صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

یکشنبه ۶ جوزا ۱۳۹۷

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

تساهل سیاسی

-

تساهل سیاسی

بیش ازچهاردهه است که افغانستان ، درگیر خشم وخشونت و انفجاروانحصاراست بیاییم با اسلحه وداع وبا قلم آشتی کنیم خداوند باب گفتگو ودیالوگ را با فرعون که ندای انا ربکم الاعلی سر می داد گشوده بود که به پیامبرش دستور داد با سخن نرم بااو گفتگو کن، کشورسوئیس نمونه خوبی برای ماست درقانون اساسی ازسه خط وچهارزبان ملی یاد میکند زبانهای رسمی عبارتند از فرانسه، آلمانی وایتالیای و بومی. مذهب در این کشور 49./.کاتولیک، 47./.پروتستان، .3/. یهودی 1./.غیره، مردم این کشور علی رغم تنوع زبان و دین عملا اثبات کردند که دلیل ندارند برای رفع اختلافات بجنگند این خصلت آنان شعار: همبستگی آری، همگونی خیر کریستف هورستل آر در کتاب افغانستان آماده انفجار، دو آرزو برای افغانستان دارد تساهل و عدالت، عدالت نسبت به همه، تساهل در مورد گذشته. 
نظريه تساهل از جمله دستاوردهاي نظري مغربزمين به شمار ميرود كه بيش از يك دهه است وارد گفتمان سياسي و فلسفي جريان شبه روشنفكري كشورهاي جهان سومي شده است.
ريشههاي اين نظريه در جهان معاصر را بايد در دوران موسوم به نوزايي و سدههاي پس از آن جست.
جان        جان لاک از اولين فيلسوفاني است كه به نگارش رسالهاي مستقل در اين باره پرداخته است. پیچیده شدن امرسیاست در جوامع و ظهور احزاب و گروه ها و نحله های فکری متفاوت درعرصه سیاسی ازیک سو واز سوی دیگر بروز درگیری¬هایی درمیان این عقاید، دانشمندان علوم سیاسی را برآن داشت تا مفهوم تساهل راکه درآغازبرای تساهل دینی از سوی جان لاک درنوشته خود با عنوان« درباب تساهل» ارائه گردید را به عرصه سیاسی نیز تعمیم داده ومفهوم تساهل سیاسی را به کاربرند. تساهل سیاسی که به معنای تمایل به اجازه بیان ایدهها و یا پیگیری منافع افراد و گروههای گوناگون آورده شده است. امکان همزیستی صلح آمیز افراد و گروه هایی را فراهم میکند که از دیدگاههای متفاوتی برخوردارند و با روش های متفاوت در جامعه¬ای زندگی می کنند به بیان دیگر، تساهل یک رابطه دو طرفه و اجتماعی است، که فرد رابه صورت ذهنی یا عینی با طرف مقابل خود در گیر میکند وبا آگاهی از این نوع تقابل به این نتیجه می رساند که سازش و همزیستی مسالمت آمیز و پذیرش دیگری مخالف یا متفاوت ضروری است.    
واژۀ تساهل از ريشة سهل، به معناي آسان گرفتن و سهلانگاري، اغماض، چشمپوشي، و به نرمي با كسي برخورد كردن‏ گرفته شده است. دراصطلاح سیاسی، بهمعنای مدارا نمودن، خویشتنداری نسبت به مخالفین، رقبای سیاسی و فکری و نیز، بسط و بیان تفکر در فضای سالم سیاسی است.  مفهوم تساهل دارای چهارمؤلفه است1. وجود تنوع و اختلاف2.ناخشنودی و نارضایتی3.وجود آگاهی و اختیار4.عدم ممانعت و مداخله با وجود قدرت و توانایی. مسئله تساهل و مدارا از مهمترین مسائلی است که امروزه در روند تکامل سیاسی دولتها پیش میآید و هر دولتی ناگزیر با این مسئله مواجه میشود. در حال حاضر کمتر دولت و شخصی خود را دشمن تساهل و مدارا اعلام میکند. حتی، تساهل و عدمتساهل یکی از وجوه تمایز جهتگیریهای مختلف سیاسی، فکری و اعتقادی دوران معاصر بشمار میرود. تساهل و مدارا در فرهنگ و اندیشه اسلامی به معنای نفی خشونت نهادی و سختگیری و تعصب بیجا است تساهل امری انسانی است که در عرصههای مختلف سیاسی و اجتماعی قابل طرح است.تساهل سیاسی در اصل به روش و منش دولت و حکومت باز میگردد و بیانگر مدارای حکومت نسبت به گروهها و افراد مخالف است؛ و در معنای وسیعتر، تساهل سیاسی شامل رفتار گروههای سیاسی متفاوت و مخالف نیز میشود. معمولاً از آزادی بیان و مطبوعات، وجود احزاب و گروههای سیاسی و مولفۀ نقد و انتقاد، به منزلة نشانههای تساهل سیاسی نام برده میشود. 
تساهل بهلحاظ موضوع:
تساهل فکری ـ عقیدتی که خود، دارای دو جنبه است؛ تساهل در مقام نظر و اندیشه که ناظر بر آزادی افراد در پذیرش هر نوع فکر و اندیشة مخالف است. و تساهل عقیدتی در مقام بیان یا تبلیغ و اعمال اندیشهها و آرا. بر این اساس، صاحبان آرا و اندیشههای متفاوت آزادند، هر نوع رفتار و اندیشهای را تبلیغ و اعمال نمایند و کسی حق محدودکردن و مداخله در کار آنها را ندارد تساهل هویتی که ناظر به تساهل در ویژگیهای غیراختیاری، همچون جنس، نژاد، ملیت، رنگ و فرهنگ صاحبان آنهاست و به نوعی منادی همزیستی مسالمتآمیز افراد انسانی است. تساهل رفتاری که به تساهل در رفتارهای فردی و اجتماعی در عرصه تعاملات اجتماعی و مناسبات گروهی اطلاق میشود. به لحاظ عملکرد عامل تساهل، آن را به تساهل منفی (سلبی) و تساهل مثبت (ایجابی) تقسیم نمودهاند. تساهل منفی عبارت است ازعدم دخالت در افکار، عقاید، شیوۀ زندگی، علایق فرهنگی و آیین عبادت مردم مفهوم تساهل مثبت، حمایت و پشتیبانی از حقوق و آزادیهای مردم برای دستیابی به اهداف زندگی و برخوردار شدن آنان، بهویژه اقلیتها، از فرصتهای برابر در جامعه است تساهل مثبت یا ایجابی مرحلهای فراتر ازتساهل منفی (سلبی) است. درحقیقت تساهل مثبت معنای تکاملیافته تساهل است. در تساهل مثبت عامل تساهل نه تنها اصل تفاوتها را میپذیرد، بلکه آن را امری طبیعی دانسته، برای رشد آنها میکوشد و هر نوع اندیشه، عمل و روشی را که سبب مهار و کاستن این تفاوتها، شود، نادرست میشمارد.             
حوزه های تساهل
برای تساهل حوزههای گوناگونی وجود دارد تساهل به اخلاقی، دینی و سیاسی تقسیم میشود تساهل دراندیشههای سیاسی به دو معنا بهکار میرود ازیکسو، بهمنزلة صفتی اخلاقی، بهمعنای آسانگرفتن، مدارا کردن، جوانمردی، بلندنظری، آزادگی و... بهکار رفته است و ازطرف دیگر، درمعنای جدید غربی آن به عدم دخالت و جلوگیری از باورها و رفتارهای اخلاقی افراد و گروههای مختلف، و محترمدانستن این باورها و رفتارها اطلاق میشود که خواه ناخواه، به نسبیت اخلاقی میانجامد. براین اساس، هرکس میتواند دارای هرنوع باور و رفتاراخلاقی باشد و دیگران نه تنها نباید برای او مزاحمتی ایجاد کنند، بلکه باید گوناگونی و تفاوت را توصیه و تشویق نمایند. حوزههای اعمال تساهل: تساهل و مدارا اساساً در مرحله اول یک امر انسانی است که درعرصههای مختلفی همچون عرصههای فکری، علمی، سیاسی، اجتماعی و رفتاری، قابل طرح است بیشتر در روابط حکومت و مردم تبلور عینی مییابد و ازطرف دیگر، تساهل رابطهای است که از موضع قدرت اعمال میشود،(محمودی،تساهل وتسامح اخلاقی دینی) مهمترین عامل تساهل از حیث قدرت، همان حکومت است که به تبع آن، تعیینکننده  حوزه و میزان اعمال تساهل نیز است بر این اساس، میتوان حوزههای اعمال تساهل را به سه حوزه حقوق الهی، حقوق اجتماعی و حقوق فردی تقسیم کرد در اندیشه و فرهنگ اسلام، بنیان همه چیز بر «حق خداوند» است. رابطه خداوند با انسان براساس پروردگاری، رحمانیت و رحیمیت گذاشته شده است. وفور این اسما و صفات، رابطه خداوند با انسان را براساس محبت و مهربانی استوار میسازد. که در آن اصل نبوت بررحمت و عطوفت با خلق معرفی شده است، افزونبراین، در آیه 159 سوره آلعمران، رفتار کریمانه و توأم با نرمش پیامبر با مردم را رحمت خداوندی بیان میکند و باصراحت به پیامبر حکم میکند که در امور اجتماعی و حکومتی و در چارچوب وحی الهی با مردم مشورت کند و آنها را در اداره امور مشارکت دهد درهمین راستا سراسر سیره عملی و نظری پیامبر اکرم سرشار از توصیه به مدارا و عفو و گذشت در روابط اجتماعی و فردی مسلمانان با یکدیگر است. مدارا در حقوق اجتماعی: تساهل و مدارا بهمعنای نفی خشونت نهادی، در بینش اسلامی بهمنزلة یک اصل اخلاقی ـ اعتقادی مطرح میشود که میتواند راهی برای مقاومت در برابر بیعدالتی، ظلم و ستم باشد. بنابراین، برای اینکه مؤثر واقع شود، باید در ساختارهای سیاسی و اجتماعی جامعه رسوخ کرده، بهمثابه استراتژی و راهکار حکومت و دولت برای تحقق عدالت اجتماعی و صلح، پدیدارگردد مدارا در حقوق اجتماعی جلوههای گوناگونی دارد یکی از آن جلوهها عدالت است عدالت در اندیشه اسلامی، معیار همه چیز است و بدون آن نمیتوان به اهداف دولت اسلامی و فراهمکردن زمینه تعالی فرد و جامعه دست یافت. معیاربودن آن در اداره امور تا بدانجاست که قوانین باید تابع عدالت باشند و استحقاقها درهمه امور رعایت شده، هرگونه تبعیض از جامعه زدوده شود مفهوم عدالت در امر حکومت جنبههای مختلفی را دربر میگیرد؛ ازجمله، عدالت سیاسی که بهمعنای نفی ظلم و ستم بر مردم است؛ عدالت اقتصادی که توزیع عادلانه منابع و امکانات بین افراد جامعه است عدالت اجتماعی؛ که رعایت حقوق دیگران و برابری افراد برابر قانون است؛ و عدالت قضایی که ناظر بهدسترسی مساوی همگان، دادرسی عادلانه است. اصل رفق و مدارا نیز در اداره امور مردم و تنظیم مناسبات اجتماعی آنان تأثیر مهمی دارد؛ بهطوریکه این اصل را یکی از کارسازترین اصول درفن مدیریت انسانی دانستهاند دراندیشه اسلامی مدیریت و حکومت بر مردم داری، رفق، مدارا استوار بوده، زمانی از خشونت و قدرت استفاده میشود که از آن گریزی نباشد که البته آن هم از سررحمت و شفقت بوده، محصول کینه وعداوت نیست. مساوات و برادری: براساس نظریه اسلام، آحاد مردم، صرفنظر از هر نوع امتیاز، همچون نژاد، رنگ، ثروت، مقام ودرخلقت مساوی بوده، جز تقوی هیچ برتریای بریک دیگر ندارند. اقتضای نگاه برابر به نوع انسان این است که در روابط فردی و اجتماعی هر نوع امتیاز نژادی و نسبی محکوم شوند. مساواتی که اسلام مدنظر دارد در دو زمینة مساوات در اصل انسانیت، و مساوات در حقوق و اجرای قوانین است؛ چنانچه پیامبرفرمود: ای مردم همه شما فرزندان آدم هستید و آدم نیز از خاک آفریده شده است، گرانمایهترین شما نزد خدا باتقوا ترین شما است. و نیز در باره مساوات در حقوق و اجرای قوانین در فرازی از سخنانش در اجرای حد الهی بر زن سارقهای فرمود: به خدا اگر فاطمه دختر محمد به سرقت بپردازد، من دستش را قطع میکنم. مدارا درحقوق شخصی:  مدارا در حقوق شخصی به نحوه تعامل و چگونگی رفتار حکومت با پدیدهها مربوط میگردد؛ اموری مانند مشارکت سیاسی افراد و گروهها در قدرت، نحوۀ رفتار با اقلیتهای دینی و گروههای سیاسی مخالف حکومت و همچنین فعالیت سیاسی افراد.مشارکت سیاسی: در بینش اسلامی، قدرت امانتی است در دست صاحبان قدرت، وظیفه فرد قدرتمند این است که امانت را ملک خود نداند و در نگهداری آن کاملاً دقت نموده و آن را به اهلش واگذار کند. بدینترتیب، اسلام با امانت دانستن قدرت عمومی، راه صحیح استفاده از قدرت را نشان داده است، چه اینکه از دیدگاه اسلام، سوءاستفاده از قدرت میتواند به مفاسد بزرگی بیانجامد.
نحوه نگرش و رفتار حکومت با آزادیهای اساسی:  آزادیهای اساسی انواع مختلفی را دربر میگیرد که مهمترین آنها، آزادی عقیده و بیان است آیات فراوان قرآنی و احادیث نبوی بر پذیرش آزادی عقیده در اندیشههای سیاسی اسلامی دلالت تام و تمام دارد.(کهف/29) اسلام درعینحال که برای ایمان آوردن انسانها اهمیت قائل است و سعادت دنیوی و اخروی آنان را منوط به پذیرش این دین میداند، برای پذیرش یا رد آن، کسی را الزام و اجبار نمیکند؛ و اگر کسی عقیدهای را پذیرفت، او را بهدست کشیدن ازعقیده خود مجبور نکرده، یا تحت تعقیب و آزار قرار نمیدهد.(بقره/256) شاه بیت آزادی در جامعه، آزادی بیان است که امروزه درشکلهای مختلفی همچون آزادی قلم، مطبوعات و رسانهها تجلی کرده است. نمود عینی آزادی در جامعه هنگامی است که امکان بیان و تبلیغ اندیشهها، عقاید و آرای متفاوت فراهم باشد از دیدگاه اسلام، نهتنها آزادی بیان برای انسان به رسمیت شناخته شده است، بلکه حق طبیعی و فطری او نیز تلقی میشود. ازاینرو، انسان موظف است اندیشه درست را با رعایت موازین فهم به مردم ابلاغ نماید. مبانی قرآنی تساهل در رفتاربا غیر مسلمانان درحقیقت مهمترین جلوه و کارکرد نظریه تساهل و مدارا، در رفتار و رویارویی با مخالفان و حتی دشمنان بروز میکند. تساهل و مدارای اسلامی در رفتار با غیرمسلمانان بر دو اصل استوار است آزادی در پذیرش دین اسلام بههیچ روی، افراد را با زور و اجبار به دین دعوت ننموده، بلکه از تحمیل و اجبار نهی کرده است؛(بقره/256) چراکه ایمان، امری قلبی است و با اجبار و زور حاصل نمیشود. چنانچه تحمیل در پذیرش دین مؤثر باشد، به نفاق و دورویی منجر خواهد شد. بنابراین، براساس آموزههای اسلامی و قرآنی، مبنی بر عدم تحقق دین و ایمان با اکراه و اجبار، در مقام دعوت مردم به دین، هرگز مجوزی برای خشونت و اجبار، حتی خشونت کلامی، اهانت، تمسخر و تحقیر وجود ندارد. بهعنوان نمونه میتوان به این آیات اشاره کرد99 یونس و256بقره  افزونبراین، در هیچ آیهای از قرآن مجید، از تحمیل دین صحبت نشده است؛ بلکه انسان از خداوند میخواهد که امری را خارج از توان و تحمل او، بر وی تحمیل نکند:286بقره،  امام فخر رازی در ذیل آیه 256 بقره نوشته است خداوند متعال امر ایمان را بر اجبار و قسر قرار نداده است، بلکه بنای آن بر تمکن و اختیار است همزیستی مسالمت آمیز تحمل عقاید مخالف از اصول اساسی تساهل اسلامی است که بیان دیگری از همزیستی مسالمتآمیز با صاحبان عقاید غیراسلامی، خصوصاً پیروان ادیان دیگر است. بدیهی است منشأ تساهل و مدارای اسلامی با اقوام و ملل بیگانه و غیراسلامی دستورها و توصیههایی است که در قالب آیات قرآنی و سیره نبوی وجود دارد یکی از ابزارهای مهم برای تحقق همزیستی مسالمتآمیز، گفتگوی منطقی و تبادل نظر در زمینه افکار و عقاید است.(نحل/125) ازاینرو، خداوند از پیامبر خویش میخواهد که بنیان تبلیغ و دعوت خود را بر اصل گفتگو و منطق قرار داده، خلق را به حکمت و برهان و موعظه حسنه به راه خدا دعوت کند؛ و با بهترین روش با اهل جدل، مناظره نماید. قرآن اصل توحید را بهمنزلة اساس روابط حسنه با پیروان عقاید مبتنی بر وحی پیشنهاد کرده است که براساس آن، خداوند از اهل کتاب میخواهد در زیر چتر واحد و مشترک آسمانی یعنی، اصل توحید، جمع شده، به همزیستی خود با مسلمانان ادامه دهند..

دیدگاه شما