سال سوم  شماره 486  سه شنبه   10   ثور    1387-    April  29   -    2008

January

سرمقاله های سال گذشته
10  ثور

سرمقاله امروز

آیا تغییر در کابینه خواهد آمد؟

شایعاتی در این اواخر مبنی بر تغییرات در کابینه از سوی حامد کرزی رییس جمهور کشور وجود داشت و روز به روز قوت بیشتر به خود گرفته است.
کابینه ای که بعد از انتخابات ریاست جمهوری و تشکیل پارلمان به وجود آمد، مردم، چشمداشت کارایی زیادی از آن را داشتند به ویژه که کابینه، عنوان تخصص و متخصص را به خود یدک می کشید.
افغانستان واقعا به یک کابینه متخصص و متعهد ضرورت داشت و دارد چرا که بر اثر جنگها و بحران های چند دهه کشور، همه زیربناها، تأسیسات، بنیادهای علمی و آموزشی و ... از بین رفته و افغانستان به یک ویرانه ای مبدل شده است که همه کارها را از صفر باید شروع کرد.
تاسیس یک بنیاد جدید سیاسی و به حرکت درآوردن ماشین سیاست، اقتصاد، فرهنگ و جامعه، نیازمند افراد خبره و دانشمند می باشد تا یک کشور این چنین را به راه انسجام، انتظام و ترقی قرار دهد.
آیا کابینة متخصص افغانستان در این مدت توانست که کارآیی خود را در حوزه مسئولیت های وظیفوی خود انجام بدهد؟ این سوالی است که امروز در ذهن هر شهروند افغانی دور می زند و او را وادار به پرسش می کند.
متاسفانه دولت و کابینه افغانستان تا هنوز هم مشکل ظرفیتی دارد یعنی در طول این همه مدت ها نتوانسته است که خودرا، قادر برای انجام کار و ماموریت اصلی خود برای جامعه و کشور نماید. هفته حسابدهی دولت به ملت یک مرحله ای از چشم دید ملت از کارکرد دولت بود که دولت نتوانست خود را موفق برای ملت نشان بدهد.
کشور و جامعه ای که امروز به هر نوع  کار و فعالیت در راستای آبادی و ساختن کشور خویش دارد، هزینه های انکشافی به علت عدم قابلیت دولت و کابینه در موارد لازم خود استفاده نمی شود و به صورت انباشته در آخر سال به خزانه بازگشت می کند، مردم و ملت چه برداشتی از دولت خود می کنند؟ آیا بازهم امیدوار باشند که شاید خوب شود؟
مردم نگرانند که وضعیت امروزی کشور به اینگونه است. جنگ و ناامنی هر روز تشدید می شود، فقر و بیکاری بیداد می کند، فساد اداری، زرع و معامله مواد مخدر رونق بیشتر می گیرد و فردای این مملکت چگونه خواهد بود؟
از یک طرف از امکانات موجوده برای ساختن کشور استفاده نمی شود و از سوی دیگر، میزان قرضه روز به روز بالا می رود و در مقابل هیچ اثر و نتیجه ای قابل توجه در کشور و برای مردم رونما نمی گردد، لذاست که مردم و ملت حق دارند که از امروز و فردای خود دچار تشویش باشند و نسبت به کارایی کابینه دولت خود به دیده تردید نگاه کنند.
این که آقای کرزی به حیث رییس جمهور افغانستان در چنین شرایطی در مورد تغییرات در کابینه می گوید که در هر کشور برای اصلاحات در کابینه آن تغییرات می آید و در جایی که ضرور و لازم باشد، اصلاحات خواهیم آورد و باید اصلاح شود، نویدی برای مردم افغانستان تلقی می شود.
مهم در تغییرات، ایجاد یک روند تازه و حرکت موثر در جهت بهبودی و پیشرفت کارهای ضروری در کشور است. لازم است که رییس جمهور با تجربه از گذشته ها، این بار اقدامات اساسی مبنی بر مصلحت کشور و مردم افغانستان برای تغییر و تحول در کابینه و ادارات داشته باشد. اگر مصلحت های بیش از حد و ارجحیت سلیقه و رفاقت و یک دست نگری در اقدامات بعدی رییس جمهور نسبت به تغییر کابینه و یا برخی موارد آن بازهم اعمال شود، کشور بار دیگر دستخوش بیچارگی و نابسامانی خواهد شد و خود رییس جمهور هم، محبوبیت و مقبولیت خود را تدریجاً از دست خواهد داد. مردم افغانستان به چشم ، بینی و چهره یک مسئول نمی نگرند، بلکه گرویدة کار بهتر و انجام مسئولیت های ملی و مردمی آن خواهد بود.

 

 

 حادثه هشت ثور نیازمند
ریشه یابی است

با آنکه مقامات دولتی و نیروهای ناتو در افغانستان درهفته های قبل خبر داده بودند که در سال جدید خورشیدی طالبان ضعیف تر شده اند و یا رو به ضعف می روند، اما حادثه روز هشت ثور نشان داد که نه تنها طالبان ضعیف نشده اند، بلکه توان رسیدن آنها به اهداف شان بیشتر شده و می توانند به اهداف بزرگتری دست یابند.
حادثه هشت ثور، در نوع خود حادثه بزرگی بود و سئوالات زیادی را نیز نزد مردم افغانستان و جامعه جهانی  برانگیخت. به همین جهت واکنش ها هم از داخل و هم از خارج افغانستان سریع و شدید بود.
در داخل افغانستان اعضای پارلمان خواستار استیضاح وزیران داخله و دفاع و رئیس امنیت ملی شده اند و در سطح بین المللی نیز بان کی مون سرمنشی سازمان ملل متحد این حادثه را محکوم کرده و آن را غیر قابل قبول خوانده است.
صدر اعظم بریتانیا و وزیر خارجه کانادا نیز با ابراز تاسف از بروز این حادثه نسبت به ادامه حمایت ها و کمک هایشان به افغانستان تاکید کرده اند. همچنین خانم کلینتون یکی از نامزدهای ریاست جمهوری از حزب دموکرات امریکا گفته است که حادثه هشتم ثور امسال نشان دهنده آن است که امریکا در ارایه کمک های لازم به افغانستان ناکام بوده است.
در واکنش به این حادثه رئیس جمهوری افغانستان نیز دستور تحقیقات را داده است اما نگرانی شدید از این است که مبادا تحقیقات در مورد این حادثه نیز به سرنوشت تحقیقات گذشته همانند حادثه بغلان و هرات و ... گرفتار نشود، تحقیقاتی که هرگز به سرانجام نرسید و نتیجه ای از آنها گرفته نشد.
واکنش ولسی جرگه نیز در استیضاح مسئولین امنیتی نشان داده است که نتیجه مطلوبی نداشته است. ولسی جرگه پیش از این نیز در مورد مشکل مهاجرین در ایران شماری از وزیران را استیضاح کرده بود ولی چنانکه شاهدیم مشکل مهاجرین همچنان به قوت خود باقی است.
اصل اسیتضاح  ازسوی ولسی جرگه حتا اگر منجر به تغییر یک وزیر و آمدن وزیر دیگری شود کارساز نخواهد بود، مگر اینکه ولسی جرگه و حکومت در کنار هم به دنبال این موضوع باشند که ریشه نا امنی ها در کل، و علت بروز حادثه هشتم ثور در کجاست و چگونه باید با آن مبارزه کرد.
پس از چندین سال مبارزه جهانی با تروریزم و نا امنی در افغانستان تا کنون در مورد میزان قدرت طالبان یک اجماع نظر از سوی مقامات دولتی و نیروهای ائتلاف بین المللی مبارزه با تروریزم وجود ندارد.
این سئوال اکنون قوت گرفته است که آیا طالبان ضعیف شده اند و یا اینکه با عوض کردن شیوه مبارزه شان می خواهند وضعیت افغانستان را نیز همانند عراق کنند وضعیتی که غیر قابل کنترول است و تبدیل به گردابی برای نیروهای خارجی در آن کشور شده و از دست دولت عراق نیز کار چندانی ساخته نیست.
نحوه مبارزه با تروریزم نیز با مشکل هماهنگی و هم نظری مواجه است و طرف های ذیدخل در امر مبارزه با تروریزم هم رایی لازم را حکومت افغانستان ندارند و حتا میزان کارآیی و نحوه کمک های مادی به دولت افغانستان بدون جنجال نیست و در تاثیر  آن سوال های زیادی باقی است.
آنچه که دولت، اپوزیسیون  و جامعه جهانی باید به دنبال آن باشد این است که طالبان از چه ضعف های دولت، نیروهای ناتو و جامعه جهانی استفاده کرده اند که با وجود اضمحلال شان پس از سقوط حکومت طالبان امروزه به آن گونه قدرتمند شده اند که می توانند به مراسمی حمله کنند که بالاترین مقامات دولتی در آن حضور دارند و شدیدترین تدابیر  امنیتی در آن بکار گرفته شده است.
آیا مشکل تنها از عملکرد دولت است و یا اپوزیسیون و یا از نحوه همکاری کشورهای دیگر با افغانستان و یا  اینکه همه آنها نتوانسته اند آنگونه که باید به وظایف شان عمل کنند و باید به دنبال جبران فرصت های از دست رفته در آوردن صلح و امنیت در افغانستان باشند. 
حکومت، اپوزیسیون و تمام عناصر ذیدخل در مسایل کشور به یک اندازه درحفظ امنیت و تحکیم پایه های حکومت و آوردن ثبات مسئولیت دارند و هیچ کدام به تنهایی نمی توانند در برآوردن این  اهداف کاری از پیش ببرند. بنا بر این اگر قرار است تاملی در باره ضعف هایی شود که طالبان و القاعده می توانند از آن بر علیه امنیت استفاده کنند باید همه نیروهای دخیل به تفکر در آن مورد و قبل از همه در عملکردهای  خودشان بپردازند.

 

 

   
   
   
   
   

 

©2007 - www.dailyafghanistan.com All rights reserved