صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۲۹ سرطان ۱۳۹۷

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

استراتیژی ترامپ در افغانستان: آغاز یک فرجام ناپیدا

-

 استراتیژی ترامپ در افغانستان: آغاز یک فرجام ناپیدا

با نزدیک شدن به اولین سالگرد استراتیژی جنوب آسیای دونالد ترامپ، لازم است تا نگاهی به دستاوردهای آن در سطح پالیسی داشته باشیم. دستاوردهای این اشتراتیژی مبهم است و نظریات متضادی در باره تاثیرات آنها درسطح پالیسی وجود دارد.  درحالیکه جنرال نیکلسون، فرمانده عملیات حمایت قاطع ترجیح داده است تا از استراتیِژی کنونی ایالات متحده با عنوان «مذاکره و جنگ» یاد کند، وزیر دفاع ایالات متحده، جیمز متیس، از وضعیت افغانستان بعنوان «همزیستی خشونت و پیشرفت» یادکرده است.
یکی از ارکان استراتیژی ترامپ «ترکیب تمام ابزارهای قدرت امریکا-دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی- در راستای یک نتیجه موفقیت آمیز» در جنگ افغانستان است. با این حال، ترامپ در همین سخنرانی خود تاکید براهمیت بیشتر رویکرد نظامی و اهمیت کمتر دیپلوماسی-با بیان اینکه به توافق سیاسی «پس از یک تلاش موثر نظامی می توان دست یافت» نموده بود. هنگامی که ترامپ گفت: «زمانی که بر دشمنان مان یورش می بریم، داعش را نابود می کنیم، القاعده را درهم می کوبیم و مانع تسلط طالبان برافغانستان می شویم و مانع ترورهای دسته جمعی در امریکا می شویم»، به این اظهارات او به عنوان پارامترهای نتایج موفق، مشخصات این پیروزی مشروط و بدون زمان مشخص، دیده می شد که بدرستی تعریف نشده بود. این پارامترها از همان زمان نامشخص بوده اند.
از زمان اعلام استراتیژی جنوب آسیای ترامپ، تعداد نیروهای ایالات متحده در افغانستان، باوجود در دسترس نبودن داده های مشخص، به 15000 رسیده است. با اینحال، تعداد تلفات افراد ملکی در سه ماه اول سال 2018 برابر با میزان تلفات ملکی طی همین دوره در سال های 2016 و 2017 بوده است. علاوه براین، تعداد تلفات منسوب به حملات نیروهای دشمن 1,500 نفر ذکر شده،که 6 درصد بیشتر از میزان تلفات دشمن طی همین دوره در سال 2017 بوده است. «طرح صلح بدون پیش شرط» رئیس جمهور اشرف غنی که در ماه فبروری به طالبان پیشنهاد شد-بشمول یک آتش بس، شناخت طالبان به عنوان یک حزب مشروع سیاسی، انجام اصلاحات در نظام انتخابابی و قانون اساسی کشور ، به نظر می رسید تاحدودی مورد پذیرش طالبان قرار بگیرد.
اعلان حملات بهاری طالبان در ماه اپریل 2018، اعتبار بیشتری به تردیدها پیرامون عدم پاسخ مثبت طالبان به این طرح رئیس جمهور اشرف غنی، حداقل در میان مدت، بود. همچنین، در این اواخر، رهبر طالبان شیخ هیبت الله آخوندزاده، در آخرین اظهارات خود در پایان عید فطر گفت « رستگاری افغانستان در خروج نیروهای امریکایی و دیگر نیروهای اشغالگر نهفته است، اگر امریکا خواهان صلح است، باید آماده گفت و گوی مستقیم با طالبان باشد. عدم تمایل طالبان برای مذاکره با دولت افغانستان چوبی است که در بین چرخ تلاش های ایالات متحده برای ترغیب طالبان و دولت افغانستان برای دست یافتن به آشتی با یک نقش حمایتی توسط خود ایالات متحده، گذاشته می شود. کاملا جالب است که جنرال نیکلسون طی یک کنفرانس خبری در این اواخر اظهار داشت که «هدف استراتیژی امریکا دست یابی به آشتی در افغانستان بوده است.»
نیکلسون در 30 ماه می، اظهار داشت 80 درصد حملات طالبان ناکام مانده است و آنها قادر به کنترول مناطق مورد نظر نشده اند، و بقیه 20 درصد حملات موفق آنها نیز فقط منجر به تصرف موقتی طلبان بر مناطق مورد حمله  برای چند ساعت تا نهایتا 10 روز شده است. او همچنین مدعی شد که طالبان «در تلاش به دست آورن مناطق جدید و کنرول آنها» نبوده است. بهرحال، براساس جورنال جنگ های طولانی، 41 ولسوالی افغانستان در اختیار طالبان است، در حالیکه بر سر 201 ولسوالی دیگر بین طالبان و دولت درگیری وجود دارد وآنها در 60 درصد خاک افغانستان فعالیت دارند.
طالبان در آستانه اعلام آتش بس در 9 ماه جون، ولسوالی کوهستان در ولایت فاریاب را، که حدود یک سال برسرتصرف آن با دولت درگیر بوده اند، تحت کنترول خود در آوردند. براساس اظهارات منابع محلی، طالبان بر حملات سنگین خود برنیروهای دولت از زمان اعلان آتش بس افزوده اند، زیرا به باور آنان توانایی و ظرفیت نیروهای دولتی کاهش یافته است، و این امر وضعیت امنیتی و حکومتداری در کشور را وخیم تر خواهد ساخت. برخلاف اظهارات نیکلسون، وزارت امور داخله افغانستان براین باور است که طالبان در چندین جبهه به حملات خود ادامه خواهند داد. درچنین متن و بستری، دیده شود که آیا جنرال اسکات میلر که به عنوان جانشین جنرال نیکلسون در افغانستان پیشنهاد گردیده است، قادر به ایجاد تغییرات عملی در جنگ افغانستان خواهد بود. در عین حال، در سناریوی پیچیده جنگ در افغانستان و رویکرد کشورهای تاثیرگذار نسبت به روند صلح موضوع مصئونیت افراد ملکی نادیده گرفته می شود.
کمپاین مبارزه با اعضای ولایت خراسان داعش و بقایای القاعده یکی دیگر از ارکان استراتیژی ترامپ در افغانستان بوده است. درحالیکه اردوی ایالات متحده تعداد جنگجویان ولایت خراسان داعش در افغانستان را حدود 700 نفر در سال 2017 اعلان کرده است، مقامات افغان تعداد آنها را 1500 نفر اعلان کرده اند. از جانب دیگر، از زمان اعلان این استراتیژی در افغانستان بر تعداد حملات داعش در افغانستان افزوده شده است که از آن جمله می توان به حملات زیر اشاره نمود: حمله برمسجد شیعیان در ماه اکتوبر که منجر به کشته شدن 56 نفر و زخمی شدن 55 نفر شد، حمله برمرکز فرهنگی شیعیان در دسمبر 2017 در کابل که منجر به کشته شدن 41 نفر و زخمی شدن 80 نفر شد ، حملات زنجیره ای در ماه اپریل 2018 که منجر به کشته شدن 10 ژرونالیست شد، حمله تروریستی بر مراکز رای دهی در ولایات کابل و پروان که منجر به کشته شدن مجموعا 60 نفر شد، و حمله اخیر داعش بر وزارت امور داخله در ماه می سال 2018.
حملات مکرر نیروهای ولایت خراسان داعش، نشان دهنده این است که این گروه تروریستی علاوه براینکه موجودیت خود در افغانستان را حفظ کرده است، بلکه اکنون قادر به انجام حملات قوی بردولت افغانستان نیز است. بنظر می رسد طی دوره آتش بس اعلان شده توسط دولت افغانستان،   ایالات متحده با تغییر تمرکز حملات هوایی خود برداعش و القاعده، این حملات را شدت بخشیده است.
پس از 17 سال حضور نیروهای ایالات متحده، که بسیاری تصور می کردند زمان ختم بازی در افغانستان فرارسیده است، حالا چشم انداز صلح و ثبات همچنان در این کشور مبهم است. آنچه در واشنگتن دی سی در مورد افغانستان تصمیم گیری می شود، نه تنها بر استراتیژی های انفرادی بازی کنان عمده مانند هند، پاکستان، چین، روسیه و ایران تاثیرگذار است، بلکه بر شکل گیری حسن تفاهم و دشمنی آنها نیز تاثیرگذار است.
* مونیش تورانگام دستیار استاد در دانشکده ژئوپولتیک و روابط بین الملل اکادمی منیپال تحصیلات عالی هند است.
* ناندیتا پالریکا  فارغ التحصیل حل منازعات از دانشگاه جورج تاون واشنگتن دی سی است.

دیدگاه شما