سال سوم  شماره 471 پنجشنبه   22   حمل    1387-  April 10 - 2008     

January

سرمقاله های سال گذشته
22 حمل

سرمقاله امروز

پیچیدگی اوضاع سیاسی افغانستان

روند مصالحه ملی یکی از روش های سیستم جدید سیاسی افغانستان بعد از اجلاس تاریخی بن بوده است. البته حکومت افغانستان در این سیاست خود، چندان موفق نبوده و دستاورد ملموسی نداشته است.
گروه طالبان که یک جریان اصلی مخالف دولت افغانستان شمرده می شود، بعد از سازماندهی مجدد و تجدید قوا، همواره سوگند مبارزه بر ضد این دولت یاد کرده و مصالحه و گفتمان سیاسی را با دولت افغانستان، مردود دانسته و به این گفته های خودپافشاری می نمایند، اما دولت افغانستان، علی رغم مواضع تند و سرسختانه طالبان، نرمش سیاسی را پیشه کرده و همواره با زبان آرام با آنان صحبت کرده است.
دولت افغانستان، مذاکره با طالبان را هیچگاه به صورت مطلق اعلام نکرده، بلکه با طالبان به اصطلاح میانه رو و مصلحت طلب پیشنهاد کرده است. طالبان از نگاه این دولت همیشه یک دست نبوده و به دسته ها و طیف های مختلفی مرحله بندی شده است.
اخیرا طالبان میانه رو، جانب پیشنهاد دولت افغانستان بوده است که این طیف هم جواب مثبت به این پیشنهادات تا کنون نداده است.
نماینده سازمان ملل متحد در افغانستان اخیراً، گروه طالبان را یک گروه سیاسی خوانده و مذاکره با آنان را به صورت مطلق یک اقدام مثبت خوانده است، نه تنها طالبان که می گوید با همه مخالفان با چنین سیاستی برخورد شود.
این اظهارات، سوال های زیادی را سبب شده است که آیا این نظرات همان نظریه سازمان ملل متحد است و یا یک نظر شخصی و سلیقه ای؟ اگر سازمان ملل متحد در مورد طالبان به این باور باشد که آنها یک گروه سیاسی است و مذاکره با گروه سیاسی یک امر معقول می باشد، دیدگاه جهانی باید در مورد طالبان تغییر کند، در حالی که این گروه در لست سیاه و از جمله گروه های تروریستی شناخته شده است. علاوه بر آن با شعار نمی شود یک گروه را سیاسی ساخت، بلکه عملکرد آن گروه می تواند که او را گروه سیاسی و یا گروه تروریستی بسازد.
آیا این اظهار نظرها، نوعی دخالت در سیاست های دولت افغانستان نسبت به این گروه نیست؟ افغانستان با همه مناسبات و ارتباطاتی که با جامعه جهانی و سازمان ملل متحد دارد، اما در سیاست های داخلی و منطقوی خود مستقل می باشد و دیکته های سیاسی و فکری در این مورد یک امر مقبول نیست. نمی شود در یک کشور، چند نوع سیاست اعمال شود و این چندگانگی سیاسی به نفع کشور هم نخواهد بود.
تا کنون متأسفانه، سیاست های همسو در افغانستان اعمال نگردیده است و دولت افغانستان هم در این زمینه، نتوانسته که پیشگام یک سیاست و استراتژی شفاف در رابطه با همه مسایل جاری افغانستان باشد. دولت باید نسبت به این نوع برخوردها حساس بوده و یک راه معقول را در این زمینه ارایه نماید.
آیا این اظهارات، بیانگر شناخت از واقعیت های سیال افغانستان است؟ واقعیتی که در مذاکرات، مورد پذیرش جانبین مذاکره است. اگر پذیرش فقط یک جانبه باشد، مذاکره مفهوم واقعی خود را از دست داده و صرفاً به یک شعار تبدیل می شود. واقعیت این است که گروه طالبان تا کنون قانع نشده اند که از در آشتی و مصالحه با دولت افغانستان وارد شود.
بناءً ضرور است که یک راه مناسب برای متقاعد ساختن طالبان برای حضور در میز مذاکره ارایه شود و موارد منطقی مواد مذاکرات تبیین و مبرهن گردد تا قدم روی یک عبورگاه محکم گذاشته شود.
شرایط افغانستان یک شرایط حساس و پیچیده ای است که نیاز به مطالعات و اقدامات هماهنگ زیاد دارد و این پیچیدگی ها را باید با همسویی و همکاری همه جانبه بازکرد و راه حل اساسی ارایه داد.

 

 افغانها هر روز تلف میشوند

تنها نزاع‫های سیاسی در داخل کشور، از مردم افغاسنتان قربانی نمی‫گیرد. موج تلفات انسانی افغان‫ها تا مرزهای دور کشیده شده و مدام خبرهایی از مرگ مردم در گوشه و کنار جهان مخابره می‫شود. افغان‫های پناهجو که از ترس بی‫امنیتی و مشکلات اقتصادی، دست از خانه و خانواده شسته و راهی کشورهای خارجی می‫گردند، بر اثر حوادث طبیعی مثل غرق شدن در دریاها، مرگ بر اثر سرما و یا... مظلومانه در خاک ممالک  خارجی کشته می‫شوند که حتا جنازه آنان نیز شانس آمدن به افغاسنتان را پیدا نمی‫کند. چه بسا هموطنان ما در یونان، ترکیه و دیگر کشورهای اروپایی بر اثر آنچه گفته شد، از بین رفته‫اند. اما تلفات مهاجرین در دو کشور همسایه یعنی ایران و پاکستان بیشتر از هر جای دیگر است. مخصوصاً در جمهوری اسلامی ایران، به انحای مختلف و تحت بهانه‫های گوناگون، پناهندگان افغان کشته می‫شوند و با تأسف هیچ صدایی هم از هیچ مرجعی بر نمی‫خیزد که بگوید، آنان به چه گناهی کشته می‫شوند.
در سال‫های گذشته، همگی خبر دارند که بر اثر شایعات دروغ، افغان‫های مهاجر تحت هجوم قاتلانه نیروهای امنیتی ایران قرار گرفته و از بین برده می‫شدند. چنانچه یکبار با این شایعه که گویا یک فلم چند ثانیه‫ای بلوتوث، چند مهاجر را در حال ارتکاب جرم نشان می‫دهد، تا واضح شدن قضیه چه بسا افراد بی‫گناه مهاجر اعم از زن و مرد و کودک مورد لت و کوب قرار گرفته و بعضاً جان باختند. تا اینکه بعداً پولیس ایران اعلام کرد که فلم یاد شده هیچ ربطی به افغان‫ها ندارد. چند سال پیش نیز قضیه خفاش شب تهران به وجود آمد و تا زمانی که معلوم شد خفاش شب یک تبعه خود ایران بوده است ،ده‫ها پناهنده افغانی در کشور ایران به قتل رسیدند. این کشتار، غیر از آن مواردی است که افغان‫های مهاجر به جرم نداشتن اسناد اقامت در ایران در مرزها و اردوگاه‫های ایران کشته می‫شوند. پارسال حینی که دولت جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد، افغان‫های فاقد مدرک شناسایی را اخراج می‫کند؛ چه بسا مهاجرینی که از بلند منزل‫ها توسط ایرانیان به پایین پرتاب شدند و حتا زنانی را که از صف نانوایی و هنگام خرید در بازار دستگیر کرده بودند،حتا اجازه ندادند که کودکان شیرخوار خود را همراه بگیرند رد مرز شدند و در آن زمان رسانه‫های بین‫المللی اوج قساوت را در برخوردهای کشور میزبان انعکاس دادند. در داخل کشور نیز سرو صداهایی به راه افتاد و بر علیه این نوع رفتار غیر انسانی در شهر کابل مظاهره صورت گرفت. با ا ین همه در رفتار نیروهای امنیتی ایران هیچگونه تغییری رونما نگردیده و این بار شنیده شده است که چهارده نفر از شهروندان افغانی در بیست و پنج کیلومتری مرز ایران و افغانستان در حالی که به سمت داخل افغانستان رهسپار بوده‫اند، توسط نیروهای پولیس ایران کشته شده‫اند. گرچند که نیروهای امنیتی ایرانی اعلام کرده است که کشته شدگان قاچاقچیان مواد مخدر اند، اما این پرسش به میان می‫آید که آنان چگونه قاچاق برانی بوده‫اند که مواد مخدر را به افغانستان می‫آوردند؟ نکند کشت و تولید مواد مخدر در افغانستان محو شده است؟ دو دیگر اینکه اگر فرض بگیریم که آنان قاچاقچی بوده‫اند، کدام قانون در دنیا اجازه می‫دهد که متهمین و مجرمین به صورت دسته جمعی بدون هیچ محاکمه و بازداشتی قتل عام شوند؟
مساله اساسی این است که وزارت خارجه جمهوری اسلامی افغانستان وظیفه دارد در قبال هموطنان بی‫سرپناه و مهاجر ما ساکت نمانده و از حکومت ایران بپرسد که آیا کشتار این انسان‫ها به دستور دین مقدس اسلام صورت می‫گیرد؟ آیا ایجابات همسایگی و حسن رابطه برادرانه دو کشور، به ایران اجازه داده است که هرازگاهی مهاجرین ما را یا در شهرها از بلند منزل‫ها به پایین سقوط دهد و یا در نوار سرحدات دو کشور اینگونه مظلومانه کشته شوند. جای تعجب است که پناهندگان کشته می‫شوند، ولی مقامات حکومت ایران به سادگی تمام نام آنان را قاچاقچی می‫گذارد، فشار حکومت جمهوری اسلامی ایران بالای مهاجرین بر خلاف اصل قانون مهاجرت و رفتار آنان هیچ توجیه اسلامی و انسانی ندارد.

 

 

©2007 - www.dailyafghanistan.com All rights reserved