صاحب امتیاز: داکتر حسین یاسا

مدیر مسوول: محمد رضا هویدا

پنجشنبه ۱۰ حمل ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

نقد و بررسی فیلم Fences (حصارها)

نقد و بررسی فیلم Fences (حصارها)

Fences (حصارها)
کارگردان : Denzel Washington
نويسندگان : August Wilson
بازيگران : Denzel Washington , Viola Davis , Stephen Henderson
خلاصه داستان : يک بازيکن حرفه اي بيس بال (دنزل واشنگتن) و البته سياه پوست که بازنشته شده است، اکنون به عنوان رفتگر مشغول به کار است تا از پس مخارج خانواده و شراط سخت زندگي بر ايد. پسر او به فوتبال علاقه مند شده و قصد دارد به عنوان بازيکن در تيم کالج شرکت کند ولي سر ناسازگاري پدر و پسر بر سر اين مسئله شدت گرفته است.
منتقد: جيمز براردينلي-امتياز 8.8 از 10 (3.5 از 4)
هنگامي که در اوايل سال 2017 نامزدهاي اسکار معرفي شوند، مسلما نام «حصارها» با شايستگي خواهد درخشيد. وايولا ديويس صحنه را از آن خود کرده و از حالا ميتوان مجازا تضمين کرد که در مراسم اسکار 2017 در جايگاه مخصوص تحويل جايزه بايستد و سخنراني خود را ادا کند...
اسکار 2016 به دلايلي چون استفاده از بازيگران سفيدپوست به جاي افراد رنگينپوست و غلبهي چشمگير سفيدپوستان در محصولات سينمايي مطرح و شاخص، دچار حواشي بسياري شد. اسامي حاضر در فهرستهاي مختلف جوايز امسال توانسته اين کمبود را جبران کند. يکي از شاخصترين آثار امسال فيلم «حصارها» است که از نمايشنامه اثر «آگوست ويلسون» و برندهي جايزه پوليتزر و توني در سال 1983 اقتباس شده. تمامي بازيگران فيلم سياهپوست هستند که فستيوالي از بازيهاي خوب و ديدني، و ديالوگهايي تکاندهنده و هوشمندانه به تماشاگران تقديم کردهاند. اگرچه ميتوان ضعف نسبي فيلم را در انتقال خام اتمسفر تئاتري نمايشنامه به فضاي سينمايي آن ناميد، اما جنس اثر به قدري متقاعدکننده از آب درآمده که توجه بيننده از نمايشنامه به خود فيلم متمرکز شود.
Fences (2016)»حصارها» سومين تجربهي پشت دوربين «دنزل واشنگتن» محسوب شده که بعد از قريب به يک دهه سکان هدايت فيلمي را بر عهده گرفته. شش سال زمان برده که «واشنگتن»، نمايش را از صحنهي تئاتر (که خود او در سال 2010 نقش اصلي را در برادوي به عهده داشت) به دنياي سينما انتقال دهد. سبک کارگرداني او کاملا به ذات نوشته وفادار است که البته اين رويکرد عامدانه بوده و موفق هم به سرانجام رسيده. همچنين هنرنمايي اين بازيگر توانمند در اين فيلم را ميتوان در رديف آثاري چون شکوه، مالکومايکس و روز تمرين نشاند که ميتوان از آنها به عنوان مثالي از استعداد و تطبيقپذيري يک بازيگر نام برد.
Fences (2016)داستان فيلم در پيتسبرگ (شهرستاني در ايالت پنسيلوانيا) در اواخر دهه 1950 رخ ميدهد. «حصارها» با وجود وفاداري به نمايشنامهي ويلسون، از فرهنگ آفريقايي-آمريکايي در پسزمينه بهره برده و موضوعاتي چون حقوق مدني و تغييرات نژادي را مطرح ميکند. شخصيت اصلي، «تروي (دنزل واشنگتن)»، بازيکن سابق ليگ بيسبال سياهپوستان بوده که قبل از الغاي قانون حذف تبعيض نژادي و تاسيس ليگ اصلي بيسبال فعاليت کرده. او افسوس ميخورد که چرا هرگز فرصت بازي در مسابقات مهمتر با پول بيشتر را نداشته. اکنون که 53 سال سن دارد و هجده سال از ازدواجش با «رز (وايولا ديويس)» گذشته، هنوز هم اشتياقي براي بيان اصطلاحات بيسبال در وجودش به چشم ميخورد. هنوز هم از اصطلاحاتي چون حمله، توپ و بيرون استفاده ميکند.
تروي در بخش زباله مشغول به کار است و آرزويش ارتقا از پشت کاميون، جايي که سالهاست با دوستش «بونو (استفن هندرسون)» در آن جا کار ميکند، به سِمَت راننده است که اگر اين اتفاق بيفتد او اولين رانندهي سياهپوست ماشين حمل زباله خواهد بود. اين مرد با همسرش رز و پسر دبيرستانيشان «کوري (جووان آدپو)» در خانهاي کوچک زندگي ميکند. تروي همچنين از ازدواج قبليش يک پسر بزرگ به نام «ليون (راسل هرنزبي)» دارد. برادرش «گابريل (مايکلتي ويليامسون)» در جنگ مجروح شده و تا يافتن مکاني براي خودش در خانهي او سکونت يافته.
Fences (2016)داستان «حصارها» نگاهي به اتفاقات و بحرانهاي موجود در زندگي تروي مياندازد. رابطهي او با کوري سفت و سخت پيش ميرود (همانند رابطهي خيل عظيمي از پدران و پسران نوجوان کلهشق)، و بارها مشکلات خود با والدينش را براي کوري تعريف ميکند. وارد يک رابطهي غيرقانوني شده که منجر به بارداري ناخواسته گرديده و همين مشکلاتش را دوچندان ميکند. صحنهاي که نزد رز به خيانت خود اعتراف ميکند (که براي شرح لغزش و خطاي خود از اصطلاحات بيسبالي بهره ميبرد)، يکي از احساسيترين و قدرتمندترين لحظات فيلم است. با وجود اين که واشنگتن در اين لحظه فوقالعاده است، اما وايولا ديويس صحنه را از آن خود کرده و از حالا ميتوان مجازا تضمين کرد که در مراسم اسکار 2017 در جايگاه مخصوص تحويل جايزه بايستد و سخنراني خود را ادا کند (کمپني پارامونت قصد دارد نام او را در شاخه بهترين بازيگر نقش مکمل زن جا کند، شايد چندان درست به نظر نرسد ولي اين شيوه سال قبل براي آليشيا ويکاندر جواب داد؛ چرا امسال براي ديويس جواب ندهد؟).
ديالوگهاي فيلم به زيبايي نوشته و پرداخته شده که هم با شرايط آن دوران همخواني دارد هم با شرايط ذهني شخصيتهاي فيلم. به نظر من «مرگ فروشنده» و «گلنگري گلن راس» بهترين مثالهايي هستند که ميتوان نمايشنامهي مرجع اين اثر را با آنها مقايسه کرد. واشنگتن توانسته گرايشها، اعتقادات و تنش حاکم بر روابط شخصيتهاي فيلمش را به خوبي به تصوير بکشد.
شايد «حصارها» همانند ديگر فيلمهاي درام صادقانه و مستقل که از سر و صداي زياد براي جلب تماشاگر استفاده نميکنند، در يافتن مخاطب خود دچار مشکل باشد. اما اين فيلم که از فيلمنامهاي هوشمندانه و نقشآفرينيهايي قوي بهره ميبرد، شايستگي آن را دارد که توسط تمام کساني که به بازيهاي خوب و تاثيرات احساسي آثار سينمايي اهميت ميدهند مورد توجه قرار گيرد.