سال سوم  شماره 466 شنبه   17   حمل    1387-  April 05 - 2008

January

سرمقاله های سال گذشته
17  حمل

سرمقاله امروز

گروگانگیری و ضرورت ویکردهای نوین امنیتی

آغاز گروگانگیری ها از سوی گروه طالبان نشان می دهد که طالبان و متحدین نظامی آنها رویکردهای جدیدی را در مقابله با دولت مرکزی و برهم زدن امنیت و آرامش در کشور به امتحان گرفته است و موفقیت ها و کامیابی های خود را در این عرصه به سنجش می گیرد.
از سه ماه پیشتر پیش بینی می شد که مخالفان دولت در آغاز سال جدید حملات سنگین و شدیدی را بالای قوای دولتی و نیروهای ائتلاف بین المللی، سازمان خواهد داد و تاکتیک ها و شیوه های نوینی برای بدنامی دولت و نشان دادن حضور و قدرت نظامی خود در افغانستان، در پیش خواهد گرفت.
به گروگان گرفتن یک خبرنگار ایتالیایی با دو نفر افغانی که در نوع خود در افغانستان کم سابقه می باشد، بیانگر این نکته است که گروه طالبان این بار شانس خود را در این جنایت ضد بشری می آزماید و می خواهد از یک طرف امنیت روحی، روانی و فیزیکی شهروندان را در سراسر افغانستان با خطر مواجه سازد و از طرف دیگر در برابر آزادی گروگان ها امتیازاتی را از دولت مرکزی نصیب شوند. رویکردها و شیوه هایی که دهشت افکنان و وحشت آفرینان طالب در برابر مردم و دولت اتخاذ می کنند، غیر قابل پیش بینی و دور از انتظار نیست، اما آنچه در سرنوشت و آینده مردم و جامعه تأثیر می گذارد و واکنش هایی را بر می انگیزد، موضع گیری و نحوه مقابله حکومت با رویکردهای جدید طالبان می باشد.
مقامات مسؤول در امور امنیت به طور کلی سه گزینه را می توانند در برابر گروگان گیران داشته باشند:
1- این که دولت با تقویت کادرهای اطلاعاتی و امنیتی خود، زمینه های گروگان گیری و سایر اعمال تخریب کارانه مخالفان را از میان بر دارد و یا به حداقل برساند.
چنانچه نیروهای استخباراتی و امنیتی کشور، فعالیت اعضای گروه طالبان را زیر نظر داشته باشد و به کشف چند مورد جنایت ضد بشری و یا پیشگیری از آن موفق گردد، دیگر طالبان توفیق پیدا نخواهد کرد که به این عمل جنایتکارانه خود، ادامه دهد.
2- این که حکومت در برابر شیوه های عملیاتی طالبان انفعالی رفتار کرده و ابتکار عمل نظامی را به مخالفان واگذار نماید. در این صورت طالبان با ربایش کارمندان خارجی و استادان، معلمان و ژورنالیستان سعی می کند تا امتیازات بیشتری را از دولت مرکزی بگیرد.
امتیاز دادن حکومت به طالبان در برابر آزادی خبرنگار ایتالیایی گرچند با مخالفت های داخلی و خارجی مواجه گردید، اما پیامدهای منفی آن را در هفته گذشته در جریان ربوده شدن دو تبعه فرانسوی، با سه همکار داخلی آنها مشاهده کردیم. اگر دولت در برابر آزادی خبرنگار ایتالیایی، روش تبادله را اتخاذ کرد، حال در برابر آزادی گروگان هایی جدید، چه کار خواهد کرد؟
3- واکنش دیگر دولت در برابر گروگانگیران و تروریستان، همان روشی است که در برابر آزادی خبرنگار ایتالیایی انتخاب کرد و در قبال آزادی یک نفر پنج طالب را آزاد نمود.
قضاوتهای عمومی و مردمی نیز در برابر تروریستان مختلف و گاه ناسازگار می باشد. بعضی به این خاطر که اعضای طالبان روزی بالاخره از طریق پروسه تحکیم صلح آزاد خواهد شد. بنابراین چه بهتر که با یک نفر گروگان مورد تبادله قرار گیرند؛ سیاست معامله را ترجیح می دهد؛ بعضی دیگر پروژه امتیازدهی را تحت هر نام و عنوانی که باشد، ناکام و ناکارآمد دانسته و آن را برای امنیت خبرنگاران، ژورنالیستان و سایر مقامات ملی و دولتی خطرناک توصیف نموده است.
به هر حال دولت در چالش با پدیده گروگان گیری، بایستی هم امنیت خبرنگاران و اشخاص دیگر را مد نظر قرار دهند و هم پیامدهای مثبت و منفی احتمالی آن را تجزیه و تحلیل نمایند و هم آثار آن را در صلح، ثبات، امنیت و دموکراسی در کشور مد نظر بگیرند.

جبهه ملی، میانجیگری میکند!

جبهه‫ ملی گفته است از پنج ماه پیش غرض ایجاد تفاهم بین دولت و نیروهای طالبان در تلاش است و این رایزنی سیاسی به منظور ثبات افغانستان و جلوگیری از جنگ‫های موجود صورت می‫گیرد. مساله مذاکره با طالبان مدت درازیست که در عرصه سیاسی کشور مطرح است و رییس جمهور حامد کرزی بارها گفته است که آماده می‫باشد با طالبان مذاکره کند. صریح‫ترین عبارتی که پارسال آقای کرزی به کاربرد آن بود که گفت اگر آدرس ملاعمر و گلبدین حکمتیار را می‫دانستم، خود می‫رفتم و با آنان مذاکره می‫کردم. این لحن بیانگر نرمش فوق‫العاده دولت در برابر طالبان بود،‌ ولی هیچگاهی چنین رفتاری از سوی طالبان به مشاهده نرسیده و آنان خروج قوای خارجی را از افغانستان یکی از پیش شرط ‫های مذاکره قرار داده است،‌چیزی که نه در توان دولت افغاسنتان و نه در توان طالبان است. چون قوای ائتلاف بین‫المللی بر اساس درخواست تنها دولت افغانستان نه بلکه بر مبنای یک تصمیم جهانی در کنفرانس بن در کشور حضور دارند. طالبان برای درهم شکنی صفوف اردو و پولیس افغانستان همواره از روش‫های خشنی کار گرفته که اکثراً منجر به کشتار افراد ملکی شده است. از نظر آنان تمام کسانی که در دولت افغانستان کار می‫کنند، مهدورالدم هستند و این حکم را حتا در حصه ‌معلمین نیز تعمیم می‫دهند. طی سالیان گذشته بارها اقدام به کشتن افرادی کرد‫ه‫اند که می‫گویند آنان برای خارجی‫ها جاسوسی می‫کنند. اینگونه اعمال در عین اینکه روش تغییر ناپذیر طالبان بوده است، جواب صریح به اظهارات دولت افغاسنتان نیز می‫باشد.
اما اینک جبهه ملی ادعا دارد که برای حل این خصومت‫ها میانجی‫گری می‫کند، این یک حرف خوش‫آیند است که برای صلح گفته می‫شود و ناگفته پیداست که در آخر هر جنگی صلح به وجود می‫آید و مردم افغاسنتان هم به شدت تشنه صلح هستند. در میانه این همه خشونت‫ها هر کسی بیاید حرف از صلح و آشتی بزند،‌ کاری خوبی خواهد کرد. اما پرسش‫هایی که از در زمینه مطرح می‫گردد،‌ قابل تأمل‫اند چرا که بعضی از اعضای جبهه ملی خونین‫ترین جنگ‫ها را در گذشته با طالبان داشته‫اند و میزان خصومت بین بعضی از عناصر در جبهه ملی و طالبان به حدی است که هر کسی در رابطه با این اظهار جبهه ملی، مبنی بر میانجیگری، دچار تردید می‫شود. دو دیگر اینکه چه مشترکاتی بین طالبان و جبهه ملی وجود دارد؟ آنان در یک منطقه مشترک به سر می‫برند؟ خواست های همسان سیاسی دارند؟ نحوه مخالفت‫شان با دولت یکسان است و...
جواب برای همه آنچه گفته شد،‌ منفی است،‌ چرا که طالبان عمدتاً در مناطقی هستند که جبهه ملی چندان نفوذی در آنجا ندارد. جبهه ملی در متن معادلات سیاسی کشور و در کابل فعالیت می‫کند و طالبان در مناطق ناآرام و به طور مسلحانه، خواست سیاسی طالبان اجرای شریعت خاص خودشان است و جبهه ملی در پرتو قانون اساسی افغانستان تشکیل شده است. طالبان خواهان اخراج قوای بین المللی است و جبهه ملی درست در نقطه مخالف این خواسته می‫ایستد. از همین رهگذر است که اظهارات جبهه ملی، چیزی در سطح یک شوخی معلوم می‫شود و بسیار نا چسپ به نظر می‫آید. برای اینکه مردم افغانستان با تجربه از حاکمیت چند ساله طالبان، با عزم راسخ در برابر آنان ایستاده است و اینک کشور صاحب قانون اساسی است که هر فرد افغان با تمام وجود به آن احترام می‫گذارد. در روشنایی قانون اساسی کشور است که مردم افغاسنتان را ه‫شان را به سمت زندگی در افغانستان آرام و قابل ترقی نشانی کرده‫اند. دولت جمهوری اسلامی افغانستان بر اساس آرای اکثریت مردم کشور به وجود آمده و اینک مردم هستند که در مقابل جریان‫های سیاسی، ابراز حساسیت می‫نمایند، جریان‫هایی که بعضاً به گونه دموکراتیک در صحنه‫های سیاسی کشور تبارز کرده‫اند و جریان‫‫های سیاسی که پیش از همه آشوبگر و یاغی به حساب می‫آیند. از طرفی هم فکر نمی‫شود طالبان ضرورت به میانجی‫گری جبهه ملی داشته باشند. وقتی که رییس جمهور به صورت مستقیم و بدون واسطه به آنان پیام آشتی و صلح می‫دهد، دیگر جایی برای وساطت باقی نمی‫ماند. خوب است تمام نیروهای سیاسی افغاسنتان به این بیاندیشند که طالبان باید قانون اساسی کشور را بپذیرد و در ساختن دوباره افغاسنتان همراه و همگام با اکثریت مردم از خود اراده وحسن نیت به نمایش بگذارد. در غیر این، تنها قانون اساسی است که معیارهای جنگ، صلح و میانجی‫گری را مشخص می‫کند.

 

©2007 - www.dailyafghanistan.com All rights reserved