پیچیدگی اوضاع سیاسی افغانستان
روند مصالحه ملی یکی از روش های سیستم جدید سیاسی افغانستان بعد از اجلاس تاریخی بن بوده است. البته حکومت افغانستان در این سیاست خود، چندان موفق نبوده و دستاورد ملموسی نداشته است.
گروه طالبان که یک جریان اصلی مخالف دولت افغانستان شمرده می شود، بعد از سازماندهی مجدد و تجدید قوا، همواره سوگند مبارزه بر ضد این دولت یاد کرده و مصالحه و گفتمان سیاسی را با دولت افغانستان، مردود دانسته و به این گفته های خودپافشاری می نمایند، اما دولت افغانستان، علی رغم مواضع تند و سرسختانه طالبان، نرمش سیاسی را پیشه کرده و همواره با زبان آرام با آنان صحبت کرده است.
دولت افغانستان، مذاکره با طالبان را هیچگاه به صورت مطلق اعلام نکرده، بلکه با طالبان به اصطلاح میانه رو و مصلحت طلب پیشنهاد کرده است. طالبان از نگاه این دولت همیشه یک دست نبوده و به دسته ها و طیف های مختلفی مرحله بندی شده است.
اخیرا طالبان میانه رو، جانب پیشنهاد دولت افغانستان بوده است که این طیف هم جواب مثبت به این پیشنهادات تا کنون نداده است.
نماینده سازمان ملل متحد در افغانستان اخیراً، گروه طالبان را یک گروه سیاسی خوانده و مذاکره با آنان را به صورت مطلق یک اقدام مثبت خوانده است، نه تنها طالبان که می گوید با همه مخالفان با چنین سیاستی برخورد شود.
این اظهارات، سوال های زیادی را سبب شده است که آیا این نظرات همان نظریه سازمان ملل متحد است و یا یک نظر شخصی و سلیقه ای؟ اگر سازمان ملل متحد در مورد طالبان به این باور باشد که آنها یک گروه سیاسی است و مذاکره با گروه سیاسی یک امر معقول می باشد، دیدگاه جهانی باید در مورد طالبان تغییر کند، در حالی که این گروه در لست سیاه و از جمله گروه های تروریستی شناخته شده است. علاوه بر آن با شعار نمی شود یک گروه را سیاسی ساخت، بلکه عملکرد آن گروه می تواند که او را گروه سیاسی و یا گروه تروریستی بسازد.
آیا این اظهار نظرها، نوعی دخالت در سیاست های دولت افغانستان نسبت به این گروه نیست؟ افغانستان با همه مناسبات و ارتباطاتی که با جامعه جهانی و سازمان ملل متحد دارد، اما در سیاست های داخلی و منطقوی خود مستقل می باشد و دیکته های سیاسی و فکری در این مورد یک امر مقبول نیست. نمی شود در یک کشور، چند نوع سیاست اعمال شود و این چندگانگی سیاسی به نفع کشور هم نخواهد بود.
تا کنون متأسفانه، سیاست های همسو در افغانستان اعمال نگردیده است و دولت افغانستان هم در این زمینه، نتوانسته که پیشگام یک سیاست و استراتژی شفاف در رابطه با همه مسایل جاری افغانستان باشد. دولت باید نسبت به این نوع برخوردها حساس بوده و یک راه معقول را در این زمینه ارایه نماید.
آیا این اظهارات، بیانگر شناخت از واقعیت های سیال افغانستان است؟ واقعیتی که در مذاکرات، مورد پذیرش جانبین مذاکره است. اگر پذیرش فقط یک جانبه باشد، مذاکره مفهوم واقعی خود را از دست داده و صرفاً به یک شعار تبدیل می شود. واقعیت این است که گروه طالبان تا کنون قانع نشده اند که از در آشتی و مصالحه با دولت افغانستان وارد شود.
بناءً ضرور است که یک راه مناسب برای متقاعد ساختن طالبان برای حضور در میز مذاکره ارایه شود و موارد منطقی مواد مذاکرات تبیین و مبرهن گردد تا قدم روی یک عبورگاه محکم گذاشته شود.
شرایط افغانستان یک شرایط حساس و پیچیده ای است که نیاز به مطالعات و اقدامات هماهنگ زیاد دارد و این پیچیدگی ها را باید با همسویی و همکاری همه جانبه بازکرد و راه حل اساسی ارایه داد.
|
افغانها هر روز تلف میشوند
تنها نزاعهای سیاسی در داخل کشور، از مردم افغاسنتان قربانی نمیگیرد. موج تلفات انسانی افغانها تا مرزهای دور کشیده شده و مدام خبرهایی از مرگ مردم در گوشه و کنار جهان مخابره میشود. افغانهای پناهجو که از ترس بیامنیتی و مشکلات اقتصادی، دست از خانه و خانواده شسته و راهی کشورهای خارجی میگردند، بر اثر حوادث طبیعی مثل غرق شدن در دریاها، مرگ بر اثر سرما و یا... مظلومانه در خاک ممالک خارجی کشته میشوند که حتا جنازه آنان نیز شانس آمدن به افغاسنتان را پیدا نمیکند. چه بسا هموطنان ما در یونان، ترکیه و دیگر کشورهای اروپایی بر اثر آنچه گفته شد، از بین رفتهاند. اما تلفات مهاجرین در دو کشور همسایه یعنی ایران و پاکستان بیشتر از هر جای دیگر است. مخصوصاً در جمهوری اسلامی ایران، به انحای مختلف و تحت بهانههای گوناگون، پناهندگان افغان کشته میشوند و با تأسف هیچ صدایی هم از هیچ مرجعی بر نمیخیزد که بگوید، آنان به چه گناهی کشته میشوند.
در سالهای گذشته، همگی خبر دارند که بر اثر شایعات دروغ، افغانهای مهاجر تحت هجوم قاتلانه نیروهای امنیتی ایران قرار گرفته و از بین برده میشدند. چنانچه یکبار با این شایعه که گویا یک فلم چند ثانیهای بلوتوث، چند مهاجر را در حال ارتکاب جرم نشان میدهد، تا واضح شدن قضیه چه بسا افراد بیگناه مهاجر اعم از زن و مرد و کودک مورد لت و کوب قرار گرفته و بعضاً جان باختند. تا اینکه بعداً پولیس ایران اعلام کرد که فلم یاد شده هیچ ربطی به افغانها ندارد. چند سال پیش نیز قضیه خفاش شب تهران به وجود آمد و تا زمانی که معلوم شد خفاش شب یک تبعه خود ایران بوده است ،دهها پناهنده افغانی در کشور ایران به قتل رسیدند. این کشتار، غیر از آن مواردی است که افغانهای مهاجر به جرم نداشتن اسناد اقامت در ایران در مرزها و اردوگاههای ایران کشته میشوند. پارسال حینی که دولت جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد، افغانهای فاقد مدرک شناسایی را اخراج میکند؛ چه بسا مهاجرینی که از بلند منزلها توسط ایرانیان به پایین پرتاب شدند و حتا زنانی را که از صف نانوایی و هنگام خرید در بازار دستگیر کرده بودند،حتا اجازه ندادند که کودکان شیرخوار خود را همراه بگیرند رد مرز شدند و در آن زمان رسانههای بینالمللی اوج قساوت را در برخوردهای کشور میزبان انعکاس دادند. در داخل کشور نیز سرو صداهایی به راه افتاد و بر علیه این نوع رفتار غیر انسانی در شهر کابل مظاهره صورت گرفت. با ا ین همه در رفتار نیروهای امنیتی ایران هیچگونه تغییری رونما نگردیده و این بار شنیده شده است که چهارده نفر از شهروندان افغانی در بیست و پنج کیلومتری مرز ایران و افغانستان در حالی که به سمت داخل افغانستان رهسپار بودهاند، توسط نیروهای پولیس ایران کشته شدهاند. گرچند که نیروهای امنیتی ایرانی اعلام کرده است که کشته شدگان قاچاقچیان مواد مخدر اند، اما این پرسش به میان میآید که آنان چگونه قاچاق برانی بودهاند که مواد مخدر را به افغانستان میآوردند؟ نکند کشت و تولید مواد مخدر در افغانستان محو شده است؟ دو دیگر اینکه اگر فرض بگیریم که آنان قاچاقچی بودهاند، کدام قانون در دنیا اجازه میدهد که متهمین و مجرمین به صورت دسته جمعی بدون هیچ محاکمه و بازداشتی قتل عام شوند؟
مساله اساسی این است که وزارت خارجه جمهوری اسلامی افغانستان وظیفه دارد در قبال هموطنان بیسرپناه و مهاجر ما ساکت نمانده و از حکومت ایران بپرسد که آیا کشتار این انسانها به دستور دین مقدس اسلام صورت میگیرد؟ آیا ایجابات همسایگی و حسن رابطه برادرانه دو کشور، به ایران اجازه داده است که هرازگاهی مهاجرین ما را یا در شهرها از بلند منزلها به پایین سقوط دهد و یا در نوار سرحدات دو کشور اینگونه مظلومانه کشته شوند. جای تعجب است که پناهندگان کشته میشوند، ولی مقامات حکومت ایران به سادگی تمام نام آنان را قاچاقچی میگذارد، فشار حکومت جمهوری اسلامی ایران بالای مهاجرین بر خلاف اصل قانون مهاجرت و رفتار آنان هیچ توجیه اسلامی و انسانی ندارد. |