صاحب امتیاز: داکتر حسین یاسا

مدیر مسوول: محمد رضا هویدا

چهارشنبه ۲۹ جدی ۱۳۹۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

تضعیف رسانه ها، تضعیف دموکراسی است

-

تضعیف رسانه ها، تضعیف دموکراسی است

رسانه ها به عنوان ابزارهاي پرقدرتي که مي تواند در افکار عمومي نفوذ داشته باشد داراي جايگاه ويژه اي است و از اين رو اهميت رسانه ها در جوامعي دموکراتيک و پيشرفته بسيار حائز اهميت است.
وسايل ارتباط جمعي را مي توان متأثر از نظام اجتماعي دانست که موفقيتشان در جلب مشارکت مردم در چارچوب نظام حاکم بر اين وسايل قابل اندازه گيري و ارزيابي است. البته اين موفقيت مربوط به وجود نظامي مردم محور و ثبات آن به عنوان پيش شرط لازم در ايجاد وحدت و عامل زمينه ساز مشارکت هاي اجتماعي است.
مطرح شدن وسايل ارتباط جمعي به عنوان چهارمين رکن دموکراسي در کنار ارکان سه گانه مقننه، مجريه و قضايه خود بهترين دليل بر رابطه ميان آن ها و نظام مردمي است. درحقيقت فعاليت گسترده و آزادانه رسانه هاي جمعي را مي توان به عنوان يکي از زيرساخت هاي نظام در ايجاد و حفظ دموکراسي تلقي کرد
رسانه هاي جمعي نقش قابل توجهي در جنبه هاي گوناگون زندگي دارند و تأثيرگذاري و تأييد پذيري اين دو ابزار مهم بر روند توسعه پذيري مشهود است. از طريق رسانه ها ست که مردم در خصوص حقوقشان چه حقوقي که به آن ها داده شده و چه حقوقي هنوز بدست نيامده و بايد براي تحقق آن تلاش کنند آگاهي مي يابند. از اين رو رسانه هاي جمعي مي توانند نقش بسيار مهمي را در تنوير افکار عمومي و کمک به مردم در راستاي تحقق حقوقشان بازي کنند.
در عصر حاضر ارتباطات و اطلاعات انتقالي، ابزاري مهم براي تصميم گيري تعامل ،جهت دهي به افکار و انديشه و ابزاري بر سلطه است برخي از صاحبنظران استفاده از اين نوع تکنولوژي را ضروري و اجتناب ناپذير و عامل توسعه و بسط دموکراسي مي دانند. پيشرفت روز افزون و حيرت آور وسايل ارتباط جمعي در جهان و امکان دستيابي به تازه ترين خبرها و گزارش هاي نوشتاري، شنيداري وتصويري از دورترين مناطق دنيا و استفاده بهينه از رسانه ها بستري مناسب براي تحقق شتابان پروسه جهاني شدن را فراهم آورده است بسياري از صاحبان تفکر و حکومت ها هرکدام به نحوي با تحول رسانه اي و ارتباطي جهان مواجه شده و خود را براي اين عصر ارتباطات آماده کرده اند.
رسانه هاي گروهي مي توانند در کشورهاي درحال توسعه افق و چشم انداز اهداف متعالي يک ملت را گسترش دهند و سطح فکر فردي و ملي را ارتقاء بخشند و اين رسانه ها هستند که واسطه اصلي ميان سياست گذاران، سرمايه داران وتوده مردم به شمار مي روند. درحقيقت اين رسانه ها هستند که در مسير توسعه يافتگي يکي از بازيگران اصلي حاکميت ها به شمار مي آيند چراکه توده هاي مردم را بسيج مي کنند تا انديشه هاي جديد و مدرن را بپذيرند.
امروزه جامعه اي توسعه يافته تلقي مي شود که بتواند در کنار شاخصه هاي اقتصادي بر معيار آموزش و اطلاعات و در حقيقت عنصر دانايي اجتماعي تاکيد کند. در چنين جامعه اي، رسانه ها به ويژه مطبوعات با توليد و توزيع مطلوب اطلاعات، نقش زيادي در بالا بردن آگاهي هاي گوناگون و ضروري به عهده مي گيرند و جامعه را در نيل به تعالي و ترقي همه جانبه ياري ميکنند.
رسانه ها عملا در توسعه پايدار جوامع نقش بسيار مهمي برعهده دارند و به عنوان نيروي محرکه در رشد و توسعه فرهنگي جامعه، عامل مهمي به شمار مي آيند.
مطبوعات سودمندترين، فراوان ترين و ارزان ترين وسيله براي بالا بردن سطح آگاهي افراد جامعه و مبارزه با جهل و بيخبري به شمار مي آيند. بسياري از دانشمندان بر اين باورند که نيل به توسعه و خلق جوامع مدرن و کارآمد، بدون استفاده از رسانه هاي همگاني غيرممکن خواهد بود.
توسعه به آموزش ، آگاهي و پذيرش از سوي افکار عمومي نيازمند است و در اين ميان نقش رسانه ها به عنواني يکي از پارامترهاي مهم توسعه و به تبع آن ابعاد توسعه همچون بعد فرهنگي آن تلقي مي شود و در جامعه با کارکردهاي اطلاع رساني، آموزشي، تفريحي و سرگرمي خود به توسعه همه جانبه کمک موثري مي کند.
توسعه از منظر اجتماعي و اقتصادي در يک دولت دموکراتيک بدون حرکت در مسير مدرنيزه امکان پذير نيست و توسعه رسانه کليد اصلي رشد جوامع سنتي و تبديل آن ها به جوامع مدرن محسوب مي شوند.
رسانه ها با توليد و توزيع اطلاعات و برقراري بزرگراه هاي ارتباطي کشور نقش زيادي در بالابردن آگاهي هاي گوناگون و ضروري عهده دار هستند و جامعه را به سمت توسعه و توسعه يافتگي هدايت گر مي شوند.
لازم به يادآوري است که توسعه و دموکراسي به هم مرتبط است و يکي از شرايط ضروري براي برقراري حکومت دموکراتيک مطلوب، توسعه يافتگي است.
رسانه ها به عنوان منبعي براي انتشار واقعيت ها و درک آن از سوي مردم معرفي مي شوند و نظام خبري و رسانه اي باز، مي تواند ضامن اين حرکت باشد تا از طرق انتشار آزاد اطلاعات بتوان مثلث دموکراسي، توسعه و رسانه را شکل داد.
براي عبور از دوران گذر و دست يابي به شاخصه هاي يک جامعه مدني و قانون محور مي توان از نيروي شگرف رسانه ها در سازماندهي حقيقي افکار عمومي و درک واقعيت هاي اجتماعي و سياسي استفاده کرد تا همچون دولت هاي دموکراتيک به توسعه يافتگي همه جانبه دست يافت.
با استفاده از چارچوب و ساختار رسانه آزاد و مستقل مي توان به مولفه هاي توسعه و دموکراسي در جوامع دست يافت چراکه رسانه هاي آزاد موقعيت خوبي براي مشارکت مردم در زندگي عمومي و اداره کردن جنبه هاي مختلف زندگي توسط خود مردم فراهم مي کند.
آزادي بيان و آزادي مطبوعات يکي از دستاوردهايي بوده که افغانستان بعد از سقوط رژيم طالبان بدان دست يافته و از افتخارات آن مي باشد. اما در طي سالهاي گذشته به ميزان نگراني ها از محدوديت هايي که در مقابل آزادي بيان و آزادي مطبوعات و فعاليت هاي مطبوعاتي و فرهنگي در کل ايجاد مي شود، رو به فزوني است. هنوز افغانستان از سوي نهادهاي بين المللي يکي از خطرناکترين کشورهايي به حساب مي آيد که رسانه ها و اصحاب رسانه در آن با انواع محدوديت ها، خطرها حتا مرگ روبرو هستند.
در حقيقت زماني که فعاليت هاي رسانه اي و مطبوعاتي به هر صورتي محدود مي شود و ژورناليستان به خاطر ايفاي وظيفه شان به هر نحوي با محدوديت و تهديد و آزار و اذيت و قتل روبرو مي شوند، قسمت مهمي از دموکراسي که آزادي بيان مي باشد به محدوديت روبرو شده است.
کساني نيز که مي خواهند فضاي آزادي بيان در کشور را خدشه دار سازند به دنبال همين هدف مي باشند. آنان به خاطر اينکه منافعشان را در فعاليت آزادانه رسانه ها نمي بينند، سعي در محدود نمودن آزادي بيان و آزادي انديشه مي کنند. وظيفه دولت به عنوان حامي آزادي هاي فردي و اجتماعي افراد جامعه ايجاب مي کند که از آزادي رسانه ها و امنيت ژورناليستان حمايت کند.
گسترش آزادي بيان و آزادي رسانه ها بيشتر از همه چيز به حمايت همه جانبه دولت چه درعرصه قانونگزاري و چه در عرصه فراهم آوري زمينه هاي فعاليت هاي رسانه اي و حمايت از آنها نياز دارد.

دیدگاه شما