آیا مذاکره با مخالفان صورت خواهد گرفت؟
مذاکره با مخالفان گرچند از سال ها به این طرف، مورد توجه دولت افغانستان بوده است، ولی این مسئله در این اواخر به صورت جدی و همه جانبه مورد بحث واقع شده است. طی روزهای اخیر، تام کونیکس نماینده سازمان ملل متحد در امور افغانستان، طالبان را یک گروه سیاسی خواند و مذاکره با آن را بسیار ضروری قلمداد نمود و تاکید کرد که در این راه، بار بار تلاش شود.
البته این اظهارات نماینده ملل متحد در امور افغانستان، واکنش های زیادی را از سوی ژورنالیستان، مطبوعات، وکلای ولسی جرگه و بعضی حلقات دیگر اجتماعی برانگیخت و آن را نوعی دخالت در سیاست های دولت افغانستان دانستند و دولت هم، عنوان گروه سیاسی را به کسانی که افراد بی گناه را به صورت بی رحمانه گروگان می گیرند و بعدا آنها را سر می برند، مورد انتقاد شدید قرارداده و مذاکره با این طیف از طالبان را رد نمود.
یکی از مشکلاتی که تا کنون وجود داشته، تشخیص محور گفتگو از میان دسته های تقسیم شدة طالبان است. عناوینی از قبیل طالبان میانه رو، طالبان وطندوست، طالبان غیر قاتل و طالبان با رحم و ... که عمدتاً از طرف مقامات دولتی افغانستان در مقاطع مختلف مطرح شده است، مورد توافق همگانی نبوده و اکثریت آن را یک تقسیم بندی غیر واقعی می دانند و معتقدند که طالبان فقط یک دسته و یک طیف می باشند و نمی شود آن را به چندین گروه و دسته فکری تقسیم بندی کرد.
اگر دولت بتواند که یک تعریف دقیق و درست از این دسته بندی ارایه نماید، شاید کمکی به شناخت بیشتر و شفافیت موضوع کرده باشد؛ اما شواهد نشان می دهد که شاید خود دولت هم اعتقادی به این تقسیمات نداشته باشد، ولی شرایط وادار می سازد که دست به چنین اظهاراتی بزند و محور سازی برای پیشنهادات و مذاکرات خود نماید.
ملاعمر رهبر گروه طالبان و انجنیر گلبدین حکمتیار امیر حزب اسلامی که قبلاً جز دسته هایی غیر جانب مذاکره بودند، فعلاً به عنوان طرف مذاکره از آنان نام برده می شود. گفته شده است که ملاعمر و حکمتیار اگر ثابت کنند که در جنایات و کشتار افراد و مردم بی گناه افغانستان دست ندارند، می توانند که طرف مذاکره دولت افغانستان واقع شوند.
چه مرجعی باید عهده دار مسئولیت تشخیص این مسایل شود و بفهمد که چه کسانی از مخالفان طرف مذاکره قرار بگیرند؟ البته هیچ کس و گروهی حاضر نیست که خود را قاتل و جنایت پیشه معرفی نماید و طرف مقابل را حق به جانب بداند، ولی مشخص شدن موضوع یک امر ضروری است.
این که دولت در مورد ملاعمر و گلبدین حکمتیار، تصمیم گفتگو را می گیرد و با یک پیش شرط آن را می پذیرد، یک گام دیگری است که از سوی دولت برداشته می شود. گرچند موضوع مذاکره با طالبان میانه رو از گذشته ها هم در پالیسی دولت بوده، اما ملامحمدعمر بار اول است که طرف اصلی گفتگو مطرح می شود. چندی قبل حامد کرزی رییس جمهور افغانستان نیز از مذاکره با مقامات ارشد طالبان خبرداده بود، اما مشخص نشد که ملاعمر هم جزء آن مقامات بوده است یا خیر؟
به هر تقدیر اگر مقامات طالبان از جمله ملاعمر به ضمیمه حکمتیار حاضر به مذاکره و گفتگو با دولت شوند، یک اقدام احتمالی موثر برای کاهش تشنجات و ناامنی ها به حساب می آید، چیزی که دولت و مردم افغانستان در آرزوی آن یعنی امنیت و ثبات سیاسی در افغانستان بوده اند.
اما تجربه نشان داده است که احتمال پذیرش مذاکره از سوی مخالفان بسیار ضعیف است چنانچه در گذشته ها در هر مرحله ای که پیشنهاد مذاکره از سوی دولت شده است، طالبان آن را رد کرده و دولت کنونی را یک دولت وابسته و مزدور دانسته و مذاکره با آن را نامشروع خوانده اند.
|
حامد کرزی و اشتهای دوباره ریاست جمهوری
رئیس جمهور حامد کرزی مدتی پیشتر نیز گفته بود که در دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری کاندید خواهد بود. اما این بار جدی تر از هر وقتی گفته است که چوکی ریاست جمهوری را ایلادادنی نیست. وی این عبارت را در مراسم توزیع اسناد فراغت برای دانشجویان دانشگاه های کشور بر زبان آورد و با همان لحن مخصوص به خودش گفت: در کوه های ارزگان بودم که از بن به من زنگ زدند و یک دفعه خود را به جایی یافتم که تصورش را هم نمی کردم حالا به سادگی ایلا دادنیش نیستم . این اظهارات زمانی با این لحن صورت می گیرد که شایعه نامزدی خلیل زاد سفیر سابق واشنگتن در کابل، برای ریاست جمهوری افغانستان جدی تر شده و نیز جبهه ملی اعلام داشته است که از یک کاندید بیرون از جبهه حمایت می کند .شاید آقای کرزی تعبیرجبهه ملی را به آدرس زلمی خلیل زاد میداند وازینرو خیلی زودهنگام اشتهای دوباره اش را برای ریاست جمهوری اعلام کرده است. در حالیکه برای ریاست دولت که هنوز فرصت یک و نیم ساله پیش رو دارد به طور قطع بسیار شتابزده و پیش از موقع خواهد بود که بگوید او نیز در دور دوم خواهد بود.
التهاب سیاسی برای انتخابات آینده ریاست جمهوری از همین حالا شروع شده و یارگیری های کاندیداتوران مقتدر به صورت پنهانی و علنی ادامه دارد. البته در کنار نام رئیس جمهور حامد کرزی و خلیل زاد این مقام عالیرتبه حکومت آمریکا، زمزمه های دیگری نیز هست که گویا اشخاص دیگری نیز در رقابت دور بعدی شرکت می کنند. برای رئیس جمهور کرزی بسیار مشکل خواهد بود که بتواند قناعت دوباره مردم افغانستان را به دست آورد چرا که در گذر این چند سال، مردم کشور نیز یاد گرفته اند که چگونه با وعده های مکرر مقامات دولتی برخورد نمایند و نیز رئیس جمهور با کدامین دستاورد، متوقع آرای مردم خواهد بود؟ حامد کرزی به جای اینکه در فرصت باقیمانده در راه بهبود وضع اقتصادی و سیاسی کشور تلاش نماید و برای مقابله با چالش های موجود برفراراه دولت افغانستان بکوشد، بی هیچ استمساک قابل توجهی، می خواهد دوباره رئیس جمهور باشد! آیا مردم افغانستان بازهم به شنیدن وعده های میان تهی اکتفا می کنند؟
این چیزیست که در هنگام انتخابات معلوم خواهد شد. آنچه هویداست اینکه مردم افغانستان به قواره ها و قرارها نخواهند اندیشید ؛ آنچه برای مردم مهم خواهد بود، عبور از بحران های کلانی است که در عرصه های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و تجاری با آن روبرو هستند.افغانستان آینده درگرو برنامه ریزی های دقیق و سنجیده اقتصادی سیاسی است و نسل های جوانتر کشور می خواهند ملک و دولت خویش را حداقل در ردیف کشورهای همسایه ببینند نه اینکه با گذشت هر سال، افغانستان گامی به سمت عقب بردارد و مهاجرین دور از وطن هم چنان در بلاتکلیفی مطلق باقی بمانند. آقای کرزی با اعلان پیش از وقت کاندیداتوری خود، بازار رقابت های داخلی را بیش از پیش گرمتر کرده و در برابر برنامه های کاری حکومت اش، موانع تعمدی ایجاد می کند. و صد البته باید به یاد داشت که اگر زلمی خلیل زاد به میدان رقابت بر سر کرسی ریاست جمهوری افغانستان بیاید، شانس بعدی رئیس جمهور کرزی برای بقا درپست ریاست جمهوری کم خواهدبود و یقیناً موضع گیری احزاب قدرتمند سیاسی کشور نیز در روند انتخابات آتی تاثیری به سزا خواهد داشت. اگر حامد کرزی واقعاً می خواهد در پست ریاست جمهوری باقی بماند ایجاب می نماید که به معضلات ملی از قبیل کشت مواد مخدر، مقابله با افراطیت، وجود دسته های مسلح، نبود اشتغال برای مردم و معضلاتی نظیر کوچی گری و فساد اداری، بیش از هر وقتی مسئولانه فکر نموده و راه های بیرون رفت از آن را جستجو و پیش روی مردم افغانستان قرار دهد. |