اخراج اجباری مهاجرین
راه حل نیست
مهاجرت یک پدیده سیاسی-اجتماعی است که در پی یک جنگ خانمانسوز داخلی و خارجی و یا عوامل اقتصادی، سیاسی و محیط زیستی صورت می گیرد. مهاجرت در پی فشارها، تنگناها و تهدیدهایی به وجود می یاید که گروه زیادی از مردم یک کشور را مجبور می سازد تا خانه و موطن اصلی خود را ترک گفته و به کشورهای بیگانه پناهنده شوند.
در افغانستان نزدیک به دو دهه جنگ، اغتشاش و خشونت قومی و تنظیمی، امنیت فزیکی، روانی و روحی اعضای جامعه را بر هم زد و فقر و بیکاری را در کشور گسترش داد. مجموعه این عوامل هجوم سیل آسا و غیر قابل کنترل مهاجرین را به کشورهای همسایه از جمله ایران و پاکستان به دنبال آورد. این روند وقتی در سالهای آینده نیز دوام پیدا کرد، سطح موجودیت مهاجرین در کشورهای مزبور نیز بالاتر رفت. به این صورت آمار مهاجرین در کشور ایران در حدود سه ملیون و در پاکستان حدود پنج ملیون نفر رسید و صدها هزار نفر به کشورهای دیگر جهان آواره و مهاجر شدند.
اغلب دولت ها و کشورهایی که به گونه ای از پیشروی شوروی سابق به طرف جنوب در هراس افتاده بودند، بهترین راه چاره را در این دیدند که با تقویت نیروهای مجاهدین در داخل افغانستان، خود و کشورهای خود را از آسیب های ناشی از جنگ نجات بخشند.
در کنفرانس بن پلان بازگشت دواطلبانه مهاجرین به کشورشان پیش بینی گردید و با روی کارآمدن دولت موقت و انتقالی حدود ششصد هزار نفر با رضایت خاطر به وطن بازگشتند، تراکم جمعیت در کابل، پایتخت کشور و کندی روند بازسازی ، فقر و بیکاری و بالا رفتن هزینه های زندگی، همه و همه دست به دست هم دادند، تا زندگی را برای بسیاری از مهاجرین در داخل افغانستان ناممکن سازند. بر این اساس جریان بازگشت دوباره مهاجرین به کشور های همسایه شروع گردید که تا به امروز ادامه دارد.
وضعیت مهاجرین طی ماههای اخیر در دو کشور ایران و پاکستان بسیار رقت بار و تاسفبار می باشد و هر دو کشور گویا تصمیم گرفتند که دیگر پرونده مهاجرین را در کشورشان مختومه و خاتمه یافته تلقی کنند.
هم اکنون مهاجرین افغانی در کشور ایران از وضع نه چندان مطلوبی برخودار می باشند و مقامات مسئول این کشور به مهاجرین فاقد مدرک هشدار داده است که چنانچه تا چهار روز دیگر به کشورشان بر نگردند، با آنها شدیدا برخورد می شود و ظرف 48 ساعت از مرز اخراج می شود. طولانی شدن فرایند مهاجرت در کشورهای منطقه نوعی خستگی و دلزدگی را برای کشور میزبان به وجود می آورد.
با آن هم فکر می کنم تصمیم مقامات جمهوری اسلامی ایران در مورد مهاجرین تا حدودی غیر عملی و غیر واقع بینانه می باشد و از طرف دیگر این اخراج ها راه حلی برای مشکل مهاجرت پیدا نخواهد کرد. بنا بر این اخلاق انسانی حکم می کند که در رابطه با مهاجرین از صبر و حوصله کار گرفته شود و ابعاد دیگر مهاجرت نیز مورد بررسی قرار گیرد. قضیه بایستی با توافق و مذاکره سه جانبه بین افغانسان، ایران و کمیشنری سازمان عالی ملل متحد حل و فصل گردد و تصمیم یک بعدی و یک طرفه در ارتباط با مهاجرین کارگشان نخواهد بود. وقتی شرایط زندگی مردم افغانستان بهبود نیابد و فقر و بیکاری کاهش نیابد و زمینه کار و اشتغال و در آمد روزانه برای عموم مردم فراهم نشود بازگشت مهاجرین جز افزودن بر نابسامانی ها و ناهنجاری ها ثمره دیگری در بر نخواهد داشت.
|
چاره جویی های اقتصادی دولت
یکی از معضلات جدی در فراروی مردم افغانستان، مسئله اقتصادی آنان است. حدود سی سال بحران ممتد در کشور، همانگونه که زیرساخت های فرهنگی، سیاسی و ... را دیگرگون نموده، زیربناهای اقتصادی و معیشتی مردم را نیز ویران کرده است. افغانستان کشوری است که در گذشته بیشترین اتکای اقتصادی آن، مقولاتی نظیر زراعت و دامداری بوده است؛ ازینراه بود که کشور هرگز انکشاف نیافته ای مثل افغانستان تا حدی می توانست روی پای خود بایستد و مردم آن با زحمت و کوشش روی زمین های زراعتی و نیز از طریق دامداری امرار معاش نمایند. اما این روند سال ها است که به هم ریخته و اشتغال اصلی مردم افغانستان از بین رفته است. علت های اصلی این ضایعه که اینک منجر به فقر و گرسنگی مردم شده، جنگ، خشکسالی و کشت مواد مخدر است. جنگ، این هیولای وحشتناک هم چنانکه از بسیاری انسان های این سرزمین را به کام مرگ برده است، کار و پیشه زراعت را نیز به تعطیلی کشانده است. سال های دراز است که اکثر مردم افغانستان راه های درآمد و معاش شان را نه از کشت و تولید محصولات زراعی بلکه از راه جنگ و جذب شدن در گروه هایی می دیدند که آنان اکثراً با پول های بادآورده از خارج جوانان و نوجوانان را در صف های طویل جنگ می کشاندند. این تنها عارضه جنگ نبود بلکه علاوه بر رکود و ایستایی در امور کشاورزی، نسل های جوان تر کشور از تحصیل و سواد باز می ماندند و تنها راهی که برای خود جستجو می کردند، شمولیت در دسته های جنگجویان بود. عارضه مخرب این مسئله، برای دراز مدت، تاثیرات عمیق خود را بالای افغانستان خواهد گذاشت. دو دیگر علت اصلی بحران اقتصادی و معیشتی مردم خشکسالی های اخیر را در کشور می توان یادآوری کرد که متاسفانه به زراعت کشور آسیب های جدی رسانده و اشجار و نباتات در اکثر ولایات کشور خشک گردیدند. این موضوع برای مردم زراعت پیشه و سطح متوسط کشور خسارت های زیادی را به بار آورد که یکی از علت های مهاجرت هموطنان ما نیز به حساب می آید. سومین علت برای بحران معیشت در کشور، کشت و تولید مواد مخدر است؛ معضله ای که هم افغان ها را به فقر و فاقه مبتلا کرده و هم برای جهانیان مشکل ایجاد کرده است. در نقاط حاصل خیز افغانستان اینک به جای گندم و دیگر غله جات مورد نیاز تریاک کشت می شود. ولایاتی نظیر هلمند که روزگاری علاوه بر گندم مورد نیاز کشور، پخته و روغن آفتابگردان تولید می کرد متاسفانه امروز به کشتگاه بزرگ مواد مخدر تبدیل شده است.
روی هم رفته مسایل فوق کشور را به گرسنگی کشانده و برای تورید مواد خوراکی از کشورهای همسایه دست نیاز افغانستان را دراز کرده است. که گاهاً از این مجبوریت بعضی کشورها سوء استفاده نموده و در راستای اهداف خاص سیاسی شان دولت جمهوری اسلامی افغانستان را تحت فشار قرار می دهند. امسال با بالارفتن نرخ مواد خوراکی نگرانی های عمیقی برای مردم افغانستان پیدا شده و موجب تشویش دولت نیز گشته است. با تشکیل دولت جدید ائتلافی در پاکستان که انتظار می رفت مناسبات بهتری بین دو کشور ایجاد شود برعکس از صدور مواد خوراکی مخصوصاً آرد به افغانستان جلوگیری شد که یقیناً این موضوع بی ربط به مسایل سیاسی نیست. مگردولت افغانستان تصمیم گرفته است که به ارزش پنجاه میلیون دالر گندم از خارج وارد کند و برای این کار کمیته ای مرکب از وزراء تشکیل گردیده و آقای رامین وزیر زراعت ابراز امیدواری کرده است که اختصاص این مقدار پول تاثیر مثبت در تقاضا و کنترول مواد خوراکی داشته باشد. پارسال نیز دولت افغانستان با همکاری سازمان ملل متحد از کشورهای خارجی خواسته بود که به افغانستان مواد خوراکی بفرستند. چیزیکه برای دولت افغانستان ضرورت به حساب می آید این است که باید به فکر چاره جویی های معقول و منطقی برآمده و از توانایی های بالقوه کشور استفاده ببرد تا مجبور نشود که هر سال دست گدایی به سمت بیرون دراز کند.دولت برای محو کشت مواد مخدر و عرضه بدیل معقول برای دهقانان کشور، پلان های اساسی تری بسنجد. در غیر آن داستان گرسنگی افغان ها ادامه خواهد داشت. |