صاحب امتیاز: داکتر حسین یاسا

مدیر مسوول: محمد رضا هویدا

پنجشنبه ۵ حوت ۱۳۹۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

امریکا و افغانستان از منظر سفر وزیر دفاع امریکا

-

امریکا و افغانستان از منظر سفر وزیر دفاع امریکا

در داخل باغي محصور به ديوارهاي خاکي و بلند و پر از نگهبانان در اطراف باغ سربازان امريکايي و غيرنظاميان با کلاه هاي فرنگي آبي رنگ با گروهي از دختران جوان افغان که در حال ساختن دستبند هستند در حال قدم زدن و صحبت با يکديگرند، ظاهرا ساخت دستبندها مانند ساير پروژه ها با کمک نهادهاي خارجي صورت گرفته است، اين صحنه در مقر ناتو در کابل کافي است که ترامپ را به هيجان بياورد. او بارها از حضور نظاميان امريکا در افغانستان اظهار ناخشنودي نموده است. اما ترامپ مي بايست براي افغانستان استرتيژي دراز مدتي را طرح نمايد. او در کمپين هاي اخير خود در کاروليناي شمالي در بين هوادارانش گفت که ملت سازي در بيرون از امريکا را خاتمه مي دهم.  پول ها را در ساختن سرک ها، پل ها و ميدان هاي هوايي در داخل امريکا مصرف مي کنيم.  او شکوه کنان ادامه داد به نظر مي رسد که در جنگ جهاني سوم به سر مي بريم اين وحشتناک است.
ترامپ اين مرد با مهارت در داستان سرايي، به مردم داستان کشور قدرتمندي را مي گويد که با تروريسم از افغانستان تا عراق در حال جنگيدن است و بعد از پانزده سال همچنان بدون دست آورد مثبتي به جنگ ادامه مي دهد. داستان او شامل رهبران بي انديشه و ساده اي است که به جاي اينکه تمرکز روي از بين بردن ريشه دولت اسلامي يا همان داعش و ساير افراطي هاي متعصب شود بطور احمقانه اي در دام ديکتاتورهاي خارجي افتاده است، رژيم هايي که هيچ شناختي از آنها نداريم و نبايد با آنها درگير مي شديم، تقريبا پنجاه روز به مراسم تحليف رياست جمهوري ترامپ مانده، لکسينگتون خودش را در قلب مرکز فرماندهي به شدت محافظت شده در حال تماشاي دختران خنده رو يافت که دستبند هاي بافته شده در دست و در حال بازي منچ مار و نردبان بودند،  تعدادي با شلوارها و کت هاي نظامي با آستين هاي بلند  خرامان راه مي رفتند و کلاه هاي بيسبال آبي در سرهايشان ، هنگامي که مرد تنومندي با کارتن بيسکويت مارک انيمال کراکر تازه که از امريکا رسيده بود وارد شد لحظه اي بود که فکر کرد  رسالت ملت سازي که ترامپ از آن نام برده بود تکميل شده است.
لکسينگتون در کابل 25,000 مايل  دورتر در هفتمين روز از تور جهاني  خدا حافظي دوهفته اي  وزارت دفاع امريکا اشتون کارتر همراه اوست.  در بزرگترين و طولاني ترين پرواز وزير دفاع، طياره نظامي بوينگ 747 آشتون کارتر در پايگاه هوايي بگرام بيرون از شهر پارک شده است. ما بلافاصله به هليکوپتر شنوک داخل شديم، زماني که منتظر کنفرانس خبري کوتاه بوديم، لکسينگتون در باغي که سربازان ناتو براي استراحت از آنجا استفاده مي کنند قدم ميزد، بطرف سرباز پيش آهنگ رفت، پيشتر، پيشاهنگان مسلط به انگليسي با نشانه هاي کلمه افغانستان روي شانه هايشان را ديد.
هر تازه واردي که به اينجا برسد حضور 140,000 سرباز را که در اين کشور مستقر بودند به ياد مي آورد، مبالغ هنگفتي براي ساخت سرک، مکتب، چاه ها و زمين هاي بازي در شهرها و روستاهاي دور از کابل به مصرف رسيده است تا فکرها و قلب هاي مردم را بدست آورد. سياست مداران اهميت کمک هاي خارجي به افغانستان را در رفتن دختران به مکتب استناد مي کنند و آن را بخشي از تعهد اخلاقي شان در جنگ با طالبان مي دانند. اما از ظواهر نمي توان پي واقعيت ها برد ظواهر فريبنده است. چندين سوال آشکار ساخت که نه ناتو و نه دولت بابت ساخت اين دستبند ها پولي مصرف نکرده است، اين دستبندها در يک فعاليت داوطلبانه توسط نظاميان و غيرنظاميان در پايگاه در زمان تفريح شان ساخته شده بود آنهم روزهاي صبح جمعه معمولا اين فرصت را دارند. وقت هاي شبيه پايان هفته شان. خانم درجه دار نيروهاي هوايي توجه مرا به خودش جلب کرد و گفت هدف ما اين است که نسل جوان با نيروهاي ايتلاف به هم تعامل داشته باشند و بدانند که مردان و زناني که پشت اين لباس هاي نظامي مخفي هستند هيولا نيستند آنها هم آدم هستند و احساس دارند و سپس با آهي گفت من دو فرزند دارم 9 سال و 3 ساله، دو ماه است که آنان را نديدم و ديدن کودکان حس خوبي به آدم مي دهد، سرباز ديگري توجه ما را به خود جلب کرد، گفت که در انگلستان يک گروه پيشاهنگ را اداره مي کرده است و دلتنگ آن روز ها شده است، به همين صورت سربازان ديگري از کشورهاي ديگر هم بودند مانند بلغاريا، رومانيا و گرجستان که هر کدام شان دلتنگ ياد خانه هايشان مي شدند. 
مقر ايتلاف را با چپرکت هايي که با گل تزيين شده بود  و درختان بي ثمرش و سنگ هايي که به يادبود رفقاي جان باخته نصب شده بودند ترک کرديم، به اين فکر فرو رفتم که در حال جنگ با تروريسم هستيم و با کساني که امريکا را با خطر روبرو مي سازد مي جنگيم.  آقاي ترامپ هميشه از اوباما به خاطر مصرف ميليارد ها دالر براي جنگيدن با داعش و ملت سازي انتقاد مي کند.
به نظر مي رسد ترامپ دو مشکل دارد اول اينکه درک درستي از اوضاع جهاني ندارد و ديگر اينکه مسايل پيچيده را ساده انگارانه مي نگرد اوضاع به همين سادگي نيست که ترامپ مي بيند. اين گفته ترامپ درست است که مبالغ هنگفتي دزدي شده، اختلاس شده و يا در پروژه هاي ناخواسته به هدر رفته است يا آن پروژه ها مطابق اهداف پروژه پيش نرفته است و يا بدون به اتمام رساندن رها شده است يا خيلي زود از بين رفته است، حدود 110 بيليون دالر از کمک هاي امريکا بين سال هاي 2002 تا 2015 هيچ کمکي به ثبات اقتصادي اين کشور نکرده است اما در طول اين همه مدت امريکايي ها حضور داشتند و تمامي پروژه ها و پول ها زير نظر امريکايي ها به مصرف رسيده است ما ناظر مصرف اين پول ها در افغانستان بوديم. در حال حاضر امريکايي ها 8400 سرباز را آنهم تا سال 2017 متعهد شده است که در افغانستان نگه دارد. در جولاي امسال امريکا در نشست ورساي آغوش خود را به تمام متحدين اش براي ادامه تعهد و کمک به افغانستان گشود و حدود 30 کشور متعهد شدند تا سال 2020 به افغانستان کمک مالي کنند. در اکتبر امسال دونرهاي بين المللي در بروکسل تعهد دادند که 15 ميليارد دالر را براي توسعه افغانستان به مصرف برسانند. هنوز سهم بزرگترين کمک کننده هاي توسعه اقتصادي، اصلاحات در دولت ، مبارزه با مواد مخدر و ارکان سازي و ملت سازي در افغانستان از شروع جنگ و  تا حالا مربوط به متحدان ما مانند جرمني ، ايتاليا و يا جاپان است. 
براي هر خبرنگاري که دراوج جنگ به افغانستان سفر کرده باشد تعجب آور خواهد بود از اينکه بشنود اهداف امريکا در اين کشور فقط به سياست مبتني بر زور و دفاع از مردم امريکا ختم شود. در يک مصاحبه اي در دهلي نو اشتون کارتر يک روز قبل از اينکه به کابل بيايد گفت هدف ما اين است که ما مي خواهيم مطمين شويم که حادثه اي مانند يازده سپتامبراز افغانستان برنامه ريزي نشود و برنامه مبارزه با تروريسم پايدار را در آنجا داشته باشيم.  همين دو هدف را اشتون باز در کاخ رياست جمهوري افغانستان وقتي کنار اشرف غني نشسته بود تکرار کرد اشرف غني کمي چپ چپ نگاه کرد اين نشست براي قدرداني از موسسه هايي بود که در توسعه افغانستان نقش داشتند. لکسينگتون در سال 2011 در کابل حضور داشت و شاهد ملاقات ديويد کامرون با حامد کرزي بود، کرزي در آن زمان با امريکايي ها در افتاده بود کرزي امريکايي ها را استعمارگر خواند. اشرف غني آدم متفاوتي است او سابقا مردم شناس بوده وبه عنوان وزير ماليه کار کرده است ، قلبا از امريکايي ها به خاطر اينکه جانشان را از دست دادند و پول هاي زيادي مصرف کردند تشکر کرد. اين مراسم در قصر دوست داشتني دلگشا که در سال 1914 با سقف بلند نقاشي شده ساخته شده بود برگزار شده بود ، خيلي آشنا نبود.
غني از آقاي کارتر و پنتاگون به خاطر متقاعد کردن اوباما براي باقي گذاشتن سربازان بيشتر و بر عهده گرفتن نقش اصلي و همچنين متقاعد کردن متحدين شان براي ماندن در افغانستان تشکر کرد، او گفت امريکا و متحدين اش کمک کرد که به جهانيان نشان دهد که افغانستان ارزش سرمايه گذاري را دارد. سپس غني از خانم کارتر که در سفر او را همراهي مي کرد نيز به خاطر تحمل ساعت ها صحبت هاي شوهرش و مسافرت هاي او ابتدا به زبان دري که براي خانم کارتر ترجمه شد  تشکر کرد و سپس به انگليسي گفت خانم کارتر، آقاي کارتر زمان  زيادي را در افغانستان و مسايل افغانستان سپري کرده است ما آن را فراموش نمي کنيم و ارزش آن بالاتر از طلاست.  هر چند غني بيشتر از اينها تملق گوي است، او مرد عاقل و با ذکاوت است، او رئيس جمهور کشوري است که پر از جنگ سالاران نفهم و قدرتمندان فاسد است، او براي بقايش به کمک خارجي ها نياز دارد. تصور اينکه بدون گرفتن امنيت سرک ها و بستن جاده هاي پر از ديوار هاي سمنتي بلند نتوان از مقر ناتو به کاخ رياست جمهوري رسيد، سخت است.  يک بالون هوايي مجهز به تکنالوژي پيشرفته بر فراز کاخ پرواز مي کند و آسمان پر از صداي بلند هليکوپتر هاي در حال پرواز هستند که از پايگاه بگرام به پرواز در امدند. در سال 2011  لکسينگتون با يک موتر زره به کاخ رياست جمهوري امده بود، اما حالا آمد و شد بين مرکز کابل و بگرام از طريق هوا صورت مي گيرد. چندين افسر در مقر ناتو گفتند ما هرگز پايمان را در سرک پايتخت نگذاشتيم ديگري گفت سال ها پيش ما بيرون مي رفتيم از بازار خريد مي کرديم و کلاه هاي معمولي بر سر داشتيم اما حالا اگربخواهيم برويم طبق گفته يکي مثل پليس آهني به نظر مي آييم.  آقاي کارتر به مقامات عاليرتبه افغان و خبرنگاران خارجي در کاخ رياست جمهوري گفت نيروهاي امنيتي افغان سال 2016 آزمايش خود را دادند آنها توانستند که تهديدات طالبان را که هدف شان به کنترل در آوردن مراکز ولايت ها است خنثي سازند. کارتر گفت، هستند کساني که مي گويند اين شيوه ارزيابي نيروها نااميد کننده است.  30 درصد کشور يا در کنترل طالبان است يا با تهديد طالبان روبروست يا در حال جنگ بر سر کنترل آن است. حتي جاهايي که خون سربازان امريکايي و بريتانيا و ساير متحدين در آنجا ريخته شده است در کنترل مخالفين است. در روستا هاي بزرگ هنوز طالبان نقش اساسي در اداره آن دارد. بعدا در بگرام جنرال جان مايک نيکلسون فرمانده نيروهاي امريکا در افغانستان همچنان فرمانده ماموريت ناتو گفت در اکتوبر در يک روز همزمان چهار حمله به شهرهاي افغانستان صورت گرفت که توسط نيروهاي افغان دفع شد. او نام چندين تن از فرماندهان القاعده را گرفت که طي اين درگيرها کشته شده بود در بعضي از اين حملات، نيروهاي ناتو ، نيروهاي ايتلاف و نيروهاي ضد تروريسم با نيروهاي افغان همکاري يا مشاوره داشتند. اما وقتي که سوال شد آيا القاعده توانايي برنامه ريزي براي يک حمله به امريکا را دارد يا خير؟ هيچ کسي نتوانست ضمانت بدهد که تهديد هاي تروريستي از بين رفته باشد. و نه کسي توانست بگويد که نيروهاي امريکايي چه وقت افغانستان را ترک خواهند کرد. 
آقاي ترامپ گفته که جنگي که سال 2001 شروع شده هنوز ادامه دارد او راست مي گويد به خاطر اينکه  اوباما با فرماندهان خسته کننده اش ناسيوناليست هاي آزادي خواهي هستند که خواب هاي گراني براي تبديل کردن افغانستان به يک دموکراسي کامل جفرسوني داشتند. با ايدئولوژي برابري جنسيتي.  در اين ساعات پاياني اداره اوباما واقعيت اين است که امريکا تمرکز در مبارزه با تروريسم دارد، بلند پروازي امريکا رفته رفته کمتر شد حتي به استخوان هدف اصلي نرسيده است بنابرين اين جنگ ادامه دارد.

دیدگاه شما