صاحب امتیاز: داکتر حسین یاسا

مدیر مسوول: محمد رضا هویدا

یکشنبه ۱۰ ثور ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

روز کارگر و چالش روز افزون بیکاری

-

روز يازدهم ثور مطابق با اول ماه مي به نام روز بين المللي کارگر نام گذاري شده است. اگر چه امروز فرصتي را براي باز انديشي وضعيت کارگران فراهم مي سازد؛ اما در افغانستان تأثيرات عملي اين روز بر زندگي و وضعيت کارگران بسيار اندک بوده است. ارزش كار درنزد جوامع بشري درطول تاريخ حياتي بوده است. ملت هاي كه به كار و كوشش پرداخته اند درهمه اعصاروزمان ها سرفراز بوده وبي نياز ازديگران زندگي كرده اند. مردمي كه به كار مي پردازند جامعه سالمي را مي سازند كه اكثريت قريب به اتفاق آن برخوردارازمزاياي زندگي شده واساسات ملتي را پايه ريزي مي نمايند كه درجهان به شكل نمونه تبارزمي كند. جامعه كارگرجامعه مفيدي است كه مي تواند براي ديگران الگو قرارگيرد؛ نمونه اينگونه مردم درميان جوامع  بشري امروزه زياد است وروشن ترين مثال آن ملت جاپان به حساب مي آيد كشوري كه همزمان با افغانستان استقلال خودرا به دست آورده واينك برقله افتخارات علمي وتكنالوژيكي ايستاده است. اين مردم درسخت كوشي وكار دراكثرممالك دنيا ضرب المثل شده وفن آوري هاي آنان براستي دنيا را متحير كرده است.

پيامبربزرگواراسلام نيزمي گفت كه برشانه وبازوي كارگربوسه مي زند  اين موضوع اهميت كار وارزش كارگررا درجامعه اسلامي به خوبي برملا مي كند. جاي ترديد نيست كه دراسلام به اندازه كافي به موضوع كار وارزش كارگران درجامعه اهميت داده شده است اما تاسف اين است كه اكنون به رغم همه تاكيداتي كه دراين زمينه شده وجامعه نيزبه دنبال كار سرگردان  است تنها چيزي كه درمحيط ما پيدا نمي شود كاراست.

سال هاي متمادي است كه شيرازه زندگي ازحيث كارواشتغال براي اين مردم ازهم گسيخته است. درافغانستان امروز پيداكردن كار مانند پيداكردن نوشدارو است. اكثريت جامعه زيرخط فقربه سرمي برد واگردراين كشوركاري هم  وجود دارد براي كساني است كه به قول معروف دست شان به دهن شان مي رسد. چاره چيست دركشورزراعتي مثل افغانستان كه اندك سهمي ازتكنولوژي اين عصرنبرده است وتمام زيربناهاي اقتصاد زراعتي آن درهم شكسته واضحا براي اقشارپايين ومتوسط جامعه كارپيدا نخواهد شد. دربازاركارافغانستان سه نوع كارگروجود دارد يكي آنانيكه درچوك ها روزرا تاشام درانتظار صدافغاني به سرمي رسانند دوم آنانيكه بخت يارشان بوده وكاري ولو مناسب شان شان نبوده پيداكرده اند وسوم دسته اي كه اززوروصلاحيت تعجب كننده اي برخوردارند و اقتصاد بازار وپروژه هاي انجويي را تصاحب كرده اند. اگرمقايسه عددي بين اين ها صورت بگيرد يقينا كته گوري اول درجايگاه اول مي ايستد چرا كه آنان آنقدرزيادند كه آخرين آمارگزارش شده تعدادشان را سه ونيم ميليون نفر ذكرمي كند. اين فقط يك آماراست واينكه تا چه حد ازصحت وسقم برخوردارمي باشد هم معلوم نيست. مگرواقعيت جامعه افغاني به مراتب ازاين رقم درشت تراست چه اينكه دراقصي نقاط كشورمردماني زندگي مي كنند كه حتا فرصت كارروي زمين هاي خودرا هم ازدست داده اند.

حال اگردقت شود كه سه ونيم ميليون بيكارودرحدود يك ميليون معتاد وحداقل نيم ميليون نفردرحال جنگ دركشوروجود دارد بايد ديد كه چه رقمي را به دست خواهد داد. متاسفانه  اين واقعيت جامعه افغاني است با وجوديكه تاكنون ميليارد ها دالر درافغانستان سرازيرشده است اما  تاحال هيچ روزنه اميدي براي كاروزندگي بهتربراي افغان ها گشوده نشده است و مهاجرت کارگران در خارج از کشور همه ساله بيشتر مي شود.

اين جوانان علاوه براينكه مي خواهند ازفضاي هميشه ناآرام وجنگي كشوربگريزند دليل ديگري نيزدارند چه اينكه آنان جوياي كارهم هستند. اين روند به شدت نااميدكننده است. آيا دراينجا كسي به فكرمردمي هست كه مي خواهند كارنمايند وازحداقل امکانات زندگي برخوردارباشند؟

دیدگاه شما