راهکار مبارزه با تروریزم
تقویت روابط دو کشور افغانستان و پاکستان از اولویت های مسایل منطقوی برای هر دو کشور می باشد. چرا که حیات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کابل و اسلام آباد در سایه روابط نیک و حسنه قابل رشد و توسعه می باشد.
امروز، افغانستان به عنوان یک کشور و سیستم سیاسی منتخب، مستقل و فعال در منطقه و جهان تبارز کرده و توجه جامعه جهانی و نهادهای بین المللی را به صورت بی سابقه ای به خود معطوف داشته است.
توجه جهان نسبت به افغانستان صرفا یک توجه امنیتی نیست؛ بلکه توجه همه جانبه است. افغانستان امروز، دارای استعدادها و ظرفیت های ویژه ای است که هم رشد سیاسی در آن متصور است و هم رشد اقتصادی و هم فرهنگی و علمی در آن قابل پیش بینی است.
گرچند عوامل بازدارنده برای رشد و ترقی این کشور وجود دارد، اما روند سیاسی و رشد آگاهی عامه اجازه نمی دهد که افغانستان به قهقرا برگردد و بار دیگر، انزوای سیاسی را پیشة خویش نموده و در لاک تنهایی فرسوده شود.
مشکلات عمده ای که افغانستان در طول تاریخ خود داشته، فقدان یک سیستم سیاسی و اداری فعال، متعهد و پایبند به مشکلات کشور و مردم بوده است. همین مسئله باعث بسیاری از مشکلات و نارسایی های اجتماعی و مردمی گردیده و کشور را از رشد و انکشاف محروم ساخته است. قدرت طلبی افراطی حاکمان، حتی کشور را در معامله استقلال وادار ساخته و حیثیت ملی و کشوری را به بهای ناچیز فروخته اند.
مردم افغانستان همواره از استقلال و تمامیت ارضی و نوامیس ملی با جان و مال خود دفاع کرده و استقلال را در افغانستان بازگردانده اند؛ اما سیاست بازان حاکم نتوانسته اند از این دستاوردهای بزرگ پاسداری نمایند و افغانستان را به خودکفایی سیاسی و اقتصادی برسانند.
تحولات جدیدی که بعد از سقوط حاکمیت طالبان در افغانستان به وجود آمد، تغییر بنیادی در همه شئونات اجتماعی به وجود آورد و کشور را در یک مرحله نوین تاریخی آن قرار داد. دولت منتخب گرچند تا هنوز دچار ضعف ها و کاستی های زیادی است، اما روند پیش آمده یک روند توقف ناپذیر و پیش رونده است چرا که مردم، آگاهانه و مسئولانه در این عرصه قدم گذاشتند و اجازه توقف و عقب گرد را برای نظام و کشور نمی دهد. مهم این است که نظام فعلی بر اساس مقتضیات زمان و ایجابات کاری اصلاح گردد و اصلاحات در سیستم بایستی به نفع کشور و مردم اعمال شود و با تجربه از گذشته های تاریخی، اجازه داده نشود که نظام حاکم آن چنان آغشته به قدرت و فساد و تباهی گردد که بازهم افغانستان قربانی گردد و مردم آن، دوباره به ماقبل تاریخ برگردند.
مشکلاتی که هم اکنون بر سر راه افغانستان قرار دارد، هم مشکل داخلی است و هم مشکل منطقوی و بین المللی است. باید کوشش مسئولانه صورت بگیرد که این معضلات از طریق دیپلماسی و ابتکار منطقی دولت افغانستان حل و فصل گردد.
حضور تروریزم در افغانستان ، منطقه و جهان یک واقعیت است. مبارزه با آن تنها وظیفه یک کشور و چند کشور نیست، بلکه نیاز به یک مبارزه همه جانبه جهانی دارد. افغانستان به عنوان پیشکسوت مبارزه با تروریزم، موقعیت استثنایی به این کشور بخشیده است و باید از این موقعیت استفاده بهینه و کارساز صورت بگیرد.
افغانستان و پاکستان دو کشوری است که بیشترین آسیب را از ناحیه تروریزم لمس و حساس می کنند، لذا برای مبارزه فعال تر، نیاز به همکاری بیشتر دارد به ویژه که این تهدیدات، روز به روز برای پاکستان هم جدی می شود، این ضرورت را ملموس تر می سازد. کمیسیون های امن منطقوی دوطرف یکی از راهکارهایی است که باید تلاش بیشتر به خرج دهند تا مشکل تروریزم به هر شکـلی باید حل شود. |
واکنش ناکام در برابر
مقامات ناکام
آنچه در روز 8 ثور و در مراسم تجلیل از شانزدهمین سالگرد پیروزی مجاهدین افغانستان گذشت مایه شرمساری مقامات امنیتی کشور به حساب می آید، چیزیکه وزیر دفاع ملی و رئیس امنیت ملی هر دو به این مسئله اعتراف کردند.
مردم افغانستان منتظر بودند بشنوند که ولسی جرگه چه واکنشی از خود نشان خواهد داد، خبر استیضاح وزرای داخله، دفاع و رئیس امینت ملی، این انتظار را به وجود آورده بود که با مقامات ارشد امنیتی کشور که به صورت عریان در وظایف شان ناکام بوده اند برخورد قاطع و طبق خواست مردم صورت می گیرد. مگر چنین نشد و پارلمان فقط توانست جلسه ای تحت نام استیضاح در غیابت هفتاد نفر از اعضایش بگیرد و دوباره همان روش همیشگی بالابردن کارت های سرخ و سبز به کار گرفته شد همانگونه که در مورد اختصاص ده کرسی و تعیین سراسر افغانستان به حیث حوزه انتخابی برای کوچی ها رای گیری و بعد به یک بحران داخلی برای ولسی جرگه تبدیل شد. جالب آنست که در جلسه استیضاح مقامات امنیتی کشور، اعضای ولسی جرگه تا قبل از پروسه رای گیری برای سلب اعتماد از آنان، با سروصداهای زیاد حتا مانع غیر علنی شدن جلسه بودند. حینی که نشست ولسی جرگه دوام داشت، حدس و گمان های اغلب براین بود که حداقل یک نفر از آنان سلب اعتماد خواهد شد. مگر آرای برآمده از صندوق نشان داد که اعضای محترم ولسی جرگه، احساسات خودها و توقعات مردم از خودشان را برای لحظاتی از یاد بردند و مقامات ناکام امنیتی دوباره بر سر پست های شان برگشتند.
گمان می رود درامه خونبار ناامنی ها هم چنان ادامه خواهد داشت و ظاهراً کدام راه برای جلوگیری از آن نیز پیش بینی نمی شود. آقای امرالله صالح با استدلال منطقی خود بر این امر صحه گذاشت که حادثه 8 ثور آخرین حمله از سوی دشمنان نخواهد بود و ایشان با ارائه اسناد لازم نشان داد که اداره امنیت ملی چندان بی خبر از تحرکات خصمانه مخالفین نیست. اما تاکید کرد که باید در سیستم تغییر بیاید. معلوم می شود که ناکارآمدی سیستم امنیتی و نحوه برخورد با متخلفین از چالش های عمده برای دولت جمهوری اسلامی افغانستان است. اگر وقایع بیشتری از نوع 8 ثور و دیگر حملات انتحاری اتفاق بیفتد بطور واضح در تغییر افراد و اشخاص کدام راه حل و بهبود در امر امنیت و ثبات رونما نخواهد شد. بلکه مهمتر از همه نحوه برخورد ادارات امنیتی و قضایی کشور است که می تواند جلو نابهنجاری های خطرناک امنیتی را بگیرد.
طرح تقسیم طالبان به دو دسته افراطی و میانه رو از پیامدهای موضع گیری های غیر شفاف دولت در برابر دشمنان صلح و آرامش است که متاسفانه در فرایند آن هر روز خون و انفجار و انتحار دیده می شود. جمهوری اسلامی افغانستان باید شهامت آن را داشته باشد که با دوستان خود دوستانه و با دشمنان خود رفتار مقتضی به شان ارائه کند. در غیر این پروسه صلح شکنی و کشتار مردم بیش از پیش تقویت خواهد شد و مردم افغانستان دیگر طاقت تحمل این همه رنج را نخواهند داشت.
ولسی جرگه افغاسنتان که هنوز درگیر بحران داخلی است در غیاب هفتاد نفر از اعضایش به وزرای دفاع، داخله و رئیس عمومی امنیت ملی با وجود آنچه که گذشت، دوباره رای اعتماد داده است. پرسش هایی که برای مردم افغانستان به وجود می آید اینست که مقامات امنیتی و در کل دولت افغانستان می تواند بعد از این در تامین امنیت کشور موفق باشد؟ و آیا اعضای ولسی جرگه در دور بعدی انتخابات بازهم از موکلین شان رای خواهند گرفت؟
|