صاحب امتیاز: داکتر حسین یاسا

مدیر مسوول: محمد رضا هویدا

یکشنبه ۶ حمل ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

ویژگیهای فرهنگی لازم برای تحقق توسعه اقتصادی

-

طوریکه از تعریف فرهنگ می دانیم عبارت از مجموعه ای از باورها، رفتارها، آداب  و رسوم جامعه را گویند. با این تعریف نیز می توان فرهنگ را پایه رفتارهای انسانی قرار داد و از آنجا که بخش قابل توجهی از رفتارهای اقتصادی بر پایه رفتارهای فرهنگی است، توسعه اقتصادی نیازمند باورهای فرهنگی مناسب و سازگار با توسعه است. به عبارت دیگر، توسعه بدون پیش نیازهای فرهنگی صورت نمی پذیرد و حرکت جامعه به سمت توسعه زمانی میسر است که منظومه فرهنگی آن جامعه هماهنگ و با نشاط باشد. منظوراز منظومه فرهنگی مناسب با توسعه چیست؟ به عبارت دیگر چه ریشه های فرهنگی، فکری و بینشی از لوازم بلافصل توسعه اند و تحقق آن را میسر می سازند؟ به طور کلی از مجموعه دیدگاههای صاحب نظران در این رشته این نکات را می توان استخراج کرد:

  • تفکر و نگرش علمی در برخورد با مسایل اجتماعی و انسانی باید ترویج شود. جامعه ای به سمت توسعه حرکت می کند که نگرش های علمی بر باورهای فرهنگی جامعه حاکمیت پیدا کند. به عبارت دیگر جامعه به ویژه تصمیم گیرندگان سیاسی و اقتصادی کشور از بالاترین تا پایین ترین سطح باید بپذیرد که در برخورد با مسایل مختلف، نیازمند دیدگاههای کارشناسی و تخصصی اند و نهادهای لازم را برای انجام امور کارشناسی و تخصصی به وجود آورند.
  • بر ملاک عقلانیت که تقریبا مرتبط با ویژگی قبلی است تاکید شود. رفتار عقلانی و تصمیم گیری عقلانی باید به طور مشخص از رفتار احساسی و از هر نوع منشاء و ضابطه دیگر مجزا گردد. رفتار عقلانی، قواعد و ضوابط را در تمامی ابعاد زندگی کارساز و تعیین کننده می داند. در صورتیکه ارزشهای عام در جامعه به سطح معینی از عقلانیت پالایش نشده و تعالی نیافته باشد، شعارها و انگیزه های احساسی به راحتی دستاویزی برای سیاستگذاران قرار می گیرد و مقوله ها و استدلالهای غیر علمی را مشروعیت می دهند.
  • انسجام و همبستگی ملی از ویژگیهای فرهنگی مهم در توسعه اقتصادی است. در کشورهای با گروهها و قبایل و فرهنگهای نامتجانس که همیشه درگیر اختلافات قومی اند، ثبات و انسجام ملی برای ایجاد انگیزه کار و فعالیت و توسعه سرمایه گذاریهای بلند مدت شکل نمی گیرد. در چنین کشورهایی به جای هماهنگی در تصمیم گیری ها و جهت گیریهای سیاسی به منظور افزایش منابع، قطبهای قدرت درگیر تقسیم منافع ملی به جای افزایش منابع سبب کاهش آن می شوند.
  • ایجاد برابری در مقابل قانون و حقوق برابر شهروندی زمانی بسیار طولانی نیاز دارد تا در نهادهای قانونی جا بیفتد و به اجرا درآید. کشورهای اروپایی از قرن چهاردهم به بعد مبارزات بسیاری را برای حاکمیت قانون تجربه کردند و به تدریج امتیازهای ویژه طبقاتی و وابستگیهای فامیلی و نفوذ قدرتها را در اعمال و اجرای قوانین تعدیل نمودند. عدالت اقتصادی در توزیع محصول توسعه از مقوله های مهمی است که شرایط فرهنگی و مبانی ارزشی یک جامعه نقشی تعیین کننده در چگونگی آن دارد.
  • شرایط اولیه استقرار دموکراسی و مشارکت مردمی در تعیین سرنوشت خود، برخورداری از حداقل سواد در سطح فراگیر، آشنایی با حقوق اولیه شهروندی و وجود نهادهایی است که اراده مردمی را در تصمیم گیریهای مملکتی منعکس نموده، تضمین اجرای صحیح آنرا به عهده بگیرد. ایده مشارکت مردمی با مصوبه ها و شعارهای نمایندگان دوستی تحقق نمی پذیرد، بلکه با به قدرت رسیدن افراد در سطوح مختلف صورت تحقق می یابد. این خود آنها هستند که باید برای پاسخگویی به حقوقشان و حتی شناخت حقوق خود تلاش کنند. لذا مشارکت مردمی و مردم سالاری فرایندی بسیار طولانی و مبارزه ای بسیار سخت را می طلبد تا ابتدا در بینش عمومی جای گیرد و سپس مسئولان حکومتی را مجبور به اطاعت و پذیرش آن نماید.
  • نظم اجتماعی قبل از آنکه توسط قوانین نوشته شده در جامعه ای به اجرا درآید می بایستی در فرهنگ مردمی پذیرش عام یابد و هر نوع بی نظمی، چه در رانندگی و چه در پارکها و مراکز تفریحی و یا محیطهای اداری و حتی در محیط خانواده نوعی ضد ارزش برای همه تلقی شود و در مقابل احترام به حقوق دیگران و رعایت حقوق شهروندی در امکان عمومی یا خصوصی ارزش والا و پسندیده جلوه نماید. البته بدیهی است که قوانین در تثبیت و ضابطه مند کردن رسمی آنها نقش مهمی ایفا می کنند.
  • دولت تنها منبع فرهنگ اجتماعی نیست و نهادهای غیر دولتی در نظام اجتماعی موثراند. حکومتها بیش از اقشار مختلف اجتماعی به قدرت می اندیشند. این توجه خاص، منطقی و طبیعی است؛ و اما اگر نیروها و عوامل تعدیل کننده ای در جامعه وجود نداشته باشند زمینه های فکری و فرهنگی جامعه چند بعدی نخواهد شد اگر دولت تنها منبع فرهنگ اجتماعی باشد. اقشار مختلف جامعه به دولت متصل شده محافظه کار می گردند. چنانچه جامعه ای به جمعیتها، اصناف، انجمنها و بنیادهای مختلف فکری، اجتماعی و فرهنگی میدان فعالیت دهد، احساس انگیزه و توانایی مشارکت در میان مردم تقویت می شود و تشکل اجتماعی مفهوم می یابد و جامعه به طرف تولید فکر و فرهنگ بحث و گفتگو حرکت می کند.
  • اعتقاد و ایمان به تحولات اجتماعی و در نتیجه ایجاد تحولات و پویایی در نهادهای اجتماعی با توجه به موقعیتهای زمانی مختلف، ثبات شرایط از قبیل ثبات در سیاستگذاریها و برنامه ریزیها، ثبات در حقوق مالکیت و تضمین قراردادها از جمله عوامل مهمی هستند که ضرورتا طی دوره های خاص وجود داشته باشند، ولی لازم است در مقاطعی از زمان نهادهای جدید متناسب با دوره مورد نظر ایجاد شوند. در رابطه به این مقوله می توان نتیجه گیری نمود که ویژگیهای فرهنگی لازم را برای تحقق توسعه اقتصادی می توان قرار ذیل دسته بندی نمود:
  • آمادگی افراد برای پذیرش اندیشه های نو و به کار گیری و آزمون آنها.
  • آمادگی افراد برای اظهار عقیده و پذیرش اجتماع برای شنیدن عقاید.
  • احساس زمانی، که مردم را به حال و اینده بیش از گذشته علاقمند می سازد.
  • وقت شناسی و توجه بیشتر به برنامه ریزی، سازماندهی ، کارآیی و بهره وری.
  • تمایل به نگریستن جهان با نگرش محاسباتی.
  • ایمان به علوم و فناوری
  • ایمان به عدالت برای همگان.

دیدگاه شما