بدون شک در مورد مسايل مهم زيادي داراي ديدگاه‌هاي خاصي بود. به عنوان نمونه او به اين عقيده بود که هر کدام از سه زبان عمده افغانستان، داراي مراکز اصلي توليد فرهنگ زباني اند، از نظر او مرکز توليد فرهنگ در زبان فارسي ايران، در زبان اوزبيکي اوزبيکستان و در زبان پشتو افغانستان بود و از همين رو حمايت از زبان پشتو را با منافع ملي افغانستان سازگارتر مي‌دانست.

يادداشت‌هاي زيادي از او برجاي مانده که نزديکانش در صدد انتشارش هستند. او رساله‌هاي متعددي در مقاطع مختلف نگاشته و رويدادهاي سياسي را تحليل کرده است.

اما تنها اثري که در قالب کتاب از او منتشر شد، فصل آخر نام دارد. او در اين کتاب ضمن تذکر تجربه‌هاي سياسي خود، اوضاع افغانستان را در بستر تحولات جهاني تحليل کرده است.

او تا واپسين روزهاي زندگي به روشنگري ادامه داد و در قالب يادداشت‌هايي که در فيسبوک منتشر مي‌کرد از فراز و فرودهاي زندگي مبارزاني که مي‌شناخت سخن مي‌گفت.

آخرين يادداشت او هفت روز پيش از درگذشتش منتشر شده است.

 در يکي از همين يادداشت‌ها چنين آمده: «موج گسترده جهاني شدن ايجاب مي‌کند که همه کشورها از انزواي خود بيرون بيايند. در افغانستان که مساله به کلي منتفي است. اينجا بجز مبارزه در راه تفاهم همه کشورهاي منطقه و قدرت هاي بزرگ و جامعه جهاني، راه حلي براي مشکلات به تصور نمي آيد. پس بياييد از «لميدن به بستر افتخارات گذشته» بيرون آييم و با ديدگاه علمي و عيني تازه، به وضع خود و جامعه بشري بينديشيم.»

اسماعيل اکبر در ميان گروه‌هاي مختلف سياسي طرفداران و علاقمنداني داشت، ساده زيستي، بي‌پيرايگي و استغناي او، از او شخصيتي قابل احترام ساخته بود. (ّبي بي سي)