سال سوم  شماره 484   شنبه   7   ثور    1387-    April  26   -    2008

January

سرمقاله های سال گذشته
7  ثور

سرمقاله امروز

بحران افغانستان، بحران منطقه است

بخش هایی از هلمند که پیش از شروع سال جدید خورشیدی در تصرف گروه طالبان قرار گرفته بود، زمینه استیلا و کنترول بیشتر این گروه بر این ولایت را فراهم ساخت. هم اکنون قسمت هایی از هلمند، تبدیل به یک پایگاه مستحکم طالبان علیه نیروهای ناتو و دولت افغانستان شده است.
طالبان هم توانسته اند که این مناطق را از نظر نیروی انسانی و امکانات جنگی اکمال نمایند و هم جنگ و حمله را به جاهای دیگر از آنجا هدایت و رهبری کنند.
عملیات گسترده و سنگینی که از سوی ناتو به انگیزه پاکسازی منطقه از وجود جنگجویان طالب و القاعده در ولسوالی سنگین آن ولایت آغاز شده است، احتمال درگیری های شدیدی میان طالبان و ناتو در آنجا وجود دارد. چرا که طالبان در آن مناطق از مدت ها پیش به این طرف خود را مجهز کرده و آمادگی رویارویی با نیروهای مشترک ناتو و دولت افغانستان را گرفته اند.
بازپسگیری مناطق هلمند از دست طالبان هم سخت است و هم یک موفقیت بسیار بزرگ برای ناتو و دولت افغانستان شمرده می شود. اگر طالبان در این منطقه مواجه با شکست گردند، دامنة جنگ از مناطق دیگر افغانستان به ویژه جنوبی کم و کمتر خواهد شد. در آن صورت، ناتو می تواند ابتکار عمل را به دست گرفته و جنگ افروزان را وادار به عقب نشینی و شکست نمایند.
همزمان، کشته شدن 130 تن از طالبان توسط نیروهای امریکایی تحت فرمان ناتو، یک تحول امنیتی دیگری است که در ولایت غربی هرات در ولسوالی شیندند اتفاق افتاده و هفت پایگاه شان نیز از بین رفته و متلاشی شده اند.
اگر ناتو و دولت افغانستان اقدام جدی و با موقع انجام دهند، نتیجه خوب به دست می آورند وگرنه، داستان هلمند در جای جای کشور تکرار خواهد شد و طالبان، مجال پیدا خواهند کرد که بسیاری از مناطق و ولسوالی های افغانستان را مورد حمله خود قرار دهند.
باید تلاش شود که مشکل امنیتی در افغانستان به صورت ریشه ای حل و فصل گردد. تنها مشکلات در داخل جغرافیای افغانستان نیست، بلکه مشکلات اصلی در خارج از مرزهای این کشور است که توسط طالبان به داخل افغانستان کشانیده می شود.
گفتگوهای حامد کرزی رییس جمهور افغانستان با همتای پاکستانی خود، جنرال مشرف به میزبانی رییس جمهور ترکیه در آن کشور، آمکان اعاده صلح در افغانستان را تا حدی نوید می دهد. اگر پاکستان به اینگونه تعهدات خود پایبندی نشان بدهد و مبارزه با تروریزم را به طور جدی دنبال نماید، آمدن صلح در افغانستان حتمی است.
اگر گفتگوی آنقره ترکیه مانند اجلاس واشنگتن گردد، نه تنها هیچ ثمره ای نخواهد داشت که وضعیت بدتر از گذشته ها خواهد شد. حسن نیت هر دو رییس جمهور در اجلاس انقره تاثیر مستقیم بالای امنیت و ثبات در افغانستان دارد. اگر تصمیم از سرگیری روابط نیک میان دو کشور همسایه وجود داشته باشد، مشکلات ناامنی و مبارزه مشترک با تروریزم به آسانی قابل حل است، ولی متاسفانه، طرف پاکستان که کلید حل مشکلات را در اختیار دارد تا کنون آن چنان که باید اقدام موثر نماید، نکرده است. انتظار می رود که در این مرحله، روحیه تاثیر پذیری پاکستان بیشتر گردیده و خواسته های کشور دوست ترکیه را نادیده نگیرد.
اگر بازهم فرصت ها از بین برود و برای ایجاد یک راه حل صلح آمیز سیاسی و امنیتی در افغانستان توجه نگردد، جنگ افغانستان به یک جنگ منطقوی تبدیل خواهد شد که به سود هیچ کشوری نخواهد بود و هر دو کشور افغانستان و پاکستان از آن متضرر خواهند شد.

 

 اگر بازار کنترول نشد، مردم نیز از کنترول خارج خواهند شد

در این اواخر قیمت مواد خوراکه به صورت سرسام آوری در بازار افغانستان بلند رفت. بلند رفتن قیمت ها همزمان بود با انتخابات در پاکستان. هر چند گفته شده است که قیمت گندم در سطح جهان بلند رفته است، اما قیمت همه مواد مورد ضرورت مردم یکباره و همزمان با قیمت گندم در این کشور صعود کرد. بسیاری از مردم به خوردن گیاهان وحشی روی آوردند، مردم جلال آباد مظاهره کردند و طبق گزارش هایی از برخی تلویزیون های خصوصی، برخی از مردم در شهر کابل مجبور به خوردن نان های خشک و سبوس شده اند. آوازه های سرچوک نیز حاکی از این بود که تعدادی از گرسنگان قصد حمله بر مندوی های آرد را دارند و این دور از امکان نخواهد بود. چون به گفته سعدی علیه الرحمه که:
ساقی به جام عدل بده باده تا گدا
غیرت نیاورد که جهان پربلا کند
واقعیت این است که هیچ کس در این کشور به فکر مردم که همه تقریباً به سوی فقر می روند، نیست. یکعده سرمایه دار غیر ملی و محتکر که به جان مردم یک کشور افتاده اند و هی سرمایه می اندوزند، ضریب رشد این سرمایه داران درافغانستان به حدی بلند است که در هیچ کشوری در هیچ زمانی چنین آهنگ رشد را کسی ندیده و نشنیده باشد. می بینی که در طول یک مدت کوتاه این سرمایه داران ملیاردها دالر کمایی می کنند و دولت از همین ها حمایت می کند. گویی که جز این دیگر وظیفه یی ندارد. شاید اینها بخاطر ایجاد و استحکام پایه های نظام سرمایه داری می خواهند یکعده سرمایه دار را بوجود بیاورند. ولو این سرمایه دار به بهای خون و اشک ملیون ها انسان این سرزمین پدید آید. شاید تصمیم بر این است و اما در همه کشورهای سرمایه داری تکیه دولت ها معمولا بر یک قشر مرفه متوسط است که دو فکتور کوچک فقرا و سرمایه داران را در دو سوی یک تضاد اجتماعی وصل کرده است.
و اما آماج انتقاد مردم و شورای ملی، وزارت تجارت افغانستان قرار گرفته است. آقای نادم وکیل هرات در ولسی جرگه گفت که اگر وزارت تجارت نتواند معضله قیمت مواد خوراکه را تحت کنترول درآورد ما به موکلین خود خواهیم گفت که ایشان را از کرسی شان بزیر بکشند. و آقای رنجبر وکیل کابل نیز در این راستا وزیر محترم تجارت را شدیداً مورد انتقاد قرار داد و گفت که یا این جناب توانایی کافی در عرصه تجارت را ندارند و یا با محتکرین کنار آمده اند. ولی گویی که در این کشور آب از آب تکان نخورده باشد و هیچ اتفاقی بوجود نیامده باشد. وزیر تجارت هیچ عکس العملی نه در برابر صعود قیمت ها دادند و نه در برابر انتقادهایی که از ایشان صورت می گیرد. شما هر چه می گویید بگویید. ما کار خود را می کنیم. و باور دارند که با حضور نیروهای خارجی کسی ایشان را چیزی گفته نمی تواند و نهایت کار این است که یک روزی برمی گردند به کشوری که تابعیت آنرا دارند.
اما به هر صورت آقای اسپنتا وزیر خارجه کشور در یک دیدار از پاکستان گفته است که با پاکستان برای وارد کردن گندم از آن کشور توافق صورت گرفته است. و همو اطلاع داد که قرار است وزیر تجارت برای طی مراحل کردن این قرارداد به پاکستان سفر کند.
هرچند دولت پنجاه ملیون دالر را برای خرید گندم از کشور های خارجی تخصیص داده است اما معلوم نیست که این خریداری چه وقت و چگونه انجام خواهد شد.
اما برای یک کار اساسی تر آیا این دولت برنامه یی نخواهد داشت؟ در این کشور آب هم است و زمین هم و مردمی که انرا کشت کند نیز وجود دارد. پس چرا این کار را نمی کنند؟ و منتظر ان که قانونی ساخته شود تا در اثر آن بتوانند زمین این کشور را نیز برای سکتور خصوصی بدهند. همان هایی که کار زمین را نکو ساخته اند....
دولتها در سابق یک وزارت پلان داشتند و با این وزارت می دانستند و پلان می کردند که چقدر آدم در این کشور هست و اینها به چقدر مواد غذایی در یک روز و دریک ماه و در یک سال ضرورت دارند، چقدر کالا وارد می کنند و چه قدر صادر. ذخایری داشتند که گندم مورد ضرورت را در هنگام فصل به قیمت نازل خریداری می کردند و در هنگام زمستان و بهار آنرا عرضه کرده و بدین ترتیب نرخ را در بازار کنترول می کردند و نمی گذاشتند مردم از گرسنگی بمیرند. اما اکنون آیا چنین برنامه هایی در نزد این دولت وجود خواهد داشت؟

   
   
   
   
   

 

©2007 - www.dailyafghanistan.com All rights reserved