صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۴ ثور ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

هنر معامله با طالبان

-

هنر معامله با طالبان

در سال جاري جنگ آمريکا در افغانستان به نقطه عطف خود خواهد رسيد. اين جنگ بيش از آنچه انتظار مي رفت طولاني شد. در حاليکه نيروهاي بين المللي از جنوب کشور خارج شده اند، شرايط پيچيده تر شده مي رود.
پيش از اين جنگ ويتنام، طولاني ترين جنگ آمريکا محسوب ميشد. نيروهاي آمريکا از ماه اکتوبر سال 2001 در افغانستان حضور دارند. بالاترين تعداد اين نيروها حدود صدهزار نفر بودند.
جنگ آمريکا در افغانستان براي ماليه دهندگان آن کشور 783 ميليارد دالر هزينه داشته است. علي رغم هزينههاي سنگين اين جنگ، اخيرا جنرال جان نيکلسون فرمانده نيروهاي بين المللي در افغانستان، خواهان افزايش نيروهاي آمريکايي در افغانستان شده است.
سقوط ولسوالي سنگين ولايت هلمند در ماههاي اخير، ممکن است يک عقبنشيني تاکتيکي باشد، اما نشان ميدهد که وضعيت رو به وخامت است.
با طرح دولت دونالد ترامپ مبني بر افزايش بودجه نظامي و کاهش اقدامات دپلماتيک، اين احتمال افزايش مييابد که سياست آمريکا در افغانستان کاملا نظامي شود و ميزان حمايت از دموکراسي، فعالان مدني، تقويت حکومتداري، حمايت از گفتگوهاي صلح و فعاليت هاي حقوق بشري، کاهش يابد.
مسئله اين است که رويکرد آمريکا مشخص نيست، بايد راهي براي پايان دادن به جنگ افغانستان پيدا کنيم. بايد دست آوردهاي که به قيمت جان باختن 2350 آمريکايي بدست آمده است، حفظ شود.
براي ديپلمات ها و مقامات نظامي آمريکايي همانند جنرال پترايوس، فرمانده نيروهاي آمريکايي در سالهاي 2010 و 2011، اين نکته هميشه روشن بوده است که جنگ تنها از طريق اجماع سياسي پايان مي يابد؛ پروسهاي که دولت افغانستان و طالبان باهم بحث کنند و به آشتي برسند. چنين پروسه براي جامعه جهاني نيز قابل قبول است. چالشهاي زيادي در برابر چنين پروسهاي وجود دارد، اما يک طرح کلي براي اين معامله، مي تواند براي طرفهاي درگير جذاب باشد.
علي رغم بيش از پانزده سال جنگ در افغانستان، ايالات متحده هرگز بطور جدي با طالبان وارد جنگ نشده است. طالبان براي آمريکا گروهي بود که ميزبان القاعده بود و باعث شد که ايالات متحده بعد از حمله يازده سپتامبر به افغانستان يورش ببرد.
طالبان هرگز ابراز نکردند که افکار قرون وسطايي شان را خارج از افغانستان گسترش دهند و يقينا اعلام نکردند که افکارشان را در ايالات متحده به اجرا خواهند گذاشت. از نظر آمريکا، طالبان براي آنان خطري محسوب نمي شد.
دولت افغانستان براي حل و فصل اختلافات شان با طالبان از آنان مي خواهد که از خشونت دست بکشند، از گروه هاي تروريستي بين المللي جدا شوند و قانون اساسي افغانستان را بپذيرند. در مقابل طالبان اصرار دارند که تمامي نيروهاي خارجي از افغانستان خارج شوند.
بدون شک هر دو طرف خواست هاي ديگري هم دارند، اما به نظر نمي رسد خواست هاي اساسي آنان قابل حل نباشد. بويژه شرايطي در افغانستان پيش آمده که داعش در اين کشور در حال گسترش است و اين گروه دشمن دولت افغانستان و طالبان است .
در دولت تحت اداره اشرف غني و رييس اجراييه عبدالله عبدالله، دولت از تلاشها براي آشتي حمايت مي کند. مردم عادي افغانستان هم از صلح پشتيباني مي کنند، حتي کساني که مخالف سر سخت دوران حاکميت رژيم بي رحم طالبان در دهه 90 هستند مايل اند همهي طرف هاي درگير براي پايان يافتن جنگ به يک توافق برسند.
علاوه بر آن، کشمکش افغان ها بين روستا نيشينان سنتي و شهرنشينان مدرن وجود دارد و اين اختلافات از زماني که افغان هاي کمونيست در سال 1978 در قدرت بودند آغاز شده است. هرچند قدرت هاي منطقهاي نقش مخربي در آن بازي کرده اند.
پاکستان با حمايت طالبان در افغانستان استراتيژي خصمانه اي را دنبال مي کند، ساير همسايگان افغانستان مانند ايران و روسيه هر کدام تلاش مي کنند از گروههايي در داخل افغانستان حمايت کنند تا منافع آنان را در اين کشور برآورده سازند. اين نوع مداخلات مانع حل و فصل سياسي است و باعث ادامه نا امني در اين کشور مي گردد.
بنابراين براي پيشبرد روند صلح در افغانستان چه بايد کرد؟
اولين قدم واضح است، به طالبان بايد اجازه داده شود احتمالا در دوحه قطر براي انجام مذاکرات با دولت افغانستان دفتري داشته باشند. اين اقدام در سال 2013 تقريبا تکميل شده بود، اما هنگامي که طالبان پرچم شان را تحت نام امارت اسلامي افغانستان برافراشت، آمريکا و دولت افغانستان تحت رياست جمهوري حامد کرزي آن را زياده خواهي دانست و رد کرد و مذاکرات متوقف شد.
همه شرکاي بالقوه به شمول دولت قطر از آن افتضاح درس گرفتند و قصد دارند از تکرار چنين حوادثي دوري کنند. اين منطقه براي ديپلماسي بي سر و صدا است که توسط ايالات متحده هدايت مي شود. هنگامي که مذاکرات شروع شد دولت ما بايد جايگاه خودش را تعريف کند. حتي بعد از سال ها جنگ، ايالات متحده گاهي خودش را مي فريبد که طرف جنگ نيست در حالي طالبان طوري ديگري فکر مي کند و آمريکا را يکي از طرف هاي جنگ مي داند.
با همکاري متحدان افغان مان بايد ايالات متحده شرايطي را روي ميز قرار دهد که تحت آن شرايط آمريکا نيروهايشان را از افغانستان بيرون خواهد کشيد. هر خروجي بايد مرحله به مرحله مطابق به انجام رسيدن تعهدات از طرف طالبان صورت گيرد، به شمول اينکه از قلمرو افغانستان هرگز براي حمله به آمريکا استفاده نشود.
مشکل ترين قسمت بحث مربوط خود افغان ها است که دههها آنها را از هم دور کردند. آمريکا با توجه به جايگاهش بايد مطمئن شود که هيچ پيشرفتي در افغانستان در زمينه حقوق بشر بشمول حقوق زنان و قانون اساسي دولت  توسط طالبان از بين نرود.
تا زماني که هيچ مذاکرهاي صورت نگرفته است، دشوار است که خواستهاي طالبان را ارزيابي کنيم. نگراني آنان در مورد قانون اساسي افغانستان ممکن است اين باشد که آنان در تهيه آن هيچ نقشي نداشته است. مانند قوانين ساير کشورها، قوانين افغانستان هم مي تواند اصلاح شود.
ايالات متحده بايد متعهد به تقويت دولت افغانستان بماند و نيروهاي نظامي افغانستان را حمايت کند تا نمايندگان دولت در مذاکرات از موضع قوي برخوردار باشند. هر حل و فصل نهايي که در آن طالبان طبق قواعد و مقرراتي وارد سيستم سياسي شود، بايد بر اساس قانون اساسي باشد. بخصوص اطمينان حاصل شود که از افغانستان خاک هيچ کشوري تهديد نگردد و اين کشور هيچ جنگ نيابتي را از قلمروش هدايت نکند.
من در باره طالبان حرفي ندارم، آنها دو تن از دوستانم را به قتل رساندند، آنها خيلي در اقدامات خشونت بارشان بي رحم و بي بندوبار هستند، جايگاهي که براي زنان مي پندارند قابل قبول نيست، از طرف جامعه جهاني محکوم شدند. اما اينها استدلال خوبي براي تداوم جنگ در يکي از فقيرترين کشورهاي دنيا نيست. اين وضعيت تنها به افغان ها آسيب نمي رساند، براي مردم آمريکا هم قابل قبول نيست. آنها از وضعيت موجود حمايت نمي کنند.  ما رييس جمهوري داريم که به هنر معامله باور دارد. ما بايد با طالبان سخت مذاکره کنيم.

دیدگاه شما