صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

یکشنبه ۳ ثور ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

چرا دونالد ترامپ باید سیاست خارجی بر پایه صلح را دنبال کند

-

چرا دونالد ترامپ باید سیاست خارجی بر پایه صلح را دنبال کند

اگرچه امريکايي هايي که تمايل به اصلاحات داخلي و اقتصادي داشتند به او راي دادند، اما چالش هاي بين المللي فشار بيشتري به او وارد خواهد کرد. واقعا در جنوري جهان آشفتگي بيشتري از امروز خواهد داشت.  معمولا ايتلاف نو محافظه کاران و مداخله گران ليبرال بدون شک به وي فشار خواهد آورد که سياست کنوني را بپذيرد و امريکا را به مثابه پليس جهان بپذيرد.
با اين حال، ترامپ اين فرصت را دارد که نگاه سنتي  سياست خارجي امريکا را که باعث شکست پياپي آن شده است تغيير دهد. اين کشور پس از پايان جنگ سرد دايما در حال جنگ هست. اعتقاد به تک قطبي بودن امريکا باعث غرور و نظامي گري اين کشور شده است. حمايت هر دو حزب واشنگتن به اينکه آمريکا مي تواند با استفاده از توان نظامي خودهمزمان واقعيت ها را تغيير دهد، توازن را حفظ کند ، حقوق بشر را محافظت و دموکراسي را تقويت کند بخصوص در خاورميانه فاجعه آميزبوده است. به باور تعدادي از مردم ديدگاه هاي سياست خارجي ترامپ گاهي اوقات متناقض و فاقد معلومات اطلاعاتي هست. سخنان متناجس و رفتار غير حرفه اي او مناسب ديپلماسي نيست. هرچند او اين تصور که امريکا تا ابد به متحدين ثروتمندش سوبسايد بدهد را به چالش کشيد. او به راي دهندگان جمهوري خواه گفت جنگي که جرج بوش در عراق راه انداخت يک اشتباه محض بود. او ديدگاه  جمهوري خواهان و دمکرات ها که بايد با روسيه اتمي مقابله شود را رد کرد. بيل کلينتون هم زماني تاکيد زيادي به حفاظت از مردم امريکا داشت تا ايجاد تغييرات و فرستادن نيروها به کشورهاي ديگر. حال ترامپ بيشتر از کلينتون  روي اين مسئله تاکيد مي کند؛اما اولويت هاي دولت آينده چه بايد باشد؟
ديپلماسي: در کنار سخنان پر هياهوي ترامپ، او تاکيد بر ديپلماسي هم داشت، او از سياست تند و خشن پيشينيان خود انتقاد کرد و آنها را تشويق به رفتار ملايمتري کرد از جمله با کوريايي شمالي و روسيه، ديپلماسي هيچ دردي را در رفتار امريکا دوا نخواهد کرد تا زماني که جهان در حالت تک قطبي به سر برد البته اگر تک قطبي واقعا وجود داشته باشد، امريکا بهتر است به جاي قلدري عليه ساير کشورها آنها را متقاعد کند.
روسيه : امريکا تا حدودي در يک جنگ سرد خطرناک با روسيه است، ولاديمير پوتين بد ذات است و روسيه در روابط بين الملل رفتار غير حرفه اي از خود نشان داده است. هر چند روسيه تهديد جدي عليه امريکا نيست.  اين اقدام روسيه فقط يک اقدام شبيه امپراطوري روسيه قبل از 1914 ،با  تمرکز بر روي احترام به روابط بين الملل و حفاظت از مرزها تا پيروزي ايديولوژيک جهاني هست. علاوه بر آن روسيه به اکراين و سوريه علاقه بيشتري دارد تا امريکا ، امريکا هيچ خطر جنگ در اين منطقه را به جان نخواهد خريد. در عوض، اداره ترامپ بايد در جستجوي يک راه حل دوطرفه باشد به عنوان نمونه  قول دهد که اکراين به ناتو نپيوندند و در مقابل روسيه به اکراين حمله نکند ، امريکا هم حملاتش بر روي نيروهايي به نام داعش در سوريه را کمتر کند.
سوريه : کلينتون تلاش کرد که اين بحران بوجود بيايد، او خواستار برکناري اسد شد و مخالفان حکومت را تشويق به مخالفت مي کرد و مانع گفتگو شد. اسد در کشورش چهره نفرت انگيز بود اما حتي همان زماني که جهادي ها عليه او قيام کردند منافع امريکا را تهديد نکرده بود. به جاي ايجاد فضاي ممنوع پرواز، آموزش شورشيان و ارسال سلاح به مخالفان سوريه بهتر است از سوريه عقب بکشد. يک ديپلماسي بد با روسيه بهتر از اين است که در يک جنگ داخلي در سوريه درگير شويم ، همزمان امريکا بايد به بحران بشري در خاور ميانه راه حلي جستجو کند بخصوص کساني که از اقليت هاي مذهبي هستند و نمي توانند به خانه هايشان برگردند کمک کند.
داعش: داعش در حال ضعيف شدن هست و مناطق تحت تصرف را هم از دست دادند، امريکا بايد مسوليت بيشتري براي سرکوب نيروهاي جهادي که در حال تبديل شدن به تهديد هستند بگيرد. عراق و ترکيه نسبت به هم دشمن شدند، ايران در حال جنگيدن با داعش است اما همچنان با امريکا در موضع خصمانه قرار دارد. نيروهاي کرد و ترکيه به جان هم افتادند. شورشيان متعادل تر با کمک امريکا به گروههاي مانند النصره که روابط طولاني تري با القاعده دارند مي پيوندند، يمن به محل نزاع گروههاي تروريستي و جنگ نيابتي تبديل شده است. روسيه با حمايت نظامي براي حفظ  اسد عليرغم حمايت امريکا از مخالفان وي سرمايه گذاري کرده است. کوشش امريکا در مديريت اين وضع نابسامان احتمالا به دشمنان او بيشتر مي افزايد تا دوست.
افغانستان : کشوري که در کمپين هاي انتخاباتي مطرح نبود. بعد از 15 سال به جاي اينکه امريکا يک کشوري با ثبات و آزاد به شيوه غربي با حکومت مرکزي قوي ايجاد کند در تلاش اين است که خود را از اين معرکه رها سازد. واشنگتن نگران هست که اين کشور دوباره به پايگاه تروريستان تبديل گردد. اما دست آوردهايي هم بعد از بيرون کردن طالبان بدست آمده است که ممکن است به خطر بيافتد. حتي اگر آنها پيروز هم شوند تصور نمي شود که اشتباه گذشته را تکرار کنند و باعث آمدن دوباره نيروهاي خارجي شود در اين زمينه بهتر است امريکا از کشورهايي مانندپاکستان کمک بگيرد و در صورت ضرورت به عمليات هاي ويژه نظامي دست بزند تا پياده کردن نيرو بصورت دايمي.
خاور ميانه :سياست اداره اوباما به سمت آسيا  چرخيده است، امريکا به خاورميانه علاقه اي ندارد اين منطقه ديگر از نظر انرژي براي امريکا اهميت ندارد و امريکا در حال حاضر خودش توليد کننده نفت هست؛علاوه بر آن اسراييل در منطقه به يک ابرقدرت تبديل شده است و نياز به حمايت امريکا ندارد. امريکا بايد ديگر به پيشنهاد هاي دخالت در امور سايرين جواب رد بدهد.
چين : در دراز مدت چين احتمالا به يکي از مهمترين رقباي امريکا در زمينه اقتصاد و امنيت تبديل مي گردد. هر چند اين به اين معني نيست که هيچ دليلي براي تداخل  بين اين دو رقيب وجود ندارد. فشار بر چين براي روابط اقتصادي دو طرفه مانند کاهش بعضي از محدوديت ها براي سرمايه گذاران خارجي ممکن است تقابلي را بوجود آورد. با اين وجود امريکا از روابط تجاري با چين سود مي برد و چيني ها ثروتمندتر مي گردند و احتمالا کالاها و خدمات  امريکايي را بيشتر مصرف مي کنند. غير قابل تصور است که چين به امريکا يا دارايي هاي امريکا در اقيانوس آرام حمله کند بر عکس چين بيشتر نگران دخالت امريکا در مناقشات منطقوي با همسايگان اش هست. امريکا به جاي اينکه در خط اول حمله متحدين اش باشد بايد توجه و مسئوليت بيشتري نسبت به کشورهايي از خود نشان دهد که در حال رشد اقتصادي است و قويا براي دفاع از خودشان کوشش مي کند.
کوريايي جنوبي و شمالي: رييس جمهور انتخاب شده انتقاد بلند بالايي عليه کورياي جنوبي دارد که تامين امنيت آن بدوش امريکا است کشوري که درآمد سرانه آن چهل برابر کورياي شمالي و جمعيت آن دوبرابر است ، کورياي جنوبي به جاي پرداخت پول به امريکا براي تامين امنيت شان بايد مسئوليت امنيت کشورش را خودشان بدوش بگيرد. واشنگتن بايد برنامه خروج نيروهاي عادي را روي دست بگيرد.  امريکا بايد يک رابطه در سطح پايين با کوريايي شمالي برقرار کند و موافقت نامه صلح را براي پايان دادن به اين خصومت ها در اين شبه جزيره تهيه کند. تحريم و منزوي نگه داشتن کورياي شمالي بر برنامه هسته اي اين کشور اثر نداشته بايد راه جديدي جستجو کرد.
ناتو : ترامپ بطور دقيق تشخيص داد که اروپايي ها خيلي وقت است که از سواري بر ماليه دهندگان امريکا لذت مي برند. به نظر ترامپ اين خيلي بد است که نيروهاي امريکايي درخدمت متحدين ثروتمندي باشد که دوست ندارند سربازان خودشان را به خطر بيندازند. امريکا به جاي تمرين نظامي  بايد سپر دفاعي که در زمان شوروي سابق ايجاد شده بود و موفق هم بود در اروپا نصب کند. روسيه تهديد جدي براي اروپا نيست حتي براي امريکا، درست است که پوتين جاه طلبي هاي خشني داشته است اما محدود بوده است. او هيچ علاقه اي به وارد شدن به جنگي را ندارد. اگر اروپايي ها احساس خطر مي کنند خودشان بودجه نظامي شان را افزايش بدهند همکاري نظامي شان را بيشتر کنند و وابسستگي اقتصادي به مسکو را کاهش دهند، بايد دفاع  از خودشان به عهده خود آنان باشد.
تجارت و مهاجرت: رقابت بيروني، امريکايي ها را مستاصل کرده هم در زمينه کالا و توليدات، هم مردم ، ترامپ بيشتر از سوي کساني حمايت شد که معتقد بودند مسئله تجارت و مهاجرت به خوبي پيش نمي رود، هر چند همه مي دانند که امريکايي ها از تجارت بيشتر سود برده است و همچنين در اين بين مهاجرين هم از اين فضاي باز استفاده خوبي کردند و ترامپ بايد اين دو موضوع را از هم تفکيک دهد و نقاط مثبت را تقويت نمايد. مهاجران در جهت تقويت منافع امريکا هم بوده است و اين را نبايد ترامپ از نظر دور بدارد. ترامپ فرصت منحصر به فردي دارد تا سياست خارجي امريکا را در مسير درست قرار دهد که به شدت اين سياست غير متعادل و نظامي شده است . جواب در انزواي کشور نيست امريکا از بودن با ساير جهان سود مي برد ، اما نبايد از ساير کشورها به زور بخواهيم که مثل ما باشد و يا آنطور که ما مي خواهيم باشد. ترامپ مي تواند رييس جمهوري باشد که سياست خارجي متواضع تري را بوجود بياورد سياستي که مدت ها پيش توسط جرج بوش اعلام و رها شده بود.

دیدگاه شما