صاحب امتیاز: داکتر حسین یاسا

مدیر مسوول: محمد رضا هویدا

پنجشنبه ۱۰ حمل ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

رویکرد نوین آمریکا نسبت به پاکستان (قسمت سوم)

-

رویکرد نوین آمریکا نسبت به پاکستان (قسمت سوم)

با ساير کشورها روابط ديپلماتيک برقرار کنيد؛ بويژه چين و کشورهاي خليج فارس که همانند آمريکا نگران مداراي پاکستان با سازمان هاي تروريستي است.

آمريکا بايد تلاش هاي خود را، از جمله در در مجامع چند جانبه، به منظور تحريم گروه ها و افراد تروريست پاکستاني، رهبري کند. به صورت مشخص، واشنگتن بايد سعي کند با چين که نگراني همساني در مورد حضور گروه هاي تروريستي در منطقه و تهديد آنها در برابر دهليز اقتصادي چين – پاکستان(CPEC ) دارد، روابط نزديک تري برقرار کند. هرچند چين از اجراي تمهيداتي که باعث آزردگي رهبران پاکستان شود و يا به لحاظ تاريخي، روابط تنگاتنگ دو کشور را منحرف کند، اجنتاب خواهد کرد. اما ممکن است بجينگ بخواهد در پشت صحنه براي اعمال فشار بر پاکستان به خاطر سرکوب تروريست ها در خاکش، همکاري کند. کشورهاي حاشيه خليج فارس نيز بايد تشويق شوند تا بر پاکستان فشار وارد کنند که سياست خود را در قبال تروريستان، تغيير دهد.

آمريکا همچنان مي تواند با همکارانش در راستاي انزواي بين المللي پاکستان بعنوان پيامد تصميمات و اقدامات اين کشور، کار کند. هم تاريخ و هم رويدادهاي اخير نشان مي دهد که حکومت پاکستان عميقا از لطمه وارد شده بر وجهة بين المللي اين کشور آگاه و نگران است. تهديد به لکه دار کردن نرم يا سخت اين وجهه، توجهات در اسلام آباد و راولپندي را به خود جلب خواهد کرد.

شرطهاي مربوط به مبارزه با تروريزم در کمک و بازپرداخت مصارف نظامي به پاکستان را اجرا کنيد.

اگرچه شرطهاي مربوط به مجادله با تروريزم طي هفت سال گذشته بر مساعدت هاي نظامي وضع شده، ليکن ادارة اوباما براي چندين سال از اختيارات خود در حيطة امنيت ملي براي کنار گذاشتن اين شرطهاي تقنيني، کار گرفته است. با اين حال، کانگرس احکامي را طي دو سال گذشته در قانون تجويز دفاع ملي تسجيل کرده که قرار دادن بخشي از بازپرداخت مخارج نظامي به پاکستان در حيطة اختيارات مذکور را ممنوع مي کند. در نتيجه، ادارة اوباما براي نخستين بار در تابستان سال گذشته از ارائه 300 ميليون دالر به عنوان بازپرداخت هزينه هاي نظامي به پاکستان به دليل کوتاهي اين کشور در سرکوب شبکة حقاني، خودداري کرد. بر علاوه، کانگرس از تمويل حکومت آمريکا براي انتقال طياره هاي بيشتر F -16 به پاکستان بنابر همين علت، ممانعت کرده است.

ديگر کنار گذاشتن شرطهاي مربوط به مقابله نظامي با تروريزم در کمک هاي آمريکا به پاکستان، معني ندارد. آمريکا مي تواند و بايد از اهرم کمک هاي نظامي به عنوان يک مشوق، براي اعمال سياست هاي سختگيرانه تري عليه تروريست هايي که در قلمرو پاکستان فعاليت مي کنند، بهره ببرد. شايد پاکستان هفت سال قبل سزاوار دريافت بي قيد و شرط کمک هاي آمريکا بوده باشد، اما ادامه اين کار با در نظرداشت اينکه پاکستان عليه گروه هاي تروريستيي که مستقيما اهداف منطقه اي آمريکا را زيان مي رسانند و سربازان آمريکايي را در افغانستان به قتل مي رسانند، ابلهانه است. هر چند نهادهاي حکومتي آمريکا هفت سال پيش در مورد ماهيت و دامنه حمايت پاکستان از طالبان افغان و ساير گروه هاي تروريستي و افراطي دچار اختلاف بودند، اما امروزه هيچ کس در حکومت آمريکا شک و ترديدي ندارد که پاکستان چنين کاري( حمايت از تروريزم) مي کند.

گزينة اتخاذ اقدام يکجانبه (به شمول استفاده از طياره هاي بي سرنشين) براي هدف گيري طالبان در پاکستان را، حفظ کنيد پناهگاه هاي امن طالبان افغان در کويته و ديگر نقاط پاکستان ديگر نبايد امن باشند. اين امر مستلزم راه اندازي کارزاري به مقياس کارزار عليه القاعده از سال 2009 الي سال 2012 نيست، ولي اين کارزار بايد از تنها مورد حمله به رهبر طالبان ملا اختر محمد منصور در سال 2016، فراتر رود.

تسلسل و خط زماني اقدامات مشخصي را که پاکستان بايد در برابر تروريست هاي مسئول حملات در خارج از اين کشور اتخاذ کند، تعيين کنيد و اين اقدامات را به مساعدت نظامي آمريکا در آينده ارتباط دهيد

دستگيري و حبس رهبران شناخته شدهي تروريستان، بايد به عنوان يک محک مهم براي پاکستان باشد. در آپريل 2015، پاکستان ذاکر رحمان لَخوي، سردستة حملات بمبئي در سال 2008 را، از بند رها کرد؛ تصميمي که بايد تقاضاي لغو آن مطرح شود. بستن اردوگاههاي آموزشي تروريستان و قطع تمويل فعاليت هاي ترويستي، بايد گامي ديگري باشد که پاکستان بردارد.علاوه بر اينها، آمريکا بايد از پاکستان مطالبه کند تا جلوي نفوذ پيکارجويان در آن سوي خط کنترول (LoC ) که کشمير را به دو قسمت پاکستاني و هندي تقسيم مي کند، بگيرد. نفوذ ستيزه جويان در اراضي تحت کنترول هند زماني که رئيس جمهور پرويز مشرف خصوصا از سال 2004 الي سال 2007، سر کار بود، به طرز چشمگيري کاهش يافته بود و اين امر توانايي پاکستان در بازداري تروريست ها را در صورتي که چنين اراده اي داشته باشد، نشان مي دهد.

فهرستي از اقدامات درجه بندي شده را به پاکستان براي پايان دادن به حمايتش از طالبان افغان و شبکة حقاني ارائه کنيد و تصريح کنيد که کوتاهي در حصول پيشرفت قابل ملاحظه در رابطه با اين اقدامات، مي تواند به معرفي پاکستان به عنوان يک دولت حامي تروريزم منتهي شود

آمريکا بايد به صراحت بيان کند که از پاکستان توقع دارد تا اقداماتي به منظور پايان دادن به حمايت از طالبان؛ همانند ممانعت از زندگي و گردهمايي رهبران طالبان در پاکستان و صدور تسليحات، مواد منفجره و مهمات به طالبان در افغانستان، روي دست گيرد. آمريکا همچنين بايد از پاکستان بخواهد تا تمامي رهبران طالبان افغان را مطابق با سياست اعلام شدة اين کشور مبني بر برگشت همة پناهندگان و مهاجرين افغان به افغانستان، رد مرز و اخراج کند. بر علاوه، پاکستان بايد کلية تذکرهها، پاسپورتها و اجازه نامههاي خاص طالبان را به منظور جلوگيري از عبور سهل آنها از پوستههاي نظامي، باطل کند. سرانجام، اسلام آباد بايد دارايي هاي منقول و غيرمنقول تمامي طالبان افغان و گروههاي تروريستيِ پاکستانيِ حامي آنها را، مصادره نمايد.

اگر پاکستان پيشرفتي در رابطه با اقدامات فوق حاصل نکرد، آمريکا بايد فهرستي از مقامات نظامي و استخباراتي کنوني و قبلي پاکستان را تدوين بکند و آنها را به دليل تسهيل ارتکاب اعمال تروريستي به شمول حمايت از طالبان افغان و شبکه حقاني، از سفر به آمريکا منع کند.
مذاکرات پيرامون مصالحه با طالبان را در مسيري جدا از تصميم گيري در مورد سطح حضور نظامي آمريکا و ناتو تعقيب کنيد و عواقبي را بر پاکستان در صورت ايجاد مزاحمت براي اين تلاش هاي صلح وضع کنيد

واشنگتن بايد در را براي تلاش ها در جهت ازسرگيري مذاکرات طالبان با حکومت افغانستان باز نگهدارد، اما نبايد استراتژي خود را حول اين سناريو که احتمالش اندک است، طرح ريزي کند. اين امکان که طالبان سعي خواهند کرد تا جامعة بين المللي را در مورد تمايل شان به مذاکره به منظور تأثيرگذاري بر تصميم گيري ادارة ترامپ راجع به سطح حضور نظامي در افغانستان، قانع کند، وجود دارد. اگرچه حکومت نخست وزير نواز شريف به آوردن رهبران طالبان به پاي ميز مذاکره کمک کرده است، ليکن خدمات استخباراتي پاکستان زماني که بيم داشتند که نمي توانند به مذاکره کنندگان طالبان افغان براي نمايندگي از منافع پاکستان اعتماد کنند، نقش مخرّبي را در اين تلاش هاي صلح ايفا کرده اند. اگر پاکستان مانع مساعي واقع نگرانه در راستاي آغاز مذاکرات صلح شود، اين کشور بايد با عواقب اين کارش روبرو شود.

تلاش کنيد تا از قطع کامل روابط بين آمريکا و پاکستان پرهيز کنيد

آمريکا نميتواند تا هنگامي که اسلام آباد گروه هاي تروريستيِ فعال در افغانستان و هند را تحمّل ميکند، به اهداف خود در عرصهي مبارزه با تروريزم دستيابد. با اين وجود، اين هم به نفع آمريکا نيست بدون اينکه تلاش هاي تازهي براي تغيير رفتار پاکستان بکند، آن را دشمن خود بسازد.

معرفي پاکستان به عنوان يک «دولت حامي تروريزم» در اوايل کار ادارة ترامپ، همانگونه که برخيها در کانگرس پيشنهاد کرده اند، مانع از ارائه هر نوع کمک آمريکا به پاکستان خواهد شد و به گسست ترميم ناپذيري در رابطة دو کشور خواهد انجاميد. درست است که پاکستان اغلب مثل يک متحد رفتار نمي کند، اما اين کشور همکاري گزينشي با آمريکا دارد. با اين حال، اگر رفتار کلي پاکستان تغيير نکند، آمريکا بايد آمادة بازبيني اين موضوع باشد که آيا پاکستان با ملاک هاي معرفي به عنوان يک «دولت حامي تروريزم» بر طبق تسلسل تمهيداتي که در بالا پيشنهاد شد، همخواني دارد يا خير.
جمع بندي

بعد از 15 سال از تحکيم رابطه و ارائه کمک هاي قابل ملاحظه آمريکا به پاکستان، اين کشور از سياست خود مبني بر حمايت از گروه هاي تروريستي مشخص، دست برنداشته است. ما محدوديت هاي روش اتکاي عمده بر مشوّقها به منظور افزايش همکاري پاکستان را مشاهده کرده ايم. از اين پس، آمريکا بايد چهارچوبي را براي برقراري رابطة پراگماتيک با پاکستان طرح کند، که دربرگيرندة مواردي از قبيل برقراري روابط تجاري عادي، شناسايي و مکافات زمينه هاي همکاري و مجازات سياست هايي که منافع آمريکا را خدشه دار مي سازد، باشد.
تعهد راسخ آمريکا نسبت به ادامهي کمک به افغانها در جهت ايجاد يک دولت و جامعه باثبات و صلح آميز، براي وادار کردن پاکستان به ارزيابي مجدد حمايتش از طالبان و ديگر همپيمانانش، طي سال هاي متمادي، حياتي مي باشد. تزلزل در تعهد ادارات پيشين آمريکا در قبال افغانستان، توأم با تعيين جدول زماني خروج نيروها، عمدتا بر اساس ملاحظات سياسي داخلي آمريکا، بدون شک موجب شده تا پاکستان احساس کند که با پشتيباني از طالبان و همپيمانان خود ميتواند برندة نبرد افغانستان باشد.

همچنين با درنظرداشت تنشهاي فزاينده در روابط هند - پاکستان، ادارة ترامپ بايد سريعا رويکرد نويني را در سياستگذاري خود در قبال پاکستان، در پيش گيرد. هم مقامات هندي و هم مقامات پاکستاني به لفّاظيها عليه همديگر در جريان هفتههاي اخير شدّت بخشيده اند و هيچيک از دو طرف علاقهاي را از خود به احياي گفتگوها نشان نمي دهد. راه اندازي يک حملة تروريستي شديد ديگر در هند به واسطة ستيزه جويان مستقر در پاکستان ميتواند به اين مخاصمه طوري دامن بزند که ماجرا به طور بالقوه به جنگ هسته اي هم کشيده شود.

پس از سالها خويشتنداري نسبت به تحريکات تروريستي پاکستان، حکومت نخست وزير نارندرا مودي خط سرخ جديدي را تعيين کرده است که اين کشور ديگر ناظر اين گونه حملات نخواهد بود. عامهي مردم هند از حملات اين کشور بر ضد پايگاههاي تروريستي در آن سوي خط کنترول در قلمروي پاکستان، در تاريخ 28 - 29 سپتامبر به عنوان تخلية هيجاني استقبال کردند، زيرا سرخوردگي هند از پاکستان به نقطه اوجش رسيده بود.

ادارة جديد آمريکا بايد آمادة احتمال اوج گيري تنشهاي هند - پاکستان باشد و از قبل نحوة مداخله در بي اثر کردن بحران نظامي بالقوه در بين اين رقباي هستهيي را طرح ريزي کند. بهتر خواهد بود که اداره ترامپ به بررسي نقش آمريکا در خنثي کردن بحران هاي گذشته بين هند و پاکستان همانند مناقشهي مرزي کارگيل در سال 1999 و بنبست نظامي اين دو کشور در سالهاي 2001 و 2002، بپردازد. در هر دو مورد يادشده، آمريکا موضع محکمي عليه حمايت پاکستان از گروه هاي پيکارجويِ مخالف هند گرفت و در برابر درخواستهاي پاکستان مبني بر اينکه آمريکا در رابطه با موضوع کشمير نقش ميانجيگري داشته باشد، مقاومت کرد. به اين ترتيب، آمريکا پيام آشکاري فرستاد که اين کشور، اسلام آباد را مسئول اوج گيري تنشهاي منطقهاي قلمداد مي کند.

با کاهش کمکهاي نظامي آمريکا به پاکستان، رهبران پاکستاني سعي خواهند کرد تا روابط با متحدان سنتي مانند چين و عربستان سعودي را تحکيم کنند و نيز در جستجوي برقراري مشارکتهاي جديد مثلا با روسيه باشند. خوشبختانه، اين کشورها با اهداف آمريکا در راستاي مهار تروريزم در منطقه و پيشگيري از خصومتهاي هند - پاکستان موافق هستند و امکان دارد با آمريکا مخصوصا در شرايط بحراني، همکاري کنند. به هر صورت، واشنگتن در سياستگذاري خود در قبال پاکستان، نبايد از اين هراس داشته باشد که ديگر کشورها جاي نقش آمريکا در پاکستان را خواهند گرفت.

آمريکا براي مدت مديدي به پاکستان در رابطه با حمايت از تعدادي از گروههاي تروريستيِ مستقر در خاک اين کشور، به شمول تروريستهايي که پاکستان از آنها براي حمله به هند استفاده مي کند، مجوّز داده است. آمريکا فرصت ارزشمندي را در پي حادثة 11 سپتمبر و بحران نظامي هند و پاکستان در سالهاي 2001 - 2002 براي دگرگون کردن محاسبات بنيادين نظاميان پاکستان در مورد کاربرد تروريزم در دستيابي به اهداف سياست خارجي، هدر داد. پاکستان بارها تأکيد کرده است که در تامين مطالبات آمريکا در خصوص مبارزه با تروريزم، ناتوان است، مگر اينکه بتواند کاري را در اين رابطه در بلند مدت انجام دهد. مقامات پاکستاني به طور خصوصي استدلال کرده اند که گروههاي تروريستي محلي مثل جيش محمد يا لشکر طيبه اکنون آن قدر قدرتمند و گسترده شده اند که تشکيلات نظامي اين کشور قادر به چالش کشيدن آنها نيست. آمريکا نبايد ديگر بهانههاي پاکستان براي به تاخير انداختن سرکوب جامع و شديد اين گروههاي تروريستي را قبول کند و بايد به جاي آن پاکستان را مسئول فعاليت تمامي گروههاي تروريستي در خاک اين کشور بداند.

آمريکا نبايد ديگر اصول خود در زمينة مقابله با تروريزم در منطقه را، به خاطر تعقيب يک سياست «بي طرفانه» در آسياي جنوبي، قرباني کند. در عوض بايد هزينههايي را بر پاکستان به دليل سياستهاي اين کشور که مُمِدِ تداوم تروريزم در منطقه هستند، تحميل کند. به صورت مشخص، مقامات آمريکايي بايد از ادامة تلاش در متوازن کردن سياستهاي آمريکا در قبال هند و پاکستان دست بردارند و بايد به جاي آن، منافع متقابل مشترک با هر يک از اين دو کشور را تعقيب کنند. در عين زمان، آمريکا بايد در توان خود در رفع اختلافات ميان هند و پاکستان، متواضع باشد.

اقناع پاکستان به دست کشيدن از تروريستهاي نيابتي مي تواند مستلزم ايجاد يک تغيير اساسي در محاسبات اسلام آباد در مورد امنيت منطقهاي باشد. اين در واقع انجام کار عظيمي است که امکان دارد در آخر ناکام شود. اما با در نظر داشت تبعات آن براي مبارزة جهاني با تروريزم و منازعه منطقهاي، اين هدفي است که به خوبي ارزشش را دارد تا ادارة جديد آن را تعقيب کند.
ابراز امتنان
اشتراک کنندگان و مشاوران گروه کاري

ليزا کورتيس، پژوهشگر ارشد، مرکز مطالعات آسيا، بنياد هريتج؛ کريستين فِير ، استاديار، برنامة مطالعات امنيتي، دانشگاه جورج تاون؛ دگروال (بازنشسته) جان ژيل ، استاد، دانشگاه دفاع ملي؛ آنيش گائِل ، پژوهشگر ارشد امور آسياي جنوبي، انديشکدة امريکاي نوين ؛ حسين حقاني، مدير امور آسياي جنوبي و مرکزي، مؤسسة هودسون؛ پالي ناياک ، مشاور مستقل؛ اَپَرنا پاندِه ، پژوهشگر، مؤسسة هودسون؛ بروس ريدِل ، پژوهشگر ارشد و مدير پروژه استخبارات در مؤسسة بروکينگز ؛ ديويد اِس. سِدني ، پژوهشگر ارشد (غيرمقيم)، برنامة امنيت بين الملل، مرکز مطالعات استراتيژيک و بين المللي ؛ و داکتر ماروين واينبوم ، پژوهشگر مقيم، مؤسسة شرق ميانه .
فهرست امضاکنندگان

ليزا کورتيس، پژوهشگر ارشد، مرکز مطالعات آسيا، بنياد هريتج؛ کريستين فير، استاديار، برنامة مطالعات امنيتي، دانشگاه جورج تاون؛ حسين حقاني، مدير امور آسياي جنوبي و مرکزي، مؤسسة هودسون؛ پالي ناياک، مشاور مستقل؛ اپرنا پانده، پژوهشگر، مؤسسة هودسون؛ و بروس ريدل، پژوهشگر ارشد و مدير پروژه استخبارات در مؤسسة بروکينگز.

(يادداشت: اشخاص اين گزارش را در مقام شخصي خود امضا کرده اند. ارائة فهرست وابستگي سازماني امضاکنندگان صرفاً به خاطر مقاصد شناسايي آنها است و نمايانگر تأييد يافته هاي اين گزارش توسط سازمان هاي مذکور نمي باشد.)

دیدگاه شما