افغانستان و پاکستان؛ گریز از واقعیت
روابط سیاسی و دیپلماتیک افغانستان و پاکستان از آغاز به وجود آمدن کشوری به نام پاکستان با فراز و نشیب های زیاد و خطرناکی مواجه بوده است. دوستی های دو کشور همواره زودگذر، کوتاه و ناپایدار بوده؛ اما دشمنی ها و بدبینی ها طولانی تر و شدیدتر بوده است که در برخی موارد دو کشور را تا مرز جنگ های نظامی و مسلحانه پیش برده است.
دیپلماسی افغانستان و پاکستان که در اوایل دهة پنجاه هجری بسیار به سردی گراییده بود و پس از تحولات هفت ثور 1357 این روند با شدت بیشتری دوام پیدا کرد. با شروع جهاد در افغانستان و آغاز مهاجرت مردم به کشورهای خارج و بخصوص ممالک همسایه، این روابط شکل دیگری به خود گرفت و دولت پاکستان برای تضعیف و سرنگونی رژیمهای سیاسی در افغانستان، مرزهای خود به روی مهاجرین افغانی را بازگذاشت و از سران، رهبران و قوماندانان مختلف جهادی پذیرایی کردند و زمینة فعالیت های سیاسی مخالفان دولت را در سراسر کشور فراهم ساخت.
سازمانیابی مجاهدین در قالب گروهها و سازمانهای مختلف در داخل پاکستان، سبب تحرک و نظام مندی بیشتر نیروهای پراکنده و انسجام نیافتة مردم در جبهات گردید و پیروزی های بیشتر و روزافزونتری را برای آنها پدید آورد.
حمایت پاکستان از گروه طالبان بار دیگر رابطة دو حکومت و نیز مردم افغانستان را با دولت پاکستان تیره و تاریک نمود و مردم افغانستان به پاکستان به عنوان یک کشور متجاوز نگاه می کردند.
حادثة 11 سپتامبر و انفجار برجهای دوقلوی تجارت جهانی در نیویورک، برای بار دیگر چرخش صدوهشتاد درجه ای را در سایست پاکستان سبب گردید و دولت پاکستان تحت فشار جامعة جهانی مجبور شد که به ائتلاف بین المللی مبارزه علیه تروریسم بپیوندد.
با آن که در آغاز روند جدید این روابط تا اندازه ای بهبود یافت؛ اما پس از مدتی تحت تأثیر عوامل مختلف، از جمله افزایش ناامنی ها در جنوب و جنوب شرقی کشور، رو به وخامت گذاشت و دو کشور در موضع گیریهای رسمی خود همدیگر را مستقیماً به دخالت در امور داخلی خود متهم می کردند. سردی روابط بین این دو کشور مبارزه علیه تروریسم را نیز با دشواری های تخنیکی مواجه نمود و گروههای تروریستی از این فرصت بهترین بهره برداری را نموده و خاک دو کشور را زمینة امن برای تعقیب اهداف نظامی و سیاسی خود ساخته بودند.
سفر رییس جمهور افغانستان و پاکستان به امریکا که به دعوت جورج دبلیو بوش انجام شد و در آن نهایت سعی گردید تا دو طرف را به یک استراتژی روشن و پایدار نسبت به همدیگر ترغیب نماید؛ اما این کوشش ها چندان ثمربخش نبود. تشکیل جرگه امن منطقوی را می توان یگانه دستاورد این سفر به حساب آورد که با وجود تلاشهای زیادی از جانب افغانستان، دولت پاکستان چندان تمایلی به برگزاری جرگه نشان نداده است؛ اگرچه کمسیونی را در این ارتباط بوجود آورده است. خط مرزی دیورند و مسألة حصارکشی و ماین گذاری مرزهای مشترک بین دو کشور، چالش های عمدة دیگری را در سر راه ترمیم روابط به وجود آورده است.
درگیری های جدید نیروهای دو کشور در ولایت پکتیکا و اقدام پاکستان به نصب سیم خاردار و ماین گذاری، نشان می دهد که ریشة اصلی همه تحولات، ناپایداری ها و بدبینی ها به اختلافاتی بر می گردد که از همان ابتدا تا کنون به صورت لاینحل باقی مانده است؛ اگرچه دو کشور از نام بردن آن ترس و ابا دارد و مطمئناً سرپوش گذاشتن و مخفی کردن آن هیچ دردی را دوا نخواهد کرد؛ بلکه یگانه راه بیرون رفت از بحران پذیرش واقعیت های مورد اختلاف از هر دو جانب و پیگیری آن از راههای سیاسی و مجاری دیپلماتیک می باشد، در آن صورت هم مشکل تروریست حل خواهد شد و هم به ناامنی های دوامدار در جنوب خاتمه داده خواهد شد. |
ابهام و چندگویه گی در معضل پارلمان
قوه ی مقننه ی کشور که ده روز پیش حین بحث روی قانون انتخابات و درست زمانی که تلاش برای تصویب ماده ی نهم قانون انتخابات که کوچی ها را از دیگر شهروندان کشور استثنا می نمود با مخالفت شدید بخش بزرگی از نمایندگان مردم ولایات متعدد کشور روبرو گشت. اندکی پس از آن که حاجی علم گل یکی از نمایندگان کوچی ها نمایندگان معترض را مهاجر خواند، جلسه ی رسمی به تشنج کشیده شده و به ترک مجلس از سوی ده ها نماینده به رسم اعتراض انجامید. این روند طی ده روز گذشته ادامه داشته و علی رغم افتادن مجلس از نصاب رسمی، عده ای بدون توجه به حضور و خواست بیش از صد نفر از نمایندگانی که عمدتاً به خاطر توهین به اقوام کشور و غائله سازی توسط سرپرست موقت این قوه یعنی میرویس یاسینی از حضور در مجلس ابا ورزیده بودند، به بحث های خود ادامه می دهند. در عین حال، تا کنون چندین بار جهت حل این معضل سیاسی کشور، تلاش هایی توسط بعضی از نمایندگان بی طرف صورت گرفته که به دلیل پافشاری طرفین روی مواضع شان، کماکان لاینحل مانده است.
روز گذشته رادیو BBC خبرداد که نماینده ای از ولایت دایکندی که گاهی در میان اعتصاب کنندگان قرار می گیرد، به آن ها گفته است که جمعی از وکلای برادران پشتون به اضافه ی مولوی تاج محمد مجاهد و یک برادر دیگر که از وکلای غیر پشتون بودند به اینجا تشریف آورده بودند و از جسارت و توهینی که علم خان کرده بود، از این جمع معذرت خواهی نمود.
در پی طرح شدن این موضوع، اعتصاب کنندگان ابراز خوشی و امیدواری نمودند که این گونه برخوردها که اقداماتی مسئولانه و آشتی جویانه به شمار می روند، می تواند به حل معضل کمک نماید.
متاسفانه چنین خوشی هایی زیاد به درازا نینجامید و به دنبال این اظهارات، آقای علم خان کوچی نه تنها از ادعای نماینده ی یاد شده اظهار بی اطلاعی نمود، که با جدیت روی سخنان گذشته اش که به تشنج های پارلمان منجر گشته بود، پافشاری نموده و ادعا می نماید که هرگز از حرفی که قبلا گفته منکر نبوده و خود را وارثان این خاک می دانند.
این نوع ادعاها و سرسختی روی داعیه های تشنج زا، نه تنها گرهی از مشکلات موجود نمی گشاید که ممکن است اوضاع را متشنج تر هم ساخته و آن را به سوی گره کوری کشاند که سودی برای هیچ طرف به دنبال نداشته باشد. علاوه بر آن، دو نکته ی اساسی و قابل تأمل، ادعا های آقای علم گل کوچی اند که طی همه ی اقوام کشور به استثنای قبایل کوچی را مهاجر خوانده شده و نیز خود را یگانه وارث این خاک و سرزمین قلمداد نموده است. مسلماً چنین داعیه هایی با توجه به هم معنی بودن آن با گفته های مقامات طالبان حین حکومت شان که گفته بودند "افغانستان از پشتونهاست و جای تاجیکها تاجیکستان، ازبکها، ازبکستان و هزارهها در گورستان میباشد"، شدیداً احساس می گردد تا توضیح داده شده و مقصود آن به طور شفاف بیان گردد. به ویژه این که، تاکنون هیچیک از برادران پشتون چنین ادعاهایی را رد نکرده اند.
بنابراین، چنین توضیحی یکی از ضرورتهایی است که در صورت روشن نشدن آن، حتا پس از حل بحران کنونی پارلمان، میتواند به تشنجهای چندین باره در آینده منتهی گردد. چرا که چنین داعیه هایی می تواند گونه های متعدد تفسیری به خود گرفته و به نکته های باریکتری کشانیده شوند. در مورد ادعای وراثت سرزمینی (خاک)، باید گفت که وجه تشابه این داعیه با مطالبات غیردموکراتیک و انحصارطلبانهی عدهای که دم از وراثت تاج و تخت دارند، نگرانیهای زیادی را میان مردم کشور آفریده است که آنهم نیازمند توضیح آقای علم خان و دیگر برادران پشتون است.
مسلم است که وضعیت کنونی پارلمان برای مدت طولانی در چنین حالتی باقی نخواهد ماند، اما عدم روشن شدن ادعاهای آقای علم خان کوچی و هم فکران و حامیان، بحثهای داغ و عمیقی را به متن جامعه خواهد کشاند.
|