آزادی در سایه قانون
قانون رسانه ها از بحث های داغ محافل علمی و فرهنگی و حقوقی افغانستان است که در 42 ماده به مجلس نمایندگان افغانستان پیشکش گردیده است تا در مورد آن به بحث و تبادل نظر بپردازند و رسانه ها را دارای یک قانون مدون بسازند.
قانون رسانه ها که بعد از تحولات سیاسی جدید افغانستان تدوین یافت با داشتن بعضی عوارض، بهترین و مترقی ترین قانون در طول تاریخ افغانستان شمرده می شود که متضمن آزادی عقیده و بیان و مصونیت گویندگان و نویسندگان بود. دقیقا همین مسئله باعث شد که رسانه ها و مطبوعات در طول پنج سال رشد چشمگیر نمایند و بستر رویش افکار و تکثر اندیشه ها و عقاید متنوع سیاسی و فرهنگی در کشور گردد.
اگر افغانستان در این دوره اخیر، دستاوردهایی داشته، بدون تردید، آزادی بیان از نمونه های بارز و برجستة آن می باشد. آزادی بیان، نشانگر یک تحول ژرف و مثبت سیاسی و اجتماعی در کشور است به ویژه، کشوری چون افغانستان که سر از چندین دهه بحران و خشونت و انحصار بدرآورده است. در دوره بحران، مسلماً آزادی بیان جا ندارد. چرا که ظرفیت های اجتماعی بحرانزده، فاقد قابلیت های چنین آزادی ها است. اگر افغانستان در این مرحله از تاریخ خود، شاهد شیوع رسانه ها و مطبوعات و آزادی اندیشه و بیان می شود، یک معجزه است و از این رویداد سودمند باید پاسداری شود.
مجلس نمایندگان افغانستان در یک موقعیت حساس تصمیم گیری قرار دارد و یکایک وکلای ولسی جرگه در برابر یک مسئولیت خطیر قرار گرفته اند که عبارت از تصویب قانون رسانه های افغانستان می باشد.
مشکلاتی که در این اواخر نسبت به رسانه ها و خانواده مطبوعات از سوی برخی مقامات و حلقات به وجود آمده، نگرانی زیادی را از آینده آزادی بیان و روند رو به رشد رسانه ها و مطبوعات به وجود آورده است. به همین علت هم هست که علی رغم اطمینان حمایت مجلس نمایندگان از آزادی بیان و مطبوعات، تشویش هایی از محدودیت این آزادی هم چنان وجود دارد و مسئله با نگرانی تعقیب می شود. گردانندگان رسانه ها و مطبوعات و ژورنالیستان کشور در یک موقعیت خطیری قرار دارند و تحت فشارهای شدید روانی به آینده خویش می نگرند و مصونیت کاری و حتی جانی ندارند. علاوه بر تهدیدات داخلی، از سوی گروه طالبان و برخی حلقات افراطی دیگر نیز تهدید می شوند. قتل اجمل نقشبندی که نزدیک به دو هفته قبل توسط طالبان صورت گرفت، نمونه عینی از تهدیدها است که متوجه این خاندان است.
اینگونه برخوردها، رسانه ها و مطبوعات را هم حساس ساخته و هم باعث نزدیکی شان شده است که با احساس نزدیک تر از هر زمان دیگر به آینده مشترک خویش می اندیشند. اگر یک انسجام اساسی به وجود اید، خانواده رسانه ها و مطبوعات افغانستان یک قدرت قوی است و می تواند بر بسیاری از مشکلات فایق آیند و بسیاری از بندهای اسارت آزادی را توانمندانه بگسلند و آنچه که مقتضای آزادی بیان و قانون مناسب رسانه ها است، آن را به یک واقعیت قانونی تبدیل نمایند. التبه مشکلاتی هم بر سر راه وجود دارد. برخی افراد سودجو که به نحوی خود را در این حلقه جا زده اند، فقط در اندیشه شهرت و کسب موقعیت های شخصی و یا حلقه ای خود می باشند و از رخدادهای تلخی که برای ژورنالیستان و خانواده مطبوعات پیش می آید، فقط استفاده ابزاری می کنند.
اگرچنین روحیه ای از دامن اهل مطبوعات و رسانه ها پاک نشود، مشکل است که این جماعت به یک همبستگی لازم برسند. بناءً ضرور است که همه ژورنالیستان و اهل مطبوعات و رسانه ها در سایه یک هماهنگی، از حقوق و آزادی های قانونی و مشروع خویش دفاع نمایند.
|
افزایش خشونت ها در افغانستان
خشونت در افغانستان جزئی از خوی و عادت مردم این سرزمین است. می شود گفت که بنیاد این کشور بر مبنای خشونت و جنگ گذاشته شده است. مخصوصا پس از اینکه طالبان جنگ های انتقام جویانه علیه دولت افغانستان و نیروهای خارجی را بعد از ساقط شدن شان از قدرت در این کشور آغاز کردند، بی سابقه است. اینها چنان شیوه هایی از خشونت را ابداع کردند که در هیچ کجای دنیا و در هیچ زمانی دیده نشده بود.
اما در اواخر سال 1386 و اوایل 1387 اندکی اخبار خشونت و جنگ کمتر شنیده می شود که باز در این هفته نفیر جنگ و بیداد بالاست. خشونت های تازه و پیهم در چند منطقه در جنوب و شرق کشور اتفاق افتاد. همین دیروز گزارش شد که در پی انفجار یک بمب در ولایت ارزگان دو سرباز هالندی کشته شدند. این انفجار که در شهر ترینکوت، مرکز ارزگان اتفاق افتاد، گفته شده است که از راه دور به وسیله ریموت کنترول، صورت گرفته است. گفته شده است که یکی از این دو سرباز کشته شده پسر فرمانده نیروهای هالندی در آن ولایت است. در همین روز در ولایت فراه یک درگیری خونین میان پولیس و افراد طالبان اتفاق افتاد که دو مامور پولیس کشته و دو تن دیگر زخم برداشتند. در حالی که سخنگوی طالبان گفته است که در این نبرد 15 مامور پولیس را کشته اند. و باز در همین روز از ولایت زابل خبر رسید که جنگ شدید میان افراد پولیس و طالبان اتفاق افتاده است. اما در این درگیری تعداد تلفات افراد طالبان بیشتر بوده است. قرار یک گزارش 20 تن از طالبان در این مصاف کشته شدند و تلفات اندکی را هم پولیس ملی متحمل شده است. باز در کنر، در همین روز عملیات خونینی انجام شده و در اثر این عملیات در ولسوالی شیگل آن ولایت دو نفر کشته و سه نفر دیگر زخم برداشتند. اینها حوادث یک روز اند روز جمعه 30 حمل. اما در روز پنجشنبه 29 حمل باز حوادث خونینی را شاهد بودیم، یکی از آن حوادث، حادثه خونین زرنج مرکز نیمروز بود که 14 تن پولیس در آن جان به جان آفرین سپردند. حملات پی هم طالبان در طول هفته مخصوصا در قندهار بسیار خونین و خشونت بار بود که پریروز جان دو تن از سربازان کانادایی را نیز گرفت همه و همه نشان دهنده این است که حملات طالبان افزایش یافته و این گروه فعالیت های نظامی شان را به صورت گسترده در شرق، جنوب و غرب کشور از سر گرفته اند.
این در حالیست که آقای باوچر معاون وزارت امور خارجه امریکا در آسیای میانه و جنوبی ضمن یک کنفرانس خبری گفت که مخالفان افغانستان شدیدا تحت فشاراند. و آقای جنرال عظیمی سخنگوی وزارت امور دفاع افغانستان نیز تاکید کرد که مخالفان دولت افغانستان تحت فشار قرار داشته و وضعیت بدی دارند، در حالیکه نیروهای دولتی از وضعیت خوبی برخورداراند. قابل یادکرد است که در ادامه این فعالیت های نظامی ملاتورجان نامی که گفته می شود از قوماندانان معروف طالبان است، نیز در ولایت ارزگان هنگامی که می خواسته از پاکستان وارد شهر ترینکوت شود، به دست نیروهای امنیتی افتاده است.
بهرصورت هرچند این صحنه های نبرد در طول سال، فراز و فرودهایی را شاهد بوده است، گاهی داغ شده و گاهی فروکش کرده، اما این بار با شدت کم نظیری عملیات هاو جنگ ها و خشونت ها ظرف یک هفته یک گراف سریع صعودی را پیموده است. از این گراف بلند جان دهها تن از طرفین جنگ و همچنین بیگناهانی که در درگیری ها اصلاً اشتراک نداشته اند، نیز آویخته شده است.
آیا این خشونت های جدید با سروصدا و آوازه کمک نیروهای ناتو به افراد طالبان، رابطه نخواهد داشت؟ روز یک شنبه 25 حمل کمیسیون امنیت داخلی مجلس نمایندگان، نیروهای نظامی خارجی را متهم کرد که، مخالفان دولت افغانستان را کمک نظامی و لوژستیکی می کند. در این رابطه سروصدایی در مطبوعات افغانستان پیچید و اما رئیس امنیت ملی افغانستان و باز مقامات امریکایی این مسئله را به شدت رد کردند.
اما طالبان در این رابطه هیچ واکنشی نشان ندادند. آیا شدت جنگ طی این هفته انفجارها، و گسترش خشونت در سراسر شرق تا جنوب و غرب کشور را نمی توان واکنشی پنداشت از جانب این گروه. شاید این شدت عمل در طول یک هفته اخیر بدین معنی باشد که طالبان در انتظار کدام گفتگو و کنارآمدن با دولت افغانستان نیستند و از جانبی برای ایشان اشاره شده باشد که فعالیت ها را با سرعت از سر گیرند تا دیگر فرصتی برای منتقدین در دولت افغانستان باقی نماند و یکبار دیگر برای این منتقدین خاطر نشان سازند که نیروهای خارجی نقش مهمی را برای بقای دولت افغانستان و پارلمان این کشور به عهده دارند. |