سال سوم  شماره 479   یکشنبه   1   ثور    1387-    April  20   -    2008  

هندوانه بزرگ امريكا زيربغل دولت جديد پاكستان

 محمد امين ميرزاد                                                                                                                       Mif_1967@yahoo.com¨

براساس گزارش هاي منابع خبري غرب، كشورهاي غربي تلاش دارند تا از طريق كمك هاي اقتصادي به دولت  ائتلافي جديد پاكستان؛اين دولت را براي مقابله با تروريسم دراين كشور تشويق نمايند. یک روزنامه انگلیسی دو روز پيش از پیشنهاد کمک هفت میلیارد دالری آمریکا برای مبارزه با تروریسم به پاکستان خبر داده است. روزنامه گاردین در گزارش خود با اشاره به این پیشنهاد هفت میلیارد دلاری آمریکا به پاکستان به صورت کمک غیرنظامی بمنظور مبارزه با تروریسم نوشت، این بخشی از راهبرد مشترک ضد تروریسم است که با توافق دولت غیرنظامی جدید در اسلام‌آباد سازگاری دارد.
این راهبرد با یک بسته کمکی که بیش از هفت میلیارد دالر ارزش دارد و قرار است بمنظور تصویب ماه‌های آینده میلادی به کنگره آمریکا ارائه شود، حمایت می‌شود.به گفته مقامات آمریکایی این بسته کمکی، کمک غیرنظامی آمریکا به پاکستان را سه برابر می‌کند و با هدف تعریف دوباره رابطه دوجانبه صورت می‌گیرد.به نوشته گاردین پاکستان همچنین یک جایزه دموکراسی که یک میلیارد دلار ارزش دارد به دلیل برگزاری انتخابات آرام و تشکیل دولت ائتلافی دریافت خواهد کرد.گفته می‌شود 200 میلیون دلار از جایزه فوق در چند روز آینده تصویب می‌شود.این بسته کمکی که سناتور دموکرات جوزف بایدن آن را پیشنهاد كرده  است پیشرفت مهمی در سیاست آمریکا در قبال پاکستان به شمار می‌رود، سیاستی که بیش از 9 سال بر پرویز مشرف رئیس‌جمهور و ارتش پاکستان بعنوان متحدان اولیه واشنگتن در جنگ علیه ترور تمرکز داشت.
اکنون با روی کار آمدن دولت غیرنظامی و کمرنگ شدن جایگاه مشرف، آمریکا نیز سیاست خود را تغییر داده بگونه‌ای که مقامات كاخ سفيد اعلام کردند این تغییر رخ داده است.
بر همین اساس یکی از معاونان سناتورهای بلندپایه آمریکا تاکید کرد: "سناتور بایدن خواستار نشان دادن رابطه‌ای گسترده‌ تر از رابطه نظامی است و به همین دلیل ما خواستار این رابطه برای زمان طولانی‌تر هستیم" .
گاردین به نقل از یکی از مقامات دولت آمریکا می‌افزاید:" هر روز نفوذ مشرف کمتر و کمتر می‌شود.غیر نظامیان کنترل امور را در دست دارند. مردم دیگر با مشرف دیدار نمی‌کنند... و ما از دولت غیرنظامی جدید بسیار خرسندیم."
این روزنامه انگلیسی می‌افزاید مقامات پاکستان اعلام کرده‌اند بیشتر این کمک ضد تروریستی در زمینه موسسات غیرنظامی تقویت قانون مانند وزارت کشور، اداره اطلاعات و آژانس تحقیقات فدرال صرف خواهد شد.
 هرچند تارسيدن اين كمك ها به پاكستان زمان زيادي را دربر خواهد گرفت، اما تحليل گران سياسي بدين باورند كه كشورهاي غربي با" دادن هندوانه زير بغل دولت جديد پاكستان" تلاش دارند تا اين دولت را براي مبارزه با تروريسم و افراطي گري دراين كشور ترغيب نمايند، اما سئوال اساسي اين است كه آيا دولت غير نظامي جديد قادر به مقابله افراطي گري درپاكستان خواهد بود يانه؟ دولت جديد، يا تركيب ائتلاف مخالفان مشرف از جريانهايي است كه  با همه شعارهايي كه براي دموكراسي سردادند، يا چندان حساسيت لازم دربرابر تروريسم و افراطي گري را ندارند ويااينكه به دلايل مذهبي و يا قومي مخالف مقابله جدي با نيروهاي افراطي درايالت سرحد هستند. حزب مسلم ليگ شاخه نواز كه بيشترين قدرت را در ايالت پنجاب دارد، درواقع از حساسيت لازم دربرابر افراطيون ايالت سرحد برخوردار نيست و علاقه اي هم ندارد تا خود را دراين بازي خطرناك شريك گرداند. گروههاي پشتونخواه چون عوامي ملي و... به دليل قومي مخالف خشونت هاي نظامي درايالت سرحد هستند و گروههاي اسلام گرايي چون جمعيت العلماي اسلام مولانا فضل الرحمان و گروه  هاي اسلام گراي ديگري كه درجريان مخالف مشرف در ائتلاف هستند، مخالف هرگونه عمليات نظامي عليه گروههاي افراطي و طالبان درايالت هاي سرحد و بلوچستان مي باشند. در جمع اين ائتلاف تنها حزب مردم پاكستان بود كه درجريان تبليغات انتخاباتي خود نيز دم از مبارزه و مقابله با تروريسم و افراطي گري مي زد و خانم بي نظيربوتو نيز قرباني تروريسم گرديد. اما اين حزب به تنهايي نمي تواند كاري از پيش ببرد، زيرا در جريان ائتلافي قرار دارد كه همه اعضا موافق مقابله جدي با تروريسم و افراطي گري درايالت سرحد نيستند. بدين ترتيب اين گروهها تا حال بيشتر به مذاكره با گروه هاي افراطي تمايل پيدا كردند تا جنگ و مقابله مسلحانه با آنان. اما اين كه تا چه اندازه كمك هفت ميليارد دالري امريكا و نيز مشوق هاي ديگري كه نيز درراه است، تاچه اندازه درسياست دولت جديد تغييرات ايجاد مي كند، بستگي به استقبال اين دولت ازاين كمك ها و تعهداتي دارد كه دولت جديد براي مقابله تروريسم براي غرب، قبول مي كند.
نكته قابل توجه ديگراين است كه كمك هاي امريكا به دولت جديد پاكستان نشان مي دهد كه امريكا نيز به اين نتيجه رسيده است كه پديده افراطي گري و تروريسم در پاكستان جرياني نيست كه طي يك سال خاتمه پيدا كند، بلكه بايد با حوصله مندي و براي چند سال براي تضعيف آن تلاش كرد. چنين امري نياز مند اين مسئله است كه باتشويق دولت پاكستان به تدريج با افراطي و تروريسم درپاكستان به مقابله برخيزد. زيرا كمك هاي پاكستان به دولت جديد بيشتر چشم اندازي هاي دورتري را درنظر گرفته است، چون كه تصويب و پرداخت اين مقدار پول چند ماه را دربر خواهد گرفت و قطعا دولت پاكستان هم تا زماني كه اين مبلغ را دريافت نكند، هيچ مقابله اي با تروريسم در كشورش نخواهد كرد. و بازي با تروريسم درمنطقه بارديگر به يك بازي دوام دارو خسته كننده تبديل خواهد شد.
سومين نكته اين كه دراين زمينه بايد توجه كرد اين است كه اساسا دولت جديد توان مقابله با تروريسم و افراطي گري را دارد؟ چنانچه بسياري از تحليل گران بدين باورند كه نفوذ مردمي آقاي مشرف هر روز به شدت كاهش پيدا مي كند و ديگر كساني براي ملاقات با او صف نمي كشند، اما اگر وضعيت به اين منوال ادامه پيدا كند، آيا دراين صورت ارتش پاكستان و سرويس هاي اطلاعاتي اين كشور، براي مقابله با تروريسم و افراطي گري همكاري خواهد كرد؟ شكي درآن نيست كه آقاي مشرف با تمام انزوايي كه در پيش رو دارد، ارتش و استخبارات پاكستان را به همراه دارد. از سويي ديگر تجربه در گذشته نشان داده است كه دستورات وطرح هايي كه از سوي دولت هاي غير نظامي به دوش ارتش و يا استخبارات پاكستان محول گرديده كه برخلاف ميل آنان بوده است، براجراي آن تمايل نشان نداده اند. براين اساس دولت جديد چگونه مي تواند در داخل ارتش و اسخبارات پاكستان ايجاد انگيزه نمايد، تا عليه افراطي گری به پاخيزند؟ درحالي كه هفت ميليارد  دالر كمك امريكا غير نظامي است و بيشتر براي دولت جديد هزينه گرديده است و ازاين كمك ها چيزي نصيب ارتش نخواهدشد.
به هرحال كمك هفت ميليارد دالري، هندوانه بزرگي كه است كه امريكا زير بغل دولت جديد پاكستان گذاشته است و شكي درآن نيست كه دولت جديد از سياست قبلي خود كه مذاكره با گروههاي افراطي بود، دست خواهد كشيد و موضع تند تري عليه افراطي گري اتخاذ خواهد كرد، اما اين كه تاچه اندازه گامهاي عملي را دراين راستا برمي دارند، خود سئوال بزرگي است. زيرا نفوذ گسترده گروههاي افراطي در ايالت سرحد به اندازه اي است كه تاكنون 80 هزارارتش پاكستان نتوانسته است، امنيت را دراين منطقه برقرار نمايند. پايگاههاي تروريست ها هرروز در وزيرستان مستحكم تر مي گردد و دولت جديد پاكستان چگونه مي تواند بدون انگيزه قوي و همكاري فوق العاده ارتش و استخبارات پاكستان، موفقانه از پس مقابله با تروريسم و افراطي گري برآيد؟

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جامعه‌ شهروندي فرايند آزادي‌ هاي مدني

  قاسم قاموس       qasem_qamoos@yahoo.com

 

وقتي از جامعه‌ شهروندي صحبت مي‌كنيم ناخودآگاه، نهادهاي مدني به عنوان يك اصل به وجود آورنده اين جامعه، مطرح مي‌شوند. نهادهاي مدني گستره‌ زيادي را دربر مي‌گيرند كه شامل سياست، اجتماع و حقوق فردي و جمعي مي‌شود.
زماني‌كه در يك جامعه، نهادهاي مدني با هدف و كاركردها و كار ويژه‌هاي مشخص شكل مي‌گيرند، آزادي عمل اين نهادها به عنوان يك ضرورت مطرح مي‌شود. اينجا باز هم به بستري نياز داريم كه نهادهاي مدني در آن فعاليت نمايند. اين بستر، در صورت شكل گيري، جامعه‌ مدني خواهد بود.
در مورد شكل گيري جامعه‌ مدني و ماهيت و تعريف از آن، نظريه‌هاي متفاوت و گاه متضادي وجود دارد. فرناندو کاردوسو گفته است «از نظر ماركس، آناتومي جامعه‌ مدني، به عنوان «صحنه‌ تاريخ» تمام بافت يا تركيب بازرگاني و صنعتي جامعه را دربر مي‌گيرد، كشورهاي امريكاي لاتين متمايل بودند كه جامعه‌ مدني را ناظر بر بخش‌هاي به ظاهر پاك و نجيب جامعه عمدتا بخش‌هاي زيرين جامعه بدانند.»
اينجا منظور از پاك، نجيب و زيرين به درستي روشن نشده است. اگر زيرين را به معناي طبقه پايين جامعه به حساب آوريم، هدف از آن، روستاها خواهد بود كه از عدم شاخص‌هاي توسعه، در موقعيت پاييني قرار دارند. اگر پاك و نجيب، همان نجيب زاده‌ها و طبقه اشراف جامعه باشد، در هر دو مورد با جامعه‌ مدني در تضاد قرار مي‌گيرند. در مورد اول، كمتر ديده شده است كه جامعه‌ مدني در روستا محقق شده باشد و بيشتر در شهر ها متمركز بوده‌اند كه طبقه متوسط و بالاي جامعه را در خود جا داده است.
در مورد دوم نيز وضعيت طوري بوده است كه طبقه اشرافيت و نجيب زاده‌ها، تمايل و علاقه‌اي به جامعه مدني نداشته اند.
اما در خوش بينانه ترين گونه‌اي از شكل گيري جامعه‌ مدني در صورتي شاهد تحقق جامعه‌ مدني در سطوح مختلف جامعه خواهيم بود كه كاركردها و كارويژه‌هايي نهادهاي مدني در جامعه بتواند از سد طبقه زيرين و متمول گذشته و تمام طبقه‌هاي اجتماعي را زير پوشش قرار دهد.
موفقيت جامعه‌ مدني با گذار از اين مرحله خواهد بود. کاردوسو می افزاید «به نظر مي‌رسد پذيرش و استقبال از جامعه‌ي مدني در سطوح ملي و بين‌المللي يك روند قطعي است و همراه با تغييرهايي مانند مردسالاري و جهاني شدن در حال اشاعه است.»
در روند جامعه‌ مدني، تصميم آن به سطح بين‌الملل نيز مطرح شده است. اين روند البته با پروسه جهاني شدن، سرعت بيشتري به خود گرفته و به عنوان يك جامعه‌ خوب، نظر بسياري از جامعه شناسان معاصر را به خود جلب كرده است.
همين حالا شبكه‌هاي جامعه مدني و حقوق بشر، تقريباً جهاني عمل مي‌كنند. بسياري از اين شبكه‌ها و سازمان‌هاي جامعه مدني و حقوق بشر كه در كشورهاي پيشرفته و صنعتي مركزيت دارند، در بسياري از كشورهاي در حال توسعه و رو به توسعه نيز در حال حاضر نمايندگي دارند.
اين شبكه‌ها و سازمان‌هاي اجتماعي در تمام كشورهاي عضو، تقريباً هماهنگ عمل مي‌كنند. ادامه اين روند از فعاليت‌، اگر با باورداشت‌هاي اجتماعي هر جامعه‌اي تنظيم شده باشد، موفقيت آميز خواهد بود در غير آن، خطر موضع گيري مردم در برابر آن وجود خواهد داشت. از سويي بهانه به دست گروه‌هاي فشار خواهد  داد تا با تحريك عوامل آن، چهره اين شبكه‌ها و سازمان‌هاي اجتماعي بين‌المللي را مخدوش و مكدر سازند. در حاليكه با تمام قاطعيت بايد از روند جهاني شدن فعاليت‌هاي جامعه‌ مدني و حقوق بشر حمايت شود.
نظر کاردوسو هم این است که در غیر آن صورت «اين روند با مخاطراتي همراه است، به موازات اين روند مناسب، ماهمچنين شاهد ظهور هراسناك يك جامعه‌ غير مدني جهاني هستيم. همان شرايط تكنولوژيكي و مالي‌اي كه ظهور مشاركت‌هاي جهاني در خصوص موضوع‌هاي نيكويي را ميسر مي‌سازند، فعاليت جهاني شبكه‌هاي تروريستي و مواد مخدر را نيز امكان پذير ساخته‌اند. (براي مقابله با آن) يك پيكار خوبي بايد به نحوي دنبال شود كه يك نظم جهاني مردم سالارانه تر و جهان شمول تر را به مخاطره نيندازد.»
در سطح ملي و محلي نيز روند استقبال از جامعه‌ مدني و حقوق بشر، با تهديد‌ها و خطرات جدي روبه رو است. اين تهديدها و خطرات، قبل از كنش، بايد شناسايي و خنثا گردد. مجريان جامعه‌ مدني و تحقق حقوق بشر، وظيفه بس سنگين و خطيري را در برابر توطيه و عوامل مخالف اين روند در پيش دارند. اما زمانيكه مفهوم جامعه‌ مدني براي مردم روشن گردد، و مردم به اهميت و جايگاه آن در جامعه پي ببرند، همين مردم، مدافع سرسخت اين روند خواهند بود.
وقتي روند جامعه‌ مدني در سطح ملي و محلي مفهوم واقعي را پيدا كرده و طرفداران خود را به دست آورد، در سطح بين‌المللي نيز موفقيت خواهد داشت. در حالي كه بر عكس اين اتفاق، موفقيت آن كمتر از حد انتظار و باور به نظر مي‌رسد.
کاردوسو گفته است از اين رو چنين نتيجه مي‌توان گرفت كه «مفهوم جامعه‌ مدني جهاني تا جايي عملي و تحقق پذير است كه بيانگر يك روند تاريخي واقعي و موثر باشد. به نظر من اين روند تاريخي را مي‌توان به هم پيوستگي و پيوند متقابل جهاني مردم و فرهنگ‌ها نام برد كه به مدد انقلاب فناوري اطلاعات ميسر گشته و خواهد گشت. اين يك واقعيت است كه كشورهاي شمال ميزبان بيشترين تعداد گروه‌هاي با نفوذ جامعه‌ مدني هستند. اما اين ضرورتاً بدين معنا نيست كه چنين گروه‌هايي به جاي جنوب، بيشتر عنايت به شمال دارند. بسياري از محققان مدعي هستند كه گروه‌هاي جامعه‌ مدني معتبر، ديگر از لحاظ قلمرو به حيطه‌ جغرافياي خاصي محدود نيستند. يعني اين طور نيست كه هر چه گروه‌هاي جامعه‌ي مدني اعتبار بيشتري داشته باشند به قلمرو خاصي محدود باشند. مشاركت‌هاي متعددي بين سازمان‌هاي غير دولتي شمال و دولت‌هاي جنوب در رابطه با موضوعات مرتبط با تجارت با نتايج غير ملموس ايجاد شده است.»
جامعه‌ مدني براي تحقق و موفقيت به فراكرد جهاني شدن نياز دارد تا از فرايند اين فراكرد سود ببرد. اين سود البته در خدمت جامعه‌ مدني، حقوق بشر و در نهايت در خدمت جامعه‌ شهروندي خواهد بود. همين حالا اين اتفاق در حال افتادن است. منتها ميزان سودبري از فرايند فراكرد جامعه‌ مدني شمال در جنوب، متفاوت مي‌باشد. كشورهاي در حال توسعه و كشورهاي رو به توسعه، هر كدام سهم متفاوتي از فرايند جامعه‌ مدني شمال مي‌برند.
در افغانستان به عنوان يك كشور رو به توسعه، از فرايند بن به اين سو شاهد توجه و تمركز گروه‌هاي جامعه‌ مدني شمال در اين كشور هستيم. تعدادي از نهاد‌هاي جامعه‌ مدني و حقوق بشر پس از فرايند بن به صورت عملي، فعاليت شان را در افغانستان آغاز كرده‌اند.
اما در عمل، با صرف هزينه‌هاي كلاني كه صورت گرفته، بازدهي لازم را نداشته است. زيرا اينجا مفهوم جامعه‌ مدني از يك روند تاريخي واقعي و موثر برخوردار نبوده است. از اين رو عملي محقق هم نشده و يا در بسياري از جاها چنين بوده است.
عدم اعتماد دولت‌ها به گروه‌هاي جامعه‌ مدني و حقوق بشر در كشورهاي روبه توسعه و حتا در حال توسعه، يكي از موانع ديگر در عدم موفقيت نهادهاي مدني در اين كشورها بوده است. اين البته در مورد نهادهاي مدني داخلي بوده و با نهادهاي مدني خارجي كه از شمال هستند، مشكلي از سوي دولت‌ها وجود نداشته است.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 ايجاد تشويش و نگراني از وضیعت نابسامان پاکستان

نويسنده : هارون ( اکرمی )
به نقل از گزارشات و اخباريكه اخيرأ از وضعيت نابسامان پاكستان از طريق رسانهاي بين المللي نشر و انعكاس يافته، بنظر میرسد که وضعیت آن کشور بار دیگر حساس وپچیده گردیده است وحکومت جدید دست خوش یک سلسله اختلافات درونی گردیده و به عقیده عده از تحلیل گران دسایس وبازی های به منظوراختلافات ، بی ثباتی وضع وتضعیف حکومت توسط سازمانها و اشخاص جریان دارد که در این بازی حزب مسلم لیگ شاخه قاعد اعظم، متحده قومی مومنت (MQM ) ، مسلم لیک شاخه نواز شریف وطرفداران پرویز مشرف دست داشته که براي مردم مسلمان پاكستان قضيه محسوس وملموس میباشد .
وقوع حوادث پی در پی اخیر در شهر های لاهور و کراچی ادامه داراماتیک همین بازی بوده است .
چنانچه بتاریخ 6 اپریل 2008 برابر با 17 حمل 1387  حمله بالای ارباب غلام رحیم  وزیر اعلای قبلی ایالت سند و لت کوب وی به حزب مردم پاکستان به رهبری آصف زرداری شوهر بینظیر بوتو رهبر فقید آن حزب، نسبت داده  و بتاریخ 8 اپریل 2008 اقای داکتر شیر افگن نیازی وزیر قبلی امور پارلمانی در شهر لاهور مورد ضرب و شتم قرار گرفته است که در این رابطه آگاهان سياسي و مردم حزب مسلم لیک نواز شریف را متهم و درقضيه دخيل دانسته اند ، که حادثه مذکور عواقب جدی  و خونین را در پی داشته و بتاریخ 9  اپریل شهر کراچی یک بار دیگر دست خوش آشوب گردید که در نیتجه بر علاوه خسارات هنگفت مالی  دوازده تن به قتل رسیده که از جمله شش نفر وکیل مدافع زنده حریق شدند  و بیشتر از هشتاد عراده موتر به آتش كشيده شد.
گفتتنی است که در ایجاد بی نظمی ها  حزب متحده قومی مومنت (MQM ) دخیل بوده ، ولی رهبری حزب مذکور این اتهام را به مسلم لیگ نواز شریف نسبت داده  و اظهار داشته عناصری وجود دارد که میخواهند حزب مردم پاکستان را ضعیف و از اتحاد با حزب متحده قومی مومنت (MQM ) جلو گیری نمایند .
اعضای حزب مذکور گفته اند در صورتیکه در کابینه وزارت های دلخواه شان داده نشود در ایالت سند آشوب را برپا خواهدکردكه در آنصورت کسی قادر به حکومت کردن نخواهد بود .
بنا بر تحلیل و تفسیر مبصرین تا زمانیکه نظاميان از مداخله بي مورد در امورات حكومت و مشرف از صحنه سیاسی کنار نرود این وضع ادامه خواهد یافت ، به نظر آنها بازیگران اصلی دسایس فوق حزب مسلم لیگ ، قاعد اعظم ، مسلم لیگ نواز شریف و حزب متحده قومی مومنت (MQM ) میباشند .
این حوداث زمانی بوقوع می پیوندد که وضعیت اقتصادی در پاکستان نهایت خراب بوده و قیمت های طرف ضرورت اولیه به اوج خود رسیده است و همچنان تحرکات نظامی تروريستان وبنيادگرايان طالبان  و از جمله فضل اله در مناطق سوات ، درۀآدم خیل ، پاره چنار  و غیره بیشتر شده است .

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 منادی هویت زنگیان هم رفت

í داکتر کاظم وحیدی
وقتی خبرها را در سایت BBC مرور می کردم، خبری مرا تکان داد. خبر مربوط به وفات امه سزر، رادمردی استوار که همه عمر را از سیاه گفت، چون به قول لنگستن هیوز آمریکایی، خود سیاهی بود به سان اعماق آفریقایی اش. لحظه ای بعد، به یاد خود و هم تبارانم افتادم که چگونه طی سه سده ی گذشته سرنوشتی چون سیاهان داشته ایم. دلم سخت لرزید و پاهایم بی رمق گشتند. به ناگه این سوال به مغزم خطور کرد که چه پیوندی است میان من و او. گذشته های مردمم را مرور نمودم. نفهمیدم که سیاهم و یا تنها سرنوشت سیاهم مرا به او و سیاهان همه عالم مرتبط ساخته است. کششی مرا به سوی او کشاند و من بی اراده تن به این پیمایش سپردم تا به او نزدیک شوم.
به یاد سخنانش افتادم و کتاب خاطره انگیز و به یاد ماندنی «گفتاری در باب استعمار» او که شور و التهاب را به کانون سیاهان هویت باخته برد و بر روند گریز رنگین پوستان از خودشان، نقطه ی توقفی نهاد. گرچه بیشترین سخن و پیامش در متن شعرهای فرامعیاری اش قرار داشت، اما هرگز به آنها دست نیافتم تا پروسه ی بازیابی هویت از خودبیگانه ها را خوب بشناسم. شعر سیاه به طور معمول هیچ وجه مشترکی با شاعران سفید پوست ندارد و هرگز تراوش دل آرام و رؤیا پرورش نمی باشد. شعر سیاه شعری است رسالت گونه که به سان وظیفه ای انسانی در پاسخ به نیاز نژادی تحقیر شده سروده می شود. شاعر سیاه پوستی که وجودش مالامال از نفرت و خشم است، همیشه نوید رهایی را به برادرانش می دهد. او می خواهد فرهنگ سفیدی که توجیه گر اسارتش می باشد را در هم بشکند تا بردگان فکری و فیزیکی هم رنگش را رهایی بخشد و به انسان تقربش دهد.
امه سزر که سیاهی از جزایر مارتینیک متعلق به فرانسه است، درد خود و سیاهان هم نژادش را فریاد برمی آورد و در کتاب گفتاری در باب استعمار اعلام می دارد که، «من از ملیون ها انسانی سخن می گویم که ترس و عقده ی حقارت و لرزیدن و زانو زدن و ناامیدی و نوکری، عالمانه بدانان تلقین شده است.» سزر به خوبی خط رابطی میان همه ی سیاهان می کشد تا درد و رنج مشترک شان را یک جا عریان نماید. او می داند که ستم همه جا ستم است و ستم کشیدگان نیز دارای سرنوشتی مشترکند. این است که باید از هم دیگر سخن گفت. درست به خاطر همین فکر و باور است که در جای دیگری از کتابش می گوید، «در سراسر جهان انسانی نیست که به دست انسانی خشمگین کشته نشود، انسان بیچاره ای نیست که شکنجه نبیند، و من نیز چون او کشته نشوم و تحقیر نگردم.
امه سزر به صراحت از رهایی و آزادگی ای سخن می گوید که با جمع به دست می آید و رهایی فردی جز گریز از واقعیت و تسلیم شدن به روند ستم گری نیست. چه انسان ناامید از رهایی و بریده از تلاش برای آزادی که تنها پس از بازیابی هویت جمعی ممکن است، خود را در کنار ستم گر قرار می دهد تا از گزند وی نجات یابد. مسلم است که رهایی جمعی که به انسان تلقی شدن تمامی مجموعه منتهی می گردد، تنها زمانی میسر است که تمامی تار و پود مناسبات غیر عادلانه و نیز روابطی که بر اساس سلطه گری قومی و برتری نژادی استوار است، در هم ریخته شود. در این خصوص منادی هویت زنگیان می نگارد که، «چگونه می توان این ندا را که از اعماق تاریخ برمی خیزد نشنیده گرفت که مسئله، شناخت دنیا نیست، بلکه عوض کردن آنست.»
آری، در جهان سرشار از تبعیض، هر چه فریاد برابری خواهانه و ندای نسان گرایانه بلند باشد، و هر چه احساس ها عاطفانه و صادقانه بیان گردند، بازهم ستم دیده هم چنان زیر ستم له خواهد شد، گرچه ستم گر شعارهای دموکراتیک و اومانیستی سردهد و خطابه ها و نوشته هایی که در این خصوص ارائه می گردند، همه از انسانیت و برابری بگویند. تلاش های ستمدیدگان نباید بر مبنای انتقام صورت گیرند و نیز، آرزوها نباید برای قرار گرفتن در جای گاه ستم گر، باشد. این که نباید مبارزات دموکراتیک و برابری خواهانه را تا تسلیم زبانی و تعهد ستم گر به اصلاح اسلوب و موازینش، متوقف گردند. چه هر زمان و با ضعف مجدد ستم دیده و یا اقتدار دوباره ی ستم گر، امکان بروز آن چه در گذشته بود، وجود دارد.
وقتی می گوییم، درد ستم ها دیده مشترک است، در واقع به این معنی است که نباید به خاطر نحوه و درجه ی ستمی که بر بخش های محتلف آنان روا داشته می شود، صفوف خود را از هم جدا نمایند. درست همان گونه که ستم گری نیز عملی است مشترک و تمامی مردم یک جامعه در اعمال آن (در صورت عدم اعتراض و مخالفت) مسئولند. چنان که فرانسیس ژانسون فرانسوی آن را به خوبی درک نموده و اعلام داشت که «یک یک افراد هر ملت مسئول اقداماتی است که به نام آن ملت انجام شده است.»
سیاهی که عمری را در لابلای مناسبات ستم گرایانه تا مورد فروش قرار گرفتن چون کالایی بازاری به سر برده، حق سخن گفتن عریان از ستم و افشای ابزار و روش های ستم را ندارد. به ناچار او باید دردش را در قالب کلمات و نظمی به زبان آورد، تا از زیر یوغ ممنوعیت خود را بیرون کشد. او باید ماهرانه واژه ها را افسون نماید و از آن ها چون مومی استفاده نماید که دردش را عریان کنند و این جز در قالب شعر نمی گنجد.
مسلم است که زندگی و آزادی را کسی به ستم دیده نمی بخشد. او باید برای کسب آن ها، به مقابله با جریان ستم گرانه بپردازد تا از رهگذر آن، انسانی گردد همانند دارندگان پوست های بی رنگ. و امه سزر بخش اعظم عمر 94 سالگی اش را در این راستا گذرانید و پیش قراول راه رهایی رنگین پوستان گشت. دقیقاً پس از او بود که فراتس فانون، دیگر انسان سیاهی از جزایر آنتیل که از بازیابی هویت سیاه گفت و در این راه جان باخت.
اینست که احساس پیوندی که شیرازه اش درد و رنج و بردگی است، با این بزرگ مرد قرن بیستم می نمایم.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 قانون حوزه انتخاباتی کوچی ها ؛ تعطیلی پارلمان

íداود مکارم "بیگل"  - قسمت اول
هفته گذشته نمایندگان پارلمان افغانستان در حال بحث و بررسی بر سر تصویب قوانین حوزه انتخاباتی کوچی ها بودند که در این قانون چگونگی انتخاب شدن (رای گرفتن) و انتخاب کردن (رای دادن) را در افغانستان مشخص می ساخت که ناگهان با سخنان توهین آمیز علم گل کوچی یک تن از نمایندگان کوچیها در پارلمان کشور مواجه شدند ، نمایده کوچیها در برابر تمام نمایندگان ملت افغانستان با جسارت و بدون در نظر داشت اصول اخلاقی و وظایف داخلی پارلمان اظهار داشت که کوچی ها ساکنان اصلی این سرزمین بوده و دیگران (تاجیک ها ، هزاره ها ، ازبکها ، ترکمنها،عربها ، پشه ایها ، نورستانی ها ، بلوچ ها ، ایماقها ، قزلباشها،تاتاری ها ) مهاجرند و کوچیها هر طور که بخواهند عمل می کنند . اکثریت نمایندگان ملت افغانستان در برابر چنین اظهاراتی که خارج از قانون ، منطق و اصول وظایف داخلی پارلمان صورت گرفته، توهین بزرگ به سایر اقوام شریف افغانستان تلقی نموده و تالار پارلمان را ترک گفتند و استدلال را لازم ندانستند . پارلمان کشور از یک هفته به این سو در تعطیلی به سر می برد و فضای سیاسی کشور را بار دیگر تنش آلود و امنیت کشور را با خطرات جدی مواجه ساخته اند . به زبان راندن یک چنین کلمات توهین آمیز و نفاق برانگیز در داخل پارلمان کشور از سوی نماینده کوچیها به دور از انتظار نیست ، زیرا نباید از چنین افرادی انتظار داشت که وحدت و همسویی مردم افغانستان را در نظر بگیرند و به جای اینکه پارلمان را خانه مشترک تمام اقوام با هم برادر و مظهر وحدت و همبستگی مردم افغانستان بدانند ، متاسفانه از خانه ملت صدای نفاق و تفوق طلبی برخواست و فضای سیاسی کشور را آلوده و مسموم ساخت و مشکل دیگری بر مشکلات و مصائب مردم افغانستان اضافه گردد . نمایندگان معترض هم چنان بر تحصن شان تا برآورده شدن خواسته هایشان ادامه داد ه و تاکید نموده است تا زمانی که از آنان (نمایندگان معترض) معذرت خواهی صورت نگیرد به اعتراض و تحریم شان ادامه خواهند داد . تلاشهایی به منظور ایجاد تفاهم و برگزاری جلسات عمومی پارلمان به نتیجه ای نرسیده است . حال پرسشی که در اینجا مطرح است که چرا بر خلاف قانون اساسی در آن به صراحت ذکر گردیده کوچی باید اسکان داده شود توجهی صورت نمی گیرد ؟ هدف از تثبیت جایگاه خاص در قانون برای کوچی ها چیست ؟ چرا برای این همه غایله آفرینی بر سر چراگاهای مواشی  کوچی و حوزه های انتخاباتی آنان تلاشی صورت می گیرد اما تلاش در جهت اسکان دادن آن که عمل به قانون اساسی است صورت نمی گیرد ؟ براستی هدف از حمایت و اصرار تقویه پروسه کوچی چیست ؟ با وجود افزایش جمعیت در هزاره جات و نبود ظرفیت برای حضور کوچی ها ، چرا این همه اصرار و حمایت از جانب دولت برای رفتن کوچیها در هزاره جات همه ساله صورت می گیرد حتی با ریختاندن خون مردم ؟جای تعجب است تلاشهایی که به منظور حل معضل کوچی در کشور انجام می شود چرا خشم برخی از حلقات را بر می انگیزد؟ حتی به مردمی که سالها از سوی کوچیها حقشان پایمال گردیده چرا اجازه اعتراض داده نمی شود ؟ چرا اعتراض و تظاهرات مردمی که در راستای جلوگیری از حضور کوچی ها در هزاره جات انجام می شود از سوی برخی افراد و اشخاص که از آنان به عنوان آله دست استفاده می گردد ، به بعضی کشورهای همسایه نسبت داده می شود ؟ آیا تظاهرات به اعتراض مردم در چار چوکات قانون به منظور بیان خواست ها و دیدگاهها چه ربطی به کشورهای همسایه پیدا می کند ؟ آیا کسانی که با بستن چنین افتراِأت  و افواهات می تواند جلوی خواسته های مردم را بگیرد ؟آیا حرکات حق طلبی و قانونی با یک چنین توطئه هایی که تازگی هم ندارد جلویش سد خواهد شد ؟ چرا همه نابسامانی ها را به بیرون نسبت می دهیم؟ در پاسخ به پرسش های فوق باید گفت که بروز و راه انداختن غایله در کشور در شرایط فعلی به چند عامل می توان اشاره کرد :

  1. فقدان ظرفیت ، عدم تحمل و مدارای سیاسی . یکی از دلایلی که همواره جوامع انسانی را به سوی پیدایش بحران، تخاصمات و جنگهای طولانی سوق داده «حب ذات» «جنون قدرت » «خودخواهی »  و عدم پذیرش دیگران است . در صورتی که چنین تمایلاتی در انسان مهار و کنترل نگردد از انسان یک موجودی خواهد ساخت که جز دیدن خود و راه انداختن قتل و کشتار از او انتظار دیگری نباید داشت . چنین اظهاراتی از یک نماینده پارلمان آن هم در برابر نمایندگان ملت به این حد جسارت و گستاخی که با هیچ منطق و معیاری سازگاری ندارد و از همه بدتر پافشاری و دادن" صبغه قومی " با چنین موضعگیری ها یی دلیل آن را جز همان تفکر و اندیشه کهنه «تفوق طلبی » چیز دیگری را نمی توان دید و چنین باوری که دیگران در این سرزمین با ما برابر نیست با تعابیر گوناگون  و از  افراد مختلف شنیده می شود . غیر ملی و اسلامی دانستن کلمه دانشگاه و دانشکده از سوی وزیر فرهنگ و اطلاعات در راستای تقویه و گسترش همین تفکر صورت گرفت و همه را تکان داد که کسی صلاحیت صحبت کردن با زبان مادری خود را ندارد . براستی کسانی که در طول تاریخ حتی برای یک روز هم حضور دیگران را تحمل نتوانستند و خود را برتر احساس می کنند چطور می شود که امروز یکباره خود را در برابر قانون و دیگران مساوی می بیند و تصور هم نمی کرد که روزی نتواند قانونی وضع و تصویب نماید که برای آنها امتیازات و جایگاهی ویژه ای در نظر گرفته نشده است . حاکمیت های تک قومی به حرکتهای برتری خواهی وجهه قانونی می بخشیدند تلاش می کنند برای بقا و استمرار حاکمیت شان قانون را به گونه ای بسازد که چنین اهدافی را برآورده بسازد. یکی از راههایی که از آن به عنوان یک ابزار و اهرم فشار در جهت حفظ امتیازات از آن استفاده شده جعل و وضع قوانین بوده که جایگاه و امتیازات قشر خاصی از مردم این کشور را در بر داشته و نه تنها از چنین حربه ای به نفع خودشان استفاده می کردند بلکه فراتر از قانون عمل می کردند و هیچ مانعی در برابرشان نمی دیدند و امروز هم می خواهند چنین برنامه هایی را تصویب نماید . امیدواریم که نمایندگان ملت با هوشیاری و قاطعیت در برابر کسانی که قانون اساسی را به صراحت نقض می کنند و زیر پا می گذارند و وظیفه و رسالت ملی شان را در برابر­تاریخ و ملت افغانستان انجام بدهند.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

آیا درعراق پیشرفتی صورت گرفته است؟

نویسنده: ماریا اپا کووا /مترجم: فضل الله مهریار
جورج بوش رییس جمهور امریکا گفته است که پیشرفت قابل ملاحظه ای در زمینه ایجاد ثبات و آوردن آرامش در این کشور در سال گذشته به دست آمده است. وی این سخنان را به تاریخ ده ماه اپریل در آستانه پنجمین سال سقوط بغداد و به دنبال گزارش های کنگره در مورد وضعیت در عراق، ایراد نمود. رییس جمهور به دنبال گزارش های متوالی در خصوص برخوردهای تازه و اعمال تروریستی در آن کشور، صحبت نمود.
بوش گفت: آرامشی که وی در اوایل سال 2007 اعلام نمود، به طور کامل خود را موجه نشان داده است. وی در مورد مشکلات امنیتی اذعان نمود، ولی نتیجه گیری نمود که چرخش استراتیژیک بزرگی در این کشور اتفاق افتاده است. آیا او به جز حامیان نزدیک به خودش را تشویق نموده است؟
در دوران استماع گزارش ها در مورد عراق، دموکراتها که هر دو مجلس عوام و سنا را کنترول می کند، رییس جمهور را برای سیاست های او در خصوص عراق مورد انتقاد قرار دادند، تعدادی از جمهوری خواهان نیز به آنها پیوستند. اعضای کنگره نتیجه گیری نمودند که موفقیت های تاکتیکی سربازان امریکایی نمی تواند بیانگر این امر باشد که امنیت در عراق هنوز شکننده است. چالش اصلی هنوز به قوت خود باقی است. و این چالش عمده عبارت است از آشتی ملی میان گروههای مختلف سیاسی در عراق که هنوز حاصل نشده است. دولت عراق مسوولیت کامل را برای آنچه که در این کشور می گذرد به روش نمی گیرد.
فرقی نمی کند که چگونه رییس جمهور و سایر مقامات بلند پایه به سختی ممکن است تلاش کنند تا کنگره و مردم امریکا را تشویق کنند که چرخش استراتیژیک عمده ای رخ داده است، اما نباید از نظر دور داشت که هزینه های جنگ واقعاً ترس آور است. جنرال دیوید پتروس فرمانده نیروهای چند ملیتی در عراق باید بپذیرد که شکست خورده اند. بر خلاف اظهار نظر او در مورد نشانه ها و علایم پیشرفت، او اظهار داشت که تعداد قربانیان در میان افراد عادی افزایش یافته است و عامل اساسی برای ظهور و بروز نزاع ها و درگیری های مذهبی و سایر نزاع ها بر طرف نشده است. جنرال هیچ انتخابی ندارد، مگر اینکه آنها را قبول کند. زیرا در آستانه استماع گزارش وضعیت در عراق به شدت به علت عملیات آغاز شده از سوی دولت در اواخر ماه مارچ بدتر شد. هدف از این عملیات این بود که جنگجویان شیعی تحت رهبری مقتدا صدر را خلع سلاح کند. رسانه ها گزارش دادند که این عملیات از طرف نیروهای امریکایی و بریتانیایی انجام شد، هرچند که به صورت مستقلی از سوی عراقی ها طراحی شده بود.
از این رو، ارتش امریکا و کارشناسان نمی توانند بگویند که آیا این یک موفقیت بوده است یا خیر. هیچ پاسخی در مورد اینکه اکنون در عراق چه می گذرد، وجود ندارد که آیا این مرگ پیکارجویان و تروریست ها است یا اینکه دور جدیدی از خشونت های بی پایان است. در هر حادثه ای، بحث در مورد این موضوع زمانی اهمیت پیدا می کند که ایالات متحده امریکا وعراق نتایج جنگ را بررسی نمایند.
در پنجمین سال از اشغال عراق، تلقات نیروهای امریکایی از مرز 4000 گذشته است و حدود 60000 تن از سربازان امریکایی زخمی شده است. این جنگ 7/2 تریلیون دالر برای امریکا هزنیه داشته است و چشم انداز سرمایه گذاری در عراق مبهم و ناروشن است.
این آمار و ارقام هر اظهار نظری را در مورد امنیت و موفقیت های اقتصادی برای آن عده از امریکایی ها که زندگی دوستان شان را ارزشمند می دانند و در مورد پول رویکرد اقتصادی معقول اتخاذ می کنند، تحت الشعاع قرار می دهد. البته موفقیت هایی نیز وجود داشته است و نامنصفانه است که دولت عراق را به تنبل بودن متهم نماییم.
بهرام صالح معاون نخست وزیر به واشنگتن پست گفته است که میزان تورم سالانه از 36 درصد از سال 2006 به 14 درصد در ماه مارچ سال 2008 کاهش یافته است. علاوه بر آن، دولت عراق به صور مستقلی تقریباً کل تلاش برای بهبود وضعیت اقتصادی را کمک می کند و سهم قابل ملاحظه ای از هزینه ها را برای نیروهای امنیتی اش می دهد. اما این تعداد از صدها ملیون دالر با هزینه رو به افزایش امریکا در عراق غیر قابل مقایسه است. در عین حال، امریکا و واشنگتن با دغدغه ها و نگرانی های دیگری مانند افغانستان که به پول و منابع نظامی نیاز دارد، نیز مواجه است. سخنان خوشبینانه صالح و سایر اظهار نظرها در مورد برقراری مجدد فرایند عادی اقتصاد و کنترول دولت عراق بر 9 ولایت در گرد و خاک و هجوم گزارش های دیگر، گم می شود. گزارشهایی در خصوص زد و خوردهای مداوم در بغداد و مناطق سبز بغداد که منطقه به شدت حفاظت شده در پایتخت است و احتمالاً در بقیه کشور.
اخبار و گزارش ها در خصوص وضعیت اقتصادی بهتر نیست. تلویزیون الجزیره اطلاعات ذیل را به خصوص در آستانه پنجمین سال جنگ جمع آوری نموده است. قریب به یک سوم از جمعیت 27 ملیونی عراق زیر خط فقر زندگی می کنند، بیش از 60 درصد از جمعیتی که به سن کار رسیدند، شغلی ندارند. فساد به یک امر رایج تبدیل شده است و هر سال عراق بیش از 4 ملیارد دالر از دست می دهد. علت آن تقلب است که صورت می گیرد و کمک هایی که برای بازسازی عراق تخصیص داده شده است، حیف و میل می شود.
گفتن ندارد که ممکن است ایالات متحده امریکا و دولت عراق الجزیزه را به خاطر انتشار این آمار و ارقام نادرست و توطئه چینی متهم بکنند، اما آمارها به خودی خود نشان از بحرانی می دهد که عراق را در برگرفته است. در طول پنج سال گذشته حدود یک ملیون عراقی کشته شده اند و بیش از 3 ملیون زخمی شدند و 3 ملیون به خارج قرار کرده اند و 5/2 ملیون نفر به مناطق امن تر در داخل کشور گریخته اند. این واقعیت که تنها 923 تن از شهروندان عادی عراق در ماه مارچ گذشته به قتل رسیدند و در مقایسه با 1861 تن در سال قبل، هیچ نشانی از تسلای خاطر نیست، هیچ کسی نمی داند که در ماه اپریل، مه یا حتی فردا چه اتفاقی خواهد افتاد.
بوش در پایان صحبت و سخنان خویش گفت: در حالی که این جنگ سخت و مشکل است، اما پایان ناپذیر نیست. اما نه او و نه هیچ کس دیگری می تواند بگوید که این جنگ چه زمانی به پایان خواهد رسید. همچنین هیچ کسی نمی داند که چه هزینه ای امریکا هنوز باید علیرغم موفقیتی که این کشور کسب نموده است، بپردازد.

 

©2007 - www.dailyafghanistan.com All rights reserved