سال سوم  شماره 488   پنج شنبه   12   ثور    1387-    May 01   -    2008          

هيولاي گرسنگي، دهها ميليون انسان را مي بلعد

محمد امين ميرزاد               Mif_1967@yahoo.com¨
بحران كمبود و افزايش مواد غذايي درجهان سبب گرديده است كه سازمان ملل طي چند ماه اخير پشت سرهم هشدار هاي پياپي را صادر كند. هم چنين  سران كشورهاي توسعه يافته نيز دربرابر افزايش مواد غذايي و كمبود آن در سطح نگراني كرده اند اما اين كه يك گام مثبت و عملي دراين راستا برداشته باشند، تاكنون از سران اين كشورها ديده نشده است.  طبيعي است كه اين گراني تاثيرات زيادي بر كشور هاي توسعه يافته ندارد، آنچه بدبختي و مشكلات را اين بحران پديد مي آورد در كشور هاي درحال توسعه و فقير است. بيش ازسه ماه است كه بحران افزايش قيمت مواد غذايي در جهان آغاز گرديده. درطول اين مدت چندين كشور درآفريقا و آسيا شاهد درگيري ها و اعتراضات مردمي بوده كه به گراني مواد غذايي اعتراض داشته اند و تاكنون چنيد كشته نيز برجاي گذاشته است. اگر چنانچه اين بحران ادامه پيدا كند بايد جهان شاهد شورش ها و خشونت هاي گسترده اي در چندين كشور فقير جهان باشيم كه شكم گرسنه آنان را به خيابان ها كشانده و براي رفع اين مشكل دست به شورش و اعتراض زده اند.   افزايش قيمت و تبديل مواد مواد غذايي به انرژي هيدروژني عامل اصلي كمبود و گراني مواد غذايي در جهان مي باشد، دانشمندان وقتي چند سال  پيش كشف كردند كه از گياهان و نباتات هم مي شود نفت نباتي يا سخت هيدروژني براي ماشين ها تهيه كرد، اين كشف را موفقيت بزرگ دانستند كه بسياري از كشورها را از وابستگي صد درصد به نفت نجات مي دهد. طولي نكشيد كه استفاده محدود ازاين طرح گرسنگي و كمبود مواد غذايي را درسرار جهان گسترش داد وبحران فعلي مواد غذايي را به وجود آورده است. اما متاسفانه كشور هاي ثروت مند غربي كه بيشترين مواد غذايي رابه سوخت تبديل مي كنند و زمين هاي وسيعي را دراين امر اختصاص مي دهد، هنوز اصرار براين كار دارند وحاضر نيستند كه براي افزايش مواد غذايي در جهان وتعادل در قيمت هاي مواد غذايي در جهان تبديل مواد كشاورزي را به سوخت هاي هيدروژني متوقف و يا كاهش بدهند.
هر چند كه كشور هاي غربي از سوي كشورهاي فقير و سازمان ملل، بیش از گذشته تحت فشار قرار گرفته اند که سیاست های تولید و مصرف سوخت های زیستی را تغییر دهند. ایوو مورالس رئیس جمهور بولیوی، می گوید وقتی کمبود مواد غذایی وجود دارد، کشت برای تولید سوخت یک اشتباه فاحش است، سیاست هایی که به اجرا درآمده تاثیر نامطلوبی بر بشریت داشته است. هزینه تولیدات کشاورزی، به ویژه گندم، به شدت بالا رفته و به تبع آن بهای نان نیز افزایش داشته است. ما در بولیوی به خاطر همین موضوع مشکل تورم داشته ایم اما این یک معضل داخلی نیست بلکه معضلی خارجی است.
هرچند كه نخست وزير بريتانيا مي گويد كه بايد اين موضوع را مورد بررسي قرار داد، اما گزارش گر بي بي سي مي گويد: اروپا حاضر نیست از سیاست های خود در قبال سوخت های زیستی دست بردارد چون آنها مصمم هستند مصرف سوخت های فسیلی را کاهش دهند. در حالی که بحث بر سر تاثیر مثبت مصرف سوخت های زیستی بر آب و هوای جهان ادامه دارد، تردیدی نیست که تولید این گونه سوخت ها به طور غیر عمدی بر بهای مواد غذایی تاثیر خوبی نداشته است. عوامل متعددی باعث افزایش پرشتاب مواد غذایی در بسیاری نقاط از جهان شده است اما اقتصاددانان معتقدند که افزایش تقاضا برای تولید سوخت به این روند صعودی دامن زده است. مناطقی مانند اروپا و آمریکای شمالی از مهمترين مراكز توليد مواد و محصورلات كشاورزي در جهان مي باشد، اما اين مناطق پرمحصول كه نقش عمده اي درتامين مواد غذايي جهان دارد، اكنون برای تولید سوخت زیستی، میزان کشت سویا و ذرت را افزایش داده اند و کشورهایی که در مناطق گرمتر قرار گرفته اند، مانند برزیل و آرژانتين و ديگر كشورهاي اين قاره كه در توليد مواد غذايي موثر است، محصول چغندر قند را چند برابر کرده اند تا در سوخت هيدروژني استفاده گردد.
اكنون كه افزايش قيمت مواد غذايي در پي ماهها تلاش هيچ تاثيري نكرده است بخش مواد غذايي سازمان ملل يا فائو ديروز بارديگر هشدار داد كه  كشور هاي صادر كننده مواد غذايي صادرات اين مواد را در جهان متوقف نكنند. بانک جهانی و سازمان ملل از کشورها مصرانه خواسته اند تا به خاطر حفظ انبارهای غذایی خود، صادرات را ممنوع نکنند، چون باعث می شود احتکار و قیمت مواد غذایی افزایش یابد و به فقیرترین مردم جهان که قادر به تامین غذای خود نیستند آسیب می زند. سازمان ملل متحد در بیانیه ای که پس از نشست در29 اپريل در برن، پایتخت سوئیس منتشر شد، اعلام کرده است، به نظر ما افزایش شدید قیمت مواد غذایی در سطح جهان به چالشی غیرمنتظره در ابعادی جهانی، و بحرانی برای فقیرترین نقاط جهان به ویژه در مناطق شهری تبدیل شده است.
قیمت اقلام اصلی مواد غذایی همچون برنج، حبوبات، روغن نباتی و شکر به نسبت سال گذشته حداقل 50 درصد افزایش یافته است. هم اكنون بيش از يك صد ميليون نفر در جهان به شدت از افزايش مواد غذايي رنج مي برند و اگر اين وضعيت ادامه پيدا كند اين آمار به صدها ميليون نفر خواهد رسيد.
  با توجه به افزايش 50 درصدي مواد غذايي در جهان، دركشور ما افغانستان اين قيمت بيش از50 درصد افزايش يافته است و قتي كه يك نان به 20 افغاني افزايش پيدا كند نشان مي دهد افزايش قيمت مواد غذايي در افغانستان بيش از 50 درصدي است كه اكنون در جهان وجود دارد و اين وضعيت شديد ترين فشار را برمردم وارد خواهد كرد. به هرحال اكنون افزايش قيمت مواد غذايي كم بود اين مواد در جهان واقعيتي است كه از چند ماه قبل آغاز گرديده و هم چنان ادامه خواهئ يافت و كشورهاي جهان هركدام تدابير ويژه اي را در نظر گرفته اما سئوال اصلي اين است كه دولت افغانستان در قبال اين بحران چه تدابير دراز مدت را سنجيده است؟ آيا با وارادات گندم از پاكستان و رفع اين مشكل از سويپاكستان بحران مواد غذايي در كشور ما حل خواهد شد؟
طبيعي است كه اين مشكل هم چنان ادامه خواهد داشت و واردات گندم از پاكستان فقط بخشي از مشكلات را به صورت موقت برطرف خواهد، اما در دراز مدت بايد دولت افغانستان تدبيري را اتخاذ تمايند كه كشاورزي را درافغانستان رونق بيشتر بدهند و زمين هاي موات را دراختياز كشالورزان قرار دهند تا بتوانند توليد مواد اوليه غذايي در داخل كشور افزايش پيدا كند و اين بهترين راه حل اين مشكل است، اما آيا دولت افغانستان در اين راستا تلاش هايي بشتري را انجام داده است؟ متاسفانه مشكلاتي فرارواني در راستاي واگذاري زمين هاي كشاورزي به دهاقين درافغانستنان وجود دارد و تنش هاي قومي متاسفانه براين مشكلات افزوده است در حالي كه صدها هزارهكتار زمين كشاورزي در برخي از ولايات افغانستان به صورت باير بدون احيا باقي مانده است و مردم نياز شديد به مواد غذايي دارند، اما دولت اين زمين ها را به كشاروزان تقسيم نمي كند تا كشاورزي رونق بيشتر بايد.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ارزش انسان افغانی

   قاسم قاموس       qasem_qamoos@yahoo.com

یکی از تفکیک کشورها با یکدیگر ارزش قایل شدن به انسان های آن جامعه است. ارزش داشتن انسانها مقوله فراگیری است که به جامعه خاصی مربوط نمی شود و باید به عنوان یک انسان با آنها برخورد یکسانی صورت بگیرد. اما ارزش قایل شدن به انسانها موضوع دیگری است که در هر جامعه بنابه ساختار اجتماعی و فرهنگی آن متفاوت است.
انسانها در جوامع جهان سوم همیشه وضعیت اجتماعی نامناسبی داشته اند. فقر، بیکاری، عدم توسعه اجتماعی، فقدان بیمه های اجتماعی، عدم حق بازنشستگی، عدم جنبش های اجتماعی و بسیاری از این موارد باعث آ« گردیده تا در این جوامع انسانها به حق طبیعی و قانونی خود نرسند.
افغانستان یکی از کشورهایی است که ارزش قایل شدن به انسانها به پایین ترین درجه آن وجود دارد. دولت ها در این کشور چه در زمان جنگ و چه در زمان صلح هیچ برنامه مدون و درازمدتی در راستای فقرزدایی، اشتغال زایی، توسعه اجتماعی، توسعه اقتصادی، و غیره نداشته اند.
درچنین وضعیتی، انسان افغانی هیچ ارزش اجتماعی نخواهد داشت. و این در حال حاضر یک واقعیت است. این انسان همیشه در شرایط جنگ زندگی کرده است حتا در صلح. زیرا در زمان صلح نیز کاری برای پیشرفت و توسعه این کشور صورت نگرفته است. از این رو این کشور همیشه عقب مانده و توسعه نیافته باقی مانده است. انسان در افغانستان در هر وره زندگی خود از تمام حقوق و مزایای یک انسان واقعی که حق و حقوقی درجامعه انسانی دارد محروم بوده است.
روزانه شش صد کودک زیر سن پنج سال در کشور جان های خود را از دست می دهند، وضعیت سال های اخیر اینگونه بوده است. این خبر واقعاً تکان دهنده است! این نهایت فقر و درماندگی و عقب ماندگی افغانستان را نشان می دهد! وضعیت سالهای فرایند بن چنین بوده است و به همینگونه 60 تا 70 زن و مادر در اثر امراض مختلف و هنگام ولادت جان هایشان را از دست می دهند.
کودک وزن افغانی قربانی عقب ماندگی افغانستان می شوند. اما این تنها کودئک وزن افغانی نیست که قربانی فقر و عقب ماندگی کشور می شوند بلکه تمام انسان های این جامعه در خطر این قربانی قرار دارند.
وضعیت سالمندان در افغانستان فقر و توسعه نیافته دوره سالمندی یا پیری یکی از دوران پرمشقت زندگی بوده، و پیران جامعه ما با مصایب متعدد مواجه هستند و به دلیل نبودن تسهیلات لازم برای سالمندان مانند معاش بازنشستگی تفریحات و مشاغل سالم این دوره زندگی برای پیران به شدت طاقت فرسا است.
این وضعیت انسان افغانی است. انسانی که در کودکی ارزشی نداشته باشد بدون شک در پیری نیز ارزش نخواهد داشت. در کشوری مانند افغانستان که تنها نام کشور بر آن اطلاق می شود و هیچ گونه تسهیلات اجتماعی برای انسان های آن وجود ندارد طبیعی است که وضعیت کودک، زن و مردم جوان و پیر آن چنین وضعیت رقت بار و وحشتناکی داشته باشد.
کی مقصر است، جنگ، خشونت و یا نظام های ناکارآمد آن در طول تاریخ؟
جنگ و خشونت آخرین بار از سی سال قبل به اینسو به زندگی انسان افغانی تحمیل شده است. اما قبل از آن چه؟ این انسان سی سال قبل نیز همین وضعیت را داشت با این تفاوت که جنگ و مهاجرت و خشونت و فرآیند آن را تجربه نکرده بودئ. این انسان قبل از آن نیز از هیچ نوع رفاه اجتماعی برخوردار نبود.
هیچ نظام سیاسی به فکر این انسان نبوده است. فاسد ترین و ناکارآمدترین نظام های سیاسی بر این انسان حکومت کرده بدون اینکه برای لحظه ای نیازهای اجتماعی این انسان را برآورده ساخته باشد. در چنین وضعیتی چه انتظاری می توان از نظام موجود داشت؟ پول های کلانی هم که در هفت سال گذشته به نام این انسان از سوی نهادهای جامعه مدنی به مصرف رسیده هیچ تغییری در زندگی اجتماعی او به وجود نیاورده است. زیرا هدف، تغییر زندگی این انسان نبوده بلکه جنبه تبلیغاتی قضیه در نظر گرفته شده است. در حالیکه اگر این پول ها به صورت درست به مصرف می رسید امروز بعد از هفت سال حداقل تغییری در وضعیت اقتصادی و اجتماعی این انسان به وجود می آمد که نیامده است.
انتظاری که بعد از این دولت و نهادهای خصوصی می رود این است که به این انسان، زندگی در دنیای جدید با روش جدید زندگی کردن آگاهی داده شود. و در این میان گام های عملی برداشته شود تا این انسان به معنی واقعی زندگی در دنیای جدید آشنا شود و با تمام وجود آن را لمس و احساس کند.
حق و حقوق کودک، من و حقوق جوان و نوجوان و نیز حق و حقوق دوره سالمندی همراه با برنامه های عملی اجتماعی آن به انسان افغانی نیز داده شود تا این انسان مانند تمام انسان های جوامع پیشرفته معنی واقعی انسان بودن را احساس کند. اما اگر این اتفاق نیفتد در هزاره سوم بازهم انسان افغانی همان وضعیت اجتماعی، فرهنگی و مدنی گذشته و حال را خواهد داشت بدون اینکه از دستاوردهای این هزاره چیزی نصیب او شده باشد.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 کسی به فکر معلمان نیست

ساکایی
از چند روز بدینسو معلمان تعدادی از مکاتب شهر کابل به خاطر افزایش معاشات شان دست به اعتصاب زده و به تدریس شاگردان شان حضور نمی یابند.
روز نهم ثور قرار بود که جشن معارف برگزار شود که در مطبوعات انعکاس نکرد و شاید این جشن تحت شعاع مسایل امنیتی و به ویژه حوادث ناگوار هشتم ثور قرار گرفت. به تعقیب آن خبر اعتصاب معلمان پخش شد. اما این خبر چندان جذابیتی در مطبوعات نیافت. زیرا اخبار داغ تر دیگر در سرخط رسانه های چاپی و تصویری قرار گرفت. این هم از بخت وارونه معلمان کشورماست.
واقعیت این است که معلمان در افغانستان در اثر جنگ و نارسایی های ناشی از آن بیشترین تاوان را پرداخته اند. از آغاز این جنگ تا کنون طرفهای درگیر به جان معلمان افتادند. این قشر به گناه تدریس در مکتب کشته شدند، آواره گردیدند توهین و تحقیر شدند و به جرم آموزش صلح و انسانیت بزرگترین صدمات و ناملایمات را متحمل گردیدند. نقش شان در جامعه ارزنده و بهره شان اندک بوده است. پیوسته با یک معاش کوچک بخور و نمیر زندگی کرده اند و چون در طول تاریخ این کشور به این قشر جامعه هیچ توجهی صورت نمی گرفته، پس تقریباً همه کسانی که مسلک معلمی را انتخاب می کنند، قاعدتاً افراد با همت، قانع و فارغ از سودجویی و زراندوزی اند. اینها با همه ناملایمات زندگی ساخته اند و در هرگونه شرایطی، هرگاه فرصت یافته اند، در خدمت فرزندان وطن شان قرار گرفته اند. اما حالا که کارد به استخوان رسیده است حالا که همه معاش یک ماهه شان خرچ یک روز زندگی شان نمی شود. حالا که قیمت ها به گونه سرسام آوری بلند رفته است. حالا که تعدادی از افراد بی سویه به مقامات بلند مقرر شده و معاش دالری می گیرند. حالا که یک مشاور در یک وزارت معاش برابر همه معلمان یک مکتب را دارند، دیگر کاسه صبر این طبقه صبور جامعه نیز لبریز شده است.
 هرچند وزیر محترم معارف وعده دادند که در طی یکی دو هفته آینده مسئله افزایش معاشات معلمان تصویب و اجرا می گردد. هرچند رئیس محترم ولسی جرگه در این زمینه تاکید بیشتر کرده است، اما در مجموع دولت افغانستان تا کنون کمترین توجهی را در حق معلمان کشور داشته است. همیشه و پیوسته معلمان با وعده هایی میان تهی فریب داده می شوند. شهرک استادان و توزیع زمین برای این قشر، افزایش معاشات همه و همه نقشی بود بر یخ که بر آفتابش گذاشتند.
درحالیکه همه کارشناسان، نقش معارف را در بازسازی و نوسازی کشوری مانند افغانستان، می دانند. می دانند که بدون ارتقای کیفی و کمی معارف بازسازی و پیشرفت ناممکن است. اینکه در افغانستان نمی خواهند کدام کار بنیادی به منافع این کشور و مردم آن صورت گیرد موضوعیست که باید بر آن مکث کرد و از دولت افغانستان پرسید که تا چه وقت کلوخ بر آب می گذارند و از آن می گذرند؟
توقع این است که معلمان باید از معاش متوازن با دیگران برخوردار باشند بایستی دولت در این عرصه خدمات بیشتری عرضه کند تا علاقمندان عرصه معارف بیشتر شوند و کیفیت آموزش در این کشور بلند برود. در غیر آن مجبورترین مردم که در جای دیگری وظیفه دیگری را پیدا کرده نتوانستند، از بیچارگی معلم می شوند.
در دو روز اخیر چندین مکتب بزرگ در شهر کابل در اعتصاب به سر می برد. اما مسوولین چقدر به این مسئله مهم واکنش نشان داده اند؟ مثل اینکه پی آمدهای این اعتصابات را نمی توانند درک کنند، در غیر آن به صورت سریع به خواستهای معلمان تن در می دادند. و یا اصلا پروای این کشور و فرزندان آنرا ندارند؟

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 انتظار بشریت از قدرتهای بزرگ؛ تعاون بجای تحکم!

¦داکتر همدرد
همین اکنون دو قدرت بزرگ جهانی ایالات متحده امریکا و فدراتیف روسیه برای گزینش یک رهبری جدید آمادگی می گیرند، در آمریکا جورج بوش بحیث رئیس جمهور در مرحله پایان دوره کاری اش رسیده و در روسیه ولادیمیر پوتین از کرسی ریاست جمهوری کنار برود و اما با قدرت بیشتر بحیث رئیس حزب روسیه متحد و صدراعظم آن کشور کارش را پیش می برد که به این صورت من حیث کل اختیار امور در صحنه باقی می ماند و رئیس جمهور تازه انتخاب شده در دولت چهره سمبولیک خواهد داشت.
و اما این دور زعامت نوین با پیامهای نو و قریب سازگار به مزاج بشریت مسوولیت های سنگین سازماندهی امور را به عهده می گیرند. چهره های نامزد ریاست جمهوری امریکا بخصوص از جناح حزب دموکرات با شعار «تغییر» مبارزات موجوده شانرا پیش ببرند. تاکید بر این نکته به معنی آنست که رهبری نو در واشنگتن به نشانه پای رئیس جمهور بوش قدم نخواهد گذاشت. زیرا سیاست زعامت موجوده در امریکا مشکلات زیادی را برای مردم آن کشور پدید آورد، لشکرکشی به عراق و دوام خونریزی در آن کشور نه تنها بر اعتبار این قدرت بزرگ دموکراسی جهان لطمه زد، بلکه در داخل آن کشور نیز بر اقتصاد و روحیه مردم آن اثر منفی وارد کرد و همین عکس العمل های گسترده بود که فیصدی حمایت از سیاست بوش حتی از سی درصد هم در بین مردم آن کشور پایین آمد و در کانگرس در نتیجه انتخابات دموکرات ها نسبت به جمهوریخواهان پیشی گرفتند.
با اتکاء به همین روحیه اکثریت، اکنون هر دو نامزد پیشگام دموکرات ها برای احراز کرسی ریاست جمهوری در مبارزات انتخاباتی از تغییر در سیاست کشورشان صحبت می کنند و طرف حمایت زیاد مردم نیز قرار گرفته و این احتمال را قوت می دهند که پله پیروزی به نفع آنان روز تا روز پایین می آید. اگر این جناح در پایان کار رای عامه را به دست آرند، که شاید چنین هم شود، واشنگتن سیاست نوی را پیش خواهد گرفت و آن اعاده اعتبار در جامعه بین المللی و بالابردن سطح اقتصاد کشور می باشد و این کار زمانی می تواند تحقق یابد که پای قشون امریکا از جنگ خونبار عراق بیرون کشیده شود و در سایر مناطق جهان با تبارز روحیه دموکراسی این کشور، ملل جهان طرف حمایت اخلاقی و اقتصادی امریکا قرار گیرند.
رهبری تازه روسیه فدراتیف نیز باید پالیسی خود را در صحنه جهانی در مسیری عیار کند تا در جهان اعتبارش را در همکاری و صلح جویی قایم کند. اکنون که طی یک دهه اخیر نظام تازه دیسکو قوام گرفته، صرف در حالی می تواند بحیث یک قدرت بزرگ چهره نمایی کند که در سیاست جهانی آن توالی با سیاست جهانی بخصوص رقیب دیروز خود ایالات متحده امریکا را داشته باشد، و آن زمانی میسر می شود که دست همکاری و همگانی آن به سوی کشورهای دیگر دراز باشد. چنین روشی سبب می شود تا مردم روسیه از ارزشهای دموکراسی بهره کافی برند و این کار خاطرات تلخ زندگی در زیر فشار استبداد قبلی را از خاطر آنان خواهد زدود. این روش در عین حال باعث جلب اعتبار ملل جهان نسبت به روسیه و زعامت آن شده، در نتیجه کشش های قبلی از فضای سیاست جهانی ناپدید می شود.
اکنون مردم روسیه فدراتیف میل قوی دارند، تا با جهان حرکت همسان داشته باشند و این میلان خود سبب می شود تا بحیث فشار درونی در شکل دهی سیاست آن کشور موثر باشد. روسیه فدراتیف نه تنها زرادخانه های بزرگ دیروزی را از قوای مسلح دوران جنگ سرد شوروی سابق به میراث گرفته، بلکه دارای ذخایر بزرگ نفت و گاز می باشد و اگر از این منابع سرشار و قوای بشری آن در سطح جهانی استفاده نیک صورت گیرد، باور داریم که هماهنگی خاص در خانواده بشری زمینه های گسترده را برای آسایش و راحت انسانی فراهم خواهد کرد. برای جهان مایه راحت است که امروز از خوف قدرت بزرگ دوران شوروی سابق و ایدیولوژی آن در امان می باشند و در حال حاضر این نیروی بزرگ را با خود در یک راه روان می یابند.
ما اکنون فشارهای دوران قرن نوزده را بر اکثریت بشریت عقب گذاشته ایم و هم بشریت از رنج جنگ های خورد کننده و فرمانروایی دیر دوام به نام «جنگ سرد» خود را فارغ می یابد. زعامت قدرت های بزرگ در روزها و ماههای ورود به قرن بیست و یکم این شعار را بر زبان داشتند که ما باید به قرن نو با روحیه نو آمال نو وارد شویم و این آرزو زمانی تحقق می یابد که بشریت خود را در فضای گوارای صلح بیابد و وسایل و منابع راحت و پیشرفت آن میسر باشد. رهبران قدرت های بزرگ همین وعده را می پذیرند. اگر جنجال های عراق و افغانستان پدید نمی آمد و بعضی حوادث ناراحت کننده دیگر در افریقا، آسیا و امریکای لاتین صورت نمی گرفت، بشریت در آغاز این قرن امکان حرکت در فضای گوارایی را داشت. اما این بدان معنی نیست که ما از رسیدن به این آرزو ناامید هستیم. در برابر اراده نیک بشریت هیچ مشکلی نیست که آسان نشود؛ حتی جنگ های خونبار عراق و جنگ تحمیلی افغانستان.
اکنون که نزدیک به پایان دهه اول قرن حاضر می باشیم، می بینیم که ملل جهان آرزو و تلاش دارند بیش از این اختلافات سرحدی، برخوردهای سیاسی و رقابت های قدرت گیری مایه فساد و نزاع نشده و در نتیجه با جانب گرفتن قدرت های بزرگ صحنه نزاع چاق نشود. ما روش های دیگر را در برخورد و رقابت ها و جانب نگریها زیاد آزمایش کرده ایم، اکنون زمان آن است که از تجارب قبلی برای راحتی آینده استفاده شود. این مامول زمانی برآورده می شود که قدرت های بزرگ، قبول مسوولیت، توانایی و نفوذی که دارند پا به پیش گذارند و بشریت را در این طریق یاری کنند. بشریت نیازمند امروز توقع دارد که شیوه های نیک اداری و رهبری، وسایل پیشرفته تکنولوژی و اقتصاد قوی در خدمت آنان باشد. این کار صرف زمانی ممکن و میسر است که قدرت های بزرگ این امکانات را برای بشریت فراهم کند.
ملل جهان بخصوص خانواده نیازمند نیاز دارد تا منابع خود را درست به کار اندازد و قوای بشری آن در پیشبرد این خدمت قرار گیرد. صرف انگیزه های به کار گرفتن این امکانات را از دیگران توقع می برند و قدرت های بزرگ جمع ملل را قیم جهان نمی تواند این انگیزه و امکانات را به این خانواده بدهند. در عین حال برای قدرت های بزرگ نیز سربلندی نیست که خود از نعمات و امکانات زیاد برخوردار باشند و اکثریت از خانواده بشری در احتیاج و نامرادی.
امروز که بشریت تبارز ارزش های اخلاقی و انسانی را معیار قرار می دهند، خوش دارند که جناحها و قلمروهای قدرت را نه بحیث قدرت بزرگ نام دهند، بلکه بگویند کتله ها و جوامع پیشرو، زیرا در چنین شرایط قدرت دادن عزت و حرمت به دیگران است. با بلند بردن موقف آن از نگاه رهایی از فقر، بیماری، جهل و بی عدالتی. زیرا قدرت های بزرگ به مفهوم دیروزی آن اطلاق بر جناحهای می شد که نیروی بیشتر و سلاح مخرب تر داشتند و امروز اطلاق آن به کشور و قملروی می شود که در هر جای جهان برای دفع مصیبت می رسند و کم توان و ناتوان را در رسیدن به منزل مقصود یاری می کنند.
بنابراین جهان و جهانیان از قدرت های حال توقع و انتظار دارند که به جای تحکم بر بشریت ترحم داشته باشند و دراین جمله یکی با منابع و امکانات پیشرفته خود، دیگری با قابلیت و تولیدات خود و آن دیگر با تجربه و کارآیی خود خانواده انسان را کمک کند و دراین کتگوری از امریکا تا خانواده غربی آن، از روسیه تا کشورهای شرق اروپا و از چین امروز تا جاپان پیشرفته همه شامل می شوند و برای چنین امکانات و نیروهای گسترده حل این مشکل کار بسیار آسان است که اکنون همه در زمینه در انتظار آغاز کار و رقابت سلیم آنان می باشند.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دست آورد هاي سه سال اخيردرولايت ميدان وردك

Ãتهيه كننده : عزيزالله (بصير)- قسمت دوم
دراين پروژه ها احداث سرك ها ، بند ها ، اعمار مكاتب پل وپلچك ، خريداري جنراتور ها وساير پروژه ها شامل ميباشد ونيز از طريق ساير برنامه هاي رياست انكشاف كار هاي زياد انجام گرديده كه راپور آن دربولتن مخصوص دست آوردهاي سه ساله ولايت ميدان وردگ آمده ا ست.

             بخش معارف:
مردم ولايت ميدان وردگ به دانش ومعرفت علاقه زيادي داشته ، اطفال ونوجوانان اين ولايت نهايت ساعي وزحمت کش ميباشند .
بايد خاطر نشان ساخت که به سطح ولايت 26۷ باب مکاتب ذيل موجود است :
ليسه ۵۲ باب منجمله دوباب ليسه از طبقه اناث . متوسطه ۶۹ باب منجمله ۶ باب آن از طبقه اناث .ابتداييه ۱۴۶ باب منجمله ۳۳ باب ان از طبقه اناث . تعداد مجموعي شاگردان مكاتب مذكور ۱۲۷۰۰۰ تن كه از اين جمله ۲۳۰۰۰ آن شاگردان اناثيه ميباشند. همچنان تعداد مجموعي معلمين مكاتب مذكور ۳۰۸۳ تن كه از اين جمله ۱۳۷ تن آن معلمين اناث ميباشد .
درطي سه سال اخير به تعداد ۶۶ باب مكاتب جديداً اعمارگرديده است كه كار يكتعداد آن هنوز جريان دارد . قابل ذكر است كه به تعداد ۸۷ باب مكاتب قبلاً از خود تعمير داشته وفعلاً ۱۲۳ باب مكاتب فاقد تعمير است. البته دربخش معارف جمعاً مبلغ (۹۵۸۴۴۴۷) دالر امريكايي جهت اعمار وترميم مكاتب ، اعمار احاطه مكاتب وحفر چاه هاي آب آشاميدني صحي به مصرف رسيده است .

  • بخاطر پايين آوردن سطح بي سوادي به سطح تمام ولايت چه درمرکز وچه درولسوالي ها  جمعاً به تعداد (28) باب کورس سواد آموزي که در آن به تعداد (700) تن مصروف سواد آموزي بوده واين کورسهابه همکاري تيم بازسازي ولايتي کشور دوست ترکيه ايجاد گرديده است ، همچنان به تعداد 12 باب کورس سواد آموزي که در آن 360 تن مصروف سواد آموزي بوده به همکاري رياست معارف وبه تعدد (25) باب کورس سواد آموزي که در آن به تعداد (675) تن مصروف سواد آموزي بوده به همکاري اداره يونسف ايجاد گرديده که جمعاً به سطح ولايت 65 کورس سواد آموزي که در آن به طور مجموعي به تعداد (1735) تن مصروف سواد آموزي مي باشند .
  • همچنان پروسه رقابت آزاد از طريق کميته استخدام ولايتي در معارف جريان داشته که فعلاً 16 تن ، معلمين اين پروسه را طي نموده اند .

بخاطر ارتقاي ظرفيت هاي كاري معلمين واستادان معارف سيمينار ها وورکشاپ هاي متعددي تدوير و پروگرام هاي تعليمي وآموزشي به سطح ولايت جريان دارد .

بخش صحت:
عرضه خدمات صحي درسراسر ولايت ميدان وردگ به نحوه احسن صورت ميگيرد . به سطح تمام ولايت ۴ شفاخانه ، يك شفاخانه معتادين ، (۹ )كلينيك صحي  - CHC ۲۵ كلينيك صحي BHC و ۱۰ سب سنتر موجود بوده كه كارمندان آن مصروف عرضه خدمات صحي ميباشند.
درطي سه سال اخير به تعداد ۲۵ شفاخانه وكلينيك به شكل اساسي اعمار ويا ترميم گرديده كه البته بالاي آن مبلغ ۲۲۳۵۴۰۰ دالر امريكايي به مصرف رسيده است .

دربخش زراعت :
دربخش زراعت درطي سه سال گذشته جمعاً مبلغ ۳۹۰۱۱۲۸ دالر امريكايي بخاطر اعمار سردخانه درميدان شهر وولسوالي سيد آباد ونيز تهيه وتوزيع تخم هاي اصلاح شده ،كود كيمياوي ، تهيه وتوزيع وسايل زراعتي به دهاقين ولايت به مصرف رسيده است كه البته با عرضه خدمات زراعتي مذكور در جهت رفع نيازمندي هاي دهاقين وباغداران ولايت ميدان وردگ تغييراتي رونماگرديده است.

بخش آبياري :
از اوايل سال ۱۳۸۴ تااكنون دربخش آبياري جمعاً مبلغ ۱۴۱۲۶۴۲ دالر امريكايي بخاطر اعمار ديوار هاي استنادي ، پاك كاري جوي ها وكاريزها ، احداث بندها وتحكيم كاري درياچه ها به مصرف رسيده است.

دربخش سرك سازي :
درعرصه سال گذشته دراين بخش جمعاً مبلغ ۴۴۸۹۲۱۷۱ دالر امريكايي بخاطر اعمار سرك ها يا به مصرف رسيده ويا درحال مصرف است كه دراين سركها اعمار سرك به طول ۵۴ كيلومتر از ميدان شهر الي كوتل اوني،  ۱۹ كيلومتر سرك از ولسوالي سيد آباد الي دره اونخي و ۲۵ كيلو متر سرك ولسوالي چك وساير سرك ها واعمارپل وپلچك ها شامل ميباشد.

بخش فرهنگي :
دربخش فرهنگي طي سه سال گذشته جمعاً مبلغ ۴۳۹۰۰۰ دالر امريكايي بخاطر احياي مجدد راديوي محلي سيدآباد نصب انتن وتهيه وسايل راديو تلويزيون ميدان شهر وايجاد مراكز فرهنگي درتمام واحد هاي اداري ولايت به مصرف رسيده است .

بخش مخابرات :
درطول سه سال اخير دراين بخش جمعاً مبلغ ۵۱۰۰۰۰ دالر امريكايي براي ايجاد مراكز مخابراتي ولسوالي هاي سيد آباد ، چك ، جلريز ، حصه اول ومركز بهسود وهمچنان بخاطر نصب دستگاه هاي G.C.N و C.D.M.A وساير تجهيزات مخابراتي به مصرف رسيده است.

بخش عدلي وقضايي:
به علاوه آموزش هاي مهم كه براي قضات وحارنوالان وپرسونل مربوط وزارت عدليه درطول سه سال اخيرداده شده است ونيزكارهاي مهم ديگركه دراين عرصه انجام شده است ؛ ساختمان هاي جديدومجهزبراي رياست استيناف محاكم ولايت ميدان وردك وادارات حا رنوالي وحقوق وقضاياي دولت ساخته شده است وبه تعداديازده عراده موترجديدبراي ادارات مذكورخريداري ودردسترس مسوولين قرارگرفته است كه اكنون ازهمه آنها استفاده صورت مي گيرد.
قابل تذكر است كه مجموع تمام مصارفات درعرصه بازسازي ولايت ميدان وردگ طي سه سال اخير مبلغ ۹۱۷۴۴۸۹۱ دالر امريكاي تخمين زده شده است كه كار يك تعداد پروژه ها تا هنوز درحال جريان است .
پایان

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 مبارزه با مواد مخدر جهت با ثبات ساختن افغانستان، وعده دروغین محو کشت خشخاش

نویسنده: یارنت روبین و جک شرمنم / مترجم: فضل الله مهریار- قسمت دوم
از نقطه نظر اقتصادی، محو کشت خشخاش عمدتاً فرصت هزینه کشت غیر قانونی را افزایش نمی دهد. مگر اینکه زارعین قادر باشند که در فعالیت های درآمدزای دیگر سهیم شوند. اقتصاد مواد مخدر تنها دستیابی به زمین را اعتبار پولی، آب و اشتغال را فراهم می سازد. سرمایه گذاری های مازاد بر آن و امنیت لازم اند تا فرصتهای بدیل اقتصادی را در دسترس بیشتر جوامع افغانها به خصوص جوامعی که از بازارها دور هستند و در مناطق حضور کمتر دولت، ایجاد کند.
از نقطه نظر سیاسی، هدف از مبارزه بر ضد کشت خشخاش این است که حمایت بیشتر افرادی را که در اقتصاد مواد مخدر درگیر هستند از طریق امنیت بهتر برای آنها جلب نماید و آنها را به بازارها نسبت به قاچاقچیان مقامات فاسد و طالبان وصل کند. در صورتی که این مردم از بدیل و گزینه ای جهت امرار معاش مطمئن باشند، آنها نسبت به محو کشت غیر قانونی را ضی خواهند بود. اجرای محو اجباری در حالی که این فرصتها وجود ندارند، شورش را تقویت خواهد نمود و در عین حال به جای اینکه تولید تریاک و قاچاق آن را کاهش دهد، دولت افغاسنتان را تضعیف و به فساد آلوده خواهد ساخت. افغانها چنین نتیجه گیری می کنند که خارجی ها در افغانستان تنها به خاطر منافع خودشان نه کمک به افغانستان، در این کشور حضور دارند.
سرمایه گذاری های وسایل امرار معاش قانونی باید به دنبال کاهش اجباری در کشت و یا محو آن باشد. در غیر آن صورت زارعین و کشاورزان فقیر قادر نخواهند بود که از این برنامه سود ببرند. اجرای محو گسترده به صورت همزمان با تلاشهای ایجاد وسایل معیشتی جایگزین به کاهش امنیت و تقویت نیروهای ضد دولتی منجر خواهد شد. در حالی که فراهم ساختن وسایل معیشتی بدیل مشکل تر است.
استراتیژی و راهبرد بدیل از این قرار هستند.
1- راه اندازی مبارزه آگاهی عمومی به منظور اینکه هدف از مبارزه بر ضد مواد مخدر ارتقای سطح معیشتی مردم افغانستان است. هر نوع برنامه معیشتی جایگزین باید با 98 درصد زارعین تریاک افغانستان که بر اساس گزارش UNODC می گویند که آنها علاقه مند قانونی جایگزین به دست آورند، همکاری کند. محو کشت خشخاش باید برای دو درصد دیگر در نظر گرفته شود. اما اول باید جمعیت روستا نشین در این کشت جایگزین اطمینان داشته باشند.
2- از مردم جهت محدودیت و مانع داوطلبانه تقاضا به عمل بیاید و در عین حال باید واقعاً گزینه های بزرگتر برنامه هایی جهت تأمین وسایل معیشتی مردم، فراهم شود. این برنامه ها باید اولویت را به ولایاتی بدهند که تریاک نمی کارند یا اینکه آن را کاهش می دهند. در غیر ان صورت انگیزه ها و عوامل متعددی برای افزایش کشت تریاک وجود خواهند داشت. برنامه های معیشتی جایگزین باید به عنوان اولویت دوم به ولایاتی عملی گردد که تریاک تولید می کنند.
3- برنامه های معیشتی جایگزین باید همه خدمات و کمک ها را که در حال حاضر برای دهقانان از سوی قاچاقچیان فراهم شده است، فراهم سازد. قراردادهای آینده، بازاریابی تضمین شده و کمک های فنی، اقتصاد باید به آسانی در دسترس دهقانان مناطق فقر نشین قرار داده شود. هرچند که بالاخره برنامه ها آغاز شده است، چندین سال را برای آغاز بازدهی و جلب اعتماد مردم به آنها، در برخواهد گرفت. وسایل معیشتی جایگزین تنها زمانی که خود افغانها باور کنند که آنها می توانند به آنها اعتماد کنند، به موفقیت نایل خواهد شد.
4- ارایه برنامه های معیشتی جایگزین بدون محو اجباری برای دولت و نیروهای بین المللی آسان تر خواهد ساخت تا به مناطقی که از این مناطق جمعیت بدین گونه آنها را اخراج کرده اند، دسترسی پیدا کند.
5- همزمان با این اقدامات، دولت افغانستان، ناتو و نیروهای ائتلاف باید تلاشهای باز دارنده وسیعی را به عهده بگیرند. از جمله برکناری مقامات بالایی را که پول حاصل از مواد مخدر را دریافت می کنند. کمک های اطلاعاتی باید به جمع آوری و دستیابی به اینکه کدام مقامات عالی رتبه به اقتصاد مبتنی بر مواد مخدر ارتباط دارد، هدایت شود. ناتو و نیروهای ائتلاف باید حمایت نظامی را به نیروهای امنیت ملی افغانستان جهت حمله بر کاروان قاچاق، و لابراتوارهای هیرویین با اقدامات احتیاط آمیز جهت اجتناب از تلفات غیر نظامیان، فراهم سازند. وزارت داخله باید از نو از قاعده تا رأس سازماندهی مجدد ـ نه اصلاح ـ شود. اقدامات باز دارنده باید گسترش داده شود.
6- قاچاقچیان بزرگ، که تعدادی از آنها در خارج از افغانستان اقامت دارند، باید بازداشت گردیده و یا اینکه در آن کشورهایی که اقامت دارند، جلوگیری شوند. همانطوری که از سوی UNODY پیشنهاد شده است. کشورهای عضو سازمان ملل متحد باید کاملتر استفاده را از قرارداد 1735 شورای امنیت با قرار دادن و افزودن اسامی های قاچاقچی به لیست سازمان ملل در کنار القاعده و طالبان، جهت تصرف ما یملک و دارایی های آنها، ممنوع قرار دادن مسافرت آنها و تسهیل استرداد آنها ببرند.
7- بر اساس تحلیل های ارایه شده، از سوی بانک جهان و UNODC تلاش های باز دارنده قیمت تریاک را کاهش خواهد داد و قیمت اصلی را به دهقانان می فرستد و الترنایتوها را بیشتر در دسترس قرار خواهد داد. این امر مهار کشت مواد مخدر را به اجرا در خواهد آورد.
8- به عنوان مسایل معیشتی جایگزین و اقدامات بازدارنده، یک برنامه به عبور واگذاریم، دهقانان و هم قاچاقچیان از اقتصاد مواد مخدر به فعالیت اقتصادی قانونی، نیاز دارد. تاجران و قاچاقچیان تجربه ارزشمندی در بازاریابی نقدینگی و ارایه خدمات به دهقانان دارند. اقداماتی جهت آشتی و هماهنگ سازی زارعین و قاچاقچیان که می خواهند دولت را مورد حمایت قرار دهند، و از وظایف و مشاغل غیر قانونی شان دست بردارند و به فرایند توسعه به پیوند، ضرورت دارد. آن عده از افرادی که به لحاظ ایدئولوژیکی و سازمانی به اپوزیسیون مسلح وابسته نیستند، باید از نو آموزش داده شوند تا صنایع صادراتی به اطراف کشور، پیوند دهند.
اجرای سیاست مبارزه با مواد مخدر بر اساس موافقت نامه افغانستان دقیقاً همان چیزی را که مردم افغانستان خواستار آن بودند، ارایه خواهد داد. زندگی امن و برکناری قدرتمندان فاسد ووقیح...       ادامه دارد

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

عوامل ارتکاب جرم

قسمت هشتم                                                     بسم الله تابان

نقش سن در ارتکاب جرم
 اگر چند در قسمت های قبلی در مورد نقش خانواده در ارتکاب جرم توضیحات لازم ارایه نمودم در این قسمت محور بحث روی نقش سن وسال در ارتکاب جرایم میپردازیم، خانواده به عنوان اولين نهاد اجتماعى از مهم ترين اركان تأثيرگذار و ساير عوامل چون محيط، وراثت، گروه دوستان و همسالان در اين رابطه نقش دارند؛ البته نقش و تأثير رسانه ها، مطبوعات را نمى توان در اين رابطه ناديده گرفت كه ، نمايش فيلم هاى پوليسى و خشن و گاهى انتشار نادرست اخبار حوادث، به عنوان تلنگرهاى اوليه براى فرو نشاندن هيجان و كنجكاوى دختران و پسران در سنين نوجوانى عمل مى كنند. بنا به گفته برخى از كارشناسان، نظارت نادرست خانواده و شكاف بين قوانين و فرهنگ جوانان از عوامل كاهش ارتكاب جرم است.
پس از خانواده، مدرسه و نهادهاى آموزشى مسؤول آموزش طرز برخورد نوجوانان و جوانان با هنجارهاى اجتماعى هستند كه چه مواردى جرم يا عمل نیک، ارزش يا ضد ارزش تلقى مى
 شود و در اين ميان برخى از اين موارد، مذهبى يا فطرى است، برنامه ها و اخبار رادیوتلویزیون، رسانه ها و مطبوعات در جهت برخورد صحيح والدين با فرزندان براى حضور در جامعه، بسيار مؤثر و حائز اهميت است و در بسيارى از موارد افراد مجرم و جنایتکار پس از احساس حقارت، نياز يا كمبودهايى در محيط خانه و خانواده، به سمت جرم گرايش پيدا كرده و روى مى آورند. افراد در سنين نوجوانى و جوانى با فاصله گرفتن از خانواده به سمت دوست و دوست يابى گرايش پيدا مى كنند و در اين روابط دوستانه يادگيرى هاى مثبت و منفى بسيارى دارند كه ممكن است فرد را به سمت ارتكاب جرم سوق دهند.
سن بلوغ براى پسران ۱۵ سال تمام قمرى است و براى دختران ۹ سال تمام قمرى است و سن مسؤوليت جزایی  هم براى دختران و پسران در همان سنين ۹ و ۱۵ سال است. در حالى كه در حقوق ساير كشورها دوره نوجوانى را با دوران هيجان و جنب و جوش همراه مى دانند و معتقدند عقل و منطق در اين سن به طور كلى بر فرد حاكم نيست و سنين مسؤوليت كيفرى با بلوغ متفاوت است.
از لحاظ حقوقى و به عقيده بسيارى از كارشناسان حقوق و دستگاه قضايى تغيير سن مسؤوليت جزایی با منافع خاصى مواجه نيست اما تغيير سن بلوغ نيازمند اظهارنظر علما و فقهاست. در اصول محکمه جزای به جرايم اشخاص زير
۱۸ سال و به جرايم اطفال با رعايت اصول عمومى حقوق جزا رسيدگى مى شود و اين نوعى نزديكى به مسأله مذكور است.
اين
 كه فقط چند عامل به صورت تيتروار در چنين موردى در نظر قرار گيرد، درست نيست و هيچ فردى به صورت مادرزادى مجرم متولد نمى شود بلكه ژنتيك، وراثت، اجتماع و دوستان ناباب، اعتياد والدين، بيمارى هاى خاص روانى، بافت فرهنگى و حتى نوع تغذيه در تبديل يك فرد سالم به يك مجرم مؤثر است.
گاهى برخوردهاى نامناسب اجتماعى و مراجع اجرایوی و قانونى، افراد سالم را تبديل به اشخاص مجرم مى كنند و حتى در برخى موارد، امر به معروف و نهى از منكرهايى كه به صورت نادرست و نابجا مطرح مى شود در سرخوردگى و گرايش به ارتكاب جرم مؤثر است،این موضوع در دوران سیاه  طالبان (امارت اسلامی ) به سرکردگی ملا عمر در کشوربطورمشهود قابل لمس بود.
برطرف كردن نيازهاى افراد در اين سنين نيازمند وجود ابزار و امكانات است و فقر به عنوان يكى از مهم ترين عوامل باعث مى شود كه جوانان و نوجوانان پس از عدم دستيابى به خواسته هايشان جهت برطرف كردن نيازشان به سمت جرم گرايش پيدا كنند كه گاهى اين رفتار آنان به صورت پرخاشگرى بروز مى كند.
در بسيارى از موارد برخى رفتارها از نظر حقوقى جرم تلقى مى
 شود در صورتى كه آن رفتار از ديدگاه جوانان يا نوجوانان فرهنگ تلقى مى شود كه با احتساب سن مجرمان مى توان گفت كه میزان ارتكاب جرم نسبت به سال هاى گذشته افزایش يافته است.
باتوجه به مدرنیته شدن جهان ودموکراسی نوپا درکشور وهمچنان دست رسی جوانان ونوجوانان به انترنیت وسایروسایل اطلاع رسانی وتفریحی (انترنیت ، سی دی ، دی وی دی ، کیبل های مروج در شهر خصوصا شهر کابل ، دیش آنتن ها ماهواری ای وحتی تلفون همراه) اين ابزارها ارتكاب بعضى جرايم را براى اين افراد آسان مى كند، توزيع و تكثير سى دى و نوارهاى مبتذل، جرم است در حالى كه اين امكانات و وسايل در دسترس افراد بسيارى است و در واقع وقوع برخى از جرايم با تكنولوژى روز آسان تر است.
جوانان که شامل گروه سنی (9 الی 15)هستند از لحاظ جسمى توانايى انجام جرم را ندارند اما مسأله اى كه بايد مورد توجه قرار گيرد آن است كه بستر جامعه چطور شرايطى را مهيا كرده تا افراد در اين سنين بر خود جرأت و جسارت ارتكاب جرم را مى دهند و چه عواملى ضعف بشر و توانايى آنان را پر كرده است، اين مسائل به فرهنگ جامعه برمى گردد و در واقع فرهنگ جامعه توسط تك تك افراد آن ساخته مى شود. در جامعه فعلى ما حق براى همه افراد تعريف شده است اما تكليفى به صورت واضح مطرح نشده،  بطور مثال حق آذای بیان ودموکراسی برای هر فرد در قانین قایل شده است امامحدوده یه خط نهای برای ان در نظر گرفته نشده است همچنان تعداد زیادی از شهروندان جنگ های چندین ساله داخلی ومهاجرت ها را عامل این موضوع میدانند
تعدادی از نوجوانان که فعلا به شکل گروهک های کوچک در کوچه ، مکتب ویا حتی دانشگاه تشیل میدهند در بعضى  اوقات براى رقابت با گروه همسالان مجبور به انجام اعمالى هستند كه بعضاً از جرم بودن آن آگاهى ندارند .
اگر بطور مقایسوی بین دختران وپسران مطالع نمایم ،دختران به دليل سن مسؤوليت جزایی كه
9 سال تمام قمرى است نسبت به پسران زودتر مرتكب جرم مى شوند اما پسران از لحاظ ميزان درصد ارتكاب جرم پیشتر  هستند چون هيجان در بين پسران بيشتر است؛ پسران جرايم توأم با خشونت چون سرقت مقرون به آزار، اخاذى، زورگيرى و دختران غالباً جرايم پنهانى چون ایجادرابطه نامشروع ، سرقت های کوچک ، کیسه بری ودر این اواخر در کشور ما اختطاف ها خصوصا قایم نمودن روابط نامشروع رواج بیشتری پیدا نموده است، مرتكب مى شوند و در بسيارى از دوسیه هايى كه افراد يا گروهى جرمى انجام داده اند يك يا چند زن حداقل در سمت معاونت دخالت داشته اند.
با توجه به وضعبت جغرافیایی وشهرنشینی ، خصوصا شهر نشینی شناسايى و چاره يابى جهت آموزش صحيح افراد در سنين پايين در اين مناطق در پيشگيرى از وقوع جرم بسيار مؤثر خواهد بود. همچنين نيروى اجرائوی وقضایی بايد در برخى موارد با معرفى هنجارها و ناهنجارى هاى اجتماعى آموزش لازم را به همه افراد جامعه ارائه كند. ضمن اينكه كنترل و نظارت كافى و لازم در اين زمينه همواره بايد مورد توجه قرار گيرد.
اینراهم باید از یاد نبرد که ترويج و انتشار اخبار به صورت تحریک كننده در بسيارى از موارد افراد را در سنين كم تحريك مى كند و اين افراد با قرار دادن خود به جاى بازيگران فيلم ها يا مجرمان سابقه دار سعى در تكرار رفتار آنها يا اعمال مشابه دارند و در بسيارى از موارد نسبت به جرم بودن رفتار خود آگاهى كاملى ندارند. نوجوانان گاهى با ديدن فيلم هاى سينمايى خشن پس از چندين بار خوددارى، خود را به جاى شخصيت اصلى داستان قرار داده و محيط جامعه را بستر مناسب براى تكرار اعمال او مى دانند، دست به ارتكاب جرم مى زنند اما تعيين سن براى تماشاى تلويزيون توسط افراد و آموزش به خانواده ها بسيار مؤثر خواهد بود. مهم ترين نهاد و پايه و اساس ركن جامعه، خانواده است و والدين در اولين مرحله با صحبت و تربيت صحيح نوجوانان در اولين نهاد اجتماعى تأثيرگذار هستند و در مرحله دوم مسؤولان اجرايى و قضايى موظف هستند كه از طريق آموزش در كتب درسى و نظارت كافى وضعيت را در تسلط خود داشته باشند و در مرحله سوم، وضعيت اقتصادى و معيشتى مردم عاملى تأثيرگذار است كه اگر مورد توجه مسؤولان مربوط قرار گيرد گام مؤثرى در اين رابطه برداشته خواهد شد،نحوه رفتار اجتماعى، از جمله فاكتورهاى مؤثرى است كه در صورت توجه مطلوب به آنان مى توان تا حدود زيادى با كاهش میزان ارتكاب جرم مبارزه كرد. اگر در موضوعی دیگری مطالعه نمایم قوانين فعلى کشور  ما مواردى را جرم مى داند كه طبيعت نوجوانى و جوانى افراد آن را در بردارد به عنوان مثال مى توان به سختگيرى هاى بيش از حد در روابط دختر و پسر اشاره كرد. که متاسفانه درجامعه فعلی ما خصوصا شهرها(کابل، هرات ، جلال آباد ، مزارشریف ) به زبان آمدن دموکراسی ، تساوی حقوق ، حق انتخاب همسر ،و... رنگ بیشتر گرفته است که دختران قربانی اصلی این نوع فریب پسران است

 

1
تلاش هاي جديد انتقال گاز و نفت تركمنستان به شبه قاره
سال سوم  شماره 488   پنج شنبه   12   ثور    1387-    May 01   -    2008          
2
قانون بين‌المللي و جامعه افغانستان
 
3
آیا از تلفات غیر نظامیان کاسته خواهد شد؟
 
4
نگرش­های سردرگم درسینما
 
5
سیاست خارجی پاکستان
 
6
دست آورد هاي سه سال اخيردرولايت ميدان وردك
 
     
     
     
     
     
     
     
©2007 - www.dailyafghanistan.com All rights reserved