افغانستان به گذشته بر
نمی گردد
دولت کنونی که محصول توافقنامة بن می باشد، یکی از زیربنایی ترین کارکرد خود را تطبیق ارزشهای دموکراتیک، احترام به موازین حقوق بین المللی و بخصوص اعلامیة جهانی حقوق بشر می داند. این مهم هم در متن موافقنامة بن مورد تأکید قرار گرفته و هم در مقدمه و سایر مواد قانون اساسی گوشزد گردیده است. یکی از مهمترین موازین حقوق بشر جهانی و یکی از اساسات دموکراسی، که نادیده گرفتن آن به منزلة چشم پوشی از تمامی حقوق انسانی، به شمار می رود؛ مسأله آزادی است و موارد زیادی از نیازها و رفتارهای بشر را در خانواده و اجتماع در بر می گیرد. آزادی بیان یکی از شاخه های آزادی و از موثرترین و حیاتی ترین آزادیها است که بدون آزادی بیان، تحقق آزادی یک دروغ و یا فریبی بیش نخواهد بود و حد و حدود آزادی در هر کشور و جامعه به نسبت حق برخورداری اعضای جامعه از آزادی بیان، سنجیده می شود.
تا اینجا در یک صغرا و کبرای منطقی نتیجه می گیریم که با سلب آزادی بیان و محدودیت های غیر قانونی رسانه های صوتی، تصویری و نوشتاری، تشکیل اجتماعات و نهادهای مردمی و ... واژة آزادی به معنای واقعی کلمه مصداق پیدا نخواهد کرد و بدون به رسمیت شناختن آزادی، دموکراسی استحکام نخواهد یافت و در فقدان دموکراسی، سخن گفتن از قانونگرایی و عدالت پروری فریب و یا خوشخیالی خواهد بود. دولت افغانستان در پنج سال گذشته در عرصه های اداره، بازسازی، امنیت و اقتصاد، غالباً ناکام مانده و هیچ انکشاف قابل قدری در زمینه های فوق به وجود نیامده است و این ادعای محض نیست، بلکه واقعیت های زندگی مردم و مشکلات و نارسایی های عمومی که در هر زمینه موجود است موضوع فوق را تأیید می کند. به گفتة کارشناسان امور سیاسی و فرهنگی کشور، بزرگترین دستاورد دولت فعلی در پنج سال گذشته؛ تنها در بعد آزادی بیان، مطبوعات و رسانه ها رونما گردیده و پیشرفت های خوبی در این عرصه داشته ایم. گرچند رسانه ها به معنای عام کلمه با کمبودی ها و چالش های زیادی مواجه می باشند؛ اما آزادی های داده شده به مطبوعات و سایر رسانه ها این امکان را فراهم می آورد، تا شرایط پرالتهاب و پرخطا و اشتباه دوران گذار را طی کرده و به زودترین فرصت، جایگاه و پایگاه خود را در بین جامعه پیدا کرده و کارکردها و مسئولیت های مسلکی و تخصصی شان را به عنوان رکن چهارم نظام سیاسی به انجام رسانند و در حفظ نظم و ترویج قانون و نهادینه سازی رفتارها و رویه های قانونمند و ارزشمدار مساعی خود را به کار بندند.
آزادی رسانه ها در افغانستان با توجه به پیشینة تاریخی و ویژگیهای سنتی و دینی جا معه از همان آغاز با مخالفت ها و بدبینی هایی همراه بود، اما قانون رسانه ها و مقامات بلند پایه حکومت و حمایت های مردمی از رسانه ها، آنها را در برابر برخی واکنش های تندروانه محافظت کرد و دوام فعالیت های شان را در بحرانی ترین و نامطمئن ترین وضعیت نیز تضمین نمود.
نزدیک یکسال است که گرایش های محدودنگر، متملقانه می کوشند تا جریان آزادی رسانه ها را به بهانة تهدید امنیت، متوقف سازند و بار دیگر کارها و فعالیت های مطبوعاتی را به عقب برگردانند و از پیشرفت و توسعه بازدارند.
حملة ناگهانی و غیر قانونی پولیس حوزة دهم امنیتی به دفتر تلویزیون طلوع یکی از دهها موردی است که ممنوعیت فعالیت های مطبوعاتی و رسانه ای را در یکسال اخیر، هدف قرار داده و به بهانه های گوناگون می خواهند امنیت خبرنگاران و ژورنالیستان را در معرض تهدید قرار دهند و رسا نه ها را به ابزار تبلیغ حکومت و دستگاههای دولتی تبدیل سازند.
برخورد لوی سارنوال در برابر تلویزین طلوع به هر دلیلی که صورت گرفته باشد؛ اولاً غیر قانونی است. ثانیاً توهین آمیز است. ثالثاً شتابزده می باشد و ما مطمئن هستیم که این برخورد آخری و نهایی نیز نخواهد بود و از این به بعد هرازچندگاهی تکرار خواهد شد. و این خطر به شدت افغانستان و مردم آن را تهدید می کند که شرایط کشور از لحاظ استبدادزدگی و حاکمیت های ضعیف و نامشروع، یکبار دیگر به گذشته برنگردد.
|
درگیری های مجدد مرزی
روابط افغانستان با کشور همسایه، پاکستان همواره در سطح تعارفات دیپلماتیکی باقی مانده است. پاکستان همیشه می گوید که خواهان یک افغانستان با ثبات و قوی است. لکن در عمل هیچگاهی اینگونه نبوده و سال ها است که موجبات شکایت دولت افغانستان را فراهم می کند. بارها مقامات دولت جمهوری اسلامی افغانستان در اظهارات شان ریشه های تروریزم را در آن سوی خط دیورند آدرس داده اند و نیز دستگیری بعضی از اتباع پاکستانی در داخل کشور، نشان داده است که پاکستان تا حدی دست در آتش های معرکه افغانستان دارد. وجود نیروهای مربوط به القاعده که از کشورهای مختلف جمع شده اند در وزیرستان پاکستان هم چنانکه برای افغانستان مایه دردسرهای بزرگ بوده، برای خود آن کشور نیز جنجال های کلان آفریده است. تا حدیکه دولت پاکستان در سال گذشته مجبور شد با متنفذین قبایل، معاهده صلح امضا کند. اما با این همه روش های برخورد پاکستان با افغانستان تغییری نکرده و دولت ائتلافی جدید پاکستان علیرغم خوش بینی های که در ارتباط آن به وجود آمده بود، نشان داد که در سیاست خارجی پاکستان کدام تفاوت وتغییری به میان نیامده است. جلوگیری از صدور مواد خوراکی به افغانستان و درگیری مجدد مرزی در سپین بولدک، نشان می دهد که دولت جدید پاکستان همانند حکومت های سلف خود، هنوز هم در اعمال نیت های خیرخواهانه برای مردم افغانستان تردید دارد.
درگیری نیروهای مرزی در سپین بولدک، ممکن است به تنش های بیشتری بینجامد که اولین اثرات منفی آن روی اوضاع امنیتی افغانستان خواهد بود. پلیس پاکستان به خود اجازه می دهد که تا عمق خاک افغاسنتان نفوذ نماید. این، نوعی بی احترامی به تمامیت ارضی افغانستان است و علاوه بر آن می تواند سبب درگیری های دوامدار نیز بشود.
مشکلات موجود بین دو کشور آنقدر گسترده است که امروز باعث نگرانی منطقه و جهان گردیده، از اینرو می طلبد که در مناسبات دیپلماتیکی و روابط مبتنی بر حسن همجواری، هردوطرف از معیارهای بین المللی پیروی نموده و دولت جمهوری اسلامی افغانستان برخورد جدی تری نسبت به قضایای موجود داشته باشد. چرا که رفتار دولت پاکستان در جهت منع صدور کالای اولیه به افغانستان، شبیه تحریماتی است که گروه طالبان در زمان حاکمیت شان علیه مناطقی اعمال می کرد که در آنجا نفوذی نداشتند.
قضیه هرچه باشد برای مردمان هر دو کشور، بسیار حیاتی است که در فضای آرام و بدون غائله زندگی نمایند. چه اینکه اختلاط فرهنگی، اقتصادی و حتا مناسبات قومی در بین مردم هر دو کشور به گونه ای است که ایجاب می نماید دولت ها بیشتر از آنچه که تصور می شود جانب احتیاط را به کار گیرند. امید است در سال جاری که حکومت جدید در پاکستان روی کارآمده و اینطرف دولت افغانستان نیز با اطمینان بیشتر از سوی جامعه جهانی علیه تروریزم می ایستد، اوضاع به گونه ای پیش برود که به نفع ملت ها باشد و در گذر از بحران های داخلی، هر دو دولت افغانستان و پاکستان، در سایه مشترکات فراوان شان در امر مبارزه علیه افراطی گری، تروریزم و قاچاق مواد مخدر، برای همدیگر کمک و همکاری رسانند و البته که تمام این ها در صورتی محقق خواهد بود که دولت پاکستان به طور عملی حسن نیت اش را نشان بدهد تا در روشنایی عملکردهای آن، مردم افغانستان کدام ذهنیت منفی در رابطه با همسایه جنوبی خود نداشته باشند. وجود مرزهای مشترک و طولانی با پاکستان همانطوریکه باعث پیش آمدهای خونینی در داخل کشور بوده و رفت و آمد گروه های تروریستی را غیر قابل کنترل ساخته است، به دور از منفعت های کلان منطقوی برای هر دو کشور نیز نمی باشد.
گذرگاه های مرزی تورخم و اسپین بولدک دو نقطه مهم در واردات و صادرات پاکستان و افغانستان است که از این طریق در امر تجارت و تبادل کالا، برای کشور تولید کننده منافع بزرگ اقتصادی را به همراه دارد. نگهداشتن وضعیت به صورت عادی در سرحدات، همانگونه که منفعت های کلان تجاری دارد، به سود حفظ روابط سیاسی نیز خواهد بود؛ چیزیکه نیاز مبرم مردمان دو سوی سرحد به همین امر بستگی دارد. |