گروگانگیری و ضرورت ویکردهای
نوین امنیتی
آغاز گروگانگیری ها از سوی گروه طالبان نشان می دهد که طالبان و متحدین نظامی آنها رویکردهای جدیدی را در مقابله با دولت مرکزی و برهم زدن امنیت و آرامش در کشور به امتحان گرفته است و موفقیت ها و کامیابی های خود را در این عرصه به سنجش می گیرد.
از سه ماه پیشتر پیش بینی می شد که مخالفان دولت در آغاز سال جدید حملات سنگین و شدیدی را بالای قوای دولتی و نیروهای ائتلاف بین المللی، سازمان خواهد داد و تاکتیک ها و شیوه های نوینی برای بدنامی دولت و نشان دادن حضور و قدرت نظامی خود در افغانستان، در پیش خواهد گرفت.
به گروگان گرفتن یک خبرنگار ایتالیایی با دو نفر افغانی که در نوع خود در افغانستان کم سابقه می باشد، بیانگر این نکته است که گروه طالبان این بار شانس خود را در این جنایت ضد بشری می آزماید و می خواهد از یک طرف امنیت روحی، روانی و فیزیکی شهروندان را در سراسر افغانستان با خطر مواجه سازد و از طرف دیگر در برابر آزادی گروگان ها امتیازاتی را از دولت مرکزی نصیب شوند. رویکردها و شیوه هایی که دهشت افکنان و وحشت آفرینان طالب در برابر مردم و دولت اتخاذ می کنند، غیر قابل پیش بینی و دور از انتظار نیست، اما آنچه در سرنوشت و آینده مردم و جامعه تأثیر می گذارد و واکنش هایی را بر می انگیزد، موضع گیری و نحوه مقابله حکومت با رویکردهای جدید طالبان می باشد.
مقامات مسؤول در امور امنیت به طور کلی سه گزینه را می توانند در برابر گروگان گیران داشته باشند:
1- این که دولت با تقویت کادرهای اطلاعاتی و امنیتی خود، زمینه های گروگان گیری و سایر اعمال تخریب کارانه مخالفان را از میان بر دارد و یا به حداقل برساند.
چنانچه نیروهای استخباراتی و امنیتی کشور، فعالیت اعضای گروه طالبان را زیر نظر داشته باشد و به کشف چند مورد جنایت ضد بشری و یا پیشگیری از آن موفق گردد، دیگر طالبان توفیق پیدا نخواهد کرد که به این عمل جنایتکارانه خود، ادامه دهد.
2- این که حکومت در برابر شیوه های عملیاتی طالبان انفعالی رفتار کرده و ابتکار عمل نظامی را به مخالفان واگذار نماید. در این صورت طالبان با ربایش کارمندان خارجی و استادان، معلمان و ژورنالیستان سعی می کند تا امتیازات بیشتری را از دولت مرکزی بگیرد.
امتیاز دادن حکومت به طالبان در برابر آزادی خبرنگار ایتالیایی گرچند با مخالفت های داخلی و خارجی مواجه گردید، اما پیامدهای منفی آن را در هفته گذشته در جریان ربوده شدن دو تبعه فرانسوی، با سه همکار داخلی آنها مشاهده کردیم. اگر دولت در برابر آزادی خبرنگار ایتالیایی، روش تبادله را اتخاذ کرد، حال در برابر آزادی گروگان هایی جدید، چه کار خواهد کرد؟
3- واکنش دیگر دولت در برابر گروگانگیران و تروریستان، همان روشی است که در برابر آزادی خبرنگار ایتالیایی انتخاب کرد و در قبال آزادی یک نفر پنج طالب را آزاد نمود.
قضاوتهای عمومی و مردمی نیز در برابر تروریستان مختلف و گاه ناسازگار می باشد. بعضی به این خاطر که اعضای طالبان روزی بالاخره از طریق پروسه تحکیم صلح آزاد خواهد شد. بنابراین چه بهتر که با یک نفر گروگان مورد تبادله قرار گیرند؛ سیاست معامله را ترجیح می دهد؛ بعضی دیگر پروژه امتیازدهی را تحت هر نام و عنوانی که باشد، ناکام و ناکارآمد دانسته و آن را برای امنیت خبرنگاران، ژورنالیستان و سایر مقامات ملی و دولتی خطرناک توصیف نموده است.
به هر حال دولت در چالش با پدیده گروگان گیری، بایستی هم امنیت خبرنگاران و اشخاص دیگر را مد نظر قرار دهند و هم پیامدهای مثبت و منفی احتمالی آن را تجزیه و تحلیل نمایند و هم آثار آن را در صلح، ثبات، امنیت و دموکراسی در کشور مد نظر بگیرند. |
جبهه ملی، میانجیگری میکند!
جبهه ملی گفته است از پنج ماه پیش غرض ایجاد تفاهم بین دولت و نیروهای طالبان در تلاش است و این رایزنی سیاسی به منظور ثبات افغانستان و جلوگیری از جنگهای موجود صورت میگیرد. مساله مذاکره با طالبان مدت درازیست که در عرصه سیاسی کشور مطرح است و رییس جمهور حامد کرزی بارها گفته است که آماده میباشد با طالبان مذاکره کند. صریحترین عبارتی که پارسال آقای کرزی به کاربرد آن بود که گفت اگر آدرس ملاعمر و گلبدین حکمتیار را میدانستم، خود میرفتم و با آنان مذاکره میکردم. این لحن بیانگر نرمش فوقالعاده دولت در برابر طالبان بود، ولی هیچگاهی چنین رفتاری از سوی طالبان به مشاهده نرسیده و آنان خروج قوای خارجی را از افغانستان یکی از پیش شرط های مذاکره قرار داده است،چیزی که نه در توان دولت افغاسنتان و نه در توان طالبان است. چون قوای ائتلاف بینالمللی بر اساس درخواست تنها دولت افغانستان نه بلکه بر مبنای یک تصمیم جهانی در کنفرانس بن در کشور حضور دارند. طالبان برای درهم شکنی صفوف اردو و پولیس افغانستان همواره از روشهای خشنی کار گرفته که اکثراً منجر به کشتار افراد ملکی شده است. از نظر آنان تمام کسانی که در دولت افغانستان کار میکنند، مهدورالدم هستند و این حکم را حتا در حصه معلمین نیز تعمیم میدهند. طی سالیان گذشته بارها اقدام به کشتن افرادی کردهاند که میگویند آنان برای خارجیها جاسوسی میکنند. اینگونه اعمال در عین اینکه روش تغییر ناپذیر طالبان بوده است، جواب صریح به اظهارات دولت افغاسنتان نیز میباشد.
اما اینک جبهه ملی ادعا دارد که برای حل این خصومتها میانجیگری میکند، این یک حرف خوشآیند است که برای صلح گفته میشود و ناگفته پیداست که در آخر هر جنگی صلح به وجود میآید و مردم افغاسنتان هم به شدت تشنه صلح هستند. در میانه این همه خشونتها هر کسی بیاید حرف از صلح و آشتی بزند، کاری خوبی خواهد کرد. اما پرسشهایی که از در زمینه مطرح میگردد، قابل تأملاند چرا که بعضی از اعضای جبهه ملی خونینترین جنگها را در گذشته با طالبان داشتهاند و میزان خصومت بین بعضی از عناصر در جبهه ملی و طالبان به حدی است که هر کسی در رابطه با این اظهار جبهه ملی، مبنی بر میانجیگری، دچار تردید میشود. دو دیگر اینکه چه مشترکاتی بین طالبان و جبهه ملی وجود دارد؟ آنان در یک منطقه مشترک به سر میبرند؟ خواست های همسان سیاسی دارند؟ نحوه مخالفتشان با دولت یکسان است و...
جواب برای همه آنچه گفته شد، منفی است، چرا که طالبان عمدتاً در مناطقی هستند که جبهه ملی چندان نفوذی در آنجا ندارد. جبهه ملی در متن معادلات سیاسی کشور و در کابل فعالیت میکند و طالبان در مناطق ناآرام و به طور مسلحانه، خواست سیاسی طالبان اجرای شریعت خاص خودشان است و جبهه ملی در پرتو قانون اساسی افغانستان تشکیل شده است. طالبان خواهان اخراج قوای بین المللی است و جبهه ملی درست در نقطه مخالف این خواسته میایستد. از همین رهگذر است که اظهارات جبهه ملی، چیزی در سطح یک شوخی معلوم میشود و بسیار نا چسپ به نظر میآید. برای اینکه مردم افغانستان با تجربه از حاکمیت چند ساله طالبان، با عزم راسخ در برابر آنان ایستاده است و اینک کشور صاحب قانون اساسی است که هر فرد افغان با تمام وجود به آن احترام میگذارد. در روشنایی قانون اساسی کشور است که مردم افغاسنتان را هشان را به سمت زندگی در افغانستان آرام و قابل ترقی نشانی کردهاند. دولت جمهوری اسلامی افغانستان بر اساس آرای اکثریت مردم کشور به وجود آمده و اینک مردم هستند که در مقابل جریانهای سیاسی، ابراز حساسیت مینمایند، جریانهایی که بعضاً به گونه دموکراتیک در صحنههای سیاسی کشور تبارز کردهاند و جریانهای سیاسی که پیش از همه آشوبگر و یاغی به حساب میآیند. از طرفی هم فکر نمیشود طالبان ضرورت به میانجیگری جبهه ملی داشته باشند. وقتی که رییس جمهور به صورت مستقیم و بدون واسطه به آنان پیام آشتی و صلح میدهد، دیگر جایی برای وساطت باقی نمیماند. خوب است تمام نیروهای سیاسی افغاسنتان به این بیاندیشند که طالبان باید قانون اساسی کشور را بپذیرد و در ساختن دوباره افغاسنتان همراه و همگام با اکثریت مردم از خود اراده وحسن نیت به نمایش بگذارد. در غیر این، تنها قانون اساسی است که معیارهای جنگ، صلح و میانجیگری را مشخص میکند. |