روز کارگر و مشکل کارگران
یازده ثور به عنوان روز جهانی کارگر همه ساله در سراسر جهان مورد تجلیل قرار می گیرد. به بهانة این روز مقامات و مسئولان کشورها و نیز صاحب نظران و کارشناسان اقتصادی، نقش و جایگاه کارگران را در نظام اجتماعی و اقتصادی کشور، مورد بررسی قرار داده و مشکلات و نارسایی های آنان را در پیشبرد اهداف و برنامه های مورد نظر و پیشرفت ها و ظرفیت های بالقوه و بالفعل این طبقه را در کشورهای مختلف به بحث می گذارند.
با آن که بیشترین نیروی فعال جامعة ما را قشر زحمت کش کارگر تشکیل می دهد و عمده ترین چالش و بحران اجتماعی امروز ما نیز به همین قشر مربوط می گردد؛ اما روز کارگر با سکوت معناداری در کشور سپری گردید و هیچ تحرک و انگیزه ای ایجاد نکرد و هیچ بحث و نظر جدیی را بر محور خود برنینگیخت و هیچ تصمیم کارساز و مفیدی در ارتباط به بهبود وضع زندگی کارگران، امنیت شغلی، قوانین مطلوب، تغییر شرایط کارگری و اصلاح روابط بین کارگر و کارفرما و در کل شناسایی و رعایت حقوق آنان صورت نگرفت و این خود نشان می دهد که ارگانها و سازمانهای مسئول هیچ طرح و برنامه ای در خصوص این موضوع ندارند.
این در حالی است که روزانه هزاران نفر کارگر را در سرک ها و چوک ها به وضوح مشاهده می کنیم که در قبال مزد ناچیز، انتظار کار را می کشند، اما متاسفانه هر چه بیشتر انتظار می کشند، کمتر به دست می آورند.
از طرف دیگر در روز دهم ثور اجلاس مجمع انکشاف افغانستان که با حضور شصت کشور در کابل برگزار گردید، بدون کدام دستاورد مشخصی به پایان رسید و این نشانه و علائم یک بحران تصمیم گیری در عرصه های اقتصادی و به بن بست رسیدن برنامه های انکشافی در افغانستان است که متاسفانه از سالها به این طرف دامن گیر مردم ما گردیده است.
بی توجهی ها و بی برنامه گی های فوق پدیده های وحشتناک فقر و بیکاری را در کشور افزایش داده است و تولیدات کوچک داخلی و صنایع ملی را به تعطیلی کشانده و حیات مردم را در تمامی عرصه های مادی زندگی به واردات کالا و اجناس خارجی وابسته ساخته است و بسیار روشن است تا زمانی که صنایع و تولیدات داخلی تقویت نشود و مورد حمایت قرار نگیرد، امید پیشرفت و ترقی در زمینه های فوق نیز وجود نخواهد داشت.
دولت و جامعة جهانی باید بپذیرند که از کمک های جامعة جهانی به نحو احسن استفاده نشده و در نتیجه روند بازسازی و نوسازی بسیار بطی و کند بوده است، علاوه بر آن نظام کهنه و فرسوده اداری، بوروکراسی های دست و پاگیر، فساد اداری و کشت و قاچاق مواد مخدر، از چالش های عمده ای است که در مسیر انکشاف کشور، مانع اداری عمیقی به وجود آورده است. فشار فزاینده بر مهاجرین در کشورهای همسایه و اخراج اجباری آنان، مسأله دیگری است که دولت در برابر آن کاملاً ناتوان می باشد.
دولت اگر بخواهد بحران بیکاری و فقر و در نتیجه امنیت را در کشور حل نمایند، چاره ای ندارد، جز این که در زندگی مردم اندک تغییری به وجود آورد و سطح تورم را کاهش دهد و قدرت و توان خرید مردم را افزایش دهد و زمینه های اشتغال را گسترش بدهد. و همة اینها به این مسأله بستگی دارد که دولت از صنایع داخلی و تولیدات با کیفیت ملی حمایت کنند و قوانین متناسب با شرایط کارگری را تنظیم نماید و در کاهش فساد و رشوه خواری در ادارات به شدت مبارزه نماید. امری که تا هنوز علی رغم همه شعارها، کمتر مورد توجه دولت و مقامات بلند پایه و تصمیم گیرنده قرار گرفته است. |
8 ثور با شلیک گلوله استقبال شد
8 ثور مصادف است با سالگرد پیروزی مجاهدین افغانستان. از یک نقطه نظر جا دارد که از این روز تاریخی تجلیل به عمل آید چرا که این روز به یادآورنده شکست قشون منظم اشغالگرانی است که با تجاوز به خاک افغانستان باعث مصیبت های دوامدار برای مردم ما گردیده و قربانی های بی شماری از مردم افغانستان گرفته است. از دیگر سو هشتم ثور نقطه عطفی در تاریخ ملتی است که با دستان خالی ولی با عزم و اراده استوار توانست که از سرزمین و مقدسات دینی خود به خوبی دفاع نماید. اگر چنانچه بعد از پیروزی مجاهدین، آنان می توانستند با سعه صدر و روحیه تحمل پذیری با همدیگر کنار بیایند یقیناً حوادث غم انگیز سال های بعد از 71 به وجود نمی آمد. باور اکثر مردم براین است که مجاهدین در جبهات جهاد توانستند که در مبارزه علیه اشغالگران و حکومت های دست نشانده شان، از خود رشادت و کفایت نشان بدهند. مگر در بعد از پیروزی از آن جاییکه تجربه حکومت و اداره را نداشته و نیز عده ای از آنان عقاید افراطی و جزم گرایانه داشتند، باعث گردید که آنان نتوانند حکومت فراگیر و مطابق خواست مردم افغانستان تشکیل بدهند.
در بعد از سقوط رژیم طالبان هر ساله از روز هشتم ثور تجلیل گردیده و این، بیشتر به مثابه احترام به جایگاه جهاد و رشادت های مردم افغانستان بوده است. مگر با آن هم گفته می شود که هنوز هم تعدادی از سران مجاهدین از این روز به عنوان یک کارت بازی سیاسی استفاده می نمایند. قضیه هرچه باشد با وضعیت کنونی در کشور که ناامنی ها به اوج خود رسیده و در نقطه نقطه کشور، عناصر دهشت افگن و افراطی نفوذ کرده اند آیا برگزاری چنین جشن ها با مصارف گزاف درست است؟ مردم می پرسند که دولت برای چه چیزی جشن می گیرد؟ اگر جشن به معنای سرور و خوشحالی مردم باشد، تدویر چنین جشنی نه تنها برای کسی شادمانی نیاورده بلکه باعث ماتم و مصیبت های جدید می شود؛ چنانچه در جشن دیروز حتا کودکان نیز از آماج گلوله های دشمنان افغانستان در امان نماندند. در شرایطی که مردم به بدترین وضع اقتصادی گرفتاراند آیا ایجاب می کند که دولت میلیون ها افغانی بودجه را صرف یک نمایش بیهوده نماید؟
جای تعجب است که با وجود تدابیر شدید امنیتی که از روزها قبل گرفته شده بود و مردم در تمام دروازه های ورودی کابل مورد تلاشی و بازرسی قرار می گرفتند و حتا شاهراه های منتهی به کابل درمعرض تدابیر شدید قرار گرفته بود چگونه افراد مسلح توانسته اند فقط در چند متری جایگاه برگزاری جشن خود را پنهان نموده و حین مراسم به سمت لژ مقامات و شخصیت های ملی آتش بگشاید؟ فیر به روی مردم افغانستان در روز جشن پیروزی شان فیر به آبروی تاریخی مردم افغانستان است. اما متاسفانه معلوم نیست که در نیت پست دشمنان مردم و صلح درکشور چه کسان دیگری شریک هستند که اینگونه افغانستان را در معرض دید تمام دنیا از پوشش حیثیت اش، برهنه می کند. دولت جمهوری اسلامی افغانستان با درس از حادثه دیروز باید یاد بگیرد که در اکثر حوزه های اداری و امنیتی کشور بازبینی دقیق و موشکافانه به عمل بیاورد و برای این پرسش مردم باید پاسخ روشن ارائه کند که چگونه افراد مسلح دشمن با کمال آرامش خاطر در جوار ساحه جشن جابجا گردیده و حتا از سلاح ثقیل استفاده می کند. چه کسی جوابگوی خون به زمین ریخته شده مردم در روز 8 ثور امسال است؟
به هر حال 8 ثور سال جاری با شلیک گلوله استقبال شد و این آژیر یک خطر عمده و کلان برای دولت افغانستان است که فکر می شود به معنای توانایی بیش از پیش دشمن و شکل گیری نارضایتی های عمومی در سطح کشور است. و البته شایعاتی را نیز نباید ناشنیده گرفت که گفته می شود حلقاتی در درون دولت شاید در خلق حادثه دیروز دست دارند ونمی خواهند که ازهشت ثوربه عنوان روزپیروزی مجاهدین تجلیل گردد.
|