سال سوم  شماره 470   چهار شنبه   21   حمل    1387-  April 09 - 2008

January

سرمقاله های سال گذشته
21 حمل

سرمقاله امروز

ارتقای ظرفیت کی حاصل
می شود؟

دولت افغانستان بعد از پنج سال دوره های مختلف موقتی، انتقالی و انتخابی نتوانسته است که ظرفیت های لازم را در خود ایجاد کند. تغییر مهره ها در این دوره هیچ کمکی برای بهبود اوضاع این کشور ننموده است به ویژه دوره انتخابی دولت که در آن کوشش شد تا افراد متخصص و کاردان در پست های وزارت خانه ها جابجا شوند و آنان بتوانند، دولت را از درون قدرتمند بسازند و ظرفیت های لازم را در آن ایجاد نمایند.
مسئله حسابدهی که تحت عنوان حسابدهی دولت به ملت مسما گردید، ضرورت ارتقای ظرفیت را برای دولت یکبار دیگر مطرح ساخت. اکثریت وزارتخانه ها موفق نشده اند که بودجه انکشافی خود را به مصرف برسانند و یک کاری برای بهبود اوضاع نابسامان کشور و مردم در حوزه کاری خود انجام بدهند، چه بسا وزارتخانه هایی که حتی از مصرف بودجه عادی خود هم عاجز هستند.
پروسه حسابدهی در ذات خود یک اقدام مثبت است. هر دولت دموکراتیک  و انتخابی، همیشه باید پاسخگو باشد و کارکردهای خود را بعد از دوره ای برای مردم خود پیشکش نماید، ولی این پروسه نباید صرفا نمایشی باشد؛ بلکه بازتاب دهنده کارهای واقعی حکومت و دولت باشد تا مورد قضاوت و داوری ملت قرار بگیرد و این پروسه بایستی محکی برای صلاحیت و عدم صلاحیت کارگزاران دولت واقع گردد که بقا و عدم بقای شان از همین جا مورد ارزیابی مردم و مراجع تصمیم گیرنده قرار بگیرد.
واقعیت این است که دولت افغانستان در مدت چندین سال، از فرصت های خوب استفاده بهینه نتوانسته است. وقت و امکانات از بین رفته و از آن به صورت درست استفاده نشده است.
فساد اداری از چالش های عمده درون دولتی و درون اداری بوده که دولت را به زانو درآورده است. به جای این که دولت دست به اقدامات کلانتر و بهتر بزند، مجبور گردیده که در گردابی از فساد دست و پا بزند و به خود بپیچد.
البته کارهایی هم صورت گرفته است و این واقعیت قابل انکار نیست، اما کار منسجم و پلان شده و متمرکز از سوی مقامات دولتی ارایه نشده است، أر حالی کشور و مردم نیازمند پلان و کارهای انکشافی و توسعوی است. بسیار بی انصافی است که کشور، محتاج یک اقدام کاری از سوی دولت است و هم چنان مردم، تشنه کار و بازسازی و نوسازی کشورشان می باشند، اما دولت توانایی مصرف بودجه خود را ندارد. پول و امکانات در جیب دولت بلااستفاده می ماند، اما زمینه های کاری و پیشرفت از کشور گرفته می شود. مردم یا از خشکسالی در مضیقه واقع می شوند و یا بر اثر سیلاب ها از بین می روند و دارایی و امکانات شان تلف می شود. هیچ پلان پیشگیرانه برای هیچ کاری از سوی دولت وجود ندارد. دولت زمانی در فکر انجام کاری می افتد که کار از کار گذشته است. بسیار تأسف بار است که جاده های کابل پایتخت افغانستان بعد از سال ها و جذب کمک ها هم چنان تکه و شکسته است.
پل کمپنی کابل، زمانی که بر اثر سیلاب از بین می رود، میلیون ها کابلی و غیر کابلی در فکر عبور و مرور خود به خارج از شهر می افتند. شهری چند میلیون جمعیتی تنها یک معبر پلی دارد که با کوچک ترین آسیب از بین می رود و میلیونها انسان عملا محبوس می شود. دهها و صدها مشکل دیگری که وجود دارد، هیچ فکر و چاره اندیشی برای آن از سوی دولت وجود ندارد.
اگر توانایی ظرفیت برای دولت به وجود نیاید، مشکلات روز به روز زیادتر می شود و دولت ضعیف در برابر آن نمی تواند مبارزه کند و بر مشکلات و چالش ها فایق آید. دولت وظیفه دارد که وزرای ضعیف و ناکارآمد و افراد ناصالح خودرا کنار بزند و به جای آن از عناصر سودمند و کارفهم استفاده نماید. ظرفیت در بستر دولت زمانی به وجود می آید که افراد با ظرفیت عهده دار مسئولیت دولتی گردند.

 

 ولسی جرگه و کمبود حد نصاب


بدنبال اعتراض تعدادی از وکلای مردم علیه اظهارات علم گل کوچی یک تن از ده نماینده کوچی ها در ولسی جرگه، جلسات این شورا دو روز است که به حد نصاب نمی رسد. وکلای معترض که تعدادشان بیشتر از هشتاد تن می شود،زمانی سالن ولسی جرگه را به رسم اعتراض ترک کردند که با اظهارات علم گل کوچی وضع متشنج شد و نمانیدگان معترض، هیئت اداری جرگه را به تعبیض متهم کردند. یکی از وکلا در مصاحبه با رسانه ها گفت که میرویس یاسینی با استفاده از فضای متشنج و پر هیاهوی مجلس، در مورد کوچی ها رای گیری کرد و این عمل غیردموکراتیک بوده و از اعتبار قانونی برخودار نیست. اما اظهارات نماینده کوچی ها مبنی بر اینکه غیر از  کوچی ها بقیه اقوام افغانستان مهاجر هستند، سبب اصلی کمبود حد نصاب در ولسی جرگه شده است. وی در حالی این مطلب ناسنجیده را بر زبان آورد که معضل کوچی ها روز به روز شدیدتر می شود و مردمان ده نشین از آزار و اذیت آنان دست به کوچ اجباری می شوند. پارسال نیز فتنه کوچی گری در ولایت میدان وردک باعث تلف شدن یازده نفر از ساکنان بومی مناطق بهسود گردید و هجوم کوچی ها میلیون ها افغانی خسارت مالی بر مردم تحمیل کرد. در سال روان انتظار می رفت دولت جمهوری اسلامی افغانستان با تجربه از فجایع سال های گذشته و نیز به استناد قانون اساسی کشور معضل کوچی ها را قبل از آنکه کدام اتفاق بیافتد  حل کند؛ اما چنین نشد و در هنگامه ییکه کوچی ها شروع به هجوم بر سر مناطق ده نشینان کرده اند، اوج فاجعه، خودش را در سالن ولسی جرگه نشان داد و علم گل کوچی با پشتوانه ای که  فقط خودش آن را می داند،مردم افغانستان را با عبارات نسنجیده و غیر افغانی خود توهین کرد.
در پی این فتنه دموکراتیک هشتاد نفر از نمایندگان مردم که اعم از هزاره ها اوزبیک ها و تاجیک ها می باشند، چاره ای جز ترک مجلس ندیدند و برای آنکه گفته های قبلی شان را مبنی بر اسکان کوچی ها با استمساک از قانون اساسی افغانستان تاکید نمایند، تهدید کردند که اگر علم کوچی از نمایندگان و مردم افغانستان پوزش نخواهد به مجلس بر نمی گردند. این یک عملیه دموکراتیک و انسانی است که آنان بدون آنکه خدای نخواسته به کسی اهانت نمایند.
برای بیان و تعمیل خواسته های بر حق شان به این اقدام دست زده اند. بعضی نمایندگان دیگر نیز می گویند که همگی در برابر قانون مساوی هستند و افغانستان خانه مشترک همه اقوام است. این دیدگاه همانطوریکه حکایت از یک حقیقت می نماید  یک برخورد مناسب و مدنی نیز هست. چه خوب بود که همه نمایندگان شورای ملی با چنین تفکری به سالن جرگه بیایند و در پس ده ها سال عقب ماندگی های اقتصادی، علمی و سیاسی افغانستان، برای ترقی و پیشرفت مملکت کار نمایند. آیا برای یک وکیل شورای ملی عیب نیست که در آخر قرن بیست که تمام بشریت به سمت فتح قله های دانش و تکنولوژی می روند و امروزه بحث های اتنیکی و قومی جزو بی رنگ ترین موضوعات بشر متمدن است، بیاید و از چیزی سخن بگوید که دیگر تاریخ مصرف آن گذشته است و افغانستان امروز در کنار جامعه جهانی تلاش می ورزد که به سوی ثبات و ترقی قدم بردارد. کارت جنجال های قومی و اینکه چه کسانی اصیل و بومی هستند و چه کسانی ناقلین و مهاجر برای بازی های سیاسی در فضای دموکراسی و  درنظام قانونمند کنونی کشور نه تنها به درد نمی خورد، بلکه عمق بی دانشی آنانی را برملا می سازد که به جای سواد و ترقی، هنوز هم بر نحوه زندگانی بدوی پای می فشارند.
بسیار جای تاسف است که انسان امروز افغانستان هنوز هم می خواهد در فضای صد سال پیش نفس بکشد. کوچی ها باید قدردان قانون اساسی مملکت باشند که برای آنان سهولت زندگی و اسکان را پیش بینی کرده است. آنان باید قدردان نمایندگانی باشد که از دل و جان می خواهند، کوچی ها از بدویت عبور نموده و مثل دیگر مردمان این سرزمین خانه و کاشانه داشته باشند وازعلم وسواد بهره ببرند. یادمان باشد که سرگردانی کوچی ها سرگردانی افغانستان خواهد بود و از همین رهگذر است که مسئولیت های بزرگ دولت و شورای ملی بیش از پیش روشن می گردد.

 

 

©2007 - www.dailyafghanistan.com All rights reserved