رابطة بازسازی و دیپلماسی
اکنون که پنج سال از آغاز روند جدید سیاسی می گذرد، هنوز هم مشکلات و دشواری های افغانستان در همة عرصه ها چشمگیر و قابل توجه می باشد. با آن که قرار بود این کشور با کمک و حمایت جامعة جهانی، تمامی خرابی ها و عقب ماندگی های گذشته را جبران نماید و در وضع زندگی مردم عادی بهبودی بیاورد، اما متأسفانه هر چه زمان گذشت نه تنها در اوضاع سیاسی، امنیتی، اقتصادی، تجاری و فرهنگی کشور تغییر قابل قبول و مورد انتظاری رونما نگردید؛ بلکه در این اواخر از همان حرکت کند و پراشتباه قبلی خود نیز بازمانده است و هیچ انکشاف جدیدی در دراز مدت به رفاه و آسایش مردم بیانجامد، به وجود نیامده است.
گسترش و افزایش ناامنی ها در مناطق جنوبی، البته در این امر بی تأثیر نبوده است و طی یکسال اخیر تمامی توجهات دولت، نهادهای رسمی و جامعة مطبوعاتی کشور، بر مسأله امنیت، راهکارها و چالش های آن تمرکز یافته و توسعه و انکشاف در عرصه های مختلف دیگر را به فراموشی سپرده اند.
دولت هم به خاطر سرپوش نهادن بر ضعف ها و کارکردهای سیاسی و نظامی اش و هم به دلیل فرافگنی و ایجاد نفرت و بدبینی در بین مردم نسبت به دولت های همسایه؛ ریشه تمامی بدبختی ها، ناامنی ها و نابسامانی ها را در آن سوی مرزهای جغرافیایی افغانستان، نشانی می کند و طبیعی است که در این ادعا خود بخود مسأله بزرگی دیگر بنام مداخلة یک کشور در امورات داخلی کشور دیگر به میان کشیده می شود.
مقامات بلند پایة افغانستان بارها دولت پاکستان را به حمایت از مخالفان دولت متهم کرده است؛ اما سردمداران پاکستانی این گونه اتهامات را بی اساس دانسته و بر مبارزة خود علیه تروریسم تأکید داشته اند.
آنچه امروز برای مردم افغانستان اهمیت دارد، مسألة رفع بیکاری و از بین بردن فقر و تنگدستی از جامعه می باشد و بد ون آن تحریک احساسات پاک و بی شائبه جامعه ممکن و میسر نمی گردد.
مردم اعتقاد دارند که حکومت و مسئولان، فاقد یک برنامه و یا استراتژی دراز مدت برای پیشرفت، ترقی و آبادی کشور بوده و تعهدی هم در راستای ایجاد و تأمین صلح و دوستی، وحدت و محبت ندارند.
وقتی مردم مشاهده می کنند که مسئولان بانک جهانی و صندوق بین المللی پول به خاطر جلب کمک ها برای بازسازی افغانستان، این کشور را جزو فقیرترین کشورهای جهان به حساب می آورد و زمانی که قدرت مخالفان علیرغم ادعاهای پولیس و اردو روز به روز فزونتر می شود، یأس و ناامیدی مردم بیشتر می گردد و احساس ناکامی و سرخوردگی در آنها زیادتر می گردد.
بنابراین بازسازی و نوسازی زیربناها و روبناهای اقتصادی کشور به تأمین امنیت و امنیت به رفع سوء تفاهمات و اتهامات میان کشور افغانستان و کشورهای همسایه بستگی خواهد داشت و تا زمانی که این دشمن پنداری ها و خصومت ورزی ها ادامه داشته باشد، افغانستان فرصت بازسازی و یرانه های کشور را پیدا نخواهد کرد.
تلاش جدید کشور ترکیه برای ایجاد همزبانی سیاسی میان سران دو کشور افغانستان و پاکستان یک اقدام نیک و درخور ستایش است که پس از مدتی بار دیگر این پروسه به جریان افتاده است.
امید است که سران دو دولت با درک واقعیت ها منافع اقتصادی و تجاری خود را پراهمیت دانسته و در همان راستا با همدیگر همکاری داشته باشند وفرصت سؤاستفاده را ازگروههای معارض بگیرند. روابط حسنه ومبتنی براحترام متقابل دوطرف می تواند به نا امنی ها پایان بخشد وبه جای آن روحیه همکاری را درعرصه های مختلف به وجود آورد.
|
پاکستان و مشکلات مضاعف مهاجرین
آمد و رفت اتباع پاکستان و افغانستان در داخل خاک دو کشور، قدمت دیرینه دارد و سال های متمادی است که این عبور و مرور از چارچوبه های معمول تشریفاتی نظیر اخذ روادید و کسب اقامت بیرون آمده و مردمان دو کشور در دو سوی خط دیورند به سادگی آمد و شد دارند. این روند زمانی افزایش و گسترش پیدا نمود که در سال های گذشته تر شمار زیادی از هموطنان ما به دلیل جنگ هایی که اتحاد جماهیر شوروی سابق به راه انداخته بود، راهی کشورهای دیگر مخصوصاً پاکستان شدند. در دوران جهاد افغان ها به گونه سرسام آوری به کشور پاکستان سرازیر گشتند و در ایالت های مختلف آن کشور، از جمله ایالت سرحد در کمپ ها و اردوگاه های پناهندگان جابجا گردیدند. البته در آن وقت داعیه دفاع از جهاد افغانستان را حکومت پاکستان نیز داشت و در زمان حاکمیت جنرال ضیاء الحق، روش آنان به شکل بسیار صمیمانه در برخورد برای مهاجرین افغانی درآمده بود و تمام این سهولت ها به چند دلیل واضح اعمال می شد:
- مردم مسلمان پاکستان، طرفدار جهاد مردم افغانستان بودند و از اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی سابق اظهار نفرت و انزجار می نمودند.
- فرهنگ، زبان و عنعنات مشترک اقوام دو سوی سرحد باعث می شد که افغان ها و پاکستانی ها مخصوصاً در ایالت سرحد چنان اعضای یک خانواده در غم و شادی هم شریک باشند که البته تاثیر اشتراکات قبیلوی را در زمینه نیز نباید فراموش کرد.
- در صورت موفقیت نیروهای اشغالگر اتحاد جماهیر شوروی سابق در افغانستان بدیهی بود که تمامیت ارضی پاکستان نیز در مخاطره قرار می گرفت و تحلیل هایی که در آن روزها صورت می گرفت یکی هم رسیدن روس ها به آب های گرم هند بود که بدین جهت هم دولت و هم ملت پاکستان، کشور ما را به مثابه خط اول جنگ می دیدند و هر گونه ناکامی مدافعین افغانستان را به حساب تحت خطر قرارگرفتن پاکستان می دانستند.
این تعامل در رویه مردم و دولت کشور همسایه، سال ها دوام کرد و تنها زمانی افغان ها از حکومت پاکستان گیله مند شدند که نیروهای افراطی طالبان به وجود آمده و با اعمال روش های خشن خود، بسیاری از مناسبات معمول و صمیمانه را بین پاکستان و افغانستان به هم زده و حتا دیدگاه جهانیان را تا حدودی نسبت به پاکستان عوض کرد. درست در همین دوره بود که بیشترین رفت و آمد اتباع پاکستانی به داخل افغانستان شروع شد و از آن پس نیز که حاکمیت طالبان توسط نیروهای جامعه جهانی فروپاشید، گاه گداری شکایت هایی از سوی دولت جمهوری اسلامی افغانستان مبنی بر اینکه عناصر افراطی و آشوبگر در داخل خاک پاکستان آموزش دیده و مردم ملکی و نیروهای امنیتی را مورد آماج قرار می دهد مطرح شده است.
اما اینک در شرایطی که هم پاکستان و هم افغانستان در مبارزه علیه تروریزم در کنار جامعه جهانی ایستاده اند، مشکلاتی نظیر اخراج اجباری مهاجرین از پاکستان به یک امر نگران کننده و قابل تشویش تبدیل شده است؛ پاکستان که سالیان درازی میزبان مهاجرین افغانی بوده است، اکنون بی صبرانه در صدد بیرون راندن پناهجویان افغانی است که هنوز هم به دلایل ناامنی، وضع بد اقتصادی و عدم اشتغال چندان تمایلی به بازگشت ندارند. کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد با درک از شرایط موجود در کشور و نیز برای اینکه از وقوع یک فاجعه انسانی جلوگیری نماید از پاکسان خواسته است که اخراج مهاجرین را به تعویق بیندازد. به راستی که زمینه برای بازگشت میلیون ها مهاجر، از مناظر مختلف به هیچ وجه مساعد نیست و امید است که کشور همسایه و دوست پاکستان در جهت تداوم مناسبات نیک همسایگی با افغانستان، برخورد رافت آمیز و برادرانه با مهاجرین مسلمان و نیز احترام به خواست ملل متحد از اعمال فشار روی مهاجرین بپرهیزد و جمهوری اسلامی افغانستان نیز در برخورد با 68 تن از اتباع پاکستانی که دیروز در سپین بولدگ دستگیر شده اند از رفتار اسلامی و انسانی کار بگیرند. |