جبهه ملی و واکنش های سیاسی
تشکیل جبهه ای موسوم به جبهه ملی که هفته ی قبل اظهار وجود کرد، واکنش های متفاوت و مختلفی را در پی داشت. عده ای که عمدتاً اعضا و هواداران جبهه تازه تأسیس می باشند، تشکیل این جبهه را یک گام مهم برای تأمین امنیت و ثبات در کشور و باعث تقویت دموکراسی و حاکمیت مردم سالار در کشور می دانند و معتقدند که این جبهه توانایی و ظرفیت های زیادی برای پیشبرد پروسه سیاسی کشور را دارد.
جماعتی از تحلیل گران و آگاهان سیاسی و مردمی، تشکیل جبهه مذکور را یک اقدام مفید نمی دانند و اظهار می کنند که این جبهه با این ترکیب کذایی و سابقه ای که دارد قادر به هیچ نوع کار مثبت و سازنده به نفع کشور و مردم افغانستان نیست، بلکه ممکن است که یک مشکل جدی بر مشکلات دیگر این مملکت باشد.
آقای کرزی رییس جمهور اسلامی افغانستان نیز در حلقه گروه دوم پیوست و تشکیل آن را مفید ندانست و آن را دست پرورده برخی کشورهای دیگر قلمداد کرد و گفت که اینگونه تشکل ها یک پروژه خارجی است. پروژه خارجی به درد این کشور نمی خورد و مشکلاتی نیز برای این سرزمین تحمیل خواهد کرد.
این اظهارات، واکنش هایی از سویی رهبران جبهه ملی را سبب گردید که گفته های آقای کرزی را یک نظر غیر واقعی و احساساتی وانمود کردند و گفتند که هیچ شواهدی دال بر وابستگی این جبهه به کشورهای خارجی وجود ندارد و ما صرفاً بر اساس مصالح کشور حرکت های خود را عیار می سازیم.
البته در فضای جدید سیاسی، تشکیل هر نوع گروه سیاسی و اجتماعی در چوکات قانون اساسی حق طبیعی هر شهروند افغانی است و هر کسی حق دارد که اقدام به تأسیس، ائتلاف و اتحاد گروه و گروه های سیاسی بزند و محذوریت قانونی در زمینه وجود ندارد، اما مهم نظر داشت مصالح ملی و اوضاع سیاسی کشور می باشد. اقداماتی مثبت ارزیابی می گردد که آن متضمن مصلحت عامه کشور و مردم افغانستان باشد.
افغانستان در وضعیت شکننده و آـسب پذیری قرار دارد. ممکن است یک اقدام سیاسی و اجتماعی، وضعیت کشور را متشنج و بحران را در آـن دامن بزند. حرکاتی که منجر به تحریک احساسات ملی و ایجاد جو بی اعتمادی در کشور گردد، گرچند صبغه قانونی هم داشته باشد، جواز سیاسی نداشته و از نگاه عامه محکوم و مردود می باشد.
دشمنان افغانستان با تمام توان و قدرت در تلاشند که وضعیت افغانستان دیگرگون شود و پروسه سیاسی و انکشافی در این کشور مواجه با شکست و ناکامی گردد. به همین علت است که هر روزی به اقدامات تخریبی خود می افزایند. امروز یک بخش عمده ای از ولایت جنوبی هلمند در تصرف آنان قرار دارد و در ولایات دیگر جنوبی و شرقی، عملیات نظامی و انتحاری خود را تقویت و گسترش می دهند تا آسیب های زیادتری به این کشور و نظام وارد بسازد.
مهمترین اولویت برای همه دولتمردان، گروه های سیاسی، شخصیت های متنفذ اجتماعی و سیاسی حفظ مصالح ملی و تأمین وحدت و همبستگی مردمی است. دفاع از سرزمین و حیثیت نظام منتخب سیاسی مکلفیت همه اتباع این کشور می باشد. هر حرکت و هر شعاری که نقض کننده این موارد باشد به نفع مردم افغانستان نخواهد بود.
جبهه ملی در ذات و ترکیب خود به هر شکلی که هست فعلاً تبدیل به یک واقعیت اجتماعی گردیده است. عمده این است که این جبهه می تواند به پروسه سیاسی، امنیت، انکشاف و توسعه کشور کمک نماید. کا کرد و شیوه های کاری جبهه ملی باید مورد قضاوت ها قرار بگیرد. انکشاف و توسعه کشور کمک نماید. کارکرد و میتودهای کاری جبه ملی باید قضاوت قرایر بگیرد . این زمان است که داوری پاکی را در مورد آن بازتاب اجتماعی دهد و زمینه داوری منصفانه را فراهم می سازد. |
فرانسوا فیلون وعده اعزام نیرو داد
کشور فرانسه در حدود هزار و پنجصد نفر نظامی در چوکات نیروهای بین المللی برای کمک و همکاری امنیتی در افغانستان دارد که عمدتا این نیروها در اطراف ولایت کابل مستقر هستند. نقش نیروهای نظامی فرانسوی درکنار دیگر کشورهای دوست در افغانستان تا کنون برجسته بوده و علاوه بر اینکه آنان در جهت حفظ امنیت کشور، فعالانه سهم داشته اند، تا حال کدام شکایتی از سوی مردم، مبنی بر بد رفتاری آنان شنیده نشده است؛ چیزی که گاهاً از سوی بعضی از قوت های خارجی صورت می گیرد و بعضاً شده است که اعتراض نمایندگان پارلمان و حتا شخص رییس جمهور کرزی را نیز در قبال داشته است. گاه گداری بمباران های این نیروها موجب تلفات و خسارات مالی برای مردم ملکی گشته و قسماًحس بیزاری از حضور آنان را ایجاد کرده است. با این همه دولت افغانستان همواره گفته است که حضور نیروهای نظامی خارجی در حالات فعلی کشور یک ضرورت است و بعضی از اعضای ناتو هم بر دوام حضورشان در افغانستان تأکید می کنند. چندی پیش بریتانیا اعلام کرده بود که برای یک مدت نامعلمومی در افغانستان خواهد ماند. این مطلب واکنش های گوناگونی را به دنبال داشت و بعضی از شخصیت های سیاسی کشور این اظهارات را قابل تعجب می دانستند، چرا که حضور نیروهای ائتلاف بین المللی بر اساس خواست جامعه جهانی و افغانستان تنظیم گردیده است و اگر بعضی از کشورها به صورت انفرادی تصمیم به رفتن یا ماندن طولانی مدت می نمایند، هم برای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) سوال برانگیز است و هم برای مردم افغاسنتان. در این اواخر استرالیا هم نظیر چنین اظهاراتی را داشته است که به جای خود به آن پرداخته خواهد شد. اما آقای فرانسوا فیلونی صدر اعظم فرانسه در نطق توجیهی خود برای پارلمان آن کشور، گفته است که سربازان بیشتری را به افغانستان اعزام می کند و این، البته که به توافق سازمان ناتو خواهد بود. آن هم در شرایطی که افغانستان آن هم درشرایطیکه یکی ازخواسته هایش را حضورفعال وقوی کشورهای دوست دراجلاس بخارست مطرح می کند و نیز ایالات متحده امریکا برای تشویق اعضای ناتو برای اعزام نیرو به افغانستان اقدام به گسیل سه هزار تفنگدار دریایی خود به افغانستان کرده است یکی ازموضوعات مهمی که درنشست بخارست مطرح است موضوع افغانستان می باشد و کشور فرانسه برای آنکه حسن نیتاش را در قبال مردم افغانستان در مجادله با تروریزم نشان بدهد و نیز اعتماد بیشتر دیگر اعضای ناتو را به خود جلب نماید، بحث اعزام نیرو را مطرح می کند، چنانچه نیکولاسارکوزی رییس جمهوری فرانسه نیز قبلاً گفته بود که در صورت موافقت ناتو، سربازان اضافی را برای مبارزه با القاعده و طالبان به افغاسنتان اعزام خواهد کرد. آقای سارکوزی گفته است، نمی تواند بازگشت طالبان و القاعده را کابل بپذیرد. معنای سخن آقای سارکوزی شاید بیانگر توان دوباره طالبان در معضله داخلی افغانستان نیز باشد، اما آنچه اهمیت دارد، عزم و انگیزه اعضای ناتو نظیر کشور فرانسه است که آنان می خواهند در سال روان با جدیت بیشتری با طالبان و القاعده مبارزه کنند.
اما برای دوام صلح و تأمین امنیت در افغانستان تا چه موقع ناتو حضور داشته باشد؟ اگر اردوی افغانستان خود نتواند ظرفیت مجادله مؤثررا در برابر آشوب های داخلی پیدا کند، احتمال می رود که علاوه بر تغییر وضع نظامی، در عرصه های سیاسی و اقتصادی نیز چالش های جدیدی فرا روی دولت افغانستان قرار بگیرد. لازم است دولت افغانستان از فرصت مهمی که در بخارست پیدا نموده، راهکارهای مقابله با تروریزم را آن گونه که بایسته است برای جهان نشانی نماید و خود نیز درصدد این بیافتد که افغانستان بعداز این و به صورت تدریجی روی پای خودش باید بایستد. این وظیفه ای است که ملت و قانون اساسی کشور به دوش دولت گذاشته و انتظار آن است که امنیت جزو اجنداهای نهادینه شده اداره جمهوری اسلامی افغانستان باشد. اعزام نیروهای خارجی به کشور ممکن است روزی نقطه پایان پیدا کند و تا آن زمان اردوی ما باید بتواند از حملات مخالفین اش در تمام نقاط افغانستان جلوگیری نماید. پولیس از عهده مقابله با ناامنی ها بر آید و امنیت ملی موفق تر از گذشته در حیطه کاری اش تبارز نماید. این خواست مردم افغانستان است که امنیت شان توسط فرزندان خودشان گرفته شود و کم کم زمینه برای آن مساعد شود که هر افغانی بتواند در هر نقطه ای از کشور بی دغدغه و با کمال اطمینان خاطر رفت و آمد نماید. مردم انتظار دارند وضع اقتصادشان بهبود پیدا کند و زمینه کار و اشتغال در کشور به وجود بیاید. مهاجرین به صورت آبرومندانه به وطن برگردند و در حصه رشد معارف تلاش بیشتر صورت گیرد. این همه، وظیفه دولت است و توقع مردم نیز بی جا نخواهد بود. |