صاحب امتیاز: داکتر حسین یاسا

مدیر مسوول: محمد رضا هویدا

پنجشنبه ۱۰ حمل ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

ضرورت عادی سازی روابط میان کابل و اسلام آباد

-

ضرورت عادی سازی روابط میان کابل و اسلام آباد

اين روزها کابل و اسلام آباد روابط پر تنشي را تجربه مي کند. پس از حمله انتحاري در پاکستان که در آن بيش از 90 نفر کشته و بيش از 300 تن زخمي شد، پاکستان انگشت اتهام را به طرف افغانستان نشانه گرفت و مدعي شد که تروريستان از خاک افغانستان اين حمله را سازماندهي کرده است و در پي اين ادعا ليست 76 نفري را تسليم حکومت افغانستان کرد وخواهان تحويل دهي اين افراد به اسلام آباد گرديد. پاکستان به صورت يکجانبه مرزهاي دو کشور را بست و موشک پراني به ولايات مرزي را پس از مدتي بار دگر از سر گرفت. افغانستان اما اين ادعاها را رد کرده است و در مقابل ليست ديگري را که شامل نشاني و آدرس هاي 32 مرکز آموزش هراس افگني و 85 نفر از رهبران و فرماندهان گروه هاي تروريستي مي شود، به حکومت پاکستان تسليم کرده است.

البته روابط دو کشور همسايه افغانستان و پاکستان تنها تحت تأثير حملات تروريستي نيست، بلکه اين روابط در اثر عوامل مختلف از دير زمان تا کنون با فراز و نشيب هاي بسياري همراه بوده است. منتها وجود عوامل دروني و بيروني گاها اين روابط را با خطرات بيشتري مواجه کرده است. در گذشته حاکمان دو کشور به دليل گرايش هاي قدرت‏محورشان گاه ايجاد رابطه تنش آلود و متشنج را به نفع خود دانسته و براي همين تيره شدن روابط را  به عنوان يک تاکتيک روي دست داشته اند.

از ديگر سو، برخلاف حکومت ها، مردمان دو کشور همسايه همواره از حسن نظر فوق العاده اي نسبت به يکديگر برخوردار بوده و احساس قرابت و همساني هاي فراواني دارند. سالهاست که ميليون ها مهاجر افغان در کنار شهروندان پاکستان زندگي مي کنند و در طول اين سالها، هيچ نشانه اي از نارضايتي و احساس بدبيني نسبت به عملکرد ميزبانان مشاهده نشده است. به دليل همگوني هاي فرهنگي و مذهبي افغانستان و پاکستان، خانه مشترک شهروندان دو کشور شمرده مي شود. متقابلا مردم افغانستان نيز در فرايند تاريخي و در صورت لزوم مردم پاکستان را ياري کرده و اين  روند تا کنون بدون هيچ دگرگوني ادامه دارد. بنابراين بر خلاف حکومت ها، شهروندان دو کشور همسايه در فرازناي تاريخ روابط بسيار نيک و خوبي داشته اند.

زماني که حکومت وحدت ملي قدرت سياسي را به دست گرفت، تحول بنيادي در سياست خارجي کشور رونما شد. اشرف غني روابط با پاکستان را در اولويت سياست خارجي حکومتش قرار داد. او به پاکستان سفر کرد و بعد از ديدار با نواز شريف، نخست وزير پاکستان به ديدار رئيس ارتش پاکستان در مقر نظامي اين کشور رفت. اين مسئله نشان داد که رئيس جمهور به نقش پاکستان در آوردن و صلح و ثبات در افغانستان واقف است. پاکستان نيز از حضور اشرف غني در اسلام آباد استقلال بي نظير کرد. حکومت وحدت ملي برخلاف گذشته تعدادي از افسران نيروهاي امنيتي کشور را براي آموزش به پاکستان فرستاد و اين چرخش نشان مي داد که هر دو جانب علاقه منداند تا يخ هاي به وجود آمده در روابط فيمابين آب شود و اين دو کشور در سايه تفاهمات دوجانبه مناسبات دوستانه اي را در آينده در پيش بگيرند.

پيش بيني مي شد که روابط دو کشور به مرور زمان بهبود يافته و در نهايت پاکستان حاضر به آوردن گروه طالبان به ميز مذاکره شود. رئيس جمهور غني قبل از سفر به پاکستان به چين سفر نموده بود و ظاهرا از مقامات چين خواسته بود که پاکستان را تشويق به آوردن صلح در افغانستان نمايد. بعد از آن به ايالات متحده آمريکا سفر نمود. نتيجه اين سفر ها شکل دهي گفتگوي چهار جانبه صلح شد. چهار دور نشست چهار جانبه صلح ميان افغانستان، پاکستان، ايالات متحده آمريکا و چين در سطح بالا برگزار شد. دور پنچم اما، با حضور نماينده هاي پايين رتبه افغانستان در اسلام آباد پاکستان داير گرديد. در آغاز نشست هاي چهار جانبه، حکومت افغانستان خوشبين بود که پاکستان نقش مثبت بازي خواهد کرد اما، بعد از دور چهارم نشست چهار جانبه، مقامات کابل خوش بيني خود را از دست داد.  اهميت روابط با پاکستان براي کشوري مانند افغانستان بر کسي پوشيده نيست، اما آن‏چه مهم است اين است که اين روابط در چارچوب يک استراتژي نيرومند توام با در نظرداشت منافع ملي افغانستان و همزيستي مسالمت آميز صورت گيرد. افغانستان کنوني در حوزه هاي مختلف مي تواند از ظرفيت هاي موجود در پاکستان سود جويد. پاکستان يک کشور زراعتي و توليدي است و برعکس افغانستان، به دليل نبود زيرساخت هاي مدرن کشاورزي از تامين بسياري از نيازهاي خود در اين حوزه عاجز است، براي همين بهترين گزينه براي رفع اين گونه نيازها، پاکستان مي باشد. به دليل مرز طولاني مشترک، راه هاي  مواصلاتي سهل، و قيمت مناسب مواد، دسترسي افغانستان به اين بازارها، نسبت به موارد مشابه به مراتب مقرون به صرفه است. همچنان پاکستان کوتاه ترين مسير ترانزيتي و مواصلاتي افغانستان به آب هاي آزاد بين المللي است که مي تواند کمک شاياني در اقتصاد و ترانزيت کالا به افغانستان داشته باشد. بالمقابل پاکستان نيز دربخش هاي اقتصادي و امنيتي نيازمند به همکاري هاي افغانستان مي باشد. دسترسي پاکستان به بازار آسياي ميانه و استفاده از انرژي صادراتي اين کشورها تنها با همکاري افغانستان ممکن مي شود.

آن چه که براي حکومت هاي دو کشور لازم است، اين است که براي اجتناب از تنش هاي سياسي، به طرح و تدوين استراتژي و برنامه دراز مدت بپردازند. تدوين استراتژي بايد زير نظر متتخصصين روابط دو کشور و با درک وضعيت آشفته منطقه صورت گيرد. در چنان صورت و با تبديل احتمال اراده جدي از سوي همتايان پاکستاني به حتم، ضريب موفقيت در دست يابي به امنيت پايدار بيشتر محتمل مي گردد.
نتيجه روابط کنوني ميان افغانستان و پاکستان مشخص است. نتيجه آن ادامه جنگ در افغانستان و افزايش انفجار وانتحار در هردو کشور مي باشد.  بدون شک ادامه سياست هاي خصمانه و تهديد آميز نمي تواند راه حل منطقي را براي عادي سازي روابط ميان دو کشور پيشنهاد کند.

در اين راستا تلاش هاي اشرف غني در جهت ايجاد منافع مشترک ميان کشورهاي منطقه يکي از فاکتور هاي برجسته است. اين مسئله ظرفيت آوردن صلح و ثبات در افغانستان را دارد اما، آمدن صلح و ثبات در افغانستان منوط به سياست پاکستان در اين مورد است. اگر پاکستان اهميت منافع مشترک منطقه ايي را جدي بگيرد و سياست خود را نسبت به افغانستان تغيير دهد ما به صلح و ثبات دست مي يابيم اما، اگر پاکستان منافع مشترک منطقه ايي را کم ارزش تر از سياست کنوني خود در قبال افغانستان بداند و همچنان باورمند به اين بماند که افغانستان بايد کشورعمق استراتژيک باشد در آن صورت سخت و دشوار است که ما به صلح و ثبات دست يابيم.

در هر صورت ما نيازمند آنيم تا مناسبات خود را با پاکستان هدفمند سازيم. روابط خود را براساس اصول و معيار هاي مشخص تعريف نمايم. روابط ما نبايد مقطعي تعريف گردد. از اين جهت، ضروري است که روابط ما با اين کشور بر اساس اصول و معيار هاي مشخص و دراز مدت تعريف گردد. ما بايد يک نوع تعادل در روابط خود ميان هند و پاکستان به وجود آوريم. در وضعيت کنوني که ما پاکستان را متهم به حمايت از گروه هاي شورشي مي کنيم؛ نبايد با سياست هاي واکنشي باز هم تيرگي بيشتري را در روابط با پاکستان ايجاد کنيم. پاکستان هم بايد درک کند که تنها در سايه تأمين روابط حسنه با افغانستان است که مي تواند امنيت اش را تأمين کند. نا امني در افغانستان نمي تواند پيامد امنيت و ثبات را در پاکستان به دنبال داشته باشد. امنيت پاکستان به امنيت افغانستان وابسته است و امنيت افغانستان به روابط حسنه ميان دو همسايه و تقويت همکاري هاي صادقانه در برابر تروريسم و گروه هاي خشونت طلب بستگي دارد. 

بنابراين به نظر مي رسد که حکومت هاي پاکستان و افغانستان نياز به بازخواني روابط ميان دو کشور دارند و هردو کشور بايد تلاش کند تا با ارائه طرح منطقي و محاسبه شده مناسبات دو کشور را از نشيب هاي خطرناک و تنش آلود دور نگهدارند. در پرتو چنين رابطه، امکان امنيت و کاهش حملات انتحاري در دو کشور بيشتر مي شود.

دیدگاه شما