اتحادیه اروپا و درک واقعیت ها و ضرورتها
حضور نیروهای خارجی در افغانستان و اختصاص حجم وسیع از کمک ها برای افغانستان در کنفرانس ها و گردهمایی های مختلف سران کشورها و بخصوص اتحادیه اروپا و سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) به قضاوت ها و داوری های متفاوتی دامن زده و برداشت ها، تحلیل ها و تبصره های گوناگونی را در محور خود به وجود آورده است.
برخی معتقداند که استراتژی ها و پلانهای جامعة جهانی در مورد افغانستان؛ اولاً با واقعیت های اجتماعی و فرهنگی افغانستان مطابقت و سازگاری ندارد و ازاینرو نمی تواند به موفقیت های مورد انتظار دست یابد؛ ثانیاً بخش اعظم از کمک های وعده داده شده از طریق انجوها و موسسات مختلف داخلی و خارجی به مصرف می رسد و این امر ازیکسو زمینه های سوء استفاده از کمک ها را بیشتر کرده و از دیگر سو دوگانگی در پرداخت معاشات کارمندان انجوها و ادارات دولتی را فراهم آورده است و این دوگانگی معیار لیاقت، شایستگی و برخورداری از مهارتهای علمی افراد را نادیده گرفته و الگوهای جدیدی را برای استخدام در موسسات مذکور خلق کرده است.
علاوه بر آن گردانندگی بسیاری از موسسات توسط خود خارجی ها انجام می شود و هر فرد خارجی معمولی ماهانه در حدود ده تا بیست هزار دالر معاش می گیرند و چنانچه مصرف سفرهای تفریحی شان را نیز در نظر بگیریم، میزان پول پرداختی به مراتب بالاتر می رود و اگر عدم نظارت و کنترل صحیح بر پروژه های انجام شده توسط انجوها را به موارد فوق اضافه نماییم به اسانی به این درک درست می رسیم که درصد بسیار ناچیزی از کمک های میلیونی جامعة جهانی در جاهای مناسب آن خرج می شود.
ولی عده ای دیگر با پذیرش بعضی از چالش ها و کاستی ها، روند بازسازی افغانستان را رضایت بخش ارزیابی می کنند. به هر حال گذشت پنج سال از آغاز دورة نوین در تاریخ افغانستان، نشان می دهد که صرف میلیاردها دالر در بازسازی زیربناهای افغانستان، تغییرات مثبت و ثمربخش چندانی برای مردم افغانستان به بار نیاورده و بهبود چشمگیری در زندگی مردم عادی رونما نگردیده است.
هردو طیف اما؛ در یک چیز اتفاق نظر دارند که چنانچه این کمک ها در اختیار دولت گذاشته شود و یک نظارت صحیح بر نحوة مصرف آن صورت گیرد و اولویت ها و ضرورتهای بازسازی با توجه به منافع اقتصادی و ضرورتهای ملی تعیین گردد، دستاوردهای به مراتب مطلوبتری را به دنبال خواهد آورد.
پنجاهمین سالگرد تأسیس اتحادیه اروپا و توشیح معاهدات روم، فرصتی فراهم نمود تا رییس کمیسیون اروپا از استراتژی جدید این اتحادیه برای افغانستان خبر دهد. در استراتژی جدید که قرار است به زودی اعلام شود، مسألة ادامة کمک ها و زمینه های مصرف آن و تجدید نظر در پلانهای امنیتی مورد توجه قرار گرفته است.
اتحادیة اروپا بار دیگر بر ادامة کمک ها برای بازسازی افغانستان تأکید ورزیده؛ اما با این تفاوت که این بار توجه خود را روی بازسازی زیربناهای افغانستان از قبیل حکومت سازی، اصلاحات قضایی، دموکراسی و حقوق بشر، متمرکز نموده اند و آموزش و تجهیز پولیس را در محور فعالیت های خود قرار داده است. چیزی که اگر به خوبی و درستی به اجرا درآید، برای بهبود زندگی آیندة مردم و پیشرفت و ترقی کشور و کاهش فقر و خشونت موثر و مفید واقع خواهد شد و استقلال، خودکفایی و خوداتکایی کشور را در آینده های نه چندان دور به ارمغان خواهد آورد، اگرچه این امید نیز در نظام بورکراتیک فعلی و فسادفراگیر، کمرنگ می شود.
|
سال جدید؛ امیدها و چالش ها
آغاز سال 1387 خورشیدی که مصادف شده بود با میلاد آخرین فرستاده خداوند حضرت محمد (ص)، برای مردم دیندار افغانستان یک میمنت و شگون نیک به حساب می آمد.
اعتقادات دینی مردم مسلمان افغانستان در رابطه با اعیاد و روزهای تاریخی به گونه ای است که تصادف آن با مولود ائمه و پیشوایان دین بیش از پیش باورهای سنتی آنانرا بارورتر می سازد. مردم عقیده دارند که میلاد نبی اکرم (ص) رحمت وسیع الهی است که مشمول بندگانش می گردد و از متن روایت های تاریخی استنباط می شود که تولد آخرین فرستاده وحی هم چنانکه کشتی نجات بشریت را در اقیانوس متلاطم زندگی به حرکت انداخته است، موجب امحاء باورهای دروغین زمینی نیز گشته و از آن جمله فروریزی طاق کسری و خاموش گشتن آتشکده زردشتیان می باشد. سال خورشیدی 1387 که هم زمان شد با سالروز تولد پیامبر گرامی اسلام بیش از هر وقتی برای مردم مسلمان افغانستان امید و آرزو آفرید و مردم با فراغ خاطر بیشتر از هر دو مناسبت بزرگ دینی و تاریخی استقبال کردند. برگزاری جشن های با شکوه در کابل، هرات، بلخ و سایر ولایات کشور نشان میداد که مردم با امنیت روانی بیشتری دست کودکان خود را گرفته و در مراسم تجلیل از روز نو سال 1387 و میلاد رسول اکرم ، شرکت کردند. شاید باور بر این بود که دمشنان صلح و امنیت افغانستان نیز به برکت این روز خجسته (میلاد النبی (ص)) دست از خشونت بر می دارند و احتمال وقوع کدام حادثه کمتر میرفت. لکن به رغم این خوش بینی، انفجاری که در غرب روضه مبارک سخی در مزار شریف به وقوع پیوست، یکبار دیگر چهره دشمنان مردم افغانستان را برملا کرده و واضح ساخت که برای تروریست های نقاب پوش، خون مسلمانان، اعم از کودکان و زنان هیچ اهمیتی ندارد. بلکه آنان برای تعقیب اهداف خاص سیاسی خویش از آدرس دیانت به انتحار خود و کشتار مردم بی گناه دست می زنند. از طرفی وقوع حادثه یاد شده پیام صریحی برای دولت افغانستان نیز به همراه داشت که گویا این دولت کماکان برای حلقات انتحارگراز کدام صبغه مشروع و ملی برخوردارنیست و این به معنای مبارزه دوامدار گروه های افراطی علیه امنیت افغانستان است.
اکنون دولت جمهوری اسلامی افغانستان با تجربه از رخدادهای سال گذشته که با تاسف آمار حملات انتحاری در بالاترین سطح خود بود و نا امنی های تلخ و مزمن که همواره گریبانگیر مردم است،می تواند به راهکارهای جدیدتری متوسل گردد تا در سال جدید گراف جرایم و نا امنی در حد پایین تری قرار بگیرد. این مهم، صد البته در کنار آن شمار مسایلی است که دولت بایستی برای آن راه های حل پیدا کند. کشت کوکنار هم چنان در صدر لیست معضلات کشور است و همانطوریکه در سال گذشته آمار نشان می داد سطح کشت و تولید تریاک در مرحله خطرناک و غیر قابل کنترل رسیده بود. اگر چنانچه دولت نتواند جلو کشت کوکنار را در سال جاری بگیرد و برای دهقان افغانی بدیل موجه ارائه نکند، ممکن است در سطح بین المللی از اعتبارافغانستان کاسته شود. موضوع معارف و شاگردانی که در بعضی از نقاط کشور هنوز نمی تواند به مکتب بروند. چالش عمده دیگریست که می طلبد افغانستان با جدیت بیشتری در راستای امنیت در کشور و اقدام های موثر در جهت رشد معارف قدم بگذارد که یقینا این دو موضوع سخت در ارتباط هم هستند. مسئله بازسازی به صورت متعادل یکی دیگر از آجنداهایی است که نگاه مردم به آن خیره بوده و ملت توقع دارد دولت افغانستان بر حسب یک وظیفه ملی نگاه همسان به تمام نقاط کشور داشته باشد. چه اینکه نارضایتی ها از نحوه عمل در بازسازی هایی که صورت می گیرد به هیچ وجه برای مدیران اجرایی کشور پوشیده نبوده و احتمال می رود در صورت عمل دوباره به آنچه در گذشته بوده است اسباب ناراحتی های بیشتر مردم گردیده و در کنار ده ها مشکلی که فرا روی اداره کشور است، باعث کم شدن همکاری بین دولت و ملت نیز بشود. توجه به نیروهای اردو و پلیس که حافظان صلح، سرحدات و امنیت کشورند بیش از هر زمانی ضرورت خود را نشان می دهد و ایجاب می نماید که دولت جمهوری اسلامی افغانستان با دید دقیق تری به قضایا نگریسته و منتظر نماند که قوت های کمک و همکاری بین الملللی شاهراه ها و شهرهای ما را محافظت نمایند. اردوی افغانستان و پلیس باید به سطحی برسند که بتوانند برتری خود را نسبت به نیروهای مخل امنیت حفظ نموده و برای مردم افغانستان مفید واقع شوند. با این وصف طبیعی است که مردم افغانستان با امیدهای جدیدی سال جدید را شروع می کنند و چالش های فرا روی دولت نیز کم نخواهد بود.
|