صاحب امتیاز: داکتر حسین یاسا

مدیر مسوول: محمد رضا هویدا

یکشنبه ۶ حمل ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

تخریب مجسمه های بودا یا وحشت فرهنگی قرن ۲۱

-

تخریب مجسمه های بودا یا وحشت فرهنگی قرن ۲۱

خانعلي هرگاه آن روز را به ياد ميآورد، از سر تا پايش ميلرزد و آه سردي از ته دل کشيده ميگويد: حيف شد! واقعاحيف شد… تخريبي که هرگز جبران نميشود. اينها روزي سمبول ونماد کارهاي هنري تاريخ بشر بود.

از آن انفجار مهيب که درمقابل چشمان صدها هزار انسان حيرت زده صورت گرفت شانزده سال ميگذرد، اما او هر وقت به رواقهاي خالي بودا مينگرد، صداي انفجار در گوشهايش طنين مياندازد و صحنه تخريب تنديسهاي بودا پيش چشمانش مجسم ميشود.

خانعلي ميگويد: « هجدهم حوت روزي غمگيني در تاريخ باميان است. لحظه مکث نموده اضافه ميکند»از ماه حوت دهه هفتاد خاطرات خوشي ندارم. در اين ماه دوتراژدي فراموش ناشدني رقم خورد؛ يکي تيرباران شدن -عبدالعلي مزاري- رهبر سياسي هزارهها در چهارآسياب کابل و ديگري انفجار پيکرههاي بوداي باميان.»

او که 74 سال عمر دارد و بيشتر عمرش را در باميان گذرانده وبا چشم سردود ناشي از انفجار مجسمه هاي بودا را ديده است ، پس از يک تبسمي تلخي که به لبانش نقش ميبندد علاوه ميکند: «ببينيد! هر دو قرباني يک تفکر سنتي و ديدگاه متحجرانه شدند؛ تفکري که در آن طرف مرزهاي کشور، از يک فاصله بزرگ فکري و فرهنگي زاده شده بود.»

در 7 حوت 1379، شوراي رهبري علما و سترهمحکمه طالبان، به پيروي از فرمان ملا محمدعمر رهبر آن گروه، دستور تخريب تمام آثار فرهنگي را که به تعبير آنها «غيراسلامي» بود صادر کردند و براساس اين فتوا هر دو مجسمه بودا در باميان، بايد نابود ميشدند.

خانعلي ميگويد: «با صدور فرمان تخريب مجسمههاي بودا، صدها جنگجوي طالب وارد باميان شدند. آنان با گذاشتن نخستين گامهايشان در اين ولايت بهمنظور کمايي کردن ثواب جنت، اللهاکبر گفته با کلاشينکوف روي تنديسها شليک ميکردند؛ اما مردم اين صحنهها را با حسرت ميديدند و براي اينکه تاريخشان نابود ميشد بسيار نگران بودند.»

او علاوه ميکند: «مجسمههاي بودا هميشه براي مردم باميان ارزش فرهنگي و تاريخي داشته است اما طالبان فکر ميکردند که اين مجسمهها – بت- هستند، مورد پرستش قرار ميگيرند و وجود آنان خلاف شريعت اسلام است و بايد نابود شوند.» زمانيکه فرمان تخريب تنديسهاي بيبديل 53 متره -  صلصال- و37 متره - شهمامه- صادر گرديد، تلاشهايي نيز در سطح جهاني جهت بازداشتن گروه طالبان از تخريب اين مجسمهها آغاز شد.

کوفيعنان، دبير کل سازمان ملل متحد، نماينده خاص خود را قندهار فرستاد و از رهبري گروه طالبان خواست که مجسمههاي بودا را تخريب نکند. دبير کل يونسکو، سازمان علمي و فرهنگي ملل متحد، رييس موزيم مترپوليتن نيويارک و سازمان کنفرانس اسلامي از طالبان خواستند که از اين تصميم خود منصرف شوند.

صدها هزار علاقهمند مجسمههاي بودا و پيروان آيين بودايي در شهرهاي مختلف جهان، در اعتراض به اين تصميم طالبان دست به تظاهرات زدند. همه اين فشارهاي جهاني و تلاشهاي بينالمللي، هيچ تاثيري بر تصميم طالبان جهت منصرف کردن از تخريب مجسمههاي بودا نگذاشت.

خانعلي ميگويد: «زماني که تلاشهاي بينالمللي براي قانع کردن طالبان از منصرف شدن اين اقدامشان جريان داشت تا مجسمهها را تخريب نکنند، از ولايتهاي مختلف کشور توپ، تانک و مواد منفجره به باميان جهت تخريب آبدات تاريخي اين ولايت منتقل ميشد.»

خانعلي لحظهاي بهسوي شهر غلغله، شهر ضحاک و مغارههاي دوران بودا خيره شده سپس نگاهي به رواق خالي مجسمهها انداخته گويا چيز تازهاي را به ياد آورده است، ادامه ميدهد. «در طول تاريخ، در اينجا هر کسي آمد دستبردي زد، تخريب کرد و رفت.»

به باور خانعلي، طالبان نخستين گروهي نبودند که ميراﺚهاي فرهنگي باميان را روي اهداف خاصي مورد تهديد قرار ميدادند؛ بلکه اولين بار زمانيکه سربازان لشکر اسلام باميان را تسخير کردند دست به تخريب بودا زدند، چنگيز خان مغول در سال 1222، اورنگزيب در سال 1689 و عبدالرحمان خان در سال 1892 ميلادي، هر کدام به نوبه خود براي تخريب اين دو مجسمه و چند مجسمه خرد ديگر سهمشان را ادا کردند.

حليمه رضاي، يکي از فعالان مدني باميان که بيشتر سروکارش با کتاب است، پس از صحبتهاي خانعلي علاوه ميکند: «اين مجسمهها که از حدود 1600 سال پيش در دل کوهي در شمال تگاب باميان تراشيده شده بود، در اوج شکوهشان لباسهايي از حرير سبز و سرخ بر تن داشتند، گوش و گردنشان با جواهر گرانبها مزين شده بودند.»

او ميگويد: «صورت مجسمهها توسط طلا پوشانده شده بود. چشمهاي آنان از جواهر گرانبها طوري ساخته شده بود که در شبها وقتي شمع را روشن ميکردند از دور برقک ميزد. وقتي مسلمانان عرب در زمان حجاج بن يوسف بر باميان تسلط يافتند و تعداد زيادي از معابد و مجسمههاي آنرا با زيور آلات و اشياي قديمي را به غنيمت بردند. آنها معبد طلايي بيت الذهب و روکش طلايي صورت پيکرههاي باميان را از بالاي پيشاني بطرف پايين تراشيدند. حليمه رضاي که با احساسات بيشتر گپ ميزند، اضافه ميکند: «در گذشته باميان يکي از حوزههاي مهم نفوذ بوديسم به شمار ميرفت. اينجا، نقطه تقاطع شرق با غرب بود، در مغارههاي اين وادي صدها راهب بودايي به عبادت، تعليم و تحصيل مصروف بودند، پيروان آيين بودا از دورترين گوشه جهان اينجا ميآمدند، جواهرات قيمتي، سکههاي بيشمار و رختهاي زربافت را به پاي اين مجسمهها نثار ميکردند.»

او که يک زن تحصيلکرده ودرامه نويس است، ادامه ميدهد: «آثاري باستاني که در اين محل بهدست آمده، نشاندهنده ترکيبي از نفوذ فرهنگ يوناني، ترکي، فارسي، چيني و هندي است که در هيچ جاي ديگر جهان نميتوان آن را سراغ گرفت؛ به همين اساس تخريب مجسمههاي بودا در اين ولايت نابود ساختن ميراث فرهنگي منحصربهفرد همه بشريت است.»
خانعلي با قطع کردن صحبتهاي حليمه رضايي سکوتش را ميشکند، با صداي گرفته گويا چيزي در گلويش گير کرده باشد، ميگويد: «هجدهم حوت 1379 بود، جنگجويان طالب بعد از برگزاري نماز جمعه، مقابل تنديسهاي بودا صف کشيدند، همه با انواع سلاحي که در دست داشتند به روي مجسمههاي بودا، شليک کردند و سه شبانهروز به اين کار ادامه دادند.»

او با حسرت ادامه ميدهد: «بالاخره در غروب 21حوت 1379 يک انفجار مهيب که حتا قلههاي کوه بابا را لرزاند و جهان را نيز تکان داد قامتهاي مستحکم و استوار - صلصال- و - شهمامه- در برابر چشمان حيرت زده صدها ميليون انساني که تلاش داشتند اين مجسمه تخريب نشود، فرو ريخت و به تلي از خاک تبديل شد.»

سجاد محسني يکي از موسفيدان باميان که تخريب اين تنديسها را از بغل کوه بابا ميديد ميگويد: «طالبان پس از تخريب کامل مجسمههاي بودا فرداي آن روز را عيد گرفتند و در هر ولايت دو يا سه گاو را نيز قرباني کردند، اما يونسکو اين عمل طالبان را وحشت فرهنگي ناميد.»

سيد ميرزاحسين که اسير طالبان شده بود وبراي تخريب مجسمه ها به بيگاري گرفته شده بود ميگويد:» بعد از اينکه بودا تخريب شد گروه طالبان نه راس گاو را در مقابل مخروبههاي بودا قرباني کردند و ميگفتند که ما ابراهيم خليل هستيم که بتها را شکستيم و همين گوشت را- قرباني- ميان افراد شان تقسيم کردند».

پس از تخريب مجسمههاي بودا توسط گروه طالبان، همواره فعالان مدني و مردم باميان خواهان ترميم اين مجسمهها شدند، آنان ميگويند براي اينکه باميان بتواند دوباره عظمت گذشتهاش را باز يابد؛ مجسمههاي تخريب شده بايد بازسازي شوند. اما حليمه رضايي ميگويد: «بهخاطر باقي گذاشتن نماد جهل، تحجر و استبداد، اين مجسمهها بايد تخريب شده باقي بمانند، اگر تا ديروز مجسمههاي بودا نمادي از تمدن گذشته، ديرينه تاريخي اين سرزمين بود، بعد از اين رواقهاي خالي آن يادگار حاکميت افراطگري مذهبي و تحجر در اين کشور ميباشد».

مقامات مسئول ولايت باميان ميگويند: «ترميم و بازسازي اين مجسمهها يک پروژه ملي و بينالمللي است که دولت مرکزي افغانستان و جامعه جهاني بايد در مورد آن تصميم بگيرند. اما اگر اين مجسمهها ترميم شوند، باميان يک بار ديگر در محراق توجه جهانيان قرار گرفته و اين امر سبب افزايش سفر گردشگران خارجي به اين ولايت خواهد شد».

در مورد ترميم دوباره مجسمههاي تخريبشده بودا، نظر واحد وجود ندارد. پيش ازاين يونسکو، سازمان آموزشي، علمي و فرهنگي ملل متحد، گفته بود تصميم ندارد اين مجسمهها را بازسازي کند اما هنوز هم گروههايي از باستانشناسان ملي و بينالمللي در حال تحقيق و مطالعه خرابههاي اين پيکرهها هستند.»

سيداحمدحسين احمدپور، سرپرست رياست اطلاعات و فرهنگ باميان ميگويد:» درسيزدهمين نشست متخصصان باستان شناسي با حضور ساز مان يونسکوکه درسال جاري در آلمان برگزار شد روي باز سازي يکي از مجسمه هاي تخريب شده  بودا بحث صوروت گرفت و توافق شده است که مجسمه 37 متره شهمامه باز سازي شود».

پيش ازاين متخصصين جاپاني نظر داده بود که يکي از مجسمههاي بودا ساخته شود، اين در حالي است که بايد 70 درصد بقاياي آن مجسمه تخريب شده براي ترميم موجود باشد، در همين حال خانعلي ميگويند: دولت بهخاطر دلخوشي گروه طالبان نميخواهد اين مجسمهها ساخته شود.

از حدود سه سال پيش کار استحکامبندي مجسمههاي تخريبشده و رواقهاي خالي آنان جهت جلوگيري از تخريب شدن بيشتر توسط يک موسسه جرمني نيزشروع شده است، استحکامات مجسمه شهمامه ختم شده و کار مجسمه صلصال که قرار بود از اول بهار 1394 آغاز شود تاهنوز انجام نشده است.

اما خانعلي نگران است که ساختوساز بيرويه در اطراف اين مجسمههاي تخريبشده، رواقهاي خالي را نيز با خطر مواجه کرده است، او ميگويد: «استحکام کاري اين مجسمهها و رواقهاي آنکه از درون در حال تخريب شدن است، توسط خشت عادي و سيمگيل صورت گرفته است.»

مجسمه هاي بودا که روز گاري بزرگترين تنديس هاي سنگي ايستاده درجهان به حساب مي آمد در کنار مجموعه از بناهاي تاريخي باميان براي زمان طولاني ازجاذبه هاي اصلي گردشگري درافغانستان بودند.

دیدگاه شما